از سال ۱۸۱۷ تا ۱۸۹۸، ایالات متحده مجموعه‌ای از درگیری‌ها را تحت عنوان جنگ‌های سرخپوستان به راه انداخت که ناشی از گسترش به سمت غرب این کشور بود. زمانی که مهاجران از رود میسی‌سیپی فراتر رفته و وارد دشت‌های بزرگ، کوه‌های راکی و جنوب غربی شدند، با قبایل بومی آمریکایی روبه‌رو گشتند که از دیرباز در این مناطق زندگی می‌کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گزارش پیش رو مروری تاریخی بر جنگ‌ها و درگیری‌های نظامی ایالات متحده از قرن هجدهم تا اواخر قرن بیستم است؛ از انقلاب آمریکا که به استقلال این کشور از بریتانیا انجامید، تا جنگ‌های بزرگ جهانی، جنگ‌های منطقه‌ای مانند کره و ویتنام، و درنهایت جنگ خلیج‌فارس، هر بخش زمینه‌های سیاسی، رویدادهای مهم و پیامدهای تاریخی این درگیری‌ها را توضیح می‌دهد. همچنین برای هر جنگ آمارهایی از تعداد نیروهای نظامی، تلفات و مجروحان ارائه شده است تا ابعاد انسانی و نظامی این رویدادها روشن‌تر شود.

***

انقلاب آمریکا (۱۷۸۳–۱۷۶۵) یک جنبش سیاسی و ایدئولوژیک در سیزده مستعمره آن‌چه در آن زمان «آمریکای بریتانیا» نامیده می‌شد، بود. این انقلاب به جنگ انقلابی آمریکا انجامید که با نبردهای لکسینگتون و کنکورد در ۱۹ آوریل ۱۷۷۵ [۳۰ فروردین ۱۱۵۴] آغاز شد. جنگ میان مستعمرات و پادشاهی بریتانیای کبیر هشت سال ادامه یافت.

رهبران انقلاب آمریکا، رهبران جدایی‌طلبِ مستعمراتی بودند که در ابتدا، به عنوان شهروندان بریتانیایی، به دنبال درجه‌ای از خودمختاریِ تدریجی بودند، اما بعدها خواهان استقلال کامل و جنگ انقلابی شدند. آن‌ها ارتش قاره‌ای را تشکیل دادند و در سال ۱۷۷۵ جرج واشنگتن را به عنوان فرمانده کل آن منصوب کردند. اعلامیه استقلال در سال بعد، الهام‌بخش جنگ بود، آن را صورت‌بندی و تشدید کرد و درنهایت به حکومت استعماری بریتانیا بر مستعمرات پایان داد و استقلال آن‌ها و تأسیس ایالات متحده آمریکا را ممکن ساخت.

آمار

مجموع نیروهای نظامی ایالات متحده: ۲۱۷,۰۰۰ نفر

تلفات جنگی (کشته‌شدگان در نبرد): ۴,۴۳۵ نفر

مجروحان جنگی: ۶,۱۸۸ نفر

جنگ ۱۸۱۲ (۱۸۱۵-۱۸۱۲)

جنگ ۱۸۱۲ میان ایالات متحده و بریتانیای کبیر از سال ۱۸۱۲ تا ۱۸۱۵ درگرفت. این جنگ ریشه در چندین مسئله مداوم داشت: محدودیت‌های تجاری بریتانیا بر آمریکا، خدمت اجباری ملوانان آمریکایی به نیروی دریایی بریتانیا (معروف به «فشار به خدمت»)، و حمایت بریتانیا از قبایل بومی آمریکا که در برابر گسترش قلمروی ایالات متحده مقاومت می‌کردند. ایالات متحده جوان که مشتاق بود استقلال و آزادی اقتصادی خود را تثبیت کند، به بریتانیا اعلام جنگ داد. نبردهای اولیه در امتداد مرز کانادا نتیجه‌بخش نبود، اما به مرور زمان جنگ به اقیانوس اطلس، خلیج مکزیک و مرزهای آمریکا کشیده شد.

