به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، مراسم تشییع پیکر علی خسروی، نقاش و گرافیست برجسته، باحضور هنرمندان و دوستان او از جمله آیدین آغداشلو، مهدی هاشمی، بهرام کلهرنیا، لیلی گلستان، ابراهیم حقیقی، مهدی فیروزان، آیدین مهدیزاده، داریوش فرهنگ، بیژن بیژنی، شهین ترکمن، ایرج اسکندری، فرزاد ادیبی، اکبر نیکانپور، محمد بنی اسدی، عباس مشهدیزاده، و یعقوب عمامهپیچ، امیر اثباتی، اسدالله امرایی و دیگرانی در مقابل خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
پدرم همیشه در قلب ما خواهد ماند
در ابتدای این مراسم، دختر زندهیاد خسروی در سخنانی گفت: پدرم نهتنها یک هنرمند بزرگ، بلکه پدری مهربان، دلسوز و پدربزرگی فداکار برای من و خانوادهام بود. پدر من همیشه مردی با قلبی بزرگ بود، همیشه با محبت و دستودلبازی در کنار ما بود. او نهتنها برای من، بلکه برای فرزندانم نیز پدربزرگ مهربان و دلسوزی بود. پدرم به سوئد میآمد و ما در کنار هم ساعتها به قدم زدن میپرداختیم و از زیباییهای هنر و فرهنگ لذت میبردیم. گفتوگوهایی که ما داشتیم پر از انرژی و زندگی بود و همیشه بعد از صرف غذا، کنار میز مینشستیم و به صحبت ادامه میدادیم.
او ادامه داد: هنگامی که اولین فرزندم به دنیا آمد، پدرم به سوئد آمد و عاشق قدم زدن با کالاسکه بچهها شد. او همیشه ما را حمایت و به ما کمک میکرد. پدرم انسانی خردمند، با دل و نیتی پاک و محبتآمیز بود. او همیشه در قلب ما خواهد ماند.
علی خسروی در تصویرسازی ایران از پیشگامان بود
در ادامه مراسم تشییع علی خسروی، ابراهیم حقیقی ـ گرافیست ـ صحبتهایش را اینگونه آغاز کرد: این چه رازی است که هر سال بهار با عزای دل ما میآید؟ به شخصه برای من هفتهای بسیار تلخ گذشت. شنیدهاید که بعضی از بازرگانان که تمام اندوختههای عمرشان را جمع کردهاند، یک روز به آنها خبر میدهند که کشتیهایشان در دریا غرق شده است؟ هفته پیش چنین حسی داشتم. همزمان با رفتن علی، روز بعدش هم با رفتن محمدرضا بهمنپور، انگار که دو بخش از اندوختههای ۵۷ سالهام را از دست دادهام.
حقیقی با اشاره به سالها همکاریاش با علی خسروی و محمدرضا بهمنپور در عرصه هنر و گرافیک، اظهار کرد: از همان روزهایی که وارد دانشکده شدیم، علی از همان ابتدا وارد کار شد. دفتر مرتضی ممیز که برای ما خانه و مدرسه بود، و بعدها در انتشارات سروش، همیشه در کنار ما بود. علی خسروی نه تنها در گرافیک، بلکه در تصویرسازی ایران از پیشگامان و پیشکسوتان بود.
او با یادی از سفرهای مشترکشان با علی خسروی گفت: ما خیلی سفر کردیم. از خراسان، گیلان، مازندران، آذربایجان، کردستان، خوزستان، هرمزگان، یزد، کرمان و کاشان. زیر این آسمان، آسمان ایران، این اندوخته کمی نیست. این سرمایهای است که به همراه دوستی با محمدرضا و علی، حاصل شد. ما خیلی کار کردیم، کتابهای بسیاری تولید کردیم، اما حالا که این دوستان عزیزمان را از دست دادهایم، حسی مشابه همان بازرگان را دارم که میشنود هیچ کشتیای دیگر در هیچ دریایی برایش نمانده است.
حقیقی در ادامه بیان کرد: حس من این است که باید از این اندوختههایی که هنوز دارم مراقبت کنم. دوستان عزیزم، استادان گرامیام که همچنان در کنارم هستند. این سرمایهها را باید قدر دانست و از آنها مراقبت کرد؛ زیرا هیچ سرمایهای برای من جز این دوستان وجود ندارد. من نمیتوانم این اندوختهها را رها کنم، باید همچنان در این کشتی دریا با آنها باشم.
