هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران در سال ۱۴۰۵، در بستری از پیچیده‌ترین تحولات سیاسی و اقتصادی ایران رقم خورد؛ رویدادی پساجنگی که با کوچ اجباری از مصلای تهران به فضای آنلاین، شوک افزایش قیمت کاغذ، جهش ۴۰۰ درصدی قیمت ملزومات چاپ و تغییر پاردایم یارانه‌ها از «دانشجویان» به «عموم مردم» همراه شد. این گزارش، با کالبدشکافی آمارهای رسمی شاپرک و خانه کتاب، پشت‌پرده رقابت نابرابر سنت و مدرنیته در اقتصاد نشر و چالش‌های جدی پیش روی بقای کتاب در سبد خانوار ایرانی را واکاوی می‌کند.

ریحانه اسکندری: صنعت نشر ایران همواره یکی از منعطف‌ترین و در عین حال آسیب‌پذیرترین بخش‌های فرهنگ کشور بوده است؛ کالبدی نیمه‌جان که در سال‌های اخیر، بارها زیر ضربات سهمگین نوسانات ارزی و تحولات ساختاری به نفس‌نفس افتاده، اما هر بار راهی برای بقا یافته است. با این حال، اردیبهشت سال ۱۴۰۵ ورق را به گونه‌ای دیگر برگرداند.

هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران در شرایطی آغاز به کار کرد که ایران یکی از پیچیده‌ترین، غبارآلودترین و دراماتیک‌ترین برهه‌های تاریخ معاصر خود را سپری می‌کرد. این رویداد، فراتر از یک بازارچه سالانه برای تبادل کتاب، به آینه تمام‌نمای جامعه‌ای تبدیل شد که در تلاقی سنت و مدرنیته، و در میانه آوار اقتصادی و امنیتی پساجنگ، به دنبال حفظ اصالت فرهنگی خویش است.

هنوز بوی باروت بحران‌های منطقه‌ای و التهابات «جنگ رمضان» از تن تقویم کشور پاک نشده بود که ویترین مجازی کتاب ایران گشوده شد. تصمیمی اجباری که مصلا را سوت و کور گذاشت و بار تمرکززدایی را به دوش سامانه‌های برخط و شبکه  پست انداخت.

اما این تمام ماجرا نبود؛ هم‌زمانی این رویداد با طوفان سهمگین در بازار نهاده‌های تولید، شوک عظیمی را به بدنه نشر وارد کرد. جهش جنون‌آمیز قیمت کاغذ و ملزومات چاپ که بهای هر بند کاغذ را به مرزهای باورنکردنی ۱۷ میلیون تومان رساند، عملا کتاب را از یک کالای عمومی و در دسترس، به یک «کالای لوکس» در سبد خانوارهای ایرانی بدل ساخت. در این میان، جراحی نظام یارانه‌ای توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حذف بن‌های سنتی دانشجویی به بهانه «عدالت توزیعی»، قشر فرهیخته و دانشجو را با شیب تند قیمت‌ها تنها گذاشت.

این گزارش، با تکیه بر آمارهای رسمی، پایش داده‌های شبکه شاپرک و بررسی میدانی وضعیت ناشران، تلاش می‌کند نقاب از چهره اقتصاد نشر در پساجنگ بردارد. ما در این واکاوی جامع، به پشت‌پرده بحران‌های اداری مانند انسداد سیستماتیک در «اعلام وصول» تازه‌های نشر، تغییر معنادار الگوی مصرف فرهنگی مردم و چالش تاب‌آوری ناشران مستقل در برابر قوانین سخت‌گیرانه سامانه‌ها خواهیم پرداخت.

نمایشگاه مجازی هفتم، بیش از آنکه یک ویترین تجاری باشد، یک کارزار تمام‌عیار برای بقای فرهنگ مکتوب است؛ آزمونی بزرگ که نشان می‌دهد پایداری دسترسی به کتاب در دوران پساجنگ، فراتر از شعارهای عدالت فرهنگی، نیازمند تدابیری سخت، واقع‌بینانه و ساختاریافته است.