از مشهورترین رویدادهای این جنگ می‌توان به سوزاندن واشنگتن دی.سی. به دست نیروهای بریتانیایی در سال ۱۸۱۴ اشاره کرد که بخش بزرگی از شهر ازجمله کاخ سفید را نابود کرد. با وجود این شکست‌ها، نیروهای آمریکایی به پیروزی‌های قابل توجهی دست یافتند، ازجمله دفاع از فورت مکهنری که الهام‌بخش نوشتن سرود ملی آمریکا، «پرچم پرستاره» شد. این جنگ با پیمان گنت در ۱۸۱۴ به پایان رسید که مرزهای پیش از جنگ را بازگرداند، اما هیچ‌یک از مسائلی که باعث درگیری شده بودند را حل نکرد. با این حال، جنگ تأثیری عمیق بر هویت آمریکایی گذاشت. این جنگ باعث تقویت حس غرور ملی شد و ثابت کرد که ایالات متحده می‌تواند در برابر یک قدرت بزرگ جهانی ایستادگی کند.

آمار

مجموع نیروهای نظامی ایالات متحده: ۲۸۶,۷۳۰ نفر

تلفات جنگی (کشته‌شدگان در نبرد): ۲,۲۶۰ نفر

مجروحان جنگی: ۴,۵۰۵ نفر

جنگ‌های سرخپوستان (تقریباً ۱۸۹۸-۱۸۱۷)

از سال ۱۸۱۷ تا ۱۸۹۸، ایالات متحده مجموعه‌ای از درگیری‌ها را تحت عنوان جنگ‌های سرخپوستان به راه انداخت که ناشی از گسترش به سمت غرب این کشور بود. زمانی که مهاجران از رود میسی‌سیپی فراتر رفته و وارد دشت‌های بزرگ، کوه‌های راکی و جنوب غربی شدند، با قبایل بومی آمریکایی روبه‌رو گشتند که از دیرباز در این مناطق زندگی می‌کردند. دولت ایالات متحده به دنبال پاکسازی زمین برای مهاجران، راه‌آهن‌ها و صنایع بود و اغلب پیمان‌ها و وعده‌های قبلی را نادیده می‌گرفت. در پاسخ، بسیاری از قبایل بومی مقاومت کردند که منجر به دهه‌ها نبرد، یورش و لشکرکشی‌های نظامی شد.

از رویدادهای کلیدی این جنگ‌ها می‌توان به جنگ‌های سمینول در فلوریدا، درگیری‌های خشونت‌آمیز در دشت‌ها در طی دهه‌های ۱۸۶۰ و ۱۸۷۰، و نبردهای مشهوری مانند نبرد لیتل بیگهورن (۱۸۷۶) و رویارویی نهایی در ووندد نی (۱۸۹۰) اشاره کرد. تا پایان قرن نوزدهم، بیشتر قبایل بومی آمریکا به نقاط مرزی (رزرویشن‌ها) منتقل شده بودند و جمعیت آن‌ها بر اثر جنگ، بیماری و فقر کاهش یافته بود. جنگ‌های سرخپوستان یک درگیری واحد نبود، بلکه مجموعه‌ای طولانی از رویارویی‌ها بود که مسیر تاریخ بومیان آمریکا و گسترش ایالات متحده را به طور بنیادین دگرگون کرد.

آمار

مجموع نیروهای نظامی ایالات متحده (تخمین اداره امور کهنه‌سربازان): ۱۰۶,۰۰۰ نفر

تلفات جنگی (تخمین اداره امور کهنه‌سربازان):۱,۰۰۰ نفر

جنگ مکزیک (۱۸۴۸-۱۸۴۶)

جنگ مکزیک و آمریکا که از ۱۸۴۶ تا ۱۸۴۸ روی داد، درگیری میان ایالات متحده و مکزیک بود که ناشی از اختلافات ارضی و جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه بود. ایالات متحده که با ایده «سرنوشت محتوم» (این باور که ملت مقدر است در سراسر قاره آمریکای شمالی گسترش یابد) هدایت می‌شد، به دنبال تصاحب سرزمین‌هایی بود که بعدها ایالت‌های جنوب غربی را تشکیل دادند. تنش‌ها پس از آن‌که ایالات متحده تگزاس را در سال ۱۸۴۵ ضمیمه خود کرد - منطقه‌ای که مکزیک همچنان آن را متعلق به خود می‌دانست - افزایش یافت. هنگامی که یک اختلاف مرزی در نزدیکی ریو گرانده به خشونت انجامید، کنگره به مکزیک اعلام جنگ داد و صحنه برای دو سال نبرد شدید آماده شد.