این هنرمند در کلام آخر با تأکید بر اهمیت نگهداری از این سرمایههای انسانی، اظهار کرد: امروز بیشتر از هر زمانی در زندگی، ارزش اندوختههایم را میفهمم. باید از این دوستان و استادان عزیز مراقبت کنیم؛ چرا که آنها سرمایههای واقعی ما هستند. در این کشتی زندگی، با هیچکدام از این عزیزان رها نخواهیم شد.
مرگ علی خسروی ضایعهای جبرانناپذیر است
پس از او، آیدین آغداشلو در مراسم تشییع علی خسروی با بیان اینکه «گمان میکردم دیدارها ادامهدار خواهد بود»، از فقدان این هنرمند بهعنوان ضایعهای جبرانناپذیر یاد کرد.
او با اشاره به ویژگیهای هنری خسروی گفت: به نظر من او مهمترین طراح نسل خود بود و با وجود حضور استادان بزرگی در حوزههای مختلف، شیوهای که خسروی در طراحی داشت، بهویژه در نحوه پر و خالی گذاشتن فضاها، بینظیر بود.
آغداشلو با این تاکید که در ایران نظیری برای قدرت قلم و مهارت او به یاد ندارد، افزود: با وجود تجربه و آموختن نزد استادان بزرگ، معتقدم او «چیز دیگری» بود و اگر اختلاف سنی وجود نداشت، حتماً از شاگردانش میشدم. او طبیعتی بسیار ملایم و مهربان داشت و در تمام سالهای آشنایی، رفتاری دلپذیر و صمیمی با من داشت، بهگونهای که هر دیدار، گویی ادامه دیدار قبلی بود.
آغداشلو با اشاره به دوستان مشترکشان، از جمله احمدرضا احمدی، فیروز شافعی و ابراهیم حقیقی، این ارتباطات را زمینهساز دیدارهای گاهبهگاه میان خود و خسروی دانست.
او در ادامه با ابراز تأثر از درگذشت خسروی گفت: از شنیدن خبر فوت او بسیار شکسته شدم، هرچند مرگ، تنها حقیقتی است که همواره تکرار میشود و گریزی از آن نیست. جای خالی هنرمندانی که از جهان میروند، بخشی از نظم ناگزیر زندگی است؛ امری که اگرچه تعجبآور نیست، اما اندوهی عمیق به همراه دارد.
آغداشلو همچنین اظهار کرد: در یک روز، خبر درگذشت علی خسروی، بهمنپور و یکی از دوستان قدیمیام را شنیدم و همین، سنگینی این فقدان را دوچندان کرد. با این حال، باید این سختیها را پذیرفت و تحمل کرد.
او در پایان با اشاره به جایگاه خسروی در هنر معاصر ایران گفت: اینکه گفته میشود جای او در طراحی، گرافیک و تصویرگری معاصر خالی خواهد ماند، شاید در بلندمدت قابل قضاوت باشد، اما میدانم که در طول عمر من، این خلأ هرگز پر نخواهد شد.
مهمترین ویژگی خسروی «بیآلایشی» او بود
مهدی فیروزان، مدیر عامل شهر کتاب در مراسم تشییع علی خسروی با اشاره به اینکه از اوایل دهه ۶۰ با خسروی رابطهای نزدیک داشته است، با تأکید بر ویژگیهای شخصیتی او اظهار کرد: بسیاری از صفاتی مانند سخاوت یا خلاقیت ممکن است در افراد مختلف وجود داشته باشد، اما آنچه هویت واقعی یک انسان را شکل میدهد، کیفیتی عمیقتر است. مهمترین ویژگی خسروی «بیآلایشی» او بود؛ حالتی که در برخورد با او هیچ فاصله یا احساس ناامنی ایجاد نمیکرد و نوعی صداقت و خلوص در رفتار او موج میزد.
فروزان این ویژگی را چنین توصیف کرد: در مواجهه با خسروی، هیچگونه حسابگری یا پنهانکاری احساس نمیشد و او مانند «نسیم پاک کوهستان» حضوری صمیمی و بیواسطه داشت. این خصلت در تمام سالهای آشنایی ما ثابت بود و در کنار تواناییهای هنری، وجهی متمایز به شخصیت خسروی میبخشید.
او ادامه داد: لایهلایه بودن و پیچیدگیهای رفتاری، در طول تاریخ به بخشی از اخلاق عمومی تبدیل شده است، اما خسروی با وجود آگاهی و توانمندی، شخصیتی شفاف، صادق و بیآلایش داشت و همین موضوع او را متمایز میکرد.
