به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از رضا سخائی کارگردان فیلم سینمایی «ضابط» که این روزها در گروه سینمایی «هنروتجربه» اکران عمومی شده است، درباره شکلگیری ایده و داستان این فیلم بیان کرد: داستان فیلم درباره زنی است که در اطراف کرج زندگی میکند و شبی جلوی ماشینی را میگیرد و سوار آن میشود. راننده که نویسنده است و شبها پرسه میزند، صدای او را ضبط میکند و کمکم درگیر ماجرای عجیب این زن و پیگیر سرنوشت او میشود. این کلیت قصه است اما اتفاقی که در «ضابط» رخ میدهد، ریشه در یک ماجرای واقعی دارد.
سخائی درباره شکلگیری ایده اولیه فیلم گفت: پاییز سال ۹۶، پس از دیداری شبانه با زندهیاد داریوش مهرجویی در حوالی زیبادشت کرج، در مسیر بازگشت، با زنی مواجه شدم که با لهجه آذری جلوی ماشینم را گرفت و درخواست کرد او را سوار کنم. او را سوار کردم. آن زن هم شروع کرد به روایت کردن بخشی از زندگی و تجربههای شخصیاش.
وی درباره مواجهه واقعیای که الهامبخش فیلم شد، توضیح داد: من به دلیل دیر وقت بودن و شرایط آن زن، او را سوار کردم اما چون مضطرب و سراسیمه بود، برای احتیاط صدایش را ضبط کردم. در ظاهر شاید شخصیتی خطرناک به نظر میرسید اما در واقع زنی مظلوم و گرفتار بود که انگار در چنگال یک هیولا زندگی میکرد. همین مواجهه واقعی بعدها جرقه اصلی شکلگیری فیلم «ضابط» شد. آن ماجرا ذهنم را به شدت درگیر کرده بود. فردای همان شب، صدای ضبطشده را برای توماج نورایی که از دوستان و نویسندگان است، پخش کردم. او هم آن زمان در کرج زندگی میکرد. بعد از شنیدن صدا گفت «میخواهی چکار کنی؟» و من گفتم «بسازیمش». از همانجا شکلگیری «ضابط» آغاز شد.
سینمای مستقل یعنی تکیه نکردن به کلیشهها
وی درباره نگاهش به سینمای مستقل و «هنروتجربه» مطرح کرد: برای من سینمای مستقل یعنی بدون تکیه بر کلیشهها یا تقلید، دغدغهای واقعی در وجودت شکل بگیرد و با جسارت پای آن بایستی. آن زمان هنوز امکان گرفتن پروانه ساخت وجود داشت اما احساس میکردم این فیلمنامه مدام باید در مسیر تمرین و اجرا تکمیل شود، چون فضای کار کاملاً رئالیستی بود و تجربه همکاری با علیرضا داوودنژاد به من یاد داده بود که بخش مهمی از فیلم حین تمرین با بازیگران کشف میشود.
این کارگردان افزود: تصمیم گرفتم فیلم را بدون پروانه ساخت و به شکل مستقل بسازیم و بعد ارائه دهیم. با سعید هاشمی صحبت کردم و او هم پذیرفت تهیهکنندگی کار را برعهده بگیرد. او هم معتقد بود این فیلم باید ابتدا ساخته شود و بعد با قبول مسئولیت، برای دریافت مجوز اقدام کنیم. بعدها تصور کردم او دیگر پیگیر پروژه نیست و مسیر را به شکل دیگری ادامه دادیم. بعد سراغ نسیم ادبی رفتم. او نیز صدا را گوش داد و چند جلسه تمرین کردیم. همچنین یک بازیگر جوان هم توسط توماج نورایی معرفی شد و حدود یک ماه هر روز تمرین داشتیم.