در طول این درگیری، نیروهای آمریکایی به رهبری ژنرال‌هایی مانند زکری تیلور و وینفیلد اسکات، یک رشته پیروزی‌های کلیدی ازجمله در پالو آلتو، بوئنا ویستا و وراکروز به دست آوردند. پیش‌روی آمریکایی‌ها درنهایت به مکزیکوسیتی رسید و دولت مکزیک را مجبور به تسلیم کرد. جنگ به طور رسمی با معاهده گوادالوپه هیدالگو در سال ۱۸۴۸ پایان یافت. در این معاهده، مکزیک بیش از نیمی از قلمروی خود را که شامل ایالت‌های کنونی کالیفرنیا، آریزونا، نیومکزیکو و بخش‌هایی از چندین ایالت دیگر می‌شود، به ایالات متحده واگذار کرد. این جنگ قلمروی ایالات متحده را گسترش داد و بخش بزرگی از آرمان «سرنوشت محتوم» آن را تحقق بخشید.

آمار

مجموع نیروهای نظامی ایالات متحده: ۷۸,۷۱۸ نفر

تلفات جنگی (کشته‌شدگان در نبرد): ۱,۷۳۳ نفر

سایر تلفات (در صحنه نبرد/ منطقه عملیاتی): ۱۱,۵۵۰ نفر

مجروحان: ۴,۱۵۲ نفر

جنگ داخلی آمریکا (۱۸۶۵-۱۸۶۱)

جنگ داخلی آمریکا که بین سال‌های ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵ رخ داد، لحظه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ ایالات متحده بود. این درگیری عمدتاً ناشی از اختلافات عمیق بر سر برده‌داری و حقوق ایالت‌ها بود. ایالت‌های جنوبی که می‌ترسیدند قدرت سیاسی رو به رشد ایالت‌های شمالی راه و رسم زندگی و اقتصاد آن‌ها را که به‌شدت به کار برده‌داری وابسته بود تهدید کند، از اتحادیه جدا شده و ایالات مؤتلفه آمریکا را تشکیل دادند. ایالت‌های شمالی یا اتحادیه به رهبری رئیس‌جمهور آبراهام لینکلن به دنبال حفظ ایالات متحده به عنوان یک ملت واحد بودند و درنهایت به سمت لغو برده‌داری حرکت کردند.

این جنگ با نبردهایی در مقیاس بزرگ مانند گتیسبورگ و آنتی‌تام و تلفات ویرانگر انسانی در هر دو طرف مشخص می‌شد. قدرت صنعتی و جمعیت بیشتر اتحادیه به‌تدریج نیروی مؤتلفه را فرسوده کرد، با وجود ژنرال‌های ماهر و روحیه جنگی قوی جنوب. در سال ۱۸۶۵، پس از چهار سال نبرد تلخ، مؤتلفه تسلیم شد. این جنگ به برده‌داری در ایالات متحده پایان داد، اختیارات دولت فدرال را بر ایالت‌ها تثبیت کرد و زمینه را برای بازسازی (رکونستراکشن) و مبارزه طولانی برای حقوق مدنی فراهم آورد. در حالی که این جنگ ملت را دوباره متحد کرد، میراثی از زخم‌ها بر جای گذاشت که هویت کشور و مسیر پیش روی آن را شکل داد.

آمار

مجموع نیروهای نظامی ایالات متحده (اتحادیه/شمال): ۲,۲۱۳,۳۶۳ نفر

تلفات جنگی (اتحادیه): ۱۴۰,۴۱۴ نفر

سایر تلفات (در صحنه نبرد/ منطقه عملیاتی) (اتحادیه):  ۲۴۴,۰۹۷ نفر

مجروحان جنگی (اتحادیه): ۲۸۱,۸۸۱ نفر

مجموع نیروهای نظامی (مؤتلفه/جنوب): ۱,۰۵۰,۰۰۰ نفر

تلفات جنگی (مؤتلفه): ۷۴,۵۲۴ نفر

سایر تلفات (در صحنه نبرد/ منطقه عملیاتی) (مؤتلفه): ۵۹,۲۹۷ نفر

مجروحان جنگی (مؤتلفه): نامشخص

جنگ آمریکا و اسپانیا (۱۹۰۲-۱۸۹۸)