فروزان با بیان اینکه خسروی با وجود تواناییهای بالا، از بسیاری موقعیتها و اعتبارات چشمپوشی کرده بود، افزود: در گفتوگوهایی که درباره پروژهها و فعالیتهایش داشتیم، هرگز نشانی از حسابگری در او ندیدم.
او در ادامه با اشاره به فعالیتهای خسروی در مجموعه «سروش» گفت: دوران طلایی این مجموعه حاصل تلاش جمعی هنرمندان بود و خسروی نیز در آن مسیر رشد کرد. طی سالها شاهد شکلگیری و جسارت یافتن قلم خسروی بودم و این جسارت را برخاسته از صداقت درونی او میدانم.
فروزان در پایان با تسلیت به جامعه هنری تأکید کرد که درگذشت خسروی، فقدان یکی از هنرمندان توانمند و در عین حال پاک و بیآلایش است و ابراز امیدواری کرد که منش اخلاقی او در کنار آثار هنریاش، برای نسلهای بعدی الهامبخش باشد.
در برخی آثارش پیشنگر زمانه بود
در ادامه، بیژن بیژنی یادداشتی از امیرهوشنگ مهر اردلان را که به دلیل بیماری در این مراسم حضور نداشت، خواند که به این شرح است: «یاران موافق همه از دست شدند در پای اجل یکان یکان پست شدند (خیام)
آشنایی من با استاد علی خسروی به سال ۱۳۵۶ بازمیگردد؛ زمانی که در واحد گرافیک انتشارات سروش بهعنوان خوشنویس مشغول به کار شدم. مدتی گذشت تا با هنرمندان گرافیست، که هر یک سبک و سیاق خاص خود را داشتند، آشنا شدم. در این میان، استاد علی خسروی، دوست عزیز و دیرینهام، شخصیتی متفاوت داشت و این ویژگی را تا پایان عمر حفظ کرد.
او در اتاق کارش، علاوهبر فعالیتهای گرافیکی، صفحهآرایی و طراحی روی جلد کتاب، به طور مداوم به طراحی و کشیدن پرتره از چهرههای فرهنگی و هنری میپرداخت و خستگیناپذیر برای اعتلای هنر خود تلاش میکرد. دست توانای او در پرترهنگاری همواره مورد توجه بود و در میان آن جمع از هنرمندان گرافیست، تنها او بود که با شور و شیدایی خاصی نقاشی میکرد. به جرأت میتوانم بگویم که در این سالها، یکی از پرکارترین نقاشان معاصر ایران بود، بهویژه سیاهطرحهایی که از نویسندگان، شاعران، هنرمندان و دیگر چهرههای برجسته خلق کرد، آثاری دیدنی و ماندگار هستند. او بهراستی جان و جهان خود را در نقاشی گذاشته بود.
خسروی اهل مهاجرت نبود. هرگاه با هم گفتوگو میکردیم، تأکید داشت که به زندگی در این سرزمین دلبسته است. این نگاه، مرا به یاد شعری از فریدون مشیری میاندازد: «من اینجا ریشه در خاکم…». این شعر، بهخوبی ترجمان زندگی او بود؛ هنرمندی که در این سرزمین ماند، ریشه دواند و ثمر داد. او همواره بر این باور بود که هنرمندان میتوانند چهره جهان را مهربانتر کنند و پیامآور صلح، آزادی و مهر باشند.
در اینجا به فرزندان عزیزش، تارا و هومن، و به جامعه هنری، انجمن طراحان گرافیک و نقاشان تسلیت عرض میکنم. همچنین جا دارد از دوستان نزدیک او، از جمله ابراهیم حقیقی، امرالله فرهادی، داریوش فرهنگ، جمال طباطبایی، بهرام جلالی و مهندس الماسی که در تمام این سالها همراه او بودند، قدردانی کنم.
با اندوهی سنگین و غافلگیرانه از بستر بیماری مینویسم که علی خسروی کرمانی، چهرهای شاخص از خطه پربار کرمان، ما را سوگوار کرده و برای بدرقهاش گرد هم آمدهایم. هنوز باور این فقدان دشوار است، اما این رسم دنیای ناپایدار است که میآورد و میبرد و آنچه میماند، یاد و یادگارهاست.
