عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اعلام آمادگی مجلس برای قانون گذاری در راستای اخذ عوارض امنیتی از کشتی‌ها در تنگه هرمز، می‌گوید آمریکا صرفاً به دنبال آتش‌بس موقت برای فرار از بحران است، اما تهران فقط به پایان قطعی جنگ رضایت می‌دهد.

خبرآنلاین: یک ماه از دومین درگیری نظامی ایران با اسرائیل می‌گذرد. این بار آمریکا نیز مستقیما در جنگ حضور دارد.

ایران بر تنگه هرمز تسلط پیدا کرده و هیچ کشتی یا نفت‌کشی بدون هماهنگی با ایران به خلیج فارس رفت‌وآمد نمی‌کند. همین موضوع حساسیت‌ها را بالا برده است. از طرف آمریکایی‌ها صحبت‌هایی درباره احتمال اشغال یکی از جزایر ایران یا پیاده‌سازی نیروی زمینی در ایران مطرح شود. در مقابل این رجزخوانی‌های طرف آمریکایی، واشنگتن از مذاکره نیز سخن می گوید. در این میان آنچه در یک ماه گذشته در کشور رخ داد و سناریوهای احتمالی این جنگ برای روزهای آینده جای بررسی دارند.

در این خصوص خبرآنلاین با احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی به گفت‌وگو نشسته است.

بخشایش اردستانی معتقد است ایران در یک ماه گذشته به خاطر تاب‌آوری در برابر آمریکا و اسرائیل که یکی ابرقدرت و آن‌یکی هم دارای سلاح هسته‌ای است، پیروز جنگ بوده است.

این نماینده مجلس همچنین ایده پیاده‌سازی نیروی زمینی آمریکا در جزایر ایرانی را به دلیل قدرت پهپادی تهران یک «قتلگاه» توصیف می‌کند.

او با اعلام آمادگی مجلس برای اخذ عوارض امنیتی از کشتی‌ها در تنگه هرمز، می‌گوید آمریکا صرفاً به دنبال آتش‌بس موقت برای فرار از بحران است، اما تهران فقط به پایان قطعی جنگ رضایت می‌دهد.

مشروح گفتگوی خبرآنلاین با این نماینده مجلس را در ادامه بخوانید؛

*****

* یک ماه از آغاز درگیری ایران با آمریکا و اسرائیل می گذرد. ترامپ طی روزهای گذشته موضوع مذاکره با ایران را مطرح کرده، اما ایران هرگونه مذاکره را تکذیب کرده است و از موضع‌گیری‌ها پیداست که آن خبری از مذاکره نیست. شما شرایط را چطور ارزیابی می‌کنید؟

من امیدوارم که این درگیری دچار یک جنگ تدریجی و فرسایشی نشود، اما تا به امروز، ایران پیروز این جنگ بوده است. در روابط بین‌الملل، وقتی کشوری مثل آمریکا که خود را دارای قدرت می‌داند و یا طرفی که مثل اسرائیل بمب هسته‌ای دارد با یک کشور «متوسط‌القدرت» وارد جنگ می‌شود، کشور قوی‌تر به دنبال آن است که مسئله را خیلی زود جمع‌وجور کرده و جنگ را تمام کند. در مقابل، هرچه آن کشور متوسط‌القدرت تاب‌آوری بیشتری نشان دهد و جنگ را طولانی‌تر کند، در واقع اوست که پیروز میدان است و در پایان جنگ، همان کشور متوسط‌القدرت به یک ابرقدرت جهانی تبدیل خواهد شد.

محل عبور و مرور کشتی ها در تنگه هرمز در سمت ایران است/ ایران می‌تواند بر تنگه هرمز عوارض وضع کند

در حال حاضر ۲۸ روز از جنگ می‌گذرد. درست است که ما ضرباتی خورده‌ایم، اما اراده و مقاومتی که در مقابل آن‌ها نشان دادیم و اینکه اجازه ندادیم تنگه هرمز را بگیرند، یک دستاورد بزرگ است. مجلس هم این آمادگی را دارد که در آینده برای عبور از تنگه هرمز عوارض امنیتی وضع کند. همان‌طور که می‌دانید، عرض تنگه هرمز حدود ۳۹ کیلومتر است که آن ۶ کیلومتری که عمق کافی دارد و کشتی‌ها از آن عبور می‌کنند، در سمت ایران قرار گرفته است. بنابراین ایران که بر این تنگه محیط و مسلط است، دقیقاً مانند ترکیه (در تنگه بسفر)، مصر (در کانال سوئز)، اسپانیا و یا حتی آمریکا و کانادا که بر تنگه‌های خود مسلط‌ند، حق دارد که عوارض دریافت کند.

