در چنین زمانهایی که جامعه تحت تأثیر عوامل اقتصادی، روانی و اجتماعی متنوع قرار میگیرد، ضرورت دارد سیاستگذاری عمومی با محوریت اعتمادسازی، همبستگی اجتماعی،کاهش آسیبپذیریها و تقویت سرمایه اجتماعی دنبال شود.
مهمترین گام، ایجاد و تقویت ارتباط صادقانه و مستمر میان حاکمیت و مردم است؛ ارتباطی که بر پایه شفافیت، اطلاعرسانی دقیق و پرهیز از پنهانکاری شکل بگیرد. تجربه بحرانهای بزرگ در جهان نشان میدهد هرگاه مردم نسبت به اطلاعاتی که دریافت میکنند اطمینان داشته باشند، همگرایی و مشارکت آنها در مدیریت بحران چند برابر میشود.
اطلاعرسانی لحظهای، صریح و مسئولانه، یکی از ستونهای اصلی پیشگیری از ایجاد شایعه، تنش، استرس و بیاعتمادی است.
از سوی دیگر، تابآوری اجتماعی بدون توجه به عدالت اجتماعی قابل تحقق نیست. بحراندر هر شکل آن به ویژه در شرایط جنگ ترکیبی که بخشی از آن جنبه اقتصادی دارد، فشار بیشتری بر گروههای کمدرآمد وارد میکند و سیاستگذاری عمومی باید با هدف کاهش فشار بر اقشار آسیبپذیر، تثبیت حداقلی بازارهای ضروری و تقویت شبکه حمایت اجتماعی طراحی شود. کاهش هزینههای معیشتی، حمایت هوشمند از خانوارهای کمدرآمد و تضمین دسترسی پایدار به کالاهای اساسی، میتواند سطح آرامش عمومی را افزایش و زمینه بروز نارضایتیها را کاهش دهد. توجه همزمان به کرامت انسانی و سیاستهای حمایتی دقیق، یکی از مسیرهای تقویت انسجام اجتماعی است.
در شرایط بحران، گفتوگو باید گسترش یابد. ایجاد فضاهای امن برای شنیدن دغدغههای مردم، فعالسازی سازوکارهای مشارکت اجتماعی، استفاده از ظرفیت نخبگان، دانشگاهیان، سازمانهای مردمنهاد و گروههای مرجع، میتواند به تولید فهم مشترک و جلوگیری از شکلگیری شکاف کمک کند. جامعهای که صداهای مختلف در آن شنیده میشود، زمینه کمتری برای تنش، بیاعتمادی و قطبیسازی دارد. بنابراین، تقویت مشارکت مدنی و به رسمیت شناختن تنوع دیدگاهها، یکی از ابزارهای اصلی تقویت انسجام اجتماعی است.
افزون بر این، تقویت امید اجتماعی یک ضرورت راهبردی است. امید نه یک مفهوم احساسی، بلکه حاصل تجربه قابل لمس پیشرفت، ارائه چشمانداز روشن، مدیریت کارآمد و نمایش توانایی برای عبور از شرایط سخت و دشوار است. افزایش کارآمدی دستگاهها، بهبود خدمات عمومی، کاهش بروکراسی، احترام به مردم و رفتار مسئولانه مدیران در همه سطوح، بهطور مستقیم بر روحیه جمعی جامعه اثر میگذارد. هر گام کوچک در افزایش کیفیت حکمرانی، یک سرمایه بزرگ برای تابآوری اجتماعی است.
نکته کلیدی دیگر، پرهیز از هرگونه دوقطبیسازی است. در دوره جنگ به ویژه با دشمنان قسم خورده و کینه جوی امریکایی- صهیونی، جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش، عقلانیت و انسجام است. سیاستگذاری، رسانهها و نخبگان باید از هر اظهار، تحلیل یا رفتاری که جامعه را به دو بخش «ما و آنها» تقسیم کند اجتناب کنند. زبان احترام، همدلی و مسئولیتپذیری، ابزارهای اصلی مدیریت افکار عمومی هستند.
در نهایت، تابآوری اجتماعی یک دارایی استراتژیک است که با سرمایهگذاری مستمر بر اعتماد، عدالت، مشارکت، کارآمدی و همبستگی شکل میگیرد. جامعهای که در آن شهروندان احساس شنیدهشدن، حمایت و امید داشته باشند، در برابر سختترین بحرانها مقاومتر خواهد بود و انسجام آن حفظ میشود.
* معاون سیاسی امنیتی و اجتماعی استانداری لرستان