جنگ آمریکا و اسپانیا که در سال ۱۸۹۸ روی داد، پس از سال‌ها تنش فزاینده بین ایالات متحده و اسپانیا بر سر حکومت استعماری اسپانیا در کوبا آغاز شد. همدردی آمریکایی‌ها با مبارزه کوبا برای استقلال، همراه با گزارش‌های حساسیت‌برانگیز از جنایات اسپانیا در روزنامه‌ها، حمایت عمومی را برای مداخله افزایش داد. وضعیت پس از انفجار مرموز نبردناو مین ایالات متحده در بندر هاوانا به نقطه جوش رسید که بسیاری از آمریکایی‌ها اسپانیا را مقصر دانستند. در آوریل ۱۸۹۸، ایالات متحده اعلام جنگ کرد و قول داد کوبا را آزاد کرده و به کنترل اسپانیا در قاره آمریکا پایان دهد.

این درگیری نسبتاً کوتاه بود و تنها چند ماه به طول انجامید. نبردهای عمده در دریای کارائیب و اقیانوس آرام رخ داد، جایی که نیروهای آمریکایی به‌سرعت نیروی دریایی اسپانیا را شکست داده و سرزمین‌های کلیدی را تصرف کردند. در کوبا، نیروهای آمریکایی و واحدهای داوطلب مانند «سواران خشن» به رهبری مشهور تئودور روزولت، دژهای اسپانیا را تصرف کردند. تا اوت ۱۸۹۸، اسپانیا تسلیم شد. معاهده پاریس که بعداً در همان سال امضا شد، کنترل سرزمین‌های سابق اسپانیا ازجمله پورتوریکو، گوام و فیلیپین را به ایالات متحده اعطا کرد. اگرچه ایالات متحده به عنوان یک قدرت جهانی جدید ظهور کرد، پیروزی آن چالش‌های جدیدی به همراه داشت، به‌ویژه در فیلیپین، جایی که مقاومت فیلیپینی‌ها در برابر حکومت آمریکا منجر به درگیری طولانی و خونینی از ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۲ شد.

آمار

مجموع نیروهای نظامی ایالات متحده (در سراسر جهان): ۳۰۶,۷۶۰ نفر

تلفات جنگی (کشته‌شدگان در نبرد): ۳۸۵ نفر

سایر تلفات حین خدمت (خارج از منطقه عملیاتی): ۲,۰۶۱ نفر

مجروحان جنگی: ۱,۶۶۲ نفر

جنگ جهانی اول (۱۹۱۸-۱۹۱۷)

اگرچه جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ آغاز شد، ایالات متحده تا سال ۱۹۱۷ وارد درگیری نشد. جنگ در اروپا به عنوان کشمکشی میان کشورهای قدرتمندی ازجمله بریتانیا، فرانسه، آلمان، اتریش-مجارستان و روسیه شروع شد. با گذشت زمان، این جنگ به نبردی عظیم و بی‌رحمانه تبدیل شد که شامل جنگ سنگرها، سلاح‌های جدید مانند مسلسل‌ها و گازهای سمی، و تلفات سنگین بود. ایالات متحده در ابتدا بی‌طرف ماند، اما با حمله زیردریایی‌های یو-بوت آلمان به کشتی‌های آمریکایی و تلاش آلمان برای بستن اتحادهای مخفیانه علیه ایالات متحده، افکار عمومی تغییر کرد. در آوریل ۱۹۱۷، ایالات متحده به متفقین پیوست و نیروها و تجهیزات تازه‌نفس را به جبهه‌های فرسوده اروپا آورد.

