عمادالدین باقی گفت: در جوامع باز که تحرک کامل اجتماعی وجود دارد نخبگان حکومتی ای شکل می گیرند که بیش از همه برای حکومت کردن، شایستگی دارند درغیر اینصورت نظام سیاسی رو به قهقرا می رود و جامعه را هم به قهقرا می کشد تا اینکه جامعه دست به مقاومت در برابر این وضعیت می زند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عمادالدین باقی، پژوهشگر حوزه حقوق بشر، در بخشی از گفت و گویی با خبرگزاری خبرآنلاین، به بیان نکاتی درباره مدیریت دولت در دوران جنگ، بیکاری و قطعی اینترنت، وظایف حکومت در مقابل مردم و ... پرداخت. در ادامه بخشی از این گفت و گو را می خوانید؛

* با توجه به خطر بودن زیرساخت های ایران و احتمال دوباره جنگ، دولت چه وظیفه ای برای حفظ سلامت و روان جامعه دارد؟

اگر منظور از «دولت» قوه مجریه است که در مدت جنگ مدیریت شایسته ای در تامین معاش مردم و سرپا نگه داشتن تاسیسات آب و برق و گاز و همچنین مرمت های سریع تاسیسات اسیب دیده اب و برق داشته است. هرچند افزایش تورم در همه جنگ ها هم گریزناپذیر است و حتی در بسیاری از کشورهایی که جنگ نبود هم تحت تاثیر جنگ 40 روزه علیه ایران تورمی گاه بیش از خود ایران در برخی کالاها مانند انرژی و سوخت به وجود آمد. مشکل قطع اینترنت هم طبعا از چشم دولت دیده می شود ولو اینکه سخنگوی دولت بگوید دست دولت نیست. هزاران کسب و کار بخاطر قطع اینترنت تعطیل شده و در شرایط تورمی، خانواده های زیادی را در تنگنای نفسگیری انداخته است و تاکنون هیچ دلیل قانع کننده ای برای این کار ارائه نشده و برای پاسخ های کارشناسان به دلایل ادعایی هم جوابی نداشته آند.

وظیفه اصلی و فوری دولت، تلاش برای دور کردن جنگ است و انحصار تصدی جنگ به دست نظامیان، مانع این وظیفه خواهد شد و باید مانند همه دنیا نیروی نظامی هماهنگ با مدیریت سیاسی باشد و هماهنگی کامل بین دیپلماسی و میدان وجود داشته باشد نه اینکه دولت که نهادی انتخابی است و پشتوانه مشروعیت مذاکره و صلح است به حاشیه رانده شود.

دولت باید بر باز کردن تنگه اینترنت اصرار بورزد ولی سخنگوی دولت ‌می گوید دست ما نیست

در شرایط جنگی بخاطر دورکاری و تعطیلی برخی مشاغل و بیکاری های اجباری، دولت باید از اسیب دیدگان حمایت کند و حقوق کسانی که مجبور به غیبت می شوند پرداخت شود.

مالیات های مضاعف تا پس از جنگ تعلیق شود، صدای صاحب‌نظران و حوزه عمومی بیش از همیشه شنیده شود نه اینکه با قطع اینترنت و یا واکنش تهدید امیز نسبت به نظرات مخالف، از ان محروم شوند، دولت باید بر باز کردن تنگه اینترنت اصرار بورزد ولی سخنگوی دولت ‌می گوید دست ما نیست. رئیس جمهور وقتی در انتخابات وعده داد ایا نمی دانست که دست رئیس جمهور هست یا نیست؟ پس الان هم باید برای باز کردن ان فشار بیاورد چون برعکس آنچه ادعا می شود انسداد کامل اینترنت، خلاف امنیت ملی است.

اما این اشتباه است که درباره نقش دولت به معنای قوه مجریه در عدم انسجام سخن بگوییم. اتفاقا در تمام ادوار گذشته کمترین نقش را در تخریب همبستگی اجتماعی، قوه مجریه داشته چون با ‌وجود همه محدودیت ها و نظارت استصوابی در انتخابات، ریاست جمهوری کم و بیش، نماد جمهوریت نظام و قوه مجریه نهادی انتخابی است نه انتصابی و رانتی. آنکه می تواند ضامن همبستگی باشد اتفاقا قوای دیگر هستند از قوه قضاییه و مقننه و نهادهای نظامی تا دیگران.

