علی کیمیایی: اگرچه سیاست رسمی به درستی مبتنی بر پایان جنگ و رسیدن به صلح پایدار است ولی در این میان دو گروه هستند که ادامه جنگ را گریزناپذیر و ضروری میدانند. گروه اول معتقد است که آمریکا و بویژه اسراییل پیشاپیش تصمیم به تداوم جنگ تا نابودی ایران گرفتهاند و آنان زیر بار هیچ توافق پایداری نمیروند و این گفتگوها نوعی تله سیاسی و زمان خریدن برای ادامه تجاوزات آنها است. بنابر این چارهای جز ادامه جنگ نیست.
گروه دوم نگاه آخرالزمانی دارند و معتقدند طرف مقابل در حال شکست است و ما به خیمههای معاویه نزدیک شدهایم و اصولا منتظر چنین روزی بودیم تا بساط دشمن را بچینیم در نتیجه مذاکره و سازش خیانت است و باید خیلی زود کار را تمام کرد.
گرچه نتیجه هر دو رویکرد تاکید بر ادامه جنگ است، بطور طبیعی با گروه دوم نمیتوان گفتگو کرد، چون هیچ درک حداقلی هم از میدان ندارد و نگاهش هم مبتنی بر واقعیات نیست و چه بسا از جای دیگری خط بگیرند و الا عقل سلیم چنین ادعایی نمیکند. همان اندازه که گروه دوم غیرقابل گفتگو هستند و نباید به آنان اعتنا کرد و وارد جدلهای به پایان و بیفایده شد، حرف و تحلیل گروه اول مسئولانه است و حداقل در باره اسراییل کاملا صدق میکند، در مقابل این امکان و ظرفیت وجود دارد که در مورد آمریکا به گونه دیگری باشد. آمریکا و اسرائیل در این جنگ یک تفاوت جدی دارند.
اسراییل مثل همیشه خود را در برابر تبعات جنگ مسئول و پاسخگو نمیداند و هیچ فشاری جز وضعیت داخلی خود را تحمل نمیکند. در حالی که ایالات متحده در برابر تبعات جهانی و منطقهای جنگ و نیز فشارهای داخلی به نسبت باید پاسخگو باشد. پس امادگی بیشتری برای رسیدن به توافق دارد و اگر بتوان با آن به توافقی تضمین شده رسید قطعا ارزش آن را دارد که چنین کرد. چون ادامه جنگ جز نابودی توان و بنیه اقتصادی و ارتباطی و ... ایران نتیجه دیگری ندارد.
خسارات وارده به ایران عزیز، از نظر قدر مطلق، بویژه از نظر نسبت به تولید ناخالصداخلی مطلقا قابل مقایسه با طرف مقابل نیست و دهها برابر بیشتر است. بنابر این ادامه گفتگوها با آمریکا امری ضروری است و مهمتر از آن حمایت مطلق از حکومت در این گفتگوها ضروریتر است. کشاندن سیاستِ گفتگو به خیابان و زیر سوال بردن آن به زیان ایران و به سود طرف مقابل است. چنین کاری به سرعت موجب شکاف و در نتیجه تخلیه و تضعیف خیابان خواهد شد. آن گونه که خبرگزاری تسنیم نوشته است چهرههای مشکوک در میادین وجود دارند که ظاهرا دنبال چنین هدفی هستند.
بجز مسأله رویکرد نهاد تصمیمگیر و مسئولیتپذیر اهمیت دارد. اگر تصمیم را مراجع بالا دستی بگیرند طبعا فارغ از نتایج آن به عنوان نهاد پاسخگو قابل پذیرش است ولی اگر خیابان بخواهد تعیین کننده کیفیت پایان و سرنوشت جنگ باشد یا باید همه گرایشها حق حضور در خیابان را داشته باشند یا چنین پایانی مورد قبول و حمایت اکثریتی که در خیابان نیستند نخواهد بود.
۴۲/۴۲