یک کارگردان انیمیشن با تأکید بر ظرفیت‌های این هنر در شرایط بحرانی گفت که امروزه انیمیشن می‌تواند به‌عنوان ابزاری مؤثر برای ایجاد همدلی و انتقال پیام‌های انسانی مورد استفاده قرار گیرد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلانی به نقل از مهر، محبوبه کلایی کارگردان انیمیشن درباره کارکرد انیمیشن در شرایط فعلی جامعه اظهار کرد: انیمیشن زبانی جهانی دارد و در این روزها بیش از هر زمان دیگری این امکان را فراهم می‌کند که انسان‌ها را به یکدیگر نزدیک کند و توجه آنها را به سرزمین‌شان معطوف سازد. این رسانه بستری مناسب برای ایده‌پردازی خلاقانه است و می‌توان از طریق آن مخاطبان را به مشارکت در یک حرکت جمعی و همدلانه دعوت کرد.

وی افزود: از ابتدای شکل‌گیری شرایط بحرانی، دغدغه اصلی من این بود که چگونه می‌توانم بیشترین تأثیرگذاری را داشته باشم. بر همین اساس، اقدام به ضبط صداهای کودکان کرده‌ام؛ چرا که بیان کودکان خلوص و صداقتی دارد که می‌تواند بازتابی ناب از واقعیت‌های پیرامون باشد و تأثیر عاطفی عمیق‌تری بر مخاطب بگذارد. اکنون در حال کار روی این مجموعه هستم.

ساخت انیمیشنی با صدای کودکان

کلایی درباره شیوه تولید آثار توضیح داد: تمرکز ما بر تولید آثار کوتاه، در حدود ۲۰ تا ۳۰ ثانیه قرار گرفته است. این آثار شامل دعاها و جملات کوتاهی است که کودکان در شرایط کنونی بیان می‌کنند. ترکیب صدای کودکان با تصاویر متناسب از نظر زیبایی‌شناسی و القای حس همدلی، تأثیر عاطفی قابل توجهی بر مخاطب دارد و پیام را بهتر منتقل می‌کند. در ابتدا فکر می‌کردم اگر در حوزه‌ای دیگر، مثلاً یک نیروی نظامی، فعالیت می‌کردم، می‌توانستم نقش مستقیم‌تری داشته باشم‌ اما بعد دریافتیم که انیمیشن نیز ابزار مؤثری است و می‌تواند نقش بازدارنده و تقویت‌کننده روحیه جامعه را ایفا کند.

کارگردان انیمیشن «دیوار چهارم» درباره رویکرد خود در ساخت انیمیشن گفت: برای من مهم است سوژه‌ای که انتخاب می‌کنم با تجربه شخصی و زیست من گره داشته باشد. هرچه این فاصله بیشتر باشد، اثرگذاری نیز کاهش می‌یابد. حضور در بطن اتفاقات جامعه، خروجی اثر را واقعی‌تر و مؤثرتر می‌کند. به همین دلیل در تجمعات حضور پیدا کردم، مردم را دیدم و با احساسات و واکنش‌های اجتماعی مواجه شدم.

درک وقایع با مشاهده مستقیم

این کارگردان افزود: مشاهده مستقیم وقایع و دیدن رنج‌ها و شنیدن صداهای مردم تجربه‌ای است که هیچ واسطه‌ای جای آن را نمی‌گیرد. این مواجهه مستقیم باعث درک عمیق‌تر واقعیت می‌شود و این درک در اثر هنری بازتاب می‌یابد. این تجربه‌ها بخشی از «زیست واقعی» هستند، نه تخیل یا بازسازی.

وی متذکر شد: زمانی که هنرمند در متن ماجرا حضور دارد، امکان فاصله‌گیری یا بی‌تفاوتی وجود ندارد و این باعث شکل‌گیری نگاهی صادقانه‌تر در اثر می‌شود. از نظر تئوری نیز فیلمساز باید در بطن موضوع قرار گیرد و از عافیت‌طلبی پرهیز کند. ایستادن در نقطه اصلی ماجرا و درگیر شدن با واقعیت، اثر هنری را باورپذیر و قدرتمند می‌کند.

کلایی درباره شیوه روایت در انیمیشن گفت: در انیمیشن می‌توان رویکردهای نمادین و سمبولیک یا واقع‌گرایانه داشت. می‌توان بدون نمایش مستقیم چهره‌ها یا تصاویر واقعی، اثری نمادپردازانه و تأثیرگذار خلق کرد. اما رویکرد من نیازمند برشی از واقعیت است؛ عنصری که به اثر اصالت و اعتبار می‌بخشد. حتی در آثار پیشین خود، که ارتباطی با جنگ نداشتند، همواره از واقعیت زندگی بهره گرفته و آن را با لایه‌هایی از خیال و فانتزی تلفیق کرده‌ام.

جنگ بخشی از زندگی روزمره است

کارگردان «ناگفته نماند» تأکید کرد: پیش از این کمتر به جنگ پرداخته بودم، زیرا آن را تجربه نکرده بودم و تصور می‌کردم پرداختن به آن ممکن است به کلیشه نزدیک شود. اکنون اما جنگ بخشی از زندگی روزمره است و پرداختن به آن اهمیت دوچندان یافته است. استفاده از صدا برای من جایگاه ویژه‌ای دارد؛ صدا خود یک سند است، بخشی از واقعیت که می‌توان به آن استناد کرد. زمانی که صداها با عناصر تخیلی و بصری در انیمیشن ترکیب می‌شوند، روایت تازه و چندلایه‌ای شکل می‌گیرد که ریشه در واقعیت دارد و ظرفیت‌های هنری انیمیشن را به‌کار می‌گیرد. هدف من خلق نوعی «مستند-انیمیشن» است تا روایتی که از دل واقعیت برمی‌آید و با زبان انیمیشن بازآفرینی می‌شود تصویری ماندگار و اثرگذار از جریان‌های جامعه ارائه دهد.

