به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بیش از چهل روز از شهادت علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مشاور رهبر انقلاب میگذرد، مردی که روزگاری توسط شورای نگهبان در انتخابات ریاست جمهوری ردصلاحیت شد اما به یکی از مهمترین و عالیترین سمتها در بدنه امنیتی کشور منصوب شد. «علی مطهری» همچنان از شورای نگهبان به دلیل عملکردش در ردصلاحیتها انتقاد میکند و تاکید دارد که؛ «اینکه به چه دلیلی از رئیسجمهور شدن آقای لاریجانی پرهیز داشتند، برای ما روشن نیست، اما در حق ایشان بیمهری شد و مردم نتوانستند از تجربه و توانایی ایشان بهدرستی استفاده کنند.»
با علی مطهری، نماینده ادوار مجلس و فرزند سیاستمدار شهید مطهری و همچنین برادر همسر شهید لاریجانی در «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین به گفتوگو نشستهایم. مطهری که فارغ از مناسبات خانوادگی، همکاری سیاسی هم در مجلس با لاریجانی داشت، مجلسی که از یک سو، ریاستش با داماد خانواده شهید مطهری بود، نائب رئیسیاش با علی مطهری.
او در این گفتوگو با اشاره به نحوه شهادت دبیر شورای عالی امنیت ملی بیان کرد: « تقریباً ساعت سه نیمهشبِ ۲۷ رمضان بود که به روایتی شب قدر است. احتمالاً ایشان در حال عبادت بودهاند؛ شاید ایستاده یا نشسته. چون بدنشان بسیار متلاشی شده بود. اما مرتضی خوابیده بود و بدنش نسبتاً سالمتر بود.»
وی همچنین گریزی به ماجرای سوال از رئیس جمهور در زمان دولت احمدینژاد زد و گفت: «دلیل اینکه هیئترئیسه سؤال از رئیسجمهور را اعلام وصول نمیکرد، این بود که از بیرون مجلس تحت فشار بودند و نهادهای حکومتی توصیه میکردند که این کار انجام نشود. این اولین بار بود که میخواستند از رئیسجمهور سؤال کنند و تصور میکردند این اقدام آسیب جدی به نظام وارد میکند. بنابراین رئیس مجلس را تحت فشار قرار داده بودند که اعلام وصول نکند.»
گپ وگفت با علی مطهری به یکشنبه سیاه هم رسید، به ماجرای پرتاب مهر و کفش به شهید لاریجانی در حرم حضرت معصومه(س)، به مخالفت تندروها با تصویب برجام و ....
مشروح گفتوگو با علی مطهری را در «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین را بخوانید؛
***************************
* با توجه به اینکه در چهلمین روز شهادت آقای لاریجانی به سر میبریم، آخرین باری که ایشان را دیدید چه زمانی بوده است؟
آخرین باری که آقای لاریجانی را دیدم، حدود یک ماه قبل از شهادتشان بود. ایشان بهصورت سرزده به منزل ما آمدند. تقریباً دو ساعت هم آنجا نشستند و صحبت کردند. احساس کردم که از این زندگی پنهان و اینهمه جابهجایی خسته شدهاند و آمدهاند تا گپی بزنند، تبادل نظری کنند و خستگی در کنند. زمانی که خواستند بروند، همسرم به ایشان گفت که اگر میخواهید، اینجا تشریف بیاورید؛ طبقه بالای ما تقریباً خالی است و جای مناسبی است که شما تشریف بیاورید. من هم به شوخی گفتم اینجا خوب نیست و همه کشته میشویم.
ایشان هم خنده عمیقی کردند و رفتند. بعد از آن دیگر ایشان را ندیدم. در آن جلسه که قبل از جنگ رمضان بود، صحبت شد و ایشان گفتند که احتمال جنگ وجود دارد و تلاش میکنیم جنگی رخ ندهد. دیدیم که ایشان خیلی فعال بودند و طرحی را به عمان بردند و مذاکرات را کاملاً نظارت و هدایت میکردند. اما به هر حال، آنها ناجوانمردانه در وسط مذاکره وارد جنگ شدند.
