به گزارش خبرآنلاین روزنامه خراسان نوشت: شاید انتظار ما از او زیاد بود؛ چه فنی، چه اخلاقی. در فوتبال، بعضی استعدادها آنقدر زود میدرخشند که همه تصور میکنند آیندهای افسانهای در انتظارشان است. اما گاهی همان درخشش زودهنگام به سقفی تبدیل میشود که دیگر بالاتر نمیرود.
سردار آزمون شاید یکی از روشنترین نمونههای این الگو در فوتبال ایران باشد؛ بازیکنی با استعداد فراوان که خیلی زود وارد مدار توجه شد. در ۱۷ سالگی با درخشش در تیم ملی جوانان به سپاهان رفت، یک سال بعد اما اتفاقی رخ داد که برای فوتبال ایران کمسابقه بود؛ او در ۱۸ سالگی لژیونر شد. در ۱۹ سالگی در جام ملتهای آسیا درخشید و توجهها را به خود جلب کرد؛ تا جایی که رضا قوچاننژاد، مهاجم محبوب و آماده تیم ملی، جایگاهش را در ترکیب از دست داد. پیشنهادهایی از تیمهای بزرگ اروپایی، از جمله آرسنال، به گوش میرسید و بسیاری تصور میکردند سردار آزمون میتواند رکوردهای علی دایی را تهدید کند.
این مقایسهها وقتی جدیتر شد که به یاد میآوردیم دایی تازه در ۲۴ سالگی نخستین بازی ملیاش را انجام داده بود، در حالی که آزمون در اوایل دهه بیست زندگیاش به چهره اصلی خط حمله تیم ملی تبدیل شده بود. در ۲۲ سالگی با گلزنی در لیگ قهرمانان اروپا رکورد جالبی میان بازیکنان ایرانی ثبت کرد. همه چیز به نظر در مسیر صعودی بود. اما نقطه عطف عجیب کارنامه او خیلی زود فرا رسید. در جام جهانی ۲۰۱۸، آزمون در هر سه بازی تیم ملی به میدان رفت اما نمایشهایش به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
واکنش او به این انتقادها غیرمنتظره بود: در ۲۳ سالگی از فوتبال ملی خداحافظی کرد. در همان زمان قوچاننژاد هم به دلیل نیمکتنشینی کامل از تیم ملی کنار رفت، اما چند ماه بعد آزمون با اصرار کارلوس کیروش به تیم ملی بازگشت. همان مقطع بود که بسیاری از حساسیت زیاد او نسبت به انتقاد و نوعی خودشیفتگی در رفتارهایش سخن گفتند. سالها نام باشگاههای بزرگ به عنوان مشتری او مطرح میشد، اما آزمون همچنان در لیگ روسیه ماند تا اینکه در ۲۷ سالگی به بایرلورکوزن رفت. شروعش متوسط بود، اما مشکلات آمادگی بدنی، بینظمی و رقابت سنگین در خط حمله باعث شد جایگاهش را از دست بدهد. انتقال قرضی به رم امیدی تازه ایجاد کرد؛ او در ایتالیا گل هم زد و نشانههایی از احیا دیده میشد. با این حال مسیر حرفهایاش ناگهان تغییر کرد و راهی فوتبال امارات شد.
برای بازیکنی که زمانی نامش کنار باشگاههای بزرگ اروپا شنیده میشد، این انتخاب در ۳۰ سالگی بیشتر شبیه عقبنشینی بزرگی بود. در تیم ملی اما همچنان جایگاه ویژهای داشت؛ جایی که میتوانست در بازیهای معمولی مقابل تیمهای درجهچندم آسیایی آمار گلهایش را بالا ببرد. با این حال حاشیهها همواره در کنار او حضور داشتند؛ از ورودهای عجیب به دعواهای هواداری، مانند انتشار عکس با مالک تراکتور در میانه تنشهای پرسپولیس و تراکتور و البته چند حاشیه دیگر که برای یک بازیکن ملی خوشایند نبود.
آخرین جنجال زمانی شکل گرفت که در اوج ناراحتی افکار عمومی ایران از حملات آمریکا و اسرائیل که بخشی از آن از پایگاههای اماراتی انجام شده بود، آزمون بدون کمتری همدردی با کشورش، با انتشار یک محتوا بهنوعی موضعی در حمایت از مقامات اماراتی گرفت. بسیاری انتظار داشتند او بعد از موج انتقادها توضیحی بدهد یا رفتاری در مسیر جبران داشته باشد؛ اما واکنشهای بعدیاش به اندازهای نبود که چنین برداشتی ایجاد کند.
حالا در شرایطی که جام جهانی ۲۰۲۶ میتوانست آخرین فرصت او برای درخشش در بزرگترین صحنه فوتبال باشد، حاشیهها باعث شدهاند او در فهرست تیم ملی نباشد که اگر بود جای سوال داشت. بهخصوص وقتی بازیکنی بیحاشیه و بااخلاق مثل نوراللهی بهخاطر یک اختلاف جزئی سالهاست از تیم ملی کنار گذاشته شده نباید انتظار داشت سردار صرفاً بهخاطر نیاز تیم برگردد وقتی نمیتواند از تمام جهات نماینده خوبی برای پرچم ایران عزیز باشد.
خلاصه اینروزها ما از سردار انتظار زیادی نداشتیم؛ اما ترجیح میدادیم لااقل به اندازه خودش رفتار کند؛ مثل جنگ ۱۲ روزه که کنار مردم کشورش بود. داستان سردار آزمون شاید بیش از هر چیز یادآور این واقعیت باشد که در فوتبال، استعداد شرط لازم است اما کافی نیست.
خلاصه اینروزها ما از سردار انتظار زیادی نداشتیم؛ اما ترجیح میدادیم لااقل به اندازه خودش رفتار کند؛ مثل جنگ ۱۲ روزه که کنار مردم کشورش بود. داستان سردار آزمون شاید بیش از هر چیز یادآور این واقعیت باشد که در فوتبال، استعداد شرط لازم است اما کافی نیست.
17302