به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ وضعیت تنگه هرمز به عنوان حساسترین گلوگاه انرژی جهان، به گونهای است که وقوع یک حادثه محدود در آن میتواند پیامدهای سیاسی ـ امنیتی و اقتصادی گستردهای را در مقیاسهای منطقهای و جهانی به همراه داشته باشد. از سوی دیگر، با وجود تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد مسیرهای جایگزین انتقال انرژی، این طرحها هرگز نتوانستهاند از اهمیت راهبردی تنگه هرمز بکاهند.
سند شماره ۱۰۱ از «اسناد لانه جاسوسی» مندرج در جلد یازدهم این مجموعه، مورخ ۲۹ اوت ۱۹۷۹ (۷ شهریور ۱۳۵۸) و درباره «آسیبپذیریهای تنگه هرمز» میباشد. این سند بیش از آنکه صرفاً گزارشی فنی از وضعیت کشتیرانی باشد، بازتابی از نگاه راهبردی واشنگتن به یک گلوگاه حیاتی در نظم انرژی و تجارت جهانی است. در متن سند، تنگه هرمز نه فقط به عنوان یک گذرگاه دریایی، بلکه به مثابه نقطهای حساس در پیوند میان امنیت بینالمللی، ثبات بازار نفت و منافع اقتصادی قدرتهای غربی تصویر میشود. سند ابتدا با طرح این فرض آغاز میکند که حتی اگر نیروهای تندرو یا دیگر بازیگران غیردولتی بتوانند به یک کشتی حمله کنند، چنین عملی به خودی خود به معنای بستن تنگه نخواهد بود؛ با این حال، اهمیت اصلی در اثر مستقیم این اقدام نیست، بلکه در پیامدهای سیاسی، اقتصادی و روانی آن نهفته است. به بیان دیگر، سند مزبور بر این منطق استوار است که در تنگه هرمز، حتی یک اقدام محدود و کوچک نیز میتواند تشنجی فراتر از ظرفیت واقعی آن ایجاد کند؛ زیرا بازارهای نفت، ارز و اعتماد بینالمللی به شدت نسبت به هرگونه اختلال در این مسیر حساساند.
نکته مهم دیگر در سند، تأکید بر محدود بودن راههای جایگزین تنگه هرمز است. نویسنده سند (سایروس ونس وزیر امور خارجه آمریکا) با اشاره به خطوط لوله منطقهای میکوشد نشان دهد که هرچند بخشی از نفت خاورمیانه از مسیرهایی غیر از تنگه هرمز صادر میشود، اما ظرفیت این خطوط آنقدر محدود است که در صورت بسته شدن تنگه، تنها بخشی اندک از خسارت قابل جبران خواهد بود. بیان ظرفیت ۲.۵ میلیون بشکهای خطوط لوله در برابر حجم عظیم صادرات روزانه نفت منطقه، درواقع برای اثبات همین نکته است که منطقه هنوز به طور ساختاری به مسیر دریایی تنگه هرمز وابسته مانده و هیچ بدیل فوری، مطمئن و کافی برای آن وجود ندارد. [۱] حتی اشاره به خط لولهای که عربستان سعودی را به دریای سرخ متصل میکند، در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ آمریکا میداند که پروژههای جایگزین در حال شکلگیریاند، اما هنوز در سطحی نیستند که بتوانند نقش هرمز را خنثی کنند. از این منظر، سند مورد بحث نه فقط آسیبپذیری لحظهای تنگه، بلکه استمرار این وابستگی در آینده نزدیک را نیز برجسته میسازد.
از سوی دیگر، اهمیت سند تنها به نفت منطقه محدود نمیشود، بلکه به وابستگی گسترده اقتصادهای صنعتی غرب و حتی خود کشورهای خلیجفارس نیز اشاره دارد. در این گزارش، آمریکا تصریح میکند که بخش قابل توجهی از واردات نفتیاش و همچنین نیازهای نفتی ژاپن و اروپای غربی، از طریق خلیجفارس تأمین میشود؛ اما در کنار این، خود کشورهای ساحلی خلیجفارس نیز برای تأمین کالاهای صنعتی، مواد خام، تجهیزات ساختمانی و مواد غذایی وابسته به واردات از غرباند. این نکته نشان میدهد که تنگه هرمز فقط یک مسیر صادراتی نیست، بلکه شریان حیاتیِ یک نظام مبادلهای گسترده است که در آن هم نفت به بیرون میرود و هم کالا و نیازهای اساسی به درون منطقه وارد میشود. درنتیجه هرگونه اخلال در این تنگه، زنجیرهای از اختلالات متقابل را رقم خواهد زد؛ اختلالی که هم بر دولتهای خلیج فارس فشار میآورد و هم بر اقتصادهای مصرفکننده نفت در غرب و شرق آسیا اثر میگذارد.