تمرین با نسیم ادبی در مسیر بهشت زهرا (س)
وی یادآور شد: حتی ماشین شخصیام تبدیل به محل تمرین ما شده بود. گاهی در مسیرهای طولانی، مدام دیالوگها و موقعیتها را تمرین میکردیم و همزمان قصه تغییر میکرد و کاملتر میشد. این همان تجربهای بود که من از سینمای «هنروتجربه» در ذهن داشتم؛ کشف تدریجی قصه در دل تمرین و اجرا.
این دستیار کارگردان باسابقه سینما درباره روند تمرین بازیگران گفت: تمرینهای فشردهای با نسیم ادبی داشتیم؛ حتی یک روز او را از دربند سوار کردم تا به حوالی بهشتزهرا (س) برسیم و به دلیل ترافیک، بیش از ۳ ساعت در مسیر مدام تمرین میکردیم. در ادامه گروه شکل گرفت؛ حسن زاهدی به پروژه اضافه شد و فیلم در فضایی کاملاً جمعوجور فیلمبرداری شد تا ریتم و حس زندگی حفظ شود. به دلیل محدودیت مالی هم تلاش کردیم پروژه را در چند شب به پایان برسانیم و در نهایت اواخر اسفند فیلمبرداری آغاز شد. بعد از پایان فیلمبرداری نیز نسخه نهایی توسط حمید برزگر تدوین شد.
سینمای «هنروتجربه» یعنی آزمون و خطا
سخائی درباره روند تکمیل فیلم پس از پایان فیلمبرداری بیان کرد: بعد از اولین تدوین، فیلم را به چند نفر نشان دادیم و براساس بازخوردها تصمیم گرفتیم اپیزود دوم را دوباره فیلمبرداری کنیم. برای من همین فرآیند، معنای واقعی سینمای «هنروتجربه» است؛ اینکه فیلم در مسیر ساخت همچنان زنده باشد و امکان تغییر و کشف داشته باشد.
وی ادامه داد: در چنین سینمایی، تجربهگرایی به معنای بیبرنامگی نیست. اتفاقاً فقط کسانی میتوانند وارد این فضا شوند که تجربه حرفهای کافی داشته باشند، چون باید بتوانند با کمترین امکانات، مستقل و چریکی کار را جلو ببرند و از تکرار و دوبارهسازی هم نترسند. در سینمای حرفهای همهچیز از قبل مشخص است اما در سینمای «هنروتجربه» ممکن است حتی سر صحنه مسیر قصه تغییر کند.
این کارگردان درباره حضورش به عنوان بازیگر در فیلم توضیح داد: ابتدا قصد داشتم بازیگر دیگری این نقش را ایفا کند اما احساس کردم اگر خودم بازی کنم، همزمان میتوانم جریان اجرا را کنترل و هدایت کنم. تمرینهای زیادی با نسیم ادبی داشتیم و گاهی حین اجرا بداهههایی اضافه میکردم که او هم به خوبی ادامه میداد. همین شیوه اجرا کمک کرد فیلم به فضای مستند و رئالیستی نزدیکتر شود. بعد از بازتدوین توسط حمید برزگر دوباره پیشنهادهایی برای تغییر مطرح شد اما در نهایت تصمیم گرفتم فیلم را بیش از این دستخوش تغییر نکنم و به نسخه نهایی برسم.
تاکید بر اعلام ساخت فیلم بدون پروانه ساخت
این فعال سینمایی درباره دلیل زمانبر شدن پروسه اکران فیلم به مدت ۷ سال اظهار کرد: این موضوع ناشی از اشتباه خودم در اعتماد به یک تفکر آماتور که ادعای حرفهای بودن داشت، رخ داد که ۷ سال فیلم را به گروگان گرفته بود. هر فیلمی که امکان اکران عمومی نداشته باشد الزاماً اثر «هنروتجربه» نیست؛ این نوع سینما از مرحله ایده و تولید تا اجرا، منطق و ساختار متفاوتی دارد.