وی درباره نسبت میان مستند و جنبه‌های زیبایی‌شناسانه توضیح داد: حتی در فیلم مستند غیرانیمیشن، جنبه‌های زیبایی‌شناسانه، زاویه دید، تدوین و شیوه روایت وجود دارد. اینکه یک اثر مستند از واقعیت شکل گرفته به معنی فقدان خلاقیت نیست. برخورد فیلمساز با واقعیت، کادربندی، رنگ‌بندی و روایت، وجه آرتیستی اثر را پررنگ‌ می‌کند.

کلایی ادامه داد: تمام مؤلفه‌های زیبایی‌شناسی که در آثار تخیلی به کار گرفته می‌شود، در مستند نیز حضور دارد. تفاوت در متریال است؛ در مستند، مواد اولیه واقعی هستند و در آثار تخیلی، متریال ذهن هنرمند. برای مثال، تصویربرداری از یک ساختمان تخریب‌شده در کنار زندگی کودکان، روایت هنری‌ای ایجاد می‌کند که در عین واقع‌گرایی، لایه‌های معنایی و زیبایی‌شناختی دارد. استفاده از تصاویر و اسناد واقعی، به‌ویژه درباره جنگ، تأثیر اثر را افزایش می‌دهد. مخاطب پیش‌تر با این تصاویر مواجه شده و آگاهی دارد. ترکیب واقعیت‌ها با عناصر فانتزی در انیمیشن، روایت را عمیق‌تر و مؤثرتر می‌کند.

کارکرد مستند-انیمیشن چیست؟

کلایی درباره اهمیت مستند-انیمیشن گفت: این مدیوم حتی از انیمیشن صرف مهم‌تر است. مستند-انیمیشن ۲ کارکرد دارد؛ اثرگذاری بالا و ثبت رویدادها به‌عنوان اسناد تاریخی. مردم به‌طور مستقیم با واقعیت‌های جنگ، صداها، تخریب‌ها و رنج خانواده‌ها مواجه هستند. ترکیب این واقعیات با تخیل، اثر را عمیق‌تر می‌کند و ارتباطی قوی‌تر با مخاطب ایجاد می‌کند.

کلایی گفت: مستند-انیمیشن، در حال بایگانی شدن و تبدیل به اسناد تاریخ معاصر ایران است. نوعی تاریخ‌نگاری در دل اثر شکل می‌گیرد، بدون بیان خشک تاریخی. این آثار، رویدادها و جنبه‌های تلخ را ثبت می‌کنند و کارکردی فراتر از اثر هنری صرف دارند. مستند-انیمیشن امکان بازنمایی مفاهیم نامرئی مانند روحیه، باورها و احساسات جمعی را فراهم می‌کند که در دنیای واقعی به‌سختی قابل تصویر است. در قالب انیمیشن، این مفاهیم نمادین و خلاقانه نمایش داده می‌شوند.

وی درباره تجربه میدانی خود توضیح داد: پس از برخی رخدادها، تصاویری از اثرات باقی‌مانده در شهر، مانند دوده‌ها و نقش‌های سطوح مختلف، ثبت کردیم. این الگوهای بصری می‌توانند به‌عنوان پس‌زمینه‌هایی الهام‌بخش برای روایت‌های تازه مورد استفاده قرار گیرند و جهان‌های داستانی در انیمیشن شکل دهند. تصاویر ثبت‌شده کاملاً مستند هستند و قابلیت استناد دارند. استفاده از واقعیت، جنبه هنری اثر را تقویت و به بایگانی شدن تصاویر به‌عنوان اسناد تاریخی کمک می‌کند. این آثار روایتگر تجربه زیسته‌اند و به مرور منابعی می‌شوند که برای بازخوانی آنچه در کشور رخ داده، کاربرد دارند. ارائه این آثار در سطح بین‌المللی می‌تواند رسانه قدرتمندی برای انتقال واقعیت‌ها باشد و آنچه را که در کشور رخ داده برای مخاطبان خارج از ایران بازنمایی کند.

بزرگترین مانع تردید انسان است

کلایی درباره چالش‌ها گفت: یکی از مهم‌ترین چالش‌ها شرایط کاری و زیستی در این دوره بود. تمایل داشتم در تهران بمانم و در کنار مردم باشم و همزمان فعالیت حرفه‌ای خود را ادامه دهم، اما این کار دشواری‌هایی داشت. شرایط ناپایدار، جابه‌جایی مداوم و اختلال در زندگی، گاهی باعث از دست رفتن بخشی از زمان کاری شد. مسائل فنی مانند پر شدن حافظه یا خرابی تجهیزات در شرایط تعطیلی، نیز چالش‌برانگیز بود، اما بخشی از مسیر تولید است.

وی در پایان تأکید کرد: با وجود همه این شرایط، اگر فردی واقعا بخواهد کاری انجام دهد و با شرایط و وطنش همدل شود، موانع چندان تعیین‌کننده نخواهند بود. بزرگ‌ترین مانع می‌تواند خودِ انسان و تردید او باشد؛ در غیر این صورت، با اراده و همراهی، می‌توان بر دشواری‌ها غلبه و نقش مؤثری ایفا کرد.

59243

منبع: مهر