واکاوی نظام یارانه‌ای؛ از بن‌های هدفمند تا الگوی تخفیف عمومی

تحول در ساختار تخصیص یارانه‌های دولتی، محوری‌ترین تغییر در هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران محسوب می‌شود. در سال‌های گذشته، سیاست غالب بر مبنای حمایت از گروه‌های خاص مصرف‌کننده، از جمله دانشجویان، طلاب و اعضای هیئت علمی و اهالی قلم استوار بود. با این حال، در سال ۱۴۰۵، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تغییر جهت به سمت «عدالت توزیعی»، مدل یارانه‌ای را به شکلی عمومی بازطراحی کرد.

نمایشگاه کتاب

در بررسی تطبیقی با سال‌های گذشته، مشاهده می‌شود که در سال ۱۴۰۴، نظام یارانه‌ای به گونه‌ای بود که برای مثال دانشجویان با پرداخت ۵۰۰ هزار تومان، اعتباری معادل یک میلیون تومان (۵۰ درصد یارانه) دریافت می‌کردند. این در حالی است که در سال ۱۴۰۳ نیز، بن‌های دانشجویی و اساتید و اهالی قلم علی‌رغم محدودیت‌ های بودجه‌ای، نقش مهمی در تحریک تقاضا ایفا کرده بودند و آمارهای رسمی از دریافت ۱۴۸ هزار و ۹۶۶ بن‌کارت توسط گروه‌های هدف در آن دوره حکایت داشت.

در دوره هفتم، این الگو جای خود را به یک نظام تخفیف ترکیبی داد. بر این اساس، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ۱۰ درصد یارانه اعتباری تا سقف خرید ۲ میلیون تومان برای هر کد ملی (معادل ۲۰۰ هزار تومان حمایت مستقیم) در نظر گرفت که در کنار ۱۵ درصد تخفیف اجباری ناشران، مجموع تخفیف را به ۲۵ درصد رساند.

اگرچه این سیاست دایره شمول یارانه‌ها را به آحاد ملت گسترش داد، اما تحلیل‌های اقتصادی نشان می‌دهد که درصد حمایت واقعی از قشر دانشجو و پژوهشگر نسبت به سال‌های قبل به شدت کاهش یافته است.

مقایسه تطبیقی تخصیص اعتبار و یارانه‌های خرید کتاب (۱۴۰۱-۱۴۰۵)

ردیف دوره نمایشگاه گروه هدف اصلی سقف اعتبار (تومان) درصد یارانه دولتی وضعیت تخفیف ناشران
۱ سی و سوم (۱۴۰۱) دانشجویان و اساتید ۶۰۰,۰۰۰ ۴۰٪ ۱۰٪ تا ۲۰٪
۲ سی و چهارم (۱۴۰۲) دانشجویان و اساتید ۱,۰۰۰,۰۰۰ ۵۰٪ ۲۰٪ (بخش مجازی)
۳ سی و پنجم (۱۴۰۳) دانشجویان و اساتید ۱,۵۰۰,۰۰۰ متغیر ۲۰٪
۴ سی و ششم (۱۴۰۴) دانشجویان و اساتید ۲,۰۰۰,۰۰۰ ۵۰٪ متغیر
۵ مجازی هفتم (۱۴۰۵) عموم مردم ۲,۰۰۰,۰۰۰ ۱۰٪ ۱۵٪ ثابت

این تغییر سیاست در حالی رخ داد که میانگین قیمت کتاب از فروردین ۱۴۰۳ تا فروردین ۱۴۰۴ رشدی ۱۱۰ درصدی را تجربه کرده و در آستانه نمایشگاه هفتم، قیمت‌ها به دلیل تورم فزاینده بازار کاغذ، مرزهای جدیدی را درنوردیده بودند.

بحران اعلام وصول و انسداد در مسیر عرضه‌ی تازه‌های نشر

یکی از چالش‌های فنی و اداری که در شروع نمایشگاه هفتم اعتراضات گسترده ناشران را به همراه داشت، مسئله «اعلام وصول» کتاب‌ها در سامانه خانه کتاب بود. در نمایشگاه‌های فیزیکی، ناشر امکان آن را دارد که کتاب تازه از چاپ خارج شده را مستقیما به غرفه منتقل کند؛ اما در نمایشگاه مجازی، نمایش آثار منوط به تایید سیستمی اعلام وصول در بانک اطلاعاتی است.