البته جمهوری اسلامی از قبل از انقلاب، به این دلیل که خودش صادرکننده نفت بود و این مسیر یک تنگه بین‌المللی نامیده می‌شد، معمولاً چنین کاری نمی‌کرد. من به یاد دارم در ۴۷ سال گذشته، هر وقت آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه می‌گفتند ما تنگه را می‌بندیم، دانشجویان علوم سیاسی و مردم عادی می‌خندیدند و می‌گفتند دنیا علیه شما متحد می‌شود! اما ما شاهد آن بودیم که تنگه را برای حدود یک ماه روز بستیم و خیلی از مباحثی را که قبلاً در قالب مذاکره نمی‌توانستیم حل کنیم، اکنون از طریق اهرم این تنگه می‌توانیم حل‌وفصل کنیم.

آوردن پیاده نظام، ایران را قتلگاه سربازان آمریکایی می‌کند

الان جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا به مراحل حساس خود نزدیک شده است. معمولاً در هفته اول از تجهیزات اولیه استفاده می‌کنند، هفته دوم به سراغ ذخایر می‌روند و هفته سوم کار به جاهای حساسی مثل تنگه هرمز می‌رسد. حالا هرکس زودتر این تنگه را در اختیار داشته باشد، پیروز جنگ است. با توجه به اینکه جمعه‌شب ایران دو پناهگاه سربازان آمریکایی را در امارات هدف قرار داد و از آن‌ها کشته و زخمی گرفت، بعید می‌دانم آمریکا دیگر به فکر پیاده کردن نیروی زمینی بیفتد؛ چرا که آوردن نیروی پیاده‌نظام برای آن‌ها تبدیل به یک قتلگاه خواهد شد و پهپادهای ایرانی به راحتی می‌توانند با نیروهای آن‌ها مقابله کنند.

آمریکایی‌ها به دنبال راهی هستند که خودشان را از این جنگ کنار بکشند، اما نمی‌دانند چگونه این کار را کنند که حیثیت ابرقدرتی‌شان از بین نرود. به همین دلیل ترامپ مرتب فریاد می‌زند که ایرانی‌ها به مذاکره علاقه دارند. در حالی که ایران در دو دوره گذشته مذاکره کرد و وسط کار، آمریکایی‌ها زیر میز زدند. بنابراین ایران در حال حاضر هیچ میلی به مذاکره ندارد، مگر اینکه بر تنگه هرمز مسلط باشد و بخواهد در آینده تمام مشکلاتش را از طریق این تنگه حل کند.

البته در میانه جنگ همواره کشورهایی مثل پاکستان، ترکیه و مصر برای وساطت می‌آیند. آن‌ها نقطه نظرات و خطوط قرمز ما را می‌دانند؛ می‌دانند که ایران می‌خواهد بر متجاوز مسلط باشد و باید حق غنی‌سازی داشته باشد. آقای ترامپ هم مرتب همان ۱۵ بندی را که مربوط به گذشته بود و قرار بود در دور قبل مذاکرات حل‌وفصل شود اما به بن‌بست رسید، دوباره پیش کشیده است. با این حال من فکر نمی‌کنم فعلاً این مذاکرات به نتیجه‌ای برسد و همان‌طور که گفتم، فقط امیدوارم دچار یک جنگ فرسایشی نشویم.