ورود نیروهای آمریکایی تقویت کننده‌ای حیاتی به متفقین بخشید. سربازان آمریکایی در ضدحملات بزرگ در فرانسه شرکت کردند و به عقب راندن ارتش آلمان کمک کردند. تا اواخر سال ۱۹۱۸، متفقین برتری یافتند و آلمان با آتش‌بس موافقت کرد که عملاً به جنگ پایان داد. جنگ جهانی اول چشم‌انداز سیاسی جهان را دگرگون کرد و منجر به فروپاشی امپراتوری‌ها و ایجاد کشورهای جدید شد. برای ایالات متحده، این جنگ نقطه عطفی بود زیرا این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی ظهور کرد. با این حال، ویرانی‌های جنگ و شرایط سخت پیمان صلح، زمینه را برای درگیری‌های آینده فراهم کرد.

آمار

مجموع نیروهای نظامی ایالات متحده (در سراسر جهان): ۴,۷۳۴,۹۹۱ نفر

تلفات جنگی (کشته‌شدگان در نبرد): ۵۳,۴۰۲ نفر

سایر تلفات حین خدمت (خارج از منطقه عملیاتی): ۶۳,۱۱۴ نفر

مجروحان جنگی: ۲۰۴,۰۰۲ نفر

جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵-۱۹۴۱)

در روزهای آغازین جنگ جهانی دوم، ایالات متحده در حالی که درگیری اروپا، آفریقا و آسیا را فرا گرفته بود، در حاشیه باقی ماند. با این حال، حمله به پرل هاربر در دسامبر ۱۹۴۱ آمریکا را کاملاً وارد میدان نبرد کرد. صنعت آمریکا به‌سرعت بسیج شد و مقادیر عظیمی سلاح، هواپیما و کشتی تولید کرد که از طریق ابتکاراتی مانند وام-اجاره در اختیار متفقین قرار گرفت. نیروهای آمریکایی همراه با نیروهای بریتانیایی، شوروی، چینی و دیگر متفقین، به سازمان‌دهی تلاشی هماهنگ برای عقب راندن نیروهای محور کمک کردند. ایالات متحده نقش کلیدی در کارزارهایی مانند پیاده‌سازی در روز دی در نرماندی ایفا کرد که آزادسازی اروپای غربی را آغاز کرد، و همچنین در نبردهای شدید جزیره‌پیمایی در اقیانوس آرام که به شکست ژاپن انجامید.

اما پیروزی هرگز تنها از آن آمریکا نبود. رهبری استوار بریتانیا، فداکاری‌های عظیم اتحاد جماهیر شوروی در جبهه شرقی، و کمک‌های بی‌شمار کشورهای بزرگ و کوچک درنهایت سرنوشت نیروهای محور را رقم زد. در آسیا، نیروهای چینی سال‌ها درگیری سخت را تحمل کردند، و در اروپا، جنبش‌های مقاومت و نیروهای استعماری خستگی‌ناپذیر برای تضعیف کنترل دشمن جنگیدند. پیروزی متفقین در سال ۱۹۴۵ نه فقط پیروزی برتری نظامی بود، بلکه تلاشی جهانی بود که بر شجاعت، تاب‌آوری و اتحاد مردم سراسر جهان تکیه داشت، به جنگ پایان داد و زمینه را برای فصلی نو در تاریخ بشری فراهم کرد.

آمار

مجموع نیروهای نظامی ایالات متحده (در سراسر جهان): ۱۶,۱۱۲,۵۶۶ نفر

تلفات جنگی (کشته‌شدگان در نبرد): ۲۹۱,۵۵۷ نفر

سایر تلفات حین خدمت (خارج از منطقه عملیاتی): ۱۱۳,۸۴۲ نفر

مجروحان جنگی: ۶۷۰,۸۴۶ نفر

کهنه‌سربازان در قید حیات: ۳۸۹,۰۰۰ نفر

جنگ کره ( ۱۹۵۳-۱۹۵۰)

جنگ کره در سال ۱۹۵۰ آغاز شد، زمانی که نیروهای کره شمالی با پشتیبانی اتحاد جماهیر شوروی و چین از مدار ۳۸ درجه عبور کرده و وارد کره جنوبی شدند و قصد داشتند شبه‌جزیره را تحت کنترل کمونیست‌ها متحد کنند. سازمان ملل متحد که عمدتاً توسط ایالات متحده رهبری می‌شد، به‌سرعت به درخواست کمک کره جنوبی پاسخ داد و نیرویی چندملیتی را برای عقب راندن تهاجم تشکیل داد. نبردهای اولیه بسیار سخت بود و نیروهای کره جنوبی و سازمان ملل عقب‌نشینی کردند تا این‌که یک ضدحمله جسورانه در اینچون اوضاع را دگرگون کرد. درگیری به‌سرعت تشدید شد و نیروهای چینی به جنگ پیوسته و نیروهای سازمان ملل را عقب راندند که درنتیجه یک رشته نبردهای رفت و برگشتی در سراسر شبه‌جزیره کره رخ داد.