ناشران متعددی با هدف حضور پرقدرت در نمایشگاه، تلاش کردند آثار خود را تا اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت به مرحله نهایی چاپ برسانند. با این حال، به دلیل حجم بالای درخواست‌ها و تغییر در کاربرگ‌های کارشناسی که از سال ۱۴۰۳ آغاز شده بود، بسیاری از این کتاب‌ها در زمان مقرر موفق به دریافت اعلام وصول نشدند.

طبق گزارش‌های رسمی منتشر شده، از ابتدای سال ۱۴۰۵ تا اواسط اردیبهشت، نرخ ثبت اعلام وصول به دلیل کندی فرآیندهای اداری و ابهامات در تخصیص کاغذ دولتی با افت مواجه شد.

این ناهماهنگی باعث شد تا بسیاری از «تازه‌های نشر» که موتور محرک فروش در نمایشگاه‌ها هستند، در سامانه مجازی غایب باشند. از سوی دیگر، محدودیت عرضه آثار به کتاب‌های منتشر شده از سال ۱۴۰۰ به بعد، فشار مضاعفی بر ناشرانی وارد کرد که به دلیل بحران‌های اقتصادی، در سال‌های اخیر نرخ تولید کمتری داشتند. در حالی که پلتفرم‌های کتاب دیجیتال اجازه عرضه کتاب‌های قدیمی‌تر را داشتند، ناشران فیزیکی با سد محدودیت زمانی مواجه شدند که این امر به نوعی تبعیض میان نشر سنتی و مدرن تعبیر شد.

نمایشگاه کتاب

طوفان در بازار کاغذ؛ از بهای ۱.۲ میلیونی تا رکوردشکنی‌های پساجنگ

بهای کاغذ به عنوان اصلی‌ترین نهاده تولید کتاب، در بازه زمانی منتهی به نمایشگاه هفتم، نوسانات بی‌سابقه‌ای را تجربه کرد. در حالی که در ابتدای سال ۱۴۰۳، قیمت هر بند کاغذ تحریر چینی ۷۰ گرمی حدود یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان بود، این رقم در سال ۱۴۰۵ تحت تاثیر عوامل متعددی از جمله حذف ارز نیمایی برای برخی اقلام سلولزی و پیامدهای اقتصادی جنگ رمضان، به اعداد عجیبی رسید.

تحلیل روند تغییرات قیمت کاغذ و ملزومات چاپ (۱۴۰۳-۱۴۰۵)

نوع کالا قیمت اردیبهشت ۱۴۰۳ قیمت اردیبهشت ۱۴۰۴ قیمت اردیبهشت ۱۴۰۵ درصد رشد کل
کاغذ تحریر (۶۰ در ۹۰) ۱ تومان تا ۱.۲۰۰ میلیون تومان ۳.۱۰۰ میلیون تا ۴.۸۵۰ میلیون ۵.۱۰۰ میلیون تا ۶ میلیون تومان بیش از ۳۵۰٪
کاغذ گلاسه (هر کیلو) گلاسه ۹۰ و ۱۲۸ گرمی: کیلویی حدود بین ۵۰۰ تا ۵۵۰ هزار تومان حدودا کیلویی ۱۱۰,۰۰۰ تا ۱۱۵,۰۰۰ حدودا ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان بیش از ۴۰۰٪
مقوای پشت طوسی ۷۸,۰۰۰ تومان ۱۰۰,۰۰۰ تومان ۱,۷۱۰,۰۰۰ تومان بیش از ۱۵۰۰٪

*نوسان قیمت بر اساس برند و شرایط عرضه در بازار آزاد گزارش شده است. مبنای قیمت‌ها از براساس نوسان قیمت در دریچه‌های آنلاین خریداری انواع کاغذ است.

این جهش قیمتی، نقدینگی ناشران را به شدت تحلیل برد. ناشران گزارش داده‌اند که هزینه تولید یک کتاب ۲۰۰ صفحه‌ای معمولی به حدود ۷۵۰ تا ۸۵۰ هزار تومان رسیده است. این وضعیت باعث شده است که حتی ناشران بزرگ که پیش از این ماهانه بیش از ۱۵ عنوان کتاب چاپ اول داشتند، انتشار آثار جدید خود را به حالت تعلیق درآورند؛ در این میان بعضی از ناشران مجبور شدند بعد از جنگ تعدیل نیرو کنند چرا که چرخه صنعت‌شان به کند می‌چرید دلیل هم معلو بود چرا که قیمت تمام‌شده کتاب به قدری بالا رفته که عملا آن را به یک «کالای لوکس» تبدیل کرده است.

