به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، فقدانِ یک رهبر، بهویژه در بزنگاههای سرنوشتسازِ یک انقلاب، تنها ابرازِ اندوه و سوگ نیست؛ بلکه فرصتی است برای تأمل و بازنگری در معنایِ عمیقترِ آن واقعه. پرسیدنِ اینکه «پیامدها و آثارِ این شهادت تا کجا امتداد دارد؟» و «آیا محدود به ایامِ غم و اندوه است؟»، تلاشی است برای گشودنِ پنجرهای به سویِ درکِ پویاییِ ماندگارِ یک مکتب و اطمینان از بقایِ آن در گذرِ زمان. متن منتشر شده در این خصوص برگرفته از محتوای رادیو پاسخ میباشد که تقدیم حضور علاقه مندان گردد.
سوال:
پیامدها و آثار شهادت رهبر انقلاب تا کجا امتداد دارد؟
آیا محدود به همین چند روز فقدان و سوگ می شود؟
پاسخ:
در تاریخ پر فراز و نشیب اسلام، گاه وقایعی رخ میدهد که منطق جاری زمانه را در هم میشکند و مسیر آینده را با خون شهدا رقم میزند. امروز، جمهوری اسلامی ایران شاهد یکی از آن لحظات نادر و سرنوشتساز است؛ لحظهای که در آن شهادت یک رهبر، آغاز فصلی تازه از حیات یک انقلاب محسوب میشود.
برای درک عمیق این رخداد، شاید هیچ تمثیلی گویاتر از تصویر شاعر شیعی و نامدار عرب، سید جعفر حلی، از واقعه کربلا نباشد. او در سروده ماندگار خود، اسلام را در آستانه محرم سال ۶۱ هجری قمری، پیکری نیمهجان و خسته توصیف میکند که برای احیا و ماندگاری به خون نیاز داشت. خونی که از عمق جان بجوشد و به آن پیکر زخمخورده حیاتی جاودان ببخشد. آن خون، خون ثارالله، خون امام حسین (ع) بود که در گرمای سوزان کربلا بر زمین ریخت، اما اسلام را نه تنها برای آن روز، که برای تمام تاریخ زنده و پاینده کرد.
فَمَا لِلدِّینِ حَنِیفٌ شِفَاءٌ ... إِلَّا دَمُوهُ فِی کَرْبَلَا سَفِی
(امام حسین ع برای دینِ حنیف و راستین اسلام، درمانی جز ریختنِ خونِ پاکِ او در کربلا نبود)
وَمَا سَمِعْنَا بِدَاءٍ عَلَیْلٌ ... إِلَّا بِهِ نَفْسٌ مُدَاوِی أَذَی
(و ما هرگز نشنیدهایم که برای دردی درمانناپذیر، راهی جز این باشد که خودِ طبیب برای مداوا، جانش را هزینه کند)
شهادت ایشان، دقیقا در همین نقطه با فلسفه عاشورا پیوند میخورد. ایشان که خود سالها تبیینگر میراث انقلاب بودند، در نهایت دریافتند که برای ماندگاری این راه، شاید راهی جز آنچه جدشان، حسین بن علی (ع)، برگزید، وجود ندارد. او [حسین بن علی (ع)] رفت تا جان خویش را به پای اسلام، ایران و انقلاب اسلامی فدا کند. این شهادت، انقلاب را از تهدیدهای مهلکی چون تحریف، رخوت، سازش و فراموشی آرمانها نجات داد.
همانطور که خون سیدالشهدا علیهالسلام دین اسلام را برای همیشه از خطر مرگ نجات داد، این خون نیز حیات جمهوری اسلامی را تا همیشه تاریخ تضمین کرد. امروز با شهادت رهبر حکیم، خون تازهای در رگهای جامعه اسلامی ایران جاری شده؛ خونی که نه از جنس حیات مادی، بلکه از جنس خودِ ماندگاری است. حضور حماسهساز میلیونها نفر از مردم ایران در شبهای بعد از شهادت رهبر انقلاب، جلوهای از جوشش خون رهبر شهید و حیات دوباره ملت دوستداشتنی ایران است.
شهادت رهبر انقلاب در چنین منظومه فکری، نه یک پایان، بلکه یک تولد دیگر است.
این شهادت، خون تازهای بود که در رگهای میهمانان اسلامی ما جاری شد. اگر کسی گمان میکرد این حرکت عظیم مردمی ممکن است پس از دههها دچار خستگی روزمرگی یا انحراف از مسیر اصیل خود شود، خون پاک رهبرش چون تکاندهندهای مهیب، غبار خستگی را از چهره انقلاب زدود و حیاتی دوباره را به ایران اسلامی بخشید.
درست همانطور که خون سیدالشهدا علیهالسلام روح تازهای در کالبد اسلام دمید و آن را برای همیشه از خطر تحریف و نابودی نجات داد، این شهادت نیز حیات جمهوری اسلامی را تضمین کرد. این خون، پیمان فراموشنشدنی میان امت و آرمانهای انقلاب را تجدید کرد.
اینگونه شد که آنچه آمریکا و اسراییل و ایادی استکبار آن را پایان یک راه میدیدند، در حقیقت جرقهای برای بیداری دوباره و قدرتی برای تداوم آن است. خون رهبر انقلاب امروز، درست به اندازه خون ثارالله و در همان راستا، سند زندهای بر این حقیقت است که تا وقتی خون در رگهای یک مکتب جاری است، آن مکتب هرگز نخواهد مرد.
برای دانلود و شنیدن صوت اینجا کلیک کنید
مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم