به گزارش خبرآنلاین، روزنامه اینترنتی فراز نوشت: بهتازگی علی شریفیزارچی مدعی شده است که تعداد واقعی شرکتکنندگان در پویش «جانفدا» کمتر از ۴ میلیون نفر است و عدد ۳۰ میلیون اعلامی واقعیت ندارد. براساس این گزارش، با استعانت از کارشناسان برنامهنویسی (Back-End)، صحت این ادعا بررسی شده است؛ بررسیهایی که نشان میدهد استدلال زارچی با واقعیتهای فنی دیتابیس سایت همخوانی ندارد.
اصل ادعای شریفی زارچی چیست؟
علی شریفیزارچی با انتشار مطالبی مدعی شد که شناسههای کاربری (User ID) مربوط به کامنتگذاران در سایت پویش، اعدادی کمتر از ۴ میلیون را نشان میدهند. او با تکیه بر این مشاهده، نتیجهگیری کرد که کل کاربران ثبتنامی سایت نمیتوانند ۳۰ میلیون نفر باشند و روشی را نیز برای راستیآزمایی این عدد ارائه داد.
راستیآزمایی فنی؛ تفاوت «ثبتنام» با «کامنتگذاری»
روزنامه فراز برای بررسی دقیق این موضوع به سراغ متخصصان برنامهنویسی رفته است. نتایج استخراج شده از لایههای فنی سایت (Back-End) به شرح زیر است:
تایید گزاره اول: بررسیها نشان میدهد که بله، شناسههای کاربری در بخش کامنتها واقعاً اعدادی زیر ۴ میلیون هستند.
رد گزاره دوم و نتیجهگیری: نکته کلیدی اینجاست که در معماری فنی این سایت، هنگام ثبتنام کاربر جدید، هیچ «شناسه کاربری» (ID) به فرد اختصاص داده نمیشود که برای او قابل مشاهده باشد. در واقع، شناسهای که شریفی زارچی به آن استناد کرده، منحصراً مربوط به «ردیف نظرات منتشر شده» است، نه «تعداد کل افراد ثبتنامی».
چرا تعداد کامنتها ملاک نیست؟
کارشناسان فنی به دو دلیل عمده استدلال زارچی را مغالطه میدانند:
۱. اختیاری بودن نظرات: در تمامی پلتفرمهای مشابه (مانند کارزار)، معمولاً کمتر از ۱۰ درصد شرکتکنندگان اقدام به ثبت نظر میکنند. بنابراین، تعداد ۴ میلیون کامنت برای ۳۰ میلیون شرکتکننده، نسبتی کاملا منطقی و حتی فراتر از استانداردهای معمول است.
۲. انتشار گزینشی: بررسی فاصله میان شناسهها در بخش نظرات نشان میدهد که بسیاری از کامنتها اساسا تایید یا منتشر نمیشوند، لذا شمارش شناسههای عمومی نمیتواند نشاندهنده حجم واقعی فعالیت در سایت باشد.
سوءاستفاده از جایگاه علمی برای اهداف سیاسی؟
برخی تحلیلگران معتقدند شریفی زارچی که از دیماه ۱۴۰۴ در خارج از کشور به سر میبرد، با استفاده از سوابق علمی خود در دانشگاه شریف، تلاش کرده است یک گزاره فنی را به شکلی وارونه جلوه دهد تا اعتماد عمومی نسبت به آمارهای رسمی را خدشهدار کند. با توجه به عدم تسلط عموم مردم به مباحث پیچیده برنامهنویسی، این نوع ادعاها میتواند در نگاه اول پذیرفتنی به نظر برسد، اما کالبدشکافی فنی نشاندهنده نوعی «تحریف آگاهانه» است.
به نظر میرسد پروژهی تردید در آمارهای میلیونی پویشهای مردمی، بخشی از یک تقابل رسانهای است که پس از ناکامی در عرصههای میدانی و خیابانی، اکنون به فضای مجازی و لایههای فنی دیتابیسها کشیده شده است.
۲۴۲۲۴۴