ایشان بعد از جنگ 12 روزه، به منزل خودشان نمیتوانستند بروند
* منظورتان از زندگی پنهان چیست؟ با خانواده بودند یا جدا از خانواده؟
جدا از خانواده بودند. بعد از جنگ دوازدهروزه، هر لحظه احتمال حمله و ترور وجود داشت. طبیعی بود که به منزل خودشان نمیتوانستند بروند و دائماً جابهجا میشدند. خانواده در جای دیگری بودند و خودشان و مرتضی در جای دیگری؛ و این وضعیت دائماً تغییر میکرد.
* نحوه شهادت ایشان چطور بود؟ روایتهای متفاوتی در رابطه با شهادت ایشان مطرح میشود.
آن مقداری که من اطلاع دارم، در خانهای در پردیس بودند که هدف بمب قرار میگیرد. تقریباً ساعت سه نیمهشبِ ۲۷ رمضان بود که به روایتی شب قدر است. احتمالاً ایشان در حال عبادت بودهاند؛ شاید ایستاده یا نشسته. چون بدنشان بسیار متلاشی شده بود. اما مرتضی خوابیده بود و بدنش نسبتاً سالمتر بود.
همه دامادهای ما مورد علاقه شهید مطهری بودند
* آقای لاریجانی، داماد محبوب شهید مطهری بود؟
تا زمانی که شهید مطهری در قید حیات بودند، سه داماد داشتند و داماد چهارم بعد از شهادت ایشان به خانواده اضافه شد. آقای لاریجانی داماد سوم بودند. همه دامادهای ما مورد علاقه شهید مطهری بودند. آقای لاریجانی تازه داماد ما شده بودند که شهید مطهری در اردیبهشت ۵۸ به شهادت رسیدند.
آقا میرزا هاشم آملی فردی بسیار شوخطبع بودند
* علت جذب ایشان به شهید مطهری به لحاظ فکری بود؟ تفکر یکسانی داشتند؟
در آن زمان ایشان یک جوان ۲۰ ساله بودند. بعد از اینکه داماد ما شدند، با شهید مطهری آشنا شدند و شروع ارتباط از آنجا بود. از سال ۵۴، به درخواست بسیاری از طلاب فاضل قم که نامه نوشته بودند و همچنین به توصیه امام خمینی از نجف، شهید مطهری هفتهای دو تا سه روز به قم میرفتند و در آنجا تدریس میکردند. روزهای چهارشنبه تا جمعه در قم حضور داشتند و درسهایی ارائه میدادند.
در سال ۵۶ که دوره جدید نهضت اسلامی آغاز شد و مراجع تقلید سهگانه ـ آقای گلپایگانی، آقای مرعشی نجفی و آقای شریعتمداری ـ اعلامیه صادر میکردند، در آن ایام شهید مطهری به دیدار آنها نیز میرفتند تا آنها را با رهبری امام خمینی هماهنگ کنند. با آنها گفتوگو میکردند و در برخی از این ملاقاتها، بهندرت خود من هم حضور داشتم. زمانی که راننده ایشان حضور نداشت، خودم گاهی ایشان را به قم میبردم.
آیتالله میرزا هاشمی آملی ـ پدر آقای لاریجانی ـ هم از مراجع تقلید بودند. ایشان نیز گاهی در امضای این اعلامیهها شرکت میکردند و به این ترتیب تعداد مراجع امضاکننده به چهار نفر میرسید. بنابراین، شهید مطهری گاهی به دیدار ایشان نیز میرفتند. یک بار خودم حضور داشتم؛ آقا میرزا هاشم آملی فردی بسیار شوخطبع بودند، بهطوریکه در اولین ملاقات تعجب کردم که یک مرجع تقلید تا این حد شوخ است. وقتی بیرون آمدیم، پدرم گفت: بله، ایشان کلاً آدم شوخ و مزاحی است.
فکر میکنم از همانجا موضوع خواستگاری خواهر ما آغاز شد. احتمالاً آیتالله میرزا هاشم آملی این موضوع را با پدرم مطرح کردند. بعداً خانواده ایشان به تهران آمدند، خواستگاری انجام شد و سپس عقد و عروسی برگزار شد.
