به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران، ششمین نشست از سلسله نشستهای «هنر و تابآوری» با عنوان «موسیقی و تابآوری از رهگذر اسطوره» یکشنبه (۲۷ اردیبهشتماه) با سخنرانی سیاوش لطفی موسیقیدان و پژوهشگر در کتابخانه موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.
لطفی در این نشست گفت: اندیشیدن مانند بداههنوازی در موسیقی ذاتا پدیدهای بداههپردازانه است.
وی تأکید کرد: بداههنوازی هرگز با ذهنی خالی و تهی امکانپذیر نیست بلکه هم به آمادگی، آگاهی و تسلط بر الگوها نیاز دارد و هم به آزادی و رهایی تا ذهن بتواند خلاق باشد و در لحظه، زایش و خلاقیت رخ دهد.
این پژوهشگر افزود: اندیشه نیز چنین است؛ ما همیشه با پیشزمینهها و پیشفهمهایی میاندیشیم، هر چند بکوشیم آنها را کنار بزنیم. آگاهی به حضور پیشفرضها، همان چیزی است که بداههپردازیِ اصیل را ممکن میکند.
لطفی در ادامه به مفهوم «تابآوری» پرداخت و گفت: این کلمه معمولاً تداعیگر معنایی روانشناختی است و به معنای تحمل کردن و تاب آوردن چیزی است اما تابآوری را نه فقط از لحاظ روانشناختی بلکه در کنار مفاهیمی دیگر باید در نظر بگیریم.
به عقیده این پژوهشگر، وقتی از تابآوری صحبت میکنیم، گاهی حدی از انفعال در آن وجود دارد؛ انگار که همه چیز بر سر انسان آوار میشود و او کاری از دستش برنمیآید. این مفاهیم برای کسانی که در جنگ بودهاند، معنایی عمیق و عینی دارد.
لطفی بیان کرد: پیشنهاد میکنم که «تابآوری» را همراه با «پایداری» و «ایستادگی» در نظر بگیریم. ترکیبی از این دو میتواند معنایی به ما بدهد که این روزها واقعاً به آن نیاز داریم.
لطفی برای روشن کردن مقصود خود، به دو مثال ادبی و فلسفی اشاره کرد؛ نخست، از نمایشنامه «آنتیگونه» سوفوکل یاد کرد و گفت: پسر به پدرش میگوید میخواهد مانند شاخهای باشد که در برابر سیل سرریز رودخانه یا طوفان، خم میشود اما نمیشکند. این همان تابآوری به معنای خم شدن و نشکستن است.
این پژوهشگر سپس به فلسفه آلبر کامو و مفهوم «انسان طغیانگر» یا «طغیان متافیزیکی» اشاره کرد و افزود: طغیان، بُعدی فعال و درونی به مسئله میبخشد؛ طغیانی که از درون اتفاق میافتد، نه یک واکنش صرفاً بیرونی.
لطفی در ادامه، به فلسفه رواقی و به ویژه اندیشه اپیکتتوس اشاره کرد و اصطلاح مهم «دژ درونی» یا «قلعه درونی» را مطرح کرد؛ اینکه انسان چگونه میتواند برای خود قلعهای درونی بسازد که هیچ نیروی بیرونی نتواند آن را فرو ریزد.
این موسیقیدان در ادامه به سرآغاز مدرنیته اشاره کرد و گفت: فیلسوفان تاریخ فلسفه، منشأهای متفاوتی از گالیله و نیوتن تا داروین را برای آن فرض کردهاند اما به عقیده من، از منظر تاریخی‑فلسفی، دیدگاهی که دکارت را نقطه شروع مدرنیته میداند، دیدگاهی بسیار محکم است.
هر چند لطفی این بحث را در نشست به طور مفصل بسط نداد، این ارجاع نشان میداد که دغدغه تحریف و اصالت در موسیقی میتواند ریشهای عمیق در تحولات فلسفی دوران مدرن داشته باشد.
این پژوهشگر در پایان نشست، با جمعبندی مطالب خود نشان داد که چگونه یک موسیقیدان میتواند از طریق نگاه بداههپردازانه و غیرآکادمیک، مسئله تابآوری را بازتعریف کند.
59243