جنگ رمضان و تاب‌آوری اقتصادی؛ چرایی مجازی شدن نمایشگاه

برگزاری هفتمین دوره نمایشگاه کتاب تهران به صورت مجازی، تصمیمی بود که در سایه شرایط ویژه امنیتی و اقتصادی ناشی از «جنگ رمضان» اتخاذ شد. این درگیری که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز و تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به طول انجامید، تمامی ارکان کشور را تحت تاثیر قرار داد. اگرچه بازارهای کالاهای اساسی به دلیل سیاست‌های پیشگیرانه دولت و توزیع کالابرگ‌های حمایتی با ثبات نسبی همراه بودند، اما ضرورت حفظ آرامش عمومی و تمرکز منابع لجستیکی بر نیازهای حیاتی، امکان برپایی تجمع میلیونی در مصلای تهران را سلب کرد.

مقامات فرهنگی کشور، برگزاری این رویداد در بستر مجازی را یک «نمایش قدرت» و نشانه بلوغ فرهنگی ملتی دانستند که حتی در میانه تهدیدهای خارجی، از مناسک فرهنگی خود دست نمی‌کشد. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرد که این رویداد فرصتی برای حمایت از اقتصاد نشر است که از شرایط جنگی آسیب دیده بود.

با این حال، آسیب‌های جنگ به زیرساخت‌های فیزیکی شرکت ملی پست در برخی شهرستان‌ها و قطعی‌های پراکنده اینترنت در دوران درگیری، چالش‌هایی را برای بخش فنی نمایشگاه ایجاد کرد. شرکت پست با اعلام تخریب کامل برخی از ادارات خود در مناطق درگیر، متعهد شد با بسیج تمامی ظرفیت‌ها، کتاب‌ها را به دورترین نقاط کشور ارسال کند تا شعار عدالت فرهنگی محقق شود.

نقدینگی مردم و تغییر الگوی مصرف در سبد فرهنگی

داده‌های شبکه شاپرک در فروردین ۱۴۰۵ نشان‌دهنده یک تغییر رفتار معنادار در میان مصرف‌کنندگان ایرانی است. تحت تاثیر نااطمینانی‌های ناشی از جنگ، ارزش حقیقی هر تراکنش بیش از ۲۰ درصد کاهش یافته است که به معنای حرکت مردم به سمت خریدهای کوچک‌تر، ارزان‌تر و تمرکز بر کالاهای بی‌دوام (خوراکی و بهداشتی) است.

در چنین اتمسفری، کتاب به عنوان یک کالای فرهنگی با قیمت میانگین بالای 600 تا 750 هزار تومان، در معرض حذف از سبد خانوار قرار گرفته است. آمارهای مقایسه‌ای نشان می‌دهد که در سال ۱۳۹۳ با پایه حقوق آن زمان یعنی 609 هزار تومان می‌شد در یک  840 جلد کتاب خرید و در ماه 66 جلد، در حالی که در سال ۱۴۰۵ با پایه حقوق 16 میلیون ماهانه می‌توان 23 جلد کتاب خرید، این یعنی شکاف 23 عددی و یک سوم سال 1393. این عدد یعنی یک استاد دانشگاه و پژوهشگر با درآمد فعلی‌اش نمی‌تواند حتی نیمی از کتاب‌های سال 1393 را تهیه کند. 

ناشران نیز با درک این موضوع، به سمت تولید آثاری با حجم کمتر و استفاده از کاغذهای سبک‌تر رفته‌اند تا قیمت تمام‌شده را کنترل کنند؛ اما با توجه به تورم سه رقمی در بازار کاغذ، این اقدامات تنها تا حدودی توانسته است مانع از ریزش مخاطب شود.

نمایشگاه کتاب

عدالت فرهنگی و کارنامه اولیه نمایشگاه در شروع کار

علی‌رغم تمامی چالش‌ها، آمارهای اولیه از شروع نمایشگاه مجازی ۱۴۰۵  در ۳ ساعت نخست فعالیت سامانه، بیش از ۲۱ هزار و ۵۰۰ جلد کتاب به فروش رسید. این رقم تا ظهر روز دوم به بیش از ۸۴ هزار نسخه به ارزش ریالی بالغ بر ۳۰۵ میلیارد ریال ارتقا یافت.