آمریکایی‌ها به دنبال راهی برای خروج از جنگ هستند

* گفتید که بعید می‌دانید آمریکا بتواند نیروی زمینی پیاده کند. صحبت‌هایی هم هست مبنی بر اینکه ممکن است یکی از جزایر ایران، مثل جزیره خارک یا جزایر دیگر اشغال شود. این تصور چقدر واقع‌گرایانه است؟

گاهی طرح‌هایی مطرح می‌شود که مثلاً جزیره خارک را اشغال کنند، اما بعد می‌بینند جزیره خارک برای نشست و برخاست هواپیماهایشان مناسب نیست؛ بنابراین سراغ طرح‌هایی مثل جزیره قشم می‌روند. اما متخصصین آمریکایی که می‌خواهند از نیروی زمینی استفاده کنند، به خوبی می‌دانند که با جنگ پهپادی ایران مواجه خواهند شد. از طرفی نیروی زمینی ایران بر منطقه مسلط است، محیط را می‌شناسد و در زمین خودش می‌جنگد؛ بنابراین انجام چنین اقدامی برای آن‌ها بسیار سخت است.

آمریکایی‌ها این مسائل را مطرح می‌کنند تا راهی برای خروج از جنگ پیدا کنند. شما رفتار آقای ترامپ را ببینید؛ هر حرفی می‌زند فردای آن روز عکس آن عمل می‌کند. اخیرا گفت من ۱۰ روز به ایران برای حفظ صنایعشان مهلت می‌دهم، اما دیدیم که صنایع ایران را در اهواز، فولاد مبارکه، اراک و خنداب زدند. معنای این کار چه بود؟ معنایش این بود که ایران هم باید به صنایع کشورهای منطقه‌ای که سهام‌دار آمریکایی دارند حمله کند. اما ایران با هوشمندی فقط به دو صنعت آن‌ها در بحرین و بیشتر به نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه حمله کرد. ایران شناورها و لندینگ‌کرافت‌هایی که نیرو پیاده می‌کنند را هدف قرار داد.

* چرا ایران به صنایع حمله نکرد؟

تحلیل من این است که ایران شاید حمله به زیرساخت‌های آن‌ها را به روز دوشنبه موکول کند که اول روز کاری در بازارهای جهانی است. فکر می کنم موکول کردن این اتفاق به روز دوشنبه باعث می‌شود به آن‌ها شوک وارد شود و قیمت نفت به میزان قابل‌توجهی بالاتر برود.

ترامپ بسیار مراقب است که قیمت نفت خیلی بالا نرود. سه عامل وجود دارد که می‌تواند جنگ را خیلی سریع تمام کند: اول، رسیدن قیمت نفت به ۱۵۰ دلار؛ دوم، ایجاد فضای ملتهب و اعتراضات گسترده در داخل آمریکا؛ و سوم، گسیل نعش سربازان جنگ به سمت آمریکا. مارکو روبیو هم گفته است که جنگ باید نهایتاً تا دو هفته دیگر پایان یابد.

گرفتن تنگه هرمز یک بحث است و نگه داشتن آن بحثی دیگر

بنابراین معتقدم آن‌ها جنگ زمینی یا اشغال جزیره راه نمی‌اندازند. گرفتن تنگه هرمز یک بحث است و نگه داشتن آن بحثی دیگر؛ نگه‌ داشتن آن یعنی مواجهه با پهپادها و نیروی زمینی ایران که کار ساده‌ای نیست. البته نکته‌ای هم وجود دارد؛ با توجه به اینکه اصفهان را زیاد می‌زنند، احتمالاتی وجود دارد که به زعم خود فکر می کنند ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده در آنجا وجود دارد و بر اساس همین ظن بخواهند نیروی زمینی پیاده کنند تا آن‌ها را کشف کنند، اما من این سناریو را هم بسیار بعید می‌دانم.

* به صنایعی که هدف قرار گرفتند اشاره کردید. چقدر احتمال می‌دهید که به زیرساخت‌های حیاتی مثل نیروگاه‌ها حمله شود؟

اگر جنگ فرسایشی شود بسیار بد است. جنگ فرسایشی یعنی آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی به ما حمله کنند و ما به آن‌ها حمله کنیم. از طرفی یمنی‌ها هم شمشیر را از رو بسته‌اند و آماده‌اند تا قلب امارات و عربستان را هدف قرار دهند؛ به شرطی که امارات و سعودی بخواهند وارد ائتلاف علیه ایران شوند.

