به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پس از غرشها و لرزشهایی که تمام بهار ادامه داشت، سرانجام کوه سنت هلن در ساعت ۸:۳۲ صبح روز یکشنبه، ۱۸ مه ۱۹۸۰ [۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۹] فوران کرد. وقتی رئیسجمهور جیمی کارتر چند روز بعد بر فراز این منطقه پرواز کرد، این ویرانی را «هولناک» خواند. آنچه پس از آن رخ داد - واکنشها و بازسازی دوباره اکوسیستم - نیز به همان اندازه چشمگیر بود.
عکس از جان بار / لیازون (John Barr / Liaison)
فوران: آشوبِ هوا، زمین، آتش و آب
زمینلرزه آغازگر این رویداد کوتاه و گذرا بود. حتی همه افراد نزدیک به منطقه آن را احساس نکردند؛ اما پس از پنج یا شش ثانیه، ستون کوچک اولیه خاکستر آنقدر بزرگ شد که ناظران دیگر نمیتوانستند خودِ کوه را ببینند.
براساس گزارشی جامع که در سال ۱۹۸۱ توسط سازمان زمینشناسی ایالات متحده منتشر شد، مشاهدات عینی از صبحی در شمالغرب حکایت دارد که هیچ شباهتی به روزهای دیگر نداشت. گروهی که در فاصله ۱۴ مایلی قرار داشتند، ابر را چنین توصیف کردند: «مثل شنیِ یک تراکتور زنجیری، روی همهچیز میغلتید و پیش میآمد.» ناظر دیگری، در حالی که با سرعت ۱۰۰ مایل در ساعت میکوشید از آن پیشی بگیرد، ابر خاکستر را به «آبشاری بزرگ، سیاه و جوهریرنگ» و به روغنِ در حال جوش تشبیه کرد.
سپس تاریکی فرود آمد و بلافاصله گرمایی سوزان همهجا را فرا گرفت. مردان، در حالی که برای نفس کشیدن تلاش میکردند، احساس کردند دهان و گلویشان میسوزد.
صبح همان یکشنبه، جیم سایمنکی و سه نفر دیگر از چوببرها مشغول بریدن درختان بودند که در میان صدای غرش ارههای زنجیری، او صدایی «وحشتناک از فرو ریختن، خرد شدن و ساییده شدن» شنید. سپس تاریکی فرود آمد و بلافاصله گرمایی سوزان همهجا را فرا گرفت. مردان، در حالی که برای نفس کشیدن تلاش میکردند، احساس کردند دهان و گلویشان میسوزد. سایمنکی به زمین افتاد و وقتی به هوش آمد، «گرمای سوزان و دردناکی» را احساس کرد. سوختگیها تقریباً نیمی از بدنش را پوشانده بود. هیچیک از همراهانش زنده نماندند.
در اردوگاهی در فاصله ۱۳ مایلی، باد ۱۰ تا ۱۵ ثانیه پیش از رسیدن خاکستر وزید و موهای بافتهشده زنی را به صورت افقی به پرواز درآورد. وقتی ابر خاکستر رسید، اردوگران صدای «جلز و ولز» موهای خود را شنیدند.
آسمان در مقابل دیوار عظیم خاکستر، رنگی متمایل به سبز داشت و شاخهها و درختان سدر در هوا آویزان بودند. در فاصله ۳۰ مایلی، روی خطالراسی نزدیک کوه آدامز، شاهدی دید که صدها شاخه فرو میریزد - برخی بیش از سی سانتیمتر طول و حدود دو سانتیمتر قطر داشتند - و همه از گرما سوخته بودند. در جاهایی که هنوز درختان پابرجا مانده بودند، صمغ از تنه آنها مثل آب جوش بیرون میجوشید.
در میانه این آشوب خاکستری آسمان، صاعقهها فرود میآمدند و آتش میافروختند. یک خلبان در جنوب کوه، نوعی صاعقه عجیب به شکل گوی را مشاهده کرد که «به سوی زمین حرکت میکرد، بیآنکه به ابر یا زمین متصل باشد.» در سوی دیگر این طیف طبیعی، تودههای یخ و سپس گلولههای گِل بر سر مردم و خودروهای در حال فرار فرو میریختند.