 این در حالی است که در سال گذشته ۴۵۸ میلیارد و ۵۸۸ میلیون و ۸۰۱ هزار و ۹۸۴ تومان، ارزش کتاب‌های فروخته شده بخش مجازی بود. این رقم همچنین فروش یک‌میلیون و ۸۰۱ هزار و ۵۵۳ نسخه کتاب از ۱۷ تا ۲۷ اردیبهشت‌ماه را نشان می‌دهد.

طبق آمار در نمایشگاه سال گذشته یک‌میلیون و ۸۰۱ هزار و ۵۵۳ نسخه خریداری شد. البته باید در روزهای آتی منتظر ماند و دید که آیا کتابخوانان همان اشتیاق سال گذشته به خرید کتاب را دارند یا نه؟

از منظر عدالت فرهنگی، نمایشگاه مجازی توانسته است ویترین کتاب را به مناطقی برساند که فاقد کتاب‌فروشی هستند. ارسال رایگان کتاب برای خریدهای زیر ۲۰۰ هزار تومان (با حمایت دولت) و امکان ثبت سفارش از سراسر ایران، گامی موثر در جهت تمرکززدایی از پایتخت محسوب می‌شود. با این حال، ناشران مستقل نگران‌اند که جریمه‌های سنگین سامانه (مانند جریمه ۴ برابری برای عدم ارسال کتاب) و تاخیر در تسویه حساب‌های مالی توسط خانه کتاب، تداوم فعالیت آن‌ها را در این بستر با ریسک مواجه کند.

آمار مشارکت و عرضه در هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران

شاخص مقدار / تعداد
تعداد کل ناشران داخلی و خارجی ۲,۲۹۶ ناشر
تعداد عناوین کتاب عرضه شده (چاپی و دیجیتال) ۴۳۴,۰۴۷ عنوان
سقف یارانه خرید به ازای هر کد ملی ۲۰۰,۰۰۰ تومان
بازه زمانی آثار مجاز برای عرضه ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۵
فروش در ۲۴ ساعت نخست حدود ۵۰,۰۰۰ نسخه

لکنت در شبکه‌های ارتباطی؛ از خاموشی بیلبوردهای شهری تا سکوت پیامکی

یکی دیگر از حلقه‌های مفقوده که کارآمدی هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران را در روزهای نخست با چالشی جدی مواجه ساخته، ضعف مفرط در نظام اطلاع‌رسانی، تبلیغات محیطی و بازاریابی پیامکی این رویداد بود. با توجه به این‌که نمایشگاه کتاب بزرگترین رویداد فرهنگی کشور است، هر ساله در سطح شهر بیلوردهای تبلیغاتی برای یار مهربان نصب می‌شد و به استقبال نمایشگاه کتاب می‌رفت. اما امسال گویی این رویداد در سکوتی محض فرو رفته است.  در حالی که ساختار لجستیکی و پلتفرم‌های برخط آماده میزبانی از مخاطبان بودند، سکوت رسانه‌ای نهادهای متولی عملا بخش بزرگی از بدنه بالقوه خریداران را در بی‌خبری نگاه داشت. نگاهی به بدنه اصلی شهرهای بزرگ و به‌ویژه پایتخت، ویترینی عاری از هرگونه نشان یا نمایه محیطی از بزرگ‌ترین مناسک مکتوب کشور را به نمایش گذاشت؛ امری که به نظر می‌رسید تحت تأثیر سایه سنگین فضای پساجنگ بر رویکردهای روابط عمومی وزارتخانه، به اولویتی دست‌چندم تنزل یافته است.

این فرود ساختاری در حوزه تبلیغات، زمانی بیشتر آشکار می‌شود که کارنامه این دوره با ادوار گذشته مورد تحلیل تطبیقی قرار گیرد. سال‌ها پیش، در دهه‌های ۸۰ و ۹۰، نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به عنوان یک کلان‌پروژه ملی، از هفته‌ها قبل تمام زیرساخت‌های تبلیغات شهری را تسخیر می‌کرد؛ از سازه‌های پرتابل و بیلبوردهای بزرگراهی گرفته تا تیزرهای مداوم رسانه ملی و ارسال میلیونی اس‌ام‌اس‌های هوشمند و تفکیک‌شده برای جامعه دانشگاهی و فرهنگی که نقش موتور محرک جریان‌سازی رویداد را ایفا می‌کردند.