برادرهای ایشان همگی افراد شاخصی هستند
* مهریه خواهر شما چقدر بود؟
الان یادم نیست و اطلاع ندارم که دقیقاً چه حدودی بوده است.
* تفاوت شهید لاریجانی با برادرانشان از نگاه شما چیست؟
برادرهای ایشان همگی افراد شاخصی هستند. آقای محمدجواد لاریجانی هم از نظر علمی و هم از نظر سیاسی فرد شاخصی است. آیتالله صادق لاریجانی نیز از نظر علمی و جایگاه اجتماعی برجسته هستند و دکتر محمدباقر لاریجانی هم یک پزشک متخصص هستند. آقای فاضل لاریجانی هم مدتی در دانشگاه آزاد فعال بودند. در مجموع، همه آنها بااستعداد و مؤثر هستند.
هرگاه کفه تندروی در مجلس سنگین میشد، شهید لاریجانی تدبیری میاندیشیدند
* آقای جواد لاریجانی و آقای صادق لاریجانی نسبت به دو برادر دیگر در فضای سیاسی فعالتر هستند. تفاوت آقای علی لاریجانی با این دو برادر که در حوزه سیاسی فعال هستند، چه بود؟
آقای علی لاریجانی مقداری معتدلتر بودند. بهگونهای رفتار میکردند که با تندرویها همراهی نکنند یا تلاش میکردند آنها را به مسیر میانه بازگردانند. برای مثال، زمانی که در مجلس حضور داشتند و ۱۲ سال ریاست مجلس را بر عهده داشتند، هرگاه کفه تندروی در مجلس سنگین میشد، تدبیری میاندیشیدند. مثلاً فراکسیون مستقلین را تشکیل دادند تا توازن برقرار شود. چه تندروی از سوی اصولگراها بود و چه از سوی اصلاحطلبان، ایشان بهگونهای این موضوع را مدیریت میکردند.
ناراحتی علی لاریجانی از حمله طرفداران احمدی نژاد با مهر و کفش
* ایشان چندین بار مورد حمله و تهمت تندروها قرار گرفتند. ناراحت یا عصبانی نمیشدند؟
طبیعی است که وقتی مورد حمله قرار میگیرید، ناراحت میشوید؛ مخصوصاً وقتی که مورد حمله فیزیکی قرار بگیرید. حملهای با مهر و کفش در قم به ایشان شد که بعد از جلسه استیضاح وزیر کار دولت نهم صورت گرفت. خود من در این استیضاح نقش اساسی داشتم، اما رئیسجمهور وقت جلسه استیضاح را تبدیل به افشاگری و حمله به خانواده آقای لاریجانی کرد و ویدیویی از یکی از برادران ایشان پخش کرد و اصلاً در موضوع استیضاح صحبتی نکرد. آقای لاریجانی هم ایشان را بسیار آزاد گذاشت و گفت شما که ادعای افشاگری دارید، آزاد هستید هر چه دوست دارید بگویید. حتی اجازه پخش ویدیو را هم داد. فضا علیه رئیسجمهور شد و نمایندگان بسیار ناراحت شدند که در جلسه استیضاح، موضوع دیگری مطرح میشود و حمله به رئیس مجلس صورت میگیرد. زمانی که آقای احمدینژاد دوباره خواست پاسخ دهد، آقای لاریجانی او را بهگونهای از جلسه خارج کرد. این موضوع برای هواداران آقای احمدینژاد بسیار سنگین بود. پس از مدتی، زمانی که آقای لاریجانی در دهه فجر در حرم حضرت معصومه سخنرانی داشت، آنها با مهر و کفش به ایشان حمله کردند. اگر تمام این ضربهها برخورد میکرد، خطرناک بود. بهسرعت ایشان را از محل خارج کردند. طبیعی است که هر کسی ناراحت میشود.
* به یکشنبه سیاه مجلس اشاره کردید. درون خانواده واکنشی نسبت به پخش ویدیو و سخنان آقای احمدینژاد نداشتند؟
صحبتی نشد، چون موضوع روشن بود. این مسائل معمولاً در جمع خانواده مطرح نمیشد.