سخائی در ادامه درباره روند دریافت مجوز و اکران فیلم گفت: در نهایت پروانه فیلم به نام خودم صادر شد و شورا نیز با فیلم موافقت کرد. با این حال ترجیح دادم به دلیل احترام حرفهای، نام سعید هاشمی به عنوان تهیهکننده حفظ شود، چون او نخستین کسی بود که به من اطمینان داد میتوان این فیلم را ساخت و بعد برای دریافت مجوز اقدام کرد. همچنین از امیرحسین علمالهدی و کوشا دهقان برای همراهی در مسیر اکران فیلم قدردانی میکنم.
سخائی درباره مشکلات دریافت پروانه نمایش نیز عنوان کرد: با ۲ نفر وارد همکاری شدیم که یکی حرفهای بود و دیگری فقط ادعای حرفهای بودن داشت. از ابتدا تأکید کردم صادقانه اعلام کنند فیلم بدون پروانه ساخته شده اما آنها تصور میکردند بهتر است واقعیت گفته نشود. همین تصمیم اشتباه، مسیر فیلم را پیچیده و چندین سال روند دریافت مجوز را متوقف کرد. بعدها حتی بدون هماهنگی، فیلم را به چند جشنواره فرستادند و عملاً پروژه در وضعیتی بلاتکلیف قرار گرفت.
رفتار غیرحرفهای تهیه کنندگان پروژه را چند سال معطل کرد!
وی درباره ادامه مسیر دریافت مجوز فیلم گفت: بعد از رد شدن درخواست پروانه ساخت، اختلافها با تهیهکنندگانی که قرار بود مراحل قانونی کار را پیگیری کنند، بیشتر شد. به اعتقاد من، بخش زیادی از مشکلاتی که برای فیلم پیش آمد ناشی از رفتار غیرحرفهای و ناآشنایی با سازوکار سینمای مستقل بود؛ موضوعی که باعث شد پروژه چند سال معطل بماند. حتی بدون هماهنگی همین تهیه کنندهها که خود را صاحب اثر میدانستند، فیلم را به چند جشنواره خارجی فرستادند و بعدها متوجه شدم جوایزی هم در بخشهایی مثل بازیگری، کارگردانی و فیلمنامه گرفته است اما شخصاً هیچوقت دغدغه اصلیام جشنواره نبوده است. من معتقدم فیلم باید اول برای مخاطب ساخته شود و بعد اگر مسیرش به جشنواره رسید، اتفاق خوبی است اما اینکه از ابتدا فیلم صرفاً برای جشنواره ساخته شود، به سینمای مستقل آسیب میزند.
سخایی متذکر شد: امروز معتقدم خودم هم در این اتفاق مقصر بودم چون باید بیشتر پای باور و شیوهای که به آن اعتقاد داشتم، میایستادم. بعد از حدود ۶ سال، شخصاً پیگیری کار را برعهده گرفتم و با برخی مدیران سینمایی گفتگو کردم و شفاف توضیح دادم که فیلم به شکل زیرزمینی ساخته نشده است. در نهایت فیلم ابتدا در شورای ساخت، سپس شورای نمایش بررسی شد و مجوز اکران گرفت. بیانصافی است اگر از برخورد حرفهای و همراهی مسئولان سازمان سینمایی در این مسیر یاد نکنم.
درباب «کاسبی جشنوارهای»؛ جشنواره درخدمت سینماست یا بالعکس؟
این کارگردان با انتقاد از فضای جشنوارهزدگی در بخشی از سینمای مستقل و کوتاه یادآور شد: متأسفانه در سالهای اخیر نوعی «کاسبی جشنوارهای» شکل گرفته که به اصل سینمای دغدغهمند لطمه زده است. به نظرم جشنواره باید در خدمت سینما باشد نه اینکه سینما در خدمت جشنواره قرار بگیرد. اولویت اصلی برای من همیشه اکران و ارتباط با مخاطب بوده است.
