کارشناس اطلاعاتی خاورمیانه و ایران در واکنش به نتیجه مذاکرات اسلام آباد نوشت: ایالات متحده درباره ایران به یک بن بست استراتژیک رسیده است.

به گزارش خبرآنلاین، دنی سیترینوویچ رئیس پیشین بخش ایران در سازمان اطلاعات نظامی ارتش رژیم اسرائیل (امان) و کارشناس ایران و خاورمیانه؛ در واکنش به نتیجه مذاکرات اسلام آباد در شبکه ایکس نوشت: ایالات متحده در برابر ایران به یک بن‌بست استراتژیک رسیده.

شکست مذاکرات اخیر در اسلام آباد از اینجا ناشی می‌شود که ایران اصلاً در موقعیت ضعف یا استیصال پای میز مذاکره نیامد. برعکس، تهران با احساس تاب‌آوری و حتی برتری نسبی وارد شد و دقیقاً بر همان اساس هم رفتار کرد.

در هفته‌های گذشته، به نظر می‌رسد سیاست آمریکا بر این فرض بنا شده بود که فشارهای نظامیِ مداوم، جایگاه ایران را آن‌قدر تضعیف کرده که بتواند امتیازات جدی بگیرد—به‌ویژه در موضوع غنی‌سازی اورانیوم و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز.

اما واقعیت این است که مذاکرات فقط بر اساس واقعیت عینی شکل نمی‌گیرند، بلکه بر اساس “ادراک” طرف‌ها پیش می‌روند. و ادراک ایران کاملاً متفاوت است.

از نگاه تهران، این کشور:
فشارها را تحمل کرده
ضربه‌ها را جذب کرده
و توان پاسخ‌گویی در چند جبهه را نشان داده

این ذهنیت، ذهنیت یک نظامی نیست که آماده عقب‌نشینی باشد.

همین شکاف بین انتظارات آمریکا و برداشت ایران، حالا به قلب یک بن‌بست استراتژیک تبدیل شده.

گزینه‌های پیش روی واشنگتن، همه پرهزینه و مسئله‌دار:

الف. ادامه مذاکرات:

احتمالاً فقط همان الگوی قبلی تکرار می‌شود—ایران حاضر به امتیاز دادن نیست، آمریکا هم حاضر نیست کمتر بپذیرد.

ب. پایان دادن به تقابل بدون توافق:

این کار می‌تواند نشانه ضعف تلقی شود و بازدارندگی آمریکا را زیر سؤال ببرد.
در مقابل، تشدید تنش هم پرریسک‌ترین گزینه است.

ج. بازگشت به جنگ شدید:

بعید است نتیجه قاطعی بدهد.
حمله به زیرساخت‌های ایران شاید هزینه ایجاد کند، اما تقریباً قطعاً باعث گسترش جنگ به کل منطقه می‌شود از حمله به منافع آمریکا گرفته تا اسرائیل و متحدان منطقه‌ای.
نتیجه؟ نه پایان سریع، بلکه یک جنگ گسترده با تبعات مستقیم برای بازار انرژی و اقتصاد جهانی.

به بیان ساده: افزایش فشار نظامی شاید حس «کنترل اوضاع» بدهد، اما احتمالاً هیچ دستاورد استراتژیکی ایجاد نمی‌کند.

نتیجه‌گیری سخت برای آمریکا این است که بار اصلی تغییر مسیر استراتژی، عملاً روی دوش واشنگتن است.

این به معنی تسلیم شدن در برابر خواسته‌های ایران نیست، اما یعنی: بازبینی واقع‌بینانه اینکه فشار تا کجا جواب می‌دهد و درک دقیق ریسک‌های تشدید تنش کدام هستند.

در غیر این صورت، آمریکا در حال حرکت بر اساس یک «توهم اهرم فشار» است توهمی که وقایع اخیر شروع به افشای آن کرده‌اند.

محدودیت‌های زمانی و سیاسی آمریکا هم اوضاع را پیچیده‌تر کرده:

  • دیدار مهم ترامپ با رییس جمهور چین در پیش است
  • رویدادهای جهانی مثل جام جهانی در راه است
  • و انتخابات میان‌دوره‌ای نزدیک می‌شود

در چنین شرایطی، ایالات متحده نه زمان کافی برای یک جنگ طولانی دارد و نه تمایل سیاسی لازم را دارد.

گزینه‌هایی مثل حمله زمینی، ماه‌ها زمان می‌برند و نتیجه‌شان هم تضمین‌شده نیست. حتی حملات گسترده هم احتمالاً فقط جنگ را عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌کنند.

جمع‌بندی: 

  • آمریکا با یک مشکل تاکتیکی ساده روبه‌رو نیست،
  • بلکه درگیر یک گره استراتژیک پیچیده شده:
  • گزینه نظامی پرهزینه است
  • اهرم دیپلماتیک محدود است
  • و زمان علیه واشنگتن حرکت می‌کند

در مقابل، ایران همچنان در موضع مقاومت و عدم عقب‌نشینی قرار دارد.

نتیجه: بن‌بست استراتژیک

315