در این صورت، احتمال بسته شدن تنگه باب‌المندب بسیار زیاد است. همچنین خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری که به بندر ینبع در دریای سرخ می‌رود و عربستان صادرات خود را از آن طریق به ۵ برابر رسانده (از ۸۰۰ هزار بشکه به حدود ۴ میلیون بشکه)، دچار مشکل اساسی خواهد شد. اگر جنگ استمرار داشته باشد، متأسفانه زیرساخت‌های همه طرف‌ها (هم اسرائیل و کشورهای منطقه و هم ایران) از بین می‌رود و این اصلاً اتفاق جالبی نیست. باید یک نوع بازدارندگی به وجود بیاید و من امیدوارم جنگ کلاً از حالت فرسایشی خارج شود.

بی‌اعتمادی ایران به آمریکا بسیار بیشتر از بی اعتمادی آمریکا به ایران است

* در مقام عضو کمیسیون امنیت ملی، آیا شواهدی می‌بینید که نشان دهد سه طرف ماجرا (ایران، آمریکا و اسرائیل) به سمت پایان دادن به جنگ حرکت کنند؟

بی‌اعتمادی ایران به آمریکا بسیار بیشتر از بی‌اعتمادی آمریکا به ایران است. ایران تاکنون دو بار پای میز مذاکره رفته و آمریکایی‌ها زیر قولشان زده‌اند و مذاکره با شکست مواجه شده است. البته آمریکا چون قدرت رسانه‌ای دارد، سعی می‌کند ایران را مقصر جلوه دهد. از سوی دیگر، اسرائیل هم تابع آمریکاست، هرچندکه الان آقای نتانیاهو سوار بر ترامپ شده و او را برای جنگ ترغیب می‌کند.

باوجوداین، ایران و آمریکا کم‌کم به این نتیجه می‌رسند که بهتر است زیربناهای حیاتی همدیگر را حفظ کنند. در سه جنگی که در این ۴۷ سال به ما تحمیل شده، ثابت شد که ما تنها هستیم. درست است که ایران نگران آینده است و برای بازسازی تأسیسات، خانه‌های ویران‌شده و ترمیم خرابی‌ها به منابع مالی نیاز دارد، اما طرف مقابل هم از نظر مادی آسیب‌های زیادی دیده است.

آمریکا هم یک مسئولیت بین‌المللی برای خودش قائل است و نمی‌خواهد قیمت نفت افزایش پیدا کند، چون کشورهای زیادی به این نفت وابسته‌اند. شاید یکی از راهکارها این باشد که قیمت نفت از بشکه‌ای ۴۷ یا ۶۷ دلار به ۱۱۰، ۱۳۰ یا ۱۵۰ دلار برسد؛ در این صورت پول کلانی گیر دو طرف می‌آید که می‌توانند با آن سازندگی کنند و به نوعی غرامتشان را دریافت کنند.

آمریکا دنبال آتش‌بس است اما ایران به دنبال پایان جنگ

روی‌هم‌رفته من فکر می‌کنم جنگ باید به پایان برسد. هیچ جنگی دائمی نیست. اما تفاوت اینجاست که آمریکا به دنبال یک پایان موقت (مثلاً آتش‌بس یک ماهه) است تا در طول آن مذاکره کند و امتیاز بگیرد. اما ایران می‌گوید نه! حالا که کار به اینجا رسیده، قرار نیست چرخه خسته‌کننده و ملال‌آور «جنگ، آتش‌بس، دوباره جنگ» تکرار شود.

مردم ایران نیز آمادگی را دارند. برخلاف آمریکا که نیمی از مردمش از جنگ ناراضی‌اند و می‌گویند چرا سربازان ما کشته می‌شوند و پول مالیات ما خرج جنگ برای دیگران می‌شود، مردم ایران - آن بخشی که شب‌ها در خیابان‌ها هستند - می‌گویند بیایید کار را یکسره کنیم. آن‌ها حتی راضی به استمرار جنگ برای کسب نتیجه نهایی هستند؛ مگر اینکه در آینده فشار موشک‌باران‌ها و سختی‌ها بر شهرها آن‌قدر زیاد شود که باعث ناراحتی طبیعی مردم شود. در یک جمله می‌توان گفت: ایران می‌خواهد جنگ را به طور کامل پایان دهد، اما آمریکا صرفاً به دنبال آتش‌بس است.

۲۹۲۱۱

منبع: خبرآنلاین