یادگارهای این دوست شریف کم نیست. از افتخارات زندگی حرفهای و هنری من این بود که در سالهای دور، او بهعنوان شاگردی نجیب و آرام وارد کارگاه طراحی شد و سپس در رشته گرافیک دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد. او آنچنان رشد کرد که در کنار استادانی چون مرتضی ممیز و قباد شیوا قرار گرفت.
امید دارم در شأن او، در کنار چهرههای ماندگار کرمان، مکانی برای حفظ و نگهداری آثارش فراهم شود تا به فرهنگ غنی این خطه افزوده شود. در کنار فعالیتهای گرافیکی، من از سالها پیش شاهد شکوفایی قلم و نقاشی او بودم؛ آثاری چون مجموعه «رویای قرنطینه» با تصویر بانوان نوازنده و تابلوهای متعدد که برخی از آنها در حراج تهران نیز ارائه شدهاند.
شاید بتوان گفت او بیآنکه خود بداند، در برخی آثارش پیشنگر زمانه بود.
با ابراز تسلیت و همدردی به همه یاران، درگذشت این هنرمند فروتن و پرتلاش را تسلیت میگویم و از درگاه خداوند برای او آرامش و آمرزش مسئلت دارم.
با مهر و اندوه
هوشنگ مهر اردلان»
تا آخرین لحظه روحیهاش را حفظ کرد
داریوش فرهنگ از دوستان قدیمی زندهیاد خسروی نیز در مراسم تشییع علی خسروی با ابراز تسلیت، از درگذشت این هنرمند بهعنوان فقدان یکی از «اهل خرد و هنر» یاد کرد و گفت: آثار ماندگاری که از خسروی بهجا مانده، از جمله پرترههای چهرههای فرهنگی و هنری و مجموعههایی مانند «رویای قرنطینه»، گویای تلاش و جایگاه او در هنر معاصر ایران است.
او با اشاره به ویژگیهای شخصیتی خسروی افزود: او هنرمندی متواضع، مهربان و بهدور از هرگونه و تنگنظری بود و همین ویژگیها در کنار تواناییهای هنری، او را متمایز میکرد.
فرهنگ در بخش دیگری از سخنانش به آخرین دیدار خود با خسروی در بیمارستان اشاره کرد و گفت: او تا آخرین روزها از هوشیاری و دقت بالایی برخوردار بود، با اطرافیان گفتوگو میکرد و حتی درباره مسائل روز و موضوعات مختلف صحبت میکرد. به گفته فرهنگ، خسروی با وجود شرایط جسمی، همچنان روحیهای آرام و آگاه داشت.
او همچنین به سابقه دوستی طولانی خود با خسروی اشاره کرد و گفت: آشنایی ما به سالهای نوجوانی در کرمان بازمیگردد؛ از دوران مدرسه که او از همان زمان به نقاشی علاقهمند بود و با پشتکار فراوان کار میکرد. فرهنگ تأکید کرد که خسروی از همان سالها فردی پرتلاش بود و بعدها نیز این روحیه را در مسیر حرفهای خود حفظ کرد.
فرهنگ با اشاره به سالهای تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا افزود: خسروی در این دوره نیز فعالیت حرفهای خود را بهطور جدی دنبال کرد و با حضور در آتلیه مرتضی ممیز، مسیر رشد هنریاش را ادامه داد. او همچنین از همکاریهای خسروی در حوزه تئاتر یاد کرد و گفت که او در طراحی پوستر و عکاسی آثار نمایشی، همواره همراه و یاریرسان بوده است.
این هنرمند در ادامه با اشاره به علاقه خسروی به سینما گفت: او تماشاگر جدی فیلم بود و حتی در روزهای پایانی زندگی نیز درباره فیلمها و بازیگران با دقت صحبت میکرد.
فرهنگ در پایان گفت: با وجود امیدهایی که برای بهبود او وجود داشت، این هنرمند چشم از جهان فروبست و به آرامشی ابدی رسید. فرهنگ ابراز امیدواری کرد که روح او در آرامش باشد و یاد و آثارش در میان جامعه هنری ماندگار بماند.