سخائی درباره تجربه ساخت «ضابط» مطرح کرد: در سینمای «هنروتجربه» از همان ابتدا باید با ذهنی منعطف وارد مسیر شوید، چون ممکن است شرایط تولید، لوکیشن یا حتی محدودیت بودجه مسیر فیلم را تغییر دهد. به اعتقاد من، «هنروتجربه»به معنای «سینمای ارزان» نیست بلکه سینمایی است که بتواند با کمترین هزینه اضافی و بر پایه توانایی گروه، پروژه را پیش ببرد. در چنین فضایی، کارگردان اگر شناختی از نویسندگی نداشته باشد، ممکن است گرفتار شود چون مدام باید متناسب با شرایط، تغییراتی در فیلمنامه و اجرا ایجاد کند. این تفاوت اصلی سینمای مستقل با ساختار حرفهای رایج است که همهچیز از قبل در آن تعیین شده و براساس برنامهریزی ثابت جلو میرود.
تجربه سالها دستیاری کارگردان در شکلگیری نگاه حرفهای به فیلمسازی
سخائی در ادامه با اشاره به همکاری خود در کسوت دستیار با فیلمسازان مطرح، بیان کرد: سالها به عنوان دستیار و برنامهریز در کنار فیلمسازان حرفهای کار میکردم؛ فیلمسازانی که حتی از نگاه و تحلیل دستیارشان هم استقبال میکردند و همین باعث شده بود با نگاهی سینمایی در آن فضای اجتماعی زندگی کنم. همچنین سالها همکاری در پروژههای دانشجویی و مستقل، بهویژه در دهه ۸۰، باعث شد یاد بگیرم چگونه میتوان هزینههای تولید را مدیریت کرد و پروژه را با امکانات محدود به سرانجام رساند. همان تجربهها بعدها در ساخت «ضابط» به کمکم آمد.
این دستیار کارگردان باسابقه سینما درباره حضور در قامت کارگردان پس از تجارب متعدد در حوزه دستیار کارگردانی، توضیح داد: هر فردی که ادعای فیلمسازی دارد اگر تجربه دستیاری کارگردان یا فعالیت در گروه کارگردانی و پشت صحنه را نداشته باشد برای اثبات ادعای خود نیازمند یک دستیار کارگردان بسیار کاربلد است و به همین علت اکنون سینمای ما تبدیل شده به مدعیان فیلمسازی که میخواهند فیلم اول خود را بسازند و ابتدا برای دستیاران کارگردان های با تجربه که میخواهند فیلم بسازند مانع تراشی میکنند و یا تلاش دارند فیلم ساخته شده آنها اکران نشود. این مدعیان متوهم به جای آنکه از دستیاران و سینماگران استفاده حرفهای کنند قصدشان سواستفاده حرفهای است و در انتها با یک جهل ممتد میگویند مافیای سینما مانع از هنرنمایی و شکوفایی آنها شده است. به عبارت بهتر «شارلاتانیزم و دلالی در مدل امروزی» اتفاق می افتد.
سخائی در پایان تصریح کرد: فیلمساز در سینمای «هنروتجربه» اگر تهیهکنندگی را نشناسد و نتواند پروژهاش را تا مرحله اکران مدیریت کند، عملاً درکی از این سینما ندارد. به اعتقاد من، فیلمسازی فقط ساختن یک فیلم نیست بلکه رساندن آن به مخاطب و اکران شدن قصهای است که به تصویر کشیده شده و فیلمساز مستقل باید توانایی مدیریت این مسیر را هم داشته باشد.
فیلم سینمایی «ضابط» به کارگردانی رضا سخایی و تهیهکنندگی سعید هاشمی و کوشا دهقان و با بازی نسیم ادبی، شهرزاد صانع، رضا سخایی و سیامک صفری از چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت در گروه سینمایی «هنروتجربه» اکران خود را آغاز کرده است.
59243