ساعاتی پس از سرنگونی جنگندههای اف‑۱۵ و ای‑۱۰ آمریکا توسط پدافند ایران در روز جمعه، عشایر غیور استانهای کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان با غیرت و شجاعتی مثالزدنی، سلاح به دست در مناطق کوهستانی حضور یافتند و جستجوی خلبانان متجاوز را آغاز کردند. سرعت بالای واکنش عشایر و آمادگی آنها برای رویارویی با دشمن، بار دیگر ثابت کرد که این نیروهای بومی همچنان حافظ منافع ایران و نظامی اسلامی خواهند بود. تجربه عملیاتی جنگهای نامنظم در مناطق صعبالعبور نشان داده است که نیروهای بومی آشنا به توپوگرافی محلی، مهمترین ظرفیت برای ایجاد بازدارندگی در برابر دشمن متجاوز به شمار میروند. استانهای خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری با برخورداری از جمعیت عشایری مسلط بر قلهها و تنگههای استراتژیک، حلقه مفقوده پدافند چندلایه در برابر تهدیدات هوایی و زمینی دشمن به شمار میروند. کارشناسان نظامی بر این باورند که با یک برنامه آموزش فشرده و کوتاهمدت، این ظرفیت بومی به بازوی قدرتمند بازدارندگی تبدیل خواهد شد.
آسیبپذیری دشمن در ارتفاع پایین
دشمن برای دو مأموریت کلیدی در مناطق کوهستانی ناگزیر از پرواز در ارتفاع پایین است: نخست، شناسایی دهانه غارها و شکافهای طبیعی برای کشف مخفیگاهها؛ دوم، عملیات هلیبرن (فرود نیرو با بالگرد) یا نجات خلبانان سرنگونشده. همین الزام عملیاتی، نقطه آسیبپذیری راهبردی دشمن را رقم میزند. عشایری که آموزش استفاده از دوشپرتابههای ضدهوایی (نظیر RPG با کلاهک ضدهلیکوپتر یا سامانههای سادهتر) را ببیند، میتواند در لحظه پرواز هواگرد دشمن در ارتفاع پایین، ضرباتی غیرقابل پیشبینی وارد کند.
محورهای آموزشی ضروری
بر اساس تحلیل تجارب میدانی، بسته آموزشی پیشنهادی برای جوامع عشایری این استانها میتواند شامل موارد زیر باشد و این موارد صرفا یک پیشنهاد بوده و موارد اصلی میبایست توسط کارشناسان نظامی تدوین گردند:
۱. شناخت منطقه و سرعت عمل: آموزش نقشهخوانی، مسیریابی با توپوگرافی کوهستان و شیوههای حرکت سریع در شب برای رسیدن به نقطه درگیری پیش از ورود نیروهای نظامی دشمن.
۲. تاکتیکهای درگیری آنی: توانایی کنش و واکنش در کمتر از یک دقیقه (کمینهای سیار، تیراندازی از نقاط نامحتمل، قطع ارتباط نیروهای دشمن از یکدیگر).
۳. تسلیحات پایه: آموزش مسلسل دوشکا (DShK) برای مقابله با خودروهای زرهی سبک و بالگردها، همچنین دوشپرتابههای ضد هوای ساده.
۴. مخفیسازی و استتار: استفاده از الگوهای طبیعی کوهستان، پوشش گیاهی و سایه روشن صخرهها برای نامرئی ماندن در برابر دیدگان و سنسورهای دشمن.
۵. ارتباطات امن: کار با بیسیمهای رمزنگاریشده و دستگاههای ارتباطی خاص، کدگذاری پیامها و برقراری تماس ایمن با یگانهای نظامی پشتیبان.
۶. تجسس و ضداطلاعات: آموزش ردیابی ردپا، شناسایی مخفیگاه، بازجویی اولیه و شیوه دستگیری نیروهای آمریکایی (در صورت سقوط یا نفوذ) بدون درگیری مستقیم.
۷. شناخت تسلیحات دشمن: آشنایی بصری با سلاحهای انفرادی و تیمی نیروهای ویژه آمریکایی (ام۴، ام۲۴۹، آرپیجیهای سبک) برای تصمیمگیری سریع در رویارویی.
۸. تیمهای تکتیرانداز نخبه: گزینش نفرات دارای مهارت ذاتی تیراندازی دقیق و آموزش آنها به عنوان تکتیرانداز برای پشتیبانی آتش یا زدن اهداف کلیدی (خلبان، افسر دیدهبان).
پدافند چندلایه با کمترین هزینه
با استقرار تنها چند مستشار نظامی در هر منطقه و توزیع تجهیزات سبک (دوشپرتابه، مسلسل، بیسیم، دوربین دید در شب)، میتوان پدافندی ممتد، سیار و فشرده در امتداد رشته کوههای غرب ایران ایجاد کرد. این نیروها با تاکتیکهای چریکی و پارتیزانی – خارج از قواعد جنگهای منظم – قادر خواهند بود ناگهان بر سر دشمن خراب شوند و ضرباتی سنگین فراتر از توان پدافند سنتی وارد آورند.
موضوع خلبانان آمریکایی سرنگونشده در همین ۲۴ ساعت گذشته و حضور خودجوش عشایر برای جستجوی آنها، بار دیگر نشان داد که عشایر ایران نه تنها حافظ منافع ملی و نظامی اسلام هستند، بلکه با حداقل آموزش میتوانند به خط مقدم بازدارندگی تبدیل شوند. افزودن دوربینهای دید در شب به تجهیزات این نیروها، توان رزم شبانهروز و ردیابی دشمن در تاریکی مطلق کوهستان را چند برابر میکند. فراتر از آن، ارائه آموزشهای کوتاهمدت اطلاعاتی در قالب گروهبندی تیمهای پدافندی-اطلاعاتی (شامل ساماندهی دستههای رصد، تیمهای شناسایی و ردگیری، گروههای عملیات سریع و واحدهای ارتباط امن با یگانهای نظامی) این ظرفیت بومی را به شبکهای غیرقابل نفوذ تبدیل میکند. با این ساختار، عشایر مسلح به دانش تاکتیکی و تجهیزات سبک میتوانند ضرباتی مهلک، غافلگیرانه و غیرقابل پیشبینی بر پیکر دشمن متجاوز وارد آورند و معادلات امنیتی منطقه را به نفع ایران تغییر دهند.
در پایان تاکید میگردد این صرفا یک پیشنهاد برای نیروهای نظامی ایران بوده و تصمیم نهایی با فرماندهان خواهد بود.
48