پرترههای او ادای دینی به چهرههای فرهنگی و هنری بود
یکی دیگر از سخنرانها مهنوش مشیری بود که با ابراز اندوه از فقدان این هنرمند، از بیش از پنج دهه دوستی، همکاری و همنشینی با او یاد کرد و گفت: در چنین روزی، تنها میتوان به تعبیر سعدی گفت که قدر دوست در زمان حیات بهدرستی شناخته نمیشود. در دیدار آخر در بخش مراقبتهای ویژه، او بسیار بیحوصله و اندوهگین بود و حتی به شوخیهای همیشگی پاسخ نمیداد، هرچند گاه لبخندی کمرنگ بر چهرهاش دیده میشد. وقتی به او گفتم که همیشه نقاشی را بهترین کار میدانست و بهتر است به آتلیهاش بازگردد، اشکی از گوشه چشمش جاری شد، صحنهای که برای من بسیار تأثیرگذار بود.
مشیری در ادامه با اشاره به تواناییهای هنری خسروی اظهار کرد: او در آتلیه سروش همواره زبردستی خود را در کار با قلم نشان میداد و بهویژه در استیلیزهکردن خطوط نستعلیق و خلق فرمهای نوآورانه مهارتی کمنظیر داشت. خسروی در حوزه پرترهنگاری نیز نقش مهمی ایفا کرد و آثارش را میتوان ادای دِینی به چهرههای فرهنگی و هنری این سرزمین دانست.
او همچنین به فعالیتهای سالهای اخیر خسروی اشاره کرد و افزود: در دورهای که دوباره با جدیت به نقاشی بازگشته بود، آثار ارزشمندی خلق کرد که با استقبال قابل توجهی نیز مواجه شد و حتی به حراج تهران راه یافت؛ موضوعی که موجب خرسندی او شده بود.
مشیری با اشاره به روزهای پایانی زندگی خسروی اظهار کرد: دوران بستری او در بیمارستان، با شرایط دشوار و فضای ملتهب همراه بود و این وضعیت بر روحیه او نیز تأثیر گذاشته بود.
او فراتر از یک نقاش بود
شاهین ترکمن، رئیس گالری سهراب، آخرین سخنران این برنامه بود که از خسروی بهعنوان شخصیتی فراتر از یک نقاش یاد کرد و گفت: فقدان انسانهای بزرگ با اندوهی عمیق همراه است و بغض حاضران در این مراسم، نشاندهنده جایگاه ویژه خسروی است. آثار او، بهویژه در حوزه طراحی و پرتره، از توانایی و مهارت بالایی برخوردار بود و مجموعههایی مانند «رویای قرنطینه» و تصویرگری زنان خنیاگر، جلوهای خاص و ماندگار در کارنامه هنریاش دارد. به گفته ترکمن، این آثار با نگاهی اسطورهای و بیانی متفاوت، جایگاه ویژهای در هنر معاصر ایران یافتهاند.
ترکمن همچنین به ویژگیهای شخصیتی خسروی پرداخت و بیان کرد: او انسانی شفاف، بیآلایش و بهدور از هرگونه حاشیه بود و در طول زندگیاش هیچگاه وارد تنش یا درگیری نشد. این صداقت و سادگی در رفتار، از او چهرهای متفاوت ساخته بود.
او در ادامه با تأکید بر روحیه انسانی خسروی اظهار کرد: او هنرمندی عاشق بود که مهرورزی را به اطرافیان خود میآموخت و در تمام ابعاد زندگی، از هنر تا روابط انسانی، با نگاهی عاشقانه عمل میکرد. او همچون فرشتهای بود که مدتی در کنار ما حضور داشت و اکنون از میان ما رفته است، اما یاد و جایگاهش همواره در دلها باقی خواهد ماند.
علی خسروی متولد ۱۴ اسفند ۱۳۲۷ در کرمان بود. او در سال ۱۳۴۷ وارد دانشگاه شد و کارشناسی خود را در رشته طراحی گرافیک از دانشکده هنرهای زیبای تهران دریافت کرد. این دوره آموزشی، که همزمان با شکلگیری نسل مهمی از طراحان گرافیک ایران بود، زمینه ورود او را به فضای حرفهای طراحی فراهم کرد.
پس از پایان تحصیل، خسروی مدتی در آتلیه مرتضی ممیز فعالیت کرد و سپس با قباد شیوا همکاری داشت؛ دو چهرهای که از جریانسازان اصلی گرافیک مدرن ایران به شمار میروند. این همکاریها نقش مهمی در شکلگیری زبان بصری او داشت و او را در مسیر حرفهای گرافیک کاربردی و مطبوعاتی قرار داد.
خسروی نهم اردیبهشتماه ۱۴۰۵ پس از تحمل یک دوره بیماری در سن ۷۷ سالگی درگذشت.
59243