اگرچه ایالات متحده نقش اصلی را در رهبری ائتلاف سازمان ملل ایفا کرد، این تلاش به حمایت و مشارکت بسیاری از کشورهای دیگر ازجمله بریتانیا، کانادا، استرالیا و ترکیه و دیگران وابسته بود. نیروهای کره جنوبی که بار اصلی درگیری در سرزمین خودشان بر دوش‌شان بود، شجاعانه برای دفاع از میهن خود جنگیدند. به مدت سه سال، بن‌بست‌های خونین این جنگ، مانند آن‌چه در نزدیکی مدار ۳۸ درجه رخ داد، جان میلیون‌ها سرباز و غیرنظامی را گرفت. در حالی که آتش‌بس در سال ۱۹۵۳ باعث ایجاد آتش‌بسی شکننده شد، صلح یا اتحاد مجدد را به ارمغان نیاورد. جنگ کره با این وضعیت پایان یافت که کره همچنان تقسیم‌شده بود، منطقه غیرنظامی به قوت خود باقی بود، و میراث درگیری‌هایی که دوران جنگ سرد را شکل داد، هنوز بر سیاست جهانی امروز تأثیر می‌گذارد.

آمار

مجموع نیروهای نظامی ایالات متحده (در سراسر جهان): ۵,۷۲۰,۰۰۰ نفر

مجموع نیروهای خدمت‌کننده (در منطقه عملیاتی/صحنه نبرد): ۱,۷۸۹,۰۰۰ نفر

تلفات جنگی (کشته‌شدگان در نبرد): ۳۳,۷۳۹ نفر

سایر تلفات (در منطقه عملیاتی/صحنه نبرد): ۲,۸۳۵ نفر

سایر تلفات حین خدمت (خارج از منطقه عملیاتی): ۱۷,۶۷۲ نفر

مجروحان جنگی: ۱۰۳,۲۸۴ نفر

کهنه‌سربازان در قید حیات: ۱,۱۶۵,۰۰۰ نفر

جنگ ویتنام (۱۹۷۵-۱۹۶۴)

جنگ ویتنام درگیری طولانی و تلخی بود که طی چندین دهه رخ داد، اگرچه شدیدترین نبردها بین اوایل دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۵ روی داد. این جنگ به عنوان کشمکشی در درون خود ویتنام آغاز شد - ویتنام شمالی به رهبری دولت کمونیستی هو شی مین به دنبال اتحاد کشور تحت حکومت خود بود، در حالی که ویتنام جنوبی با پشتیبانی ایالات متحده و دیگر متحدان ضدکمونیست قصد داشت از این کار جلوگیری کند. با گذشت زمان، جنگ به درگیری گسترده‌تری در جنگ سرد تبدیل شد. ایالات متحده تعداد فزاینده‌ای از نیروهای خود را برای حمایت از ویتنام جنوبی اعزام کرد، به این امید که گسترش کمونیسم در آسیای جنوب شرقی را متوقف کند. در همین حال، ویتنام شمالی کمک‌های قابل توجهی از اتحاد جماهیر شوروی و چین دریافت کرد و چریک‌های جنوب ویتنام، معروف به ویت‌کنگ، شورش brutal (وحشیانه‌ای) را به راه انداختند.