فشار نهادهای حکومتی به لاریجانی برای عدم اعلام وصول سوال از رئیس جمهور
* خاطرهای از عصبانی شدن شهید لاریجانی نسبت به خود شما در مجلس دارید؟
هرچه بین ما بود، در قالب مزاح، طنز و شوخی بود. مثلاً در همان ماجرای سؤال از رئیسجمهور که هیئترئیسه اعلام وصول نمیکرد و تقریباً یک سال طول کشید تا من استعفا دادم، استعفایم را هم اعلام وصول نمیکردند تا بالاخره مجبور به این کار شدند. در نطق استعفایم که نیمساعت زمان داشتم، گلایهای از هیئترئیسه، از جمله آقای لاریجانی، مطرح کردم که بیشتر حالت طنز و شوخی داشت. گفتم از داماد ناخلف خودمان هم گلهمند هستم و ایشان که جلسه را اداره میکرد، بلافاصله گفتند که پاسخ شما را همشیره گرامی خواهند داد. این موضوع باعث خنده و نشاط مجلس شد. در همین حد بود و برخوردها بیشتر بهصورت شوخی و مزاح بود، نه جدی.
البته دلیل اینکه هیئترئیسه سؤال از رئیسجمهور را اعلام وصول نمیکرد، این بود که از بیرون مجلس تحت فشار بودند و نهادهای حکومتی توصیه میکردند که این کار انجام نشود. این اولین بار بود که میخواستند از رئیسجمهور سؤال کنند و تصور میکردند این اقدام آسیب جدی به نظام وارد میکند. بنابراین رئیس مجلس را تحت فشار قرار داده بودند که اعلام وصول نکند. در نهایت مجبور به پذیرش شدند و پس از اینکه استعفای من رأی نیاورد، سؤال از رئیسجمهور به جریان افتاد. این اقدام مفید بود و راه را برای طرح سؤال از رئیسجمهور باز کرد. بعدها دیدیم که دیگران هم جرئت پیدا کردند این موضوع را مطرح کنند.
رهبری هم پیغام داده بودند و موافق تصویب برجام بودند
* یکسری انتقادات به مدیریت ایشان مطرح است. نحوه مدیریت ایشان در مجلس چطور بود؟
در مجموع خوب بود. در جایی که لازم بود فیالبداهه پاسخ میدادند و آنجایی که لازم بود، به مزاح جواب میدادند. در مجموع، مدیریت ایشان خوب بود.
* انتقاداتی که از سمت تندروها مطرح میشود...
آن دلیل دیگری دارد. در مورد برجام، آنها انتظار داشتند ایشان کاری کنند تا برجام رأی نیاورد، در حالی که باید نظر واقعی مجلس را میپذیرفتند. مجلس هم در آنجا صرفاً مأمور بود که یا رأی مثبت بدهد یا رأی منفی. توافقی بین دولتها بود و چیزی نبود که بتوان متن آن را تغییر داد. به همین دلیل، عدهای از مخالفان میگفتند که برجام در بیست دقیقه تصویب شد و به کشور خیانت شد. اینها حرفهای درستی نبود، چون بیست دقیقه هم برای تصویب در مجلس زمان زیادی محسوب میشد. پیش از آن، دهها ساعت جلسه کارشناسی برگزار شده بود و کارشناسان سیاست خارجی و انرژی اتمی و... حضور داشتند و نمایندگان به جمعبندی رسیده بودند. رأی هر کسی مشخص بود و فقط باید رأیگیری انجام میشد.
ضمن اینکه رهبری هم پیغام داده بودند و موافق تصویب بودند. در جلسه غیرعلنی قبل از جلسه رسمی نیز این موضوع مطرح و پیام ایشان اعلام شد. البته شروطی هم مطرح شده بود که در آن لایحه آمده بود. با ذکر آن شروط، ایشان توصیه به تصویب برجام کرده بودند و این کار انجام شد. بنابراین حملاتی که به آقای لاریجانی شد، وارد نبود.
اصلاً امکان مطرح شدن پیشنهادها در برجام وجود نداشت
* همان روز تصویب برجام چه گذشت که آقای لاریجانی متهم به تصویب بیستدقیقهای برجام شدند؟ بهویژه اینکه قبل از تصویب برجام، جلسات کمیسیون بررسی برجام بسیار برگزار شده بود.
