مینا علی اسلام: با در نظر گرفتن شرایط جدید حاکم بر ایالات متحده آمریکا، بحران اقتصادی اروپا، اوضاع عراق و روند بررسی پرونده هستهای جمهوری اسلامی، این سفر توجه بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاست خارجی را به سوی ایران جلب کرده است.
سفر صدراعظم سابق آلمان به تهران، که ابتدا از سوی رسانههای آلمانی منتشر شده است، از دو جهت قابل تامل است؛ اول آنکه شرودر در کسوت صدراعظمى آلمان از حق ایران در برخوردارى از فعالیت صلحآمیز هستهاى دفاع کرده و مخالف حمله آمریکا به عراق بوده و دوم آنکه وی یکی از اعضای هیات مدیره یک شرکت گازی در آلمان است. به این ترتیب بعید نیست که صدر اعظم سابق آلمان در سفری برنامهریزی شده، گفتوگو با مقامات تهران را در دو محور عمده یعنی برنامه هستهای و بررسی زمینههای صادرات گاز ایران به اروپا پیگیری کند. و این نظر اینگونه مستند می شود که به یادآوریم هفته گذشته صفری، معاون وزارت امور خارجه ایران، در پی بحران قطع گاز از سوی روسیه، برای تامین گاز مورد نیاز اروپا اعلام آمادگی کرده بود.
به عقیده برخی ناظران سیاسی، دستگاه دیپلماسی ایران که گفتوگو های متعددی را با کشورهای منطقهای، اروپایی، روسیه و چین با هدف شفافسازی برنامه هستهای خود انجام داده است؛ اکنون برای خروج از بن بست طولانی مذاکرات، با نگاه به تحولات داخلی آمریکا و شرایط اقتصادی جهان، راه توسعه همکاریهای اقتصادی با جهان را همراه با ادامه تحرکات دیپلماتیک با امید به مشخص شدن انتهای مسیر هستهای خود انتخاب کرده است. در این خصوص بسیاری از صاحب نظران معتقدند که شرایط اقتصادی جهان به گونه ای است که کشورهای تحت تاثیر، ضمن تقویت زمینههای رشد و توسعه اقتصادی، از اقدامات هزینهبر و دغدغه برانگیز به واسطه محدودسازی دامنه بحران در داخل کشورهای خود پرهیز میکنند.
در واقع در صورتی که تهران قصد دارد در مسیر همکاری اقتصادی با جهان با هدف توسعهای پایدار حرکت کند، ابتدا باید زیرساختهای سیاسی را آماده نماید. در این باره نظر غرب توقف کامل غنیسازی است که خلاف نظر ایران برای ادامه برنامه صلحآمیز هستهای است. این تفاوت دیدگاه منشاء اصلی اختلافات میان ایران و غرب است، اما بی شک شرایط کنونی جهان هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ حاکم شدن تفکراتی متفاوت در ساختار سیاسی ایالات متحده امریکا، روزنههای امید برای دستیابی به نتیجه هایی مورد توافق را از میان نبرده است.
انجام اقداماتی مشابه اعلام آمادگی برای تامین گاز اروپا، بی تردید زمینههای نیاز اروپا و همچنین چین و ژاپن به انرژی و بازار مطلوب اقتصادی، آن هم در شرایطی که دامنه بحران بیش از گذشته کشورهای اروپایی و شرق آسیا را دامنگیر میکند؛ فرصتهایی مناسب برای پیشبرد اهداف سیاسی ایران فراهم خواهد ساخت. از سوی دیگر نمیتوان روی کار آمدن تفکری متفاوت با قبل در آمریکا نسبت به ایران را نادیده گرفت.
به نظر میرسد که اوباما، بر خلاف رئیس جمهور قبلی، قصد ندارد گفتوگو و احتمالا رابطه با ایران را به متوقف ساختن برنامه هستهای جمهوری اسلامی مشروط کند، در صورت صحت این نظر، تهران میتواند بسترهای یک بازی برد - برد را در برابر آمریکا و غرب فراهم کند، بازی ای که یک سوی آن توسعه همکاریهای اقتصادی با اروپاست و سوی دیگر، بهرهگیری از فرصتی است که در سایه مستقیم و بی قید و شرط بودن سیاستهای احتمالی آمریکا در برابر ایران حاصل میشود.
آنچه که دستاندرکاران دستگاه دیپلماسی کشور باید به آن واقف باشند، این است که نباید به گونهای پیش رفت که عرصه عمل برای جمهوری اسلامی ایران تنگ شود و کار به جایی برسد که تهران مجبور به رها ساختن برنامه هستهای خود بدون کسب کوچکترین امتیاز، آن هم پس از پشت سر گذاشتن مسیر طولانی مذاکرات شود. برای موفقیت در این راه، تنها تابلوی هدایت کننده، منافع ملی کشور است. سفر شرودر میتواند فرصتی مناسب در اختیار مسوولان عالی رتبه ایران قرار دهد تا در سایه بهرهگیری از آن بتوانند بسترهای پیشبرد اهداف و منافع ملی را در قبال کمک گازی به اروپا فراهم سازند.
البته سفر این مقام بلند پایه سابق آلمان به ایران علاوه بر مذاکره در خصوص انتقال انرژی از ایران به اروپا، حدس و گمانهای دیگری را هم در خصوص اینکه او حامل پیام اوباما برای مقامات ایرانی است موجب شده است. اما در واقع او بر پایه دعوت هیات موسس بنیاد بینالمللی سلامت به ایران میآید.