این جنگ تأثیر عمیقی نه‌تنها بر ویتنام، بلکه بر کشورهای درگیر گذاشت. نیروهای آمریکایی به همراه سربازان ویتنام جنوبی و متحدان دیگری مانند استرالیا و کره جنوبی، در جنگل‌های انبوه جنگیدند، جایی که خطوط نبرد متعارف اغلب مبهم بود. در داخل آمریکا، با طولانی شدن درگیری، اعتراضات گسترده و تقسیمات سیاسی رخ داد که منجر به کشته شدن بیش از ۵۸,۰۰۰ آمریکایی و تلفات بی‌شمار ویتنامی شد. تا سال ۱۹۷۳، نیروهای آمریکایی براساس توافقنامه صلح خارج شدند، اما نبرد بین ویتنام شمالی و جنوبی تا سال ۱۹۷۵ ادامه یافت، زمانی که شمال سایگون را تصرف کرد و کشور را تحت حاکمیت کمونیستی دوباره متحد کرد. امروز، جنگ ویتنام همچنان یادآور قدرتمندی از هزینه انسانی درگیری و چالش‌های پایدار جنگ و آشتی است.

آمار

مجموع نیروهای نظامی ایالات متحده (در سراسر جهان): ۸,۷۴۴,۰۰۰ نفر

مستقرشده در آسیای جنوب شرقی: ۳,۴۰۳,۰۰۰ نفر

تلفات جنگی (کشته‌شدگان در نبرد): ۴۷,۴۳۴ نفر

سایر تلفات (در منطقه عملیاتی/صحنه نبرد): ۱۰,۷۸۶ نفر

سایر تلفات حین خدمت (خارج از منطقه عملیاتی): ۳۲,۰۰۰ نفر

مجروحان جنگی: ۱۵۳,۳۰۳ نفر

کهنه‌سربازان در قید حیات: ۶,۲۶۲,۰۰۲ نفر

عملیات سپر صحرا / طوفان صحرا (۱۹۹۰-۱۹۹۱)

جنگ خلیج‌فارس که با نام‌های سپر صحرا و طوفان صحرا نیز شناخته می‌شود، در اوت ۱۹۹۰ زمانی آغاز شد که عراق به رهبری صدام حسین به کویت همسایه حمله کرد. هدف عراق کنترل ذخایر عظیم نفتی کویت و تقویت قدرت منطقه‌ای خود بود. در پاسخ، سازمان ملل متحد خواستار عقب‌نشینی عراق شد و هنگامی که دیپلماسی شکست خورد، ائتلافی از ۳۵ کشور به رهبری ایالات متحده عملیات سپر صحرا را آغاز کرد. این عملیات بر محافظت از عربستان سعودی و تجمع نیروها در منطقه متمرکز بود. ماه‌ها آماده‌سازی و هماهنگی فشرده به دنبال داشت، زیرا سربازان، تانک‌ها و هواپیماها برای جلوگیری از تجاوز بیشتر و آماده‌سازی برای یک حمله احتمالی به خلیج فارس وارد شدند.

تا ژانویه ۱۹۹۱، پس از تلاش‌های مکرر برای مذاکره، ائتلاف عملیات طوفان صحرا، یک کارزار هوایی و زمینی عظیم برای آزادسازی کویت را آغاز کرد. به مدت شش هفته، نیروهای ائتلاف حملات هوایی کوبنده‌ای انجام دادند و به دنبال آن یک یورش زمینی سریع که به‌سرعت سربازان عراقی را مغلوب کرد. طوفان صحرا با ائتلاف بین‌المللی بسیار هماهنگ، فناوری پیشرفته و استراتژی قاطع خود، با پیروزی نیروهای متفقین به پایان رسید. کویت آزاد شد و ارتش عراق به عقب رانده شد. با این حال، صدام حسین در قدرت باقی ماند و جنگ خلیج‌فارس سرآغاز دوره طولانی‌تری از تنش و ناآرامی در منطقه بود.

آمار

مجموع نیروهای نظامی ایالات متحده (در سراسر جهان): ۲,۲۲۴,۹۹۷ نفر

مستقرشده در منطقه خلیج فارس: ۶۹۴,۵۵۰ نفر

تلفات جنگی (کشته‌شدگان در نبرد): ۱۴۸ نفر

سایر تلفات (در منطقه عملیاتی/صحنه نبرد): ۲۳۵ نفر

سایر تلفات حین خدمت (خارج از منطقه عملیاتی): ۱,۵۶۵ نفر

مجروحان جنگی: ۴۶۷ نفر

کهنه‌سربازان در قید حیات: ۱,۶۸۰,۰۰۰ نفر

منبع: www.department.va.gov

مترجم: امیرمهدی نادری

۲۵۹