در ادامه این یادداشت، متن کامل سند را از نظر میگذرانیم.
سند شماره ۱۰۱
سری
۲۹ اوت ۱۹۷۹ - ۷ شهریور ۱۳۵۸
از: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی - ۲۲۶۸۷۴/ ۰۱
به: سفارت آمریکا، ابوظبی
جهت اطلاع: سفارتخانههای آمریکا در اسلامآباد، جده، کویت، لندن، منامه، مسقط، دهلی نو، صنعا، تهران
موضوع: آسیبپذیریهای تنگه هرمز
ممکن است فلسطینیهای تندرو بخواهند در تنگه هرمز به یک کشتی حمله کنند؛ با اینکه میدانند قادر به غرق ساختن آن و یا بستن تنگه هرمز نیستند. این حرکت به طور حیرتانگیزی توانایی فلسطینیها را در حملهور شدن به منافع آمریکا و اروپا نشان خواهد داد. البته غرق کردن یک کشتی سبب بسته شدن آبراهی، که حدود یکسوم نفت مورد نیاز روزانه جهان از طریق آن عبور میکند، نمیشود.
با این وصف، نفس این کار سبب ایجاد تشنج گردیده، احتمالاً بیثبات شدن دلار را در بازار پول بینالمللی به همراه خواهد آورد و قیمت نفت در بازار سیاه را تحتتأثیر قرار خواهد داد.
تنگه هرمز
مهمترین کانال کشتیرانی که از طریق هرمز میگذرد کوتاهترین راه در اطراف شبهجزیره مسندم و یا عمان به شمار میرود که ۳۰ تا ۳۵ کیلومتر طول و ۸ تا ۱۳ کیلومتر عرض دارد. معبر ورودی و معبر خروجی تنگه شامل یک منطقه ممنوعه به عرض ۲ کیلومتر است. عمق کانال نیز بین ۷۵ تا ۲۰۰ متر تغییر میکند.
معبر خروجی کانال آنقدر عمیق است که حتی اگر دو نفتکش عظیمالجثه نیز در آن غرق شوند باز هم مانعی برای کشتیرانی به وجود نخواهد آورد.
صادرات نفت خام
محموله ۲۰ ـ ۱۸ میلیون بشکه در روز کشورهای تولید کننده نفت منطقه، چون عربستان سعودی، ایران، عراق، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین، حدود ۵۰ درصد واردات نفت خام و محصولات پالایشیافته جهان را تشکیل میدهد. به استثنای مقدار نفتی که از طریق خط لوله صادر میشود، کل صادرات نفتی این کشورها از طریق تنگه هرمز میگذرد. (بدون طبقهبندی)
سه خط لوله منطقه که دارای ظرفیت روزانه ۲.۵ میلیون بشکه هستند از طریق دریای مدیترانه نفت صادر میکنند و در صورت بسته شدن تنگه هرمز بخشی از خسارات وارده را میتوان از طریق افزایش صادرات از این دریا جبران کرد.
