اسماعیل امینی با اشاره به خسارت‌های ناشی از تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران گفت: این‌ها تلخ است اما هراس‌آور نیست. او همچنین با بیان اینکه ایستادگی ما در برابر دشمن مجانی نبوده، آن را بهای تاریخ و هویت‌مان خواند.

بخ گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، این شاعر و استاد دانشگاه، درباره تهدیداتی که درباره ایران از سوی دشمنان مطرح می‌شود، از تجزیه ایران تا زدن زیرساخت‌های کشورمان گفت: ببینید از طرف دشمن هیچ‌چیزی بعید نیست. نمی‌توانیم بگوییم این کار را دیگر انجام نمی‌دهند. کسی که در آغاز کار مدرسه‌ را درحالی که دانش‌آموزان ابتدایی در آن حضور داشتند می‌زند و شنیع‌ترین و پلیدترین جنایت را انجام می‌دهد نمی‌توانیم بگوییم این کار دیگر بعید است، چنانچه ساده‌لوحان خارج از کشور این‌طور می‌گفتند که این‌ها با حکومت جنگ دارند و با مردم جنگ ندارند؛ اما با چشم خود دیدیم که خانه مردم را زدند، دانشگاه را زدند. آیا دانشگاه هدف نظامی حساب می‌شود؟ آیا خانه مردم هدف نظامی است؟ همین الان که دارم با شما صحبت می‌کنم از پنجره خانه‌ام صدای انفجار می‌آید.

 او افزود: اینکه تهدید می‌کند که «من ایران را جهنم می‌کنم و ایران را تجزیه می‌کنم و...» فکر کرده است ایران یکی از کشورها بی‌ریشه‌ای مانند خودش است که سابقه‌شان نهایت ۲۵۰ سال است، ما چهارهزار سال است که کشوریم. کسی عکس آفتابه پدربزرگش را به اشتراک گذاشته و نوشته بود سابقه این آفتابه از کشورت بیشتر است و ۴۰۰ سال است در خاندان ماست. این گفته‌ها خیال باطل است زیرا ایران حوادث بدتر از این را هم دیده و از همه آن‌ها سربلند بیرون آمده است و تردیدی در این نیست. هرچند در این میان خسارت هم دیده‌ایم، خبرهایی را می‌شنویم؛ کارخانه‌ها، خانه مردم، مدارس و دانشگاه‌ها را ویران کرده‌اند. این‌ها تلخ است اما هراس‌آور نیست. 

 امینی درباره هراس‌آور نبودن این موضوع، توضیح داد: کشور با هویت خود می‌ماند نه با ساختمان‌ها؛ زمانی که مغول‌ها به ایران حمله کردند، برخی از مراکز تمدنی ما را مانند نیشابور شخم زدند؛ شهر را صاف کردند و بعد شخم زدند. خرمشهر را بعد از آزادسازی و رفتن بعثی‌ها دیدم، بعثی‌ها در بخشی که در اشغال بود، کاری کرده بودند که دیوار نیم‌متری هم در شهر نمانده بود ولی آن‌ها کجا هستند؟ خرمشهر سرجایش است. الان بقایای رژیم بعث و طرفدارانش و کسانی که صدام را به حمله به ایران تشویق کردند،  سرافکنده‌اند اما خرمشهر و ایران سرجایش است و بچه‌هایی که با دست خالی از خرمشهر دفاع کردند هستند و آن‌هایی که شهید شدند سربلندند زیرا از کشور خود دفاع کردند.  آن زمان ما دست خالی بودیم، الان دست خالی نیستیم، اقتدار داریم و جواب دشمن را می‌دهیم.

این استاد زبان و ادبیات فارسی یادآور شد: تصور دشمن این بود که ایران مانند ونزوئلاست و در دو روز کشورمان را تصرف می‌کند اما ۴۰ روز است که اینجاست، آسیب هم دیده است، هم آسیب نظامی و از آن مهم‌تر اعتبارش از بین رفته است. هرچه پیش‌بینی کرده بود، جواب نداد، هر تهدیدی کرد به خودش برگشت و اینجا کسی نترسید و هیبت و اقتدارش زیر سؤال رفت. در مصاحبه خود بارها از «من» استفاده کرد و به‌قدری «من» گفت که مشخص بود کاملا  آشفته و عصبانی است. او تصور می‌کند زمانی که بگوید من پل  را می‌زنم،  فلان چیز را می‌زنم همه در ایران از ترس می‌لرزند و توقع این را هم داشت. چرا  که زمانی که «من» می‌گوید، «شیوخ مفت‌خور» در کشورهای حاشیه خلیج فارس به خود می‌لرزند و فکر کرده است ایرانی‌ها هم همین‌طورند. ما سال‌ها همین‌طور زندگی کردیم، خسارت دیدیم، آسیب دیدیم، شهید دادیم، ایستادن ما مجانی نبوده، اما بهای هویت و تاریخ‌مان بوده است.

 اسماعیل امینی درباه تأثیر ادبیات بر تاب‌آوری اجتماعی جامعه در برابر موضوعاتی مانند جنگ نیز بیان کرد: ادبیات ما چه در قالب کهن مانند شعر سعدی، مولوی، عطار و حافظ  که حکمت و تجربه‌های عمومی بشر را می‌گفته و ما را با تاریخ متصل می‌کرده است، چه در صورت جدید خود که جزئی‌نگرتر است و وقایع مصداقی را بیان می‌کند به ما کمک می‌کند تا در لابه‌لای هیاهو و صداها، گم نشویم. الان زمانه انفجار خبر و تحلیل است و از همه‌ طرف هجوم روایت‌های مختلف را داریم و در لابه‌لای این همه خبر و هیاهو و تحلیل، منِ نوعی هویتی دارم که هویت‌مان ادبیات است  و به من می‌گوید کجایی هستم و باید به چه تکیه کنم که این خیلی مهم است.

 او سپس خاطرنشان کرد: گله بزرگی که دارم این است که نمی‌دانم چرا اینترنت را قطع کردند و چرا عملکرد صدا و سیما این شکلی است. صدا و سیمای ما یک چیز دارد می‌گوید که آن هم خیلی محکم نیست؛ تعدادی مجری نابلد و ناپخته را آورده‌اند که همین‌طور حرف می‌زنند، آن هم حرف نامعقول. این خوب نیست. بالاخره در کنار اینکه هیجان ایجاد کنند باید به فرهنگ و زندگی مردم هم بپردازند و حرف آرامش‌دهنده بزنند.

 امینی در ادامه اظهار کرد: اگر اینترنت وصل بود بالاخره صدای مردم ایران شنیده می‌شد. ما نویسنده‌ها، شاعران و آدم‌های فرهیخته و پژوهشگری داریم که صدایشان خاموش شده است و صدا دست کسانی افتاده که خارج از کشور هستند و اینترنت دارند. صدای ایران فقط صدای رسمی نیست. اتفاقا صداهای غیررسمی تأثیرگذارتر است و می‌تواند دشمن را برای جنایت و  تجاوزی که دارند انجام می‌دهند، رسوا کند. صداهای غیررسمی مؤثرتر از صداهای رسمی است. 

59243

منبع: ایسنا