عدهای پیشنهاداتی برای تغییر متن داده بودند و انتظار داشتند این پیشنهادها مطرح شود، در حالی که همانطور که عرض کردم، مجلس مجاز نبود که عبارات را تغییر دهد، چیزی را حذف کند یا جملهای را تغییر بدهد. مانند همه توافقنامههایی که بین دولتها انجام میشود، این متن نهایی شده بود و به مجلس آمد. مجلس هم یا آن را تأیید میکند یا رد. اگر رد میکرد، دولتها باید با یکدیگر تغییراتی در آن ایجاد میکردند. برجام هم همینطور بود. بنابراین اصلاً امکان مطرح شدن پیشنهادها وجود نداشت. برخی نمایندگان این توافقنامه را مانند طرحها و لوایح عادی مجلس تلقی میکردند و فکر میکردند میشود پیشنهاد داد و تغییر ایجاد کرد. وقتی این کار انجام نشد، ناراحت شدند و به مخالفت پرداختند، در حالی که مخالفتشان هم وارد نبود.
در مجلس نهم، مقام رهبری وارد شدند و اعتراض کرده بودند که چرا صلاحیت من رد شده است
* ایشان در خصوص رد صلاحیت شما در مجلس نهم اقدامی نکردند؟ اینکه بخواهند توصیهای کنند؟
در مجلس نهم، مقام رهبری وارد شدند و اعتراض کرده بودند که چرا صلاحیت من رد شده است. حتی به آنها گفته بودند که ایشان مانند پدرش است و حرفش را با صراحت مطرح میکند. ایشان اعتراض کرده بودند و مسئله حل شد. اما بعد، در مجلس دهم هم فکر میکنم ابتدا رد کردند و سپس تأیید صلاحیت شدم. ایشان برای بسیاری از نمایندگانی که برای دوره بعد رد صلاحیت میشدند، اقدام میکردند و کمکشان میکردند؛ با شورای نگهبان صحبت میکردند. اتفاقاً یکی از اتهامات به ایشان همین بود که برای تأیید صلاحیت افرادی که رد صلاحیت شده بودند تلاش میکردند. درباره من، شاید موضوع روشن بود و نیازی نبود که ایشان هم ورود کنند.
به عضو حقوقدان شورای نگهبان گفتم که حیف خون شهید مطهری که زمین ریخت تا این حرفها را بشنوم
* برای مجلس یازدهم چطور؟
مجلس یازدهم هم حالت دیگری داشت. بعد از رد صلاحیت، خود شورای نگهبان من را دعوت کرد، بدون اینکه درخواستی کرده باشم. میخواستند صحبت کنند و حرفهایشان را قبول کنم و آنها هم تأییدِ صلاحیت کنند، اما من قبول نکردم. خودشان گفتند که شما در جایی این را گفتهاید و نباید این را میگفتید. گفتند در مورد ۹ دی گفتهاید که اگر این روز باعث تفرقه شود، دیگر یومالله نیست، بلکه یومالشیطان است. تأیید کردم و الان هم عقیدهام همین است. در مورد حصر خانگی هم گفتند که اصرار بر رفع آن داشتهاید. گفتم نظرم همین بود و با رهبری هم مستقیماً این موضوع را مطرح کردهام. یا میگفتند در مورد آقای ابراهیم یزدی اعتراض کردهاید که چرا بازداشت شده است. گفتم پیرمردی را گرفتهاید و به خاطر اینکه در جلسهای چیزی گفته و شما شنود کردهاید، زندانیاش کردهاید؛ ضرورتی نداشت که او را بازداشت کنید. گفتند این خلاف سیاستهای نظام است. گفتم اگر هست، آن را قبول ندارم.
دیدم حرفهای سبکی میزنند و آنجا به آن فرد که یکی از حقوقدانان شورای نگهبان بود، گفتم متأسفم که شما عضو شورای نگهبان هستید و حیف خون شهید مطهری که زمین ریخت تا این حرفها را بشنوم. بیرون آمدم و در را بستم و آنها هم تأییدِ صلاحیت نکردند. انتظارشان این بود که من اینها را بپذیرم تا تأییدم کنند.