حتی در نخستین دوره‌های شکل‌گیری نمایشگاه مجازی در ابتدای دهه ۱۴۰۰، تمرکز ویژه‌ای بر روی بستر رسانه‌های دیجیتال و ارسال گسترده پیامک‌های پیوند مستقیم به سامانه فروش صورت گرفت تا مخاطبِ سرگردان در فضای مجازی به سمت درگاه‌های رسمی هدایت شود.

در دوره هفتم اما، نه‌تنها از زنجیره هوشمند ارسال پیامک‌های سراسری و هدفمند خبری نبود، بلکه اندک پیامک‌های ارسالی نیز به دلیل نقص در زمان‌بندی یا عدم پیوست لینک‌های مستقیم، کارکرد هدایت‌گر خود را از دست دادند. در فضای شهری نیز، بیلبوردهایی که باید به ویترین معرفی آثار برتر و تشویق جامعه پساجنگ به بازگشت به آرامش از مسیر کتابخوانی اختصاص می‌یافت، در سیطره پیام‌های موازی یا سکوتی معنادار باقی ماند. این ضعف مفرط رسانه‌ای، بار سنگین آگاهی‌بخشی را عملا به دوش خود ناشران و صفحات شخصی آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی انداخت؛ آن هم در شرایطی که دسترسی به اینترنت بین‌المللی وجود ندارد.  این رویکرد  نتوانست جای خالی یک استراتژی کلان، منسجم و پویا در حوزه تبلیغات حکومتی را پر کند و در نهایت، مانع از اطلاع کامل بخش وسیعی از جامعه از  این پنجره یارانه عمومی شد.

 فرصت‌ها و تهدیدهای نشر در پساجنگ

هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، بیش از آنکه یک رویداد تجاری صرف باشد، آزمونی برای تاب‌آوری ساختارهای فرهنگی کشور در برابر تلاطم‌های اقتصادی و امنیتی بود. موفقیت دولت در پایداری سامانه و بسیج شبکه پستی برای ارسال رایگان کتاب، نقطه قوتی است که به تقویت «عدالت در دسترسی» منجر شد.

اما واقعیت‌های سخت اقتصادی، از جمله کاغذ گران و کاهش قدرت خرید واقعی مردم، سایه سنگینی بر این موفقیت انداخته است. حذف بن‌های اختصاصی دانشجویی و جایگزینی آن با یارانه عمومی ۱۰ درصدی، در حالی که قیمت کتاب رشد چند صد درصدی داشته، به معنای خروج تدریجی کتاب از اولویت‌های قشر فرهیخته است.

ناشران در این میان، میان دو سنگ آسیاب «هزینه‌های سرسام‌آور تولید» و «سامانه‌های اداری کند (مانند اعلام وصول)» قرار گرفته‌اند. اگرچه نمایشگاه مجازی توانسته است بخشی از نقدینگی مورد نیاز آن‌ها را تامین کند، اما بدون یک برنامه جامع برای تامین پایدار نهاده‌های تولید و بازنگری در نظام یارانه‌ای متناسب با نرخ تورم، بیم آن می‌رود که در دوره‌های آتی، ناشران کمتری توان حضور در این کارزار فرهنگی را داشته باشند.

در نهایت، هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران ثابت کرد که «کتاب» همچنان یکی از ارکان هویتی و مقاومتی جامعه ایران است؛ اما برای حفظ این حیات فرهنگی، نیاز به تدابیری فراتر از بسترهای برخط و تخفیف‌های محدود احساس می‌شود.

مدیریت هوشمندانه بازار کاغذ و تسهیل فرآیندهای اداری نشر، ضرورت‌هایی هستند که تداوم عدالت فرهنگی را در سال‌های پیش رو تضمین خواهند کرد. پایداری این مسیر در گروی تعاملی صادقانه میان سیاست‌گذاران، تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان کتاب است تا در دوران پساجنگ، شعار «بخوانیم برای ایران» به یک واقعیت ملموس در تمامی خانه‌های ایرانی تبدیل شود.

۵۹۲۴۴

منبع: خبرآنلاین