متاسفانه چندی است توهین و اهانت به تجارب تاریخی بشر در حوزه علوم انسانی و اجتماعی با عنوان کلی "غربی بودن" این علوم سکه رایج بازار شده است. راستش مطمئن نیستم اصولا همه بزرگانی که در این جریان فعال هستند خاستگاه و تعاریف مشترکی از مساله داشته باشند ولی بهرحال ماحصل این آش شله و قلمکار این شده که هر روز تناقضات و ابهامات جدیدی در فضای جامعه بوجود می آیند و انصافا ضرورت دارد کسانی برای رفع و حل این تناقضات اقدام نمایند.
مثلا مدتی است که ریاست محترم و گرانقدر یکی از ارگانهای انقلابی هتک و هدم علوم انسانی غربی را در جامعه اسلامی مورد توجه و وجهه همت قرار داده اند. همزمان، سازمان متبوع ایشان مدتی است که در سرتاسر شهر تهران با هدف تبلیغ سرداران و شهدای ارزشمند دفاع مقدس، جملاتی از این عزیزان را نصب نموده اند و آنان را با عنوان "National Hero" معرفی می نمایند. پرسش اینجا است که اگر غربگرایی و غربزدگی در علوم اجتماعی بد است، غربگرایی و غربزدگی در متن اجتماع که بدتر است. این چه نذری است که "قهرمانان ملی" کشوری که نه خط و نه زبانشان لاتین است با نام "National Hero" معرفی شوند؟ از آن گذشته، چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است. عزیز متعهد و ارزشمداری که هر چند وقت یکبار علوم اجتماعی غربی را که حاوی سنتی لااقل 700 ساله است مورد عنایت خود قرار میدهد و اسلامی شدن علوم انسانی دانشگاهی را مطالبه می کنند، چرا مبارزه با غربگرایی را از سازمان متبوع خود آغاز نمی نماید؟ آیا جز این است که تبلیغ "قهرمانان ملی" مردمانی که خط و زبانشان پارسی است با عنوان "National Hero"، در عمل تبلیغ همان غرب نامطلوب و ناپسندی است که امحاء مبانی و مبادی نظری آن را از همه عرصات فرهنگی و اجتماعی خود خواستاریم؟ مبادا در عرصه گفتار و سخن راهی را برویم که اعمال و رفتار ما موید و منطبق بر مضامین آنها نباشد!
پیشنهاد می کنم اساتید و سروران متخصص و منتقد علوم انسانی، غرب زدایی و اسلامی-ایرانی سازی عرصه فرهنگ را از سازمانهای متبوع خود و از اقداماتی آغاز کنند که از قضا هیچ دشواری تئوریک و نظری هم ندارد. لطفا عنوان بیگانه و غربی "National Hero" را از روی تابلوهای معرفی "قهرمانان ملی" ما بردارید.