اینطور نبود که مشورت منظمی با من داشته باشند
* آقای لاریجانی با اطرافیانشان و خود شما مشورت سیاسی میکردند؟ بیشتر با چه کسانی مشورت میکردند؟
اینطور نبود که مشورت منظمی با من داشته باشند یا قرار مشخصی باشد که هر هفته یک یا دو ساعت بنشینیم و مشورت کنیم. بلکه در نشستهایی که داشتیم، چه گاهی در مجلس بهصورت خصوصی و چه در جمع خانواده، مسائلی مطرح میشد و بهطور طبیعی اظهار نظر و بحث شکل میگرفت. به این معنا، مشورت وجود داشت، اما نه به این معنا که من مشاور ثابت ایشان باشم.
* حلقه اطرافیان و مشاوران ایشان بیشتر چه کسانی بودند؟
در مجلس، آقای کاظم جلالی و آقای نعمتی و برخی نمایندگانی که حامی ایشان بودند، معمولاً مشاوره میدادند. اما بعداً که ایشان به شورای عالی امنیت ملی رفتند، از آن بخش اطلاع دقیقی ندارم.
اینکه به چه دلیلی از رئیسجمهور شدن آقای لاریجانی پرهیز داشتند، برای ما روشن نیست، اما...
* بعد از رد صلاحیتشان در انتخابات ۱۴۰۰، ایشان یکسری نامهنگاری با شورای نگهبان داشتند تا علت رد صلاحیتشان منتشر شود. آیا در این باره صحبت میکردند که میخواهند چنین کاری انجام دهند؟ با توجه به این رد صلاحیت، پیشبینی میشد که اگر بخواهند برای دوره بعد بیایند، باز هم با رد صلاحیت مواجه شوند؟
اولاً ایشان خیلی دنبال احقاق حق خودشان بودند. نمیشد بهسادگی بگویند صلاحیت ایشان رد شده و هیچ دلیلی هم اعلام نکنند و ایشان هم سکوت کنند؛ این موضوع شدنی نبود. به همین دلیل، ایشان پافشاری کردند تا شورای نگهبان دلایل رد صلاحیت را بهطور مکتوب اعلام کند و در نهایت آنها این کار را انجام دادند. دلایل هم بسیار سست بود. ایشان پاسخ مفصلی، در حدود صد صفحه، ارائه دادند و آن را به تعداد زیاد تکثیر کردند و برای همه شخصیتها، نهادها و سازمانهایی که لازم بود ارسال کردند. به همه موارد پاسخ داده شد و یکی دو مورد مربوط به اقوام و اطرافیان ایشان بود که باید به دادگاه میرفتند و همگی تبرئه شدند. دیگر موضوعی باقی نمانده بود.
در دوره بعدی، در سال ۱۴۰۳، قاعدتاً ایشان باید تأیید میشدند، اما دوباره رد صلاحیت شدند. البته این مسئله ناشی از رقابتهای سیاسی بود و اینکه گروهی پنهان سعی داشتند بهگونهای فضا را مهندسی کنند که در این دوره فرد خاصی رئیسجمهور شود. بهنحوی شرایط را میچینند که نتیجه مورد نظرشان حاصل شود. این کار پسندیدهای نیست. اینکه به چه دلیلی از رئیسجمهور شدن آقای لاریجانی پرهیز داشتند، برای ما روشن نیست، اما در حق ایشان بیمهری شد و مردم نتوانستند از تجربه و توانایی ایشان بهدرستی استفاده کنند. با اینکه ایشان میتوانستند در جایگاههای بالاتری قرار بگیرند، زمانی که لازم شد به شورای عالی امنیت ملی بروند، پس از جنگ دوازدهروزه بود و شرایط خطرناک بود و احتمال ترور وجود داشت. با این حال، ایشان فداکاری کردند و این مسئولیت را پذیرفتند. در همان مدت کوتاه هم به نظر من عملکرد موفقی داشتند.
اعضای شورای نگهبان معمولاً افراد متدینی هستند، اما...