هیچ یک از شورش‌ها و اعتراضات سال‌های گذشته و حتی دو جنگ تحمیلی اخیر از جهت آینده پژوهی، غافلگیرانه نبوده‌اند

* در شرایط جنگی حکومت چه وظیفه‌ای در قبال مردم دارد؟

وظیفه حکومت تغییر ریل حکمرانی است اگر حکومت این کار را نکند تغییر به شکل دیگری اتفاق می افتد. وقتی جامعه تغییر کرده، تحول نسلی و فکری رخ داده، این حکومت است که می تواند انتخاب کند زایمان طبیعی باشد یا سزارین؟ ببینید تمام وقایع این سال‌ها پیش بینی شده بودند، هیچ یک از شورش ها و اعتراضات سال‌های گذشته و حتی دو جنگ تحمیلی اخیر از جهت آینده پژوهی، غافلگیرانه نبوده اند و صاحب‌نظران مختلفی آنها را پیش بینی کرده و گفته و نوشته بودند، خصلت پیش بینی علمی، «خودبرانداز بودن» آن است یعنی ایجاد قابلیت پیشگیری، ولی متاسفانه مدل حکمرانی بخاطر ایدئولوژی زدگی، شعارزدگی، خودفریبی و سیاست فرقه ای و دوری از تخصص، به جای توجه به نظرات کارشناسی به سوی تصدیق و تحقق پیش بینی ها رفت.

البته این معضل، ریشه دار است. وقتی می توانیم ریشه دار بودنش را بفهمیم که به سخنرانی های آیت الله منتظری در دوره قائم مقامی رهبری مراجعه کنیم که بارها علیه شعارزدگی به عنوان یک آفت سخن می گفت و یا بر تخصص تاکید می کرد و در نامه ای به رهبر انقلاب نوشت چرا مجلس باید روسای قوا روحانی باشند و مجلس این همه روحانی داشته باشد و متخصصین مختلف نباشند؟ و همین از دلایل نامرئی اقدامات علیه او از سوی کسانی شد که برای پس از امام خمینی درباره موقعیت خود احساس خطر کردند.

به قول آیت الله خمینی ملت اگر تشخیصش خطا هم باشد رای آن متبع است

در جوامع باز که تحرک کامل اجتماعی وجود دارد نخبگان حکومتی ای شکل می گیرند که بیش از همه برای حکومت کردن، شایستگی دارند درغیر اینصورت نظام سیاسی رو به قهقرا می رود و جامعه را هم به قهقرا می کشد تا اینکه جامعه دست به مقاومت در برابر این وضعیت می زند.

الان به نظر من از نان شب واجب تر برای حکومت این است که به نظرات مخالفان ملی اندیش و منتقدان خیرخواه توجه ویژه داشته باشد نه اینکه شرایط جنگی را بهانه و یا فرصت برای مقابله با آنها بداند. ببینید در کشورهای دشمن ما در برابر حکومت چه نظرات و واکنش های رسانه ای و اجتماعی رخ می دهد ولی همان برخورد را با آنها نمی کنند؟ البته می فهمم که وضعیت ما خاص است و نمی توان با آنها مقایسه کرد به همین دلیل ما هم میان وطن فروش و کسی که از متجاوز دفاع کند، با منتقدان حکومت، تفاوت قائل هستیم و هرنوع همراهی با دشمن را خط قرمز می دانیم ولی دست کم صدا و سیما آینه ای است که چنین القا می کند که گویا حکومت چنین تفکیک و تمایزی را قائل نیست.

این مدل حکمرانی که می خواهد بر پایه مدل رابطه موسی و خضر بنا شود و از شهروندان انتظار دارند هرچه انها درست تشخیص می دهند را تبعیت کنند فاجعه بار است. حکمرانی بر مبنای حق شهروندی و حق تعیین سرنوشت است و به قول آیت الله خمینی ملت اگر تشخیصش خطا هم باشد رای ان متبع است.

29215

منبع: خبرآنلاین