خط لوله نفتی عراق ـ ترکیه با حداکثر ظرفیت خود، ۶۰۰.۰۰۰ بشکه در روز مشغول به کار است؛ و دو خط لوله دیگر، خط لوله عراق ـ سوریه و خط لوله «تپ» سعودی روزانه در مجموع ۲۵۰.۰۰۰ بشکه نفت را حمل میکنند. خط لوله چهارمی که حوزههای نفتی عربستان سعودی را به دریای سرخ مرتبط میسازد تا اوایل سالهای ۱۹۸۰ به پایان نخواهد رسید. راه خروج و یا راه کشتیرانی جایگزین دیگری در آینده نزدیک برای ادامه صدور نفت منطقه وجود ندارد. (بدون طبقهبندی)
آسیب پذیری
واردات نفتی آمریکا از طریق منطقه خلیجفارس معادل یکسوم کل واردات نفتی آمریکا و حدود یک ششم مصرف کل آمریکا را شامل میگردد. از طریق خلیجفارس حدود سهچهارم نیازهای نفتی ژاپن تأمین میگردد؛ و اروپای غربی نیز حدود ۶۰ درصد نیاز نفتی خود را از این طریق به دست میآورد. (بدون طبقهبندی) گرچه عبور نفت منطقه مهمترین مسئله مورد نگرانی صحنه بینالمللی است، لیکن میزان واردات مصرفی و کالاهای صنعتی کشورهای خلیج[فارس] از غرب نیز با ایجاد وقفه در کشتیرانی در این تنگه آسیب خواهد دید.
بخش اعظم مواد خام و تجهیزات ساختمانی و بخش اعظم مواد غذایی ملتهای خلیج[فارس] از خارج وارد میگردد. کشورهای خلیج[فارس] در سال ۱۹۷۷ معادل ۴۵ میلیارد دلار کالا وارد کردند و حدود ۸۰ درصد این واردات به وسیله اروپای غربی، ژاپن و آمریکا تأمین میگردد. (بدون طبقهبندی).
چون در خشکی برای حمل و نقل این میزان واردات، سیستم معتبر و قابل اعتمادی وجود ندارد، واردات از طریق تنگه هرمز انجام میشود. حمل و نقل واردات از خشکی باید از طریق ترکیه یا شوروی یا سوریه انجام شود که خود این کشورها مهمترین تولیدکنندگان و عرضهکنندگان کالاهای صنعتی و یا مواد غذایی به خلیج[فارس] به شمار نمیروند. علاوه بر این، این کشورها با کشورهای حوزه خلیج [فارس]نیز از نظر سیاسی در تضاد بودهاند. عربستان سعودی که به دریای سرخ دسترسی دارد تنها کشوری است که میزان وابستگی آن به تنگه هرمز بسیار کم است. (بدون طبقهبندی)
ونس
پینوشت
۱- انتقال نفت از طریق خطوط لوله در خشکی، یکی از مهمترین طرحهای کاهشدهنده اهمیت تنگه هرمز بود که توسط کشورهای منطقه انجام گرفت؛ با این حال، هیچگاه چنین طرحهایی نتوانستند از اهمیت تنگه هرمز بکاهند. طرحهای خط لوله نفت منطقه را میتوان به سه دسته کلی تقسیم کرد که مجموعاً به ترمینالهای سهگانه دریای سرخ، مدیترانه و عمان منتهی میشود. در منطقه خلیج فارس ابتدا کشورهای عراق و عربستان سعودی تلاش برای ایجاد خطوط لوله و انتقال نفت و گاز از منطقه خلیج فارس به سواحل دریای سرخ و مدیترانه را آغاز کردند و امارات متحده عربی نیز در سالهای اخیر به این موضوع پرداخته است. طرحهای کشور عراق عبارتاند از: ۱) خط لوله کرکوک به حیفا، ۲) خط لوله کرکوک به تریپولی و بانیاس، ۳) خط لوله کرکوک ـ جیهان، ۴) خطوط لوله عراق به ساحل دریای سرخ از طریق عربستان و ۵) مسیر حمل نفت و کالا از عراق به اردن. طرحهای انتقال نفت عربستان هم شامل: ۱) خط لوله تاپ لاین و ۲) خط لوله قوار به ینبوع (پترولاین) میباشد. امارات متحده عربی نیز در سالهای اخیر به دنبال احداث خط لوله جدیدی به دریای عمان برای صادرات محصولات خود بوده است؛ از جمله خط لولهای به نام حبشان ـ فجیره. برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به: حافظنیا، محمدرضا و ربیعی، حسین (۱۳۹۴). خلیج فارس و نقش استراتژیک تنگه هرمز، چاپ یازدهم، تهران: انتشارات سمت، صص ۳۵۲ ـ ۳۶۲.
۲۵۹