تاریخ انتشار: ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۰

نماز استغاثه به امام زمان (عج) که در سال‌های اخیر در گوشه‌وکنار کشور گل کرده، ۱۲ فروردین امسال، برای نخستین بار به‌صورت هماهنگ در سراسر کشور طنین انداخت؛ حرکتی مردمی که برکاتش را در صحنهٔ جنگ تحمیلی سوم دیدیم. و حالا قرار است تا پایان واقعی جنگ، هر جمعه ساعت ۲۲ در تجمعات مردمی برگزار شود.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در این روزهای پرخبر که همه چشم به خیابان و میدان داریم، اتفاق اثرگذاری آرام در دل شهرها و روستاها شکل گرفت؛ بی‌هیاهو، اما پرجمعیت. دعوت‌ها دهان به دهان چرخید، منبرها از آن گفتند و مردم، خودشان پای کار آمدند.

بنابر روایت فارس، شب دوازدهم فروردین، وقتی ساعت به ۲۲ رسید، دست‌ها در نقاط مختلف کشور با استغاثه به حضرت صاحب‌الزمان (عج) بالا رفت؛ حرکتی که بعدتر می‌شد ردّش را در همان اتفاقات میدانی هم جست‌وجو کرد.

حالا قرار است این نماز هر جمعه ساعت ۲۲ در تجمعات مردمی برگزار شود. تا کِی؟ تا پایان واقعی جنگ تحمیلی تروریست‌های آمریکایی و صهیونیست علیه کشورمان یا ظهور منجی آخرالزمانی‌مان...

۱۲ فروردین ماه، شب، روی شهرها سایه انداخته بود که در گوشه‌گوشهٔ کشور، تجمعات مردمی بار دیگر نوید صبح پیروزی را می‌داد. اما آن شب حال‌وهوای دیگری داشت. مردم، بی‌هیچ تشریفاتی، روی زیرانداز کوچک یا سجادهٔ نمازشان کنار هم ایستاده بودند؛ بعضی در میدان‌ها، بعضی در حیاط مساجد و بعضی زیر آسمان باز.

صدای زمزمه‌ها به سورهٔ فتح و نصر و دعای استغاثه به امام زمان (عج) در شب دنیا می‌پیچید و به کوچه پس‌کوچه‌های آسمان می‌رسید و دست‌ها یکی‌یکی پل می‌زد از قلب‌ها به آسمان.

نماز استغاثه، دیگر فقط یک برنامهٔ هماهنگ و سراسری نبود؛ شده بود قرار دل‌های بی‌قرار... قراری که حالا خیلی‌ها خودشان راهش را پیدا کرده‌اند.در میان این شب‌های بعد از نماز استغاثه، خبرها هم کم نبود. از دل اتفاقات، ماجرایی در اصفهان بیشتر از بقیه سر زبان‌ها افتاد.

روایت‌ها، یکی‌یکی کنار هم می‌نشست.

بعضی‌ها می‌گفتند ماجرا خیلی بزرگتر از نجات یک خلبان بود؛ چیزی شبیه یک استقرار پنهان و حملهٔ موذیانه به تأسیسات هسته‌ای از درون خاک خودمان، که پیش از کامل شدن، لو رفت. برای خیلی‌ها، این اتفاق بی‌اختیار یادآور یک نام قدیمی شد؛ طوفان طبس.

همین شباهت، همین حس ناتمام ماندن یک طراحی، باعث شد خیلی‌ها ماجرا را یک حادثهٔ معمولی در میانهٔ میدان یک جنگ تمام‌عیار نبینند.

بعضی‌ها هم از «زمان‌بندی عجیب» می‌گفتند، و عده‌ای دیگر، از «به‌هم خوردن یک نقشهٔ بزرگ».

در جمع‌های شبانهٔ بعد از آن ماجرا، در همان حلقه‌های صمیمی مردمی، این حرف‌ها آرام ردوبدل می‌شود.

و درست در همین فضا، وقتی هر شب صدای مردم مبعوث‌شده به دعای فرج و «ضاقَت الأرض و مُنعت السّماء» بلند می‌شود، یک حس مشترک در دل‌ها می‌جوشد؛ اینکه این دست‌های به استغاثه بلندشده، بی‌اثر نیست. پس چرا تکرارش نکنیم؟

حجت‌الاسلام‌والمسلمین «عزت زمانی» معاون فرهنگی و راهبری استان‌های کل سازمان تبلیغات کل کشور، دربارهٔ این نگاه توضیح می‌دهد «باور ما این است که همهٔ ما ذره‌ای از ذرات عالم هستیم که در لشکر خدا، به فرماندهی حجت خدا، روی زمین قدم برمی‌داریم.»

این جمله‌ها، برای خیلی از مردمی که هر شب در شهر و محله‌شان میدان‌داری می‌کنند، آشناست؛ انگار چیزی را توصیف می‌کند که خودشان دارند زندگی‌اش می‌کنند. توکل و توسل، برای این مردم فقط واژه نیست؛ «این توکل و توسل به خدای متعال و اهل‌بیت علیهم‌السلام، همان اکسیر اعظم و کبریت احمری است که دشمن از آن محروم است و آن را ندارد. در واقع، این حقیقت، دارایی و سرمایهٔ ملت ماست و ما از آن بهره‌مندیم.»

کم‌کم، این حرکت شکل مشخص‌تری به خودش می‌گیرد. از دعاهای پراکنده و استغاثه‌های در خلوت، به یک قرار جمعی هفتگی می‌رسد.

زمانی می‌گوید «به حول و قوهٔ الهی، تصمیم بر این شده که این نماز استغاثه و این حرکت عمومی، تا پایان جنگ و ان‌شاءالله تا زمان ظهور حضرت ولی‌عصر (عج)، به‌صورت جدی در میادین، مساجد، محافل، خانه‌ها و رسانه‌ها ادامه پیدا کند.»

و جمعه‌ها، ساعت که به ۱۰ شب نزدیک می‌شود، خیلی‌ها می‌دانند دوباره همان قرار برقرار است.روایت اصلی، همین‌جاها شکل می‌گیرد؛ جایی میان خبرها و باورها، میان اتفاقات زمین و نگاه‌هایی که به آسمان دوخته شده است.

پس قرار ما جمعه‌ها ساعت ۲۲ در تجمعات مردمی سراسر کشور، به صرف نماز استغاثه به حضرت صاحب‌الامر (عج)...