فوران، برفها و یخچالها را ذوب کرد و حدود ۴۷ میلیارد گالن آب بهوجود آورد که با ۱.۴ میلیارد یارد مکعب خاکستر و سنگ در سیلابهای عظیم گِلآلود درآمیخت. در رودخانه ساوث فورک تاتل، جریان آب به «انبوهی از آب، گل و درخت» بدل شد. یک پل راهآهن از جا کنده شد و باعث ایجاد تودهای عظیم از الوار گردید. یکی از شاهدان گفت، راه رفتن در این گل مثل حرکت کردن در «بتون گرم» بود. گِل و درختان، خودرویی را با خود بردند تا سرنشینانش سرانجام با جهیدن از روی تنه درختان و عبور از گل توانستند خود را به جای امنی برسانند.
نزدیک به پنج میلیارد فوت تخته چوب افتاده بود؛ بیش از ۲۰ پل شسته و نابود شده بودند؛ و میزان خسارتهای مالی از ۱ میلیارد دلار فراتر میرفت. تقریباً ۶۰ نفر جان خود را از دست دادند.
پیامدهای فوری فوران
رئیسجمهور جیمی کارتر چند روز پس از فوران به منطقه رفت تا از بالا ویرانی را مشاهده کند. او به خبرنگاران گفت: «کسی گفت اینجا شبیه سطح ماه است، اما در مقایسه با اینجا، ماه مثل یک زمین گلف به نظر میرسد.»
کارتر بخشی از خسارتها را از فراز آسمان مشاهده کرد: رودخانه شاخه شمالی تاتل در طول بیش از دوازده مایل زیر خاک و گل مدفون شده بود؛ بستر برخی دریاچهها تا نزدیک ۲۰۰ فوت بالا آمده بود؛ نزدیک به پنج میلیارد فوت تخته چوب افتاده بود؛ بیش از ۲۰ پل شسته و نابود شده بودند؛ و میزان خسارتهای مالی از ۱ میلیارد دلار فراتر میرفت. تقریباً ۶۰ نفر جان خود را از دست دادند.
اگرچه کارتر بر میزان ویرانی تأکید داشت، اما عظمت قدرت طبیعت و آنچه ممکن بود در آینده رخ دهد نیز توجهش را جلب کرد. او به خبرنگاران گفت که پس از ایمن شدن منطقه، دانشمندان و گردشگران برای بازدید از این چشمانداز خواهند آمد.
کارتر درست میگفت؛ اما آنچه هنوز نمیدانست، این بود که همگان تا چه اندازه از آنچه خواهند دید شگفتزده خواهند شد.
در ماه ژوئن، سه دانشمند فدرال با بالگرد وارد منطقه انفجار شدند؛ بخار هنوز از دهانه آتشفشان برمیخواست. پس از فرود، جری فرانکلین، بومشناس اداره جنگلداری ایالات متحده، از بالگرد پایین آمد. همانطور که نویسنده اِریک واگنر بعدها توصیف کرد، درخشش کوچکی از رنگ سبز توجه فرانکلین را جلب کرد؛ گیاه آتشگیاه (Fireweed) دوباره جای خود را در اکوسیستم بازمییافت. فرانکلین و همکارانش انتظار داشتند که بازگشت زندگی بسیار دیرتر رخ دهد. کوه سنت هلن بارها دانشمندانی را شگفتزده کرد که پیشبینیهایشان همواره قدرت واقعی طبیعت را دستکم گرفته بود.
در سال ۱۹۸۲، کنگره ایالات متحده یادمان ملی آتشفشانی کوه سنت هلن را بنیان نهاد تا از منابع طبیعی محافظت کند و اجازه دهد «نیروهای زمینشناسی و توالیهای بومشناختی تقریباً بدون مانع ادامه یابند»، تا دانشمندان بتوانند تحول چشمانداز را به شیوهای بیسابقه مطالعه کنند.
سه دهه بعد، چشماندازی که زمانی خاکستری و ویران بود، دوباره سبز شد.
طبق گفته شرکت، بیش از ۱.۰۰۰ نفر را به کار گرفت، روزانه تا ۶۰۰ کامیون چوب خارج میکرد، نزدیک به دو سال کار کرد و توانست مقدار چوبی جمعآوری کند که برای ساخت ۸۵.۰۰۰ خانه کافی بود.