* به گروه پنهان اشاره کردید. منظورتان جریانهای سیاسی هستند یا گروههای پنهان در شورای نگهبان؟
گروهی است که شورای نگهبان تحت تأثیر آنها قرار دارد و بهگونهای عمل میکند که گاهی شورا فریب میخورد. اعضای شورای نگهبان معمولاً افراد متدینی هستند، اما این گروه بهگونهای پروندهسازی میکند و آنها را ارائه میدهد که در رأی اعضا تأثیر میگذارد. نمیدانیم چه نامی برای آنها بگذاریم، اما وجود دارند و در هر انتخاباتی معمولاً اثرگذار هستند.
آقای لاریجانی در بسیاری از موارد از تندروی و افراط و تفریط جلوگیری میکردند
* وجه تمایز آقای لاریجانی چه بود که به ایشان عاقل، توانا و خردمند میگویند؟
عملکرد ایشان را میبینند. از رفتار و کردار هر فرد مشخص میشود که عاقل و معتدل است یا نه. آقای لاریجانی نیز از همین قاعده پیروی میکردند. در بسیاری از موارد از تندروی و افراط و تفریط جلوگیری میکردند. به همین دلیل، فردی معتدل و عاقل شناخته میشدند.
گاهی حتی برای جابهجایی با موتور تردد میکردند
* چقدر نفوذ انسانی یا بحث تکنولوژی در ترور ایشان نقش داشته است؟
اطلاعات من در این زمینه زیاد نیست و دقیق نمیدانم. اما ایشان بسیار رعایت میکردند؛ اینطور نبود که بیاحتیاط باشند. حتی زمانی که به منزل ما آمده بودند، کاملاً استتار کرده بودند و معمولاً محل اقامت خود را بهسرعت تغییر میدادند. گاهی حتی برای جابهجایی با موتور تردد میکردند. با این حال، اینکه از چه طریقی محل ایشان شناسایی شده است، مشخص نیست. البته شنیدهام که گروهی برای بررسی این موضوع مأمور شدهاند تا نتیجه تحقیقات را اعلام کنند. در نهایت باید کارشناسان نظر بدهند و نمیتوانم بهطور مشخص دلیلی ذکر کنم.
ما باید بهدنبال جبران خسارت این ترورها باشیم و فقط به غرامتهای اقتصادی بسنده نکنیم. ترورهایی که انجام شده، خسارتهای بزرگی به ما وارد کرده است؛ از ترور رهبر انقلاب گرفته تا فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هستهای و شخصیتهایی مانند آقای لاریجانی، آقای خرازی و دیگران. نمیتوان اینها را کماهمیت جلوه داد و صرفاً گفت آنها عشق به شهادت داشتهاند و به آرزوی خود رسیدهاند و دیگر موضوع را پیگیری نکرد. به نظر من این مسائل باید دنبال شود.
حتی در زمان جنگ نیز دشمن حق ندارد یک فرمانده نظامی را در داخل خانهاش ترور کند. در میدان جنگ شرایط متفاوت است، اما هدف قرار دادن یک فرمانده در منزلش و در کنار خانوادهاش، خلاف قوانین بینالمللی است و قابل پیگیری حقوقی است. این موضوع باید از مسیرهای قانونی پیگیری شود یا بهنوعی پاسخ داده شود. اگر چنین توان بازدارندگی وجود داشت که در برابر هر ترور، پاسخ متقابل داده شود، احتمالاً آنها جرئت تکرار چنین اقداماتی را نداشتند. اما متأسفانه چنین توانی در اختیار نیست. آنها از ابتدا با چنین روشهایی عمل کردهاند و کشور جعلی اسرائیل نیز بر همین مبنا شکل گرفته است. بنابراین، مقدمات کار را فراهم میکنند، اقدام میکنند و سپس پنهان میشوند و امکان پاسخگویی متقابل نیز دشوار میشود.
به همین دلیل، این موضوع باید جدی گرفته شود. از دست دادن افرادی مانند آقای لاریجانی به این سادگی قابل پذیرش نیست و نمیتوان صرفاً به مفهوم شهادت بسنده کرد. مسئله پیگیری حقوقی و پاسخ به این اقدامات، موضوعی مهم و ضروری است.
29215