تولید چوب وارد مرحله جدید میشود
در حالیکه اداره جنگلداری دولت عقبنشینی کرد، منافع بخش خصوصی در صنعت چوب فعال شدند.
شرکت وِیهِرهاوزر (Weyerhaeuser) مالک ۶۸.۰۰۰ جریب زمین بود که تحت تأثیر فوران قرار گرفته بود. این شرکت با تمرکز بر منافع اقتصادی واکنش نشان داد و تا جای ممکن به جمعآوری چوبهای افتاده پرداخت. طبق گفته شرکت، بیش از ۱.۰۰۰ نفر را به کار گرفت، روزانه تا ۶۰۰ کامیون چوب خارج میکرد، نزدیک به دو سال کار کرد و توانست مقدار چوبی جمعآوری کند که برای ساخت ۸۵.۰۰۰ خانه کافی بود.
در گام بعد، شرکت برای آغاز جنگل تجاری جدید خود نهالکاری را شروع کرد - حدود ۱۸ میلیون نهال در مساحتی نزدیک به ۴۵.۰۰۰ جریب. رئیس جنگلداری مزرعه درختان سنت هلن، دیک فورد، به نیویورک تایمز گفت:
«ما اصلاً نمیدانستیم آیا چیزی آنجا رشد خواهد کرد یا نه، چون سابقهای برای چنین وضعیتهایی وجود نداشت.»
اما موفق شدند. یکی دیگر از جنگلبانان شرکت با افتخار گفت:
«ما کاری بسیار بهتر از طبیعت انجام دادهایم.»
تا سال ۲۰۰۹، گفته میشد درختان به ارتفاع ۷۰ فوت رسیدهاند.
در نواحی دستنخورده، تنوع زیستی بیشتر بود
نزدیکی دو نوع جنگل - جنگل طبیعی و جنگل تجاری - زمینه مقایسهای جالب را فراهم کرد.
برای بخشی از جمعیت محلی، جنگل در حال احیای وِیهِرهاوزر امیدوارکننده به نظر میرسید و حتی از مطالعه «توالی بومشناختی» مهمتر بود. در جریان بحثی درباره مدیریت یادمان ملی، یکی از ساکنان محلی نارضایتی خود را چنین بیان کرد:
«برای دیدن اینکه پوشش گیاهی چگونه برمیگردد، به ۲۰ هزار جریب زمین نیاز ندارید.»
برای او و برخی دیگر، پژوهش و پایش علمی بالاترین کاربری زمین محسوب نمیشد و چنین طبقهبندی محدودکنندهای را توجیه نمیکرد.
اما دانشمندان محیطزیست از بررسی چگونگی بازگشت حیات زیستی آموختههای فراوانی به دست آوردند. آنها دریافتند در جاهایی که طبیعت اجازه یافته با آهنگ خودش رشد کند، تنوع زیستی بیشتری وجود دارد. آنچه بومشناسان پس از فوران مشاهده کردند، آنها را واداشت تا در شیوههای بهرهبرداری از جنگل نیز بازنگری کنند. قطع کامل درختان (قطع یکسره) زمین را پاک میکند، اما فرانکلین در مقالهای در سال ۲۰۱۰ در نشریه BioScience یادآور شد:
«اگر به چیزهایی مانند تنوع زیستی و دیگر فرایندهای اکوسیستمی، فراتر از تولید چوب، علاقهمندیم، شاید بهتر باشد در مفاهیم خود تجدیدنظر کنیم.»
رئیسجمهور جیمی کارتر این نکته را از همان ابتدا دریافته بود و در ماه مه ۱۹۸۰ گفت: «حدس من این است که در گذر زمان، انفجار کوه سنت هلن به موضوعی با علاقه بسیار شدید برای زمینشناسان، آتشفشانشناسان و دیگران از سراسر جهان تبدیل خواهد شد و از نظر علمی، به کاملترین معنای این واژه، کنجکاویبرانگیز خواهد بود.»
فراتر از زمینشناسی، این کوه برای دههها درسهایی درباره تابآوری طبیعت آشکار خواهد کرد.
منبع: www.history.com
۲۵۹