آخرالامر، هفت قطعنامه تحریمی علیه ایران، که در ٩ سال گذشته تصویب شده بود و همچنین تحریمهای مالی و اقتصادی چندجانبه مربوط به برنامه هستهای کشورمان، لغو شد. شکی نیست که تحریمهای ظالمانه، بر شاخصهای اصلی اقتصاد کشور تأثیر منفی داشته است و حوزههای نقلوانتقال پول و حملونقل کالا، ازجمله حوزههایی است که بالاترین تأثیرپذیری را از محدودیتهای تحریم داشتند. نیازی نیست اقتصاددان باشیم تا درک کنیم که بدون امکان انتقال پول ازطریق شبکه بانکی به خارج از کشور، تجارت دچار مشکل میشود و بدون اجازه ورود کشتیهای خارجی به بنادر ایرانی، هزینه حمل بهمراتب افزایش مییابد. در طول سالیان تحریم به هر نحوی تلاش شد تحریمها دور زده شود، که البته این مسئله جدای از بالابردن هزینه مبادلات، پای دلالان و واسطهها را نیز به تجارت خارجی ایران باز کرد که به رانت و فساد گستردهای انجامید. به گفته یحیی آلاسحاق، رئیس سابق اتاق بازرگانی تهران، با واردات از مسیر غیررسمی حدود ١٠ تا ٣٠ درصد به هزینهها افزوده میشد، ضمن اینکه ممکن بود کیفیت کالا هم افت کند. با تحریم سوئیفت، صرافیهایی در امارات بودند که بهعنوان یکی از پایگاههای نقلوانتقال غیررسمی پول ایران عمل میکردند و در این فرایند، چیزی حدود پنج تا ١٠ درصد از پول انتقالی، بهعنوان درآمد و کارمزد این نقلوانتقالها به جیب دلالان و واسطههای اماراتی میرفت که حالا، با لغو تحریمهای بانکی، دیگر این سود نخواهد بود و از این بابت ضرر میکنند.
اجرای برجام و لغو تحریمها تصویب شد؛ با توجه به اینکه قرار است محدودیتهای زیادی از دوش اقتصاد ایران برداشته شود، بهنظر شما تأثیر این مسئله بر شاخصهای اصلی اقتصاد کشور چیست؟
اینکه تحریمهای ظالمانه علیه ایران، در اقتصاد نقش داشته، قابل نفی نیست. قطعا این تحریمها و محدودیتهای ناشی از آن روی شاخصهای اصلی اقتصاد ما اثر داشته است. در حوزه بانکی، پتروشیمی، تعاملات بینالمللی، نفت، تأمین قطعات، تولید، مواد اولیه و بسیاری دیگر از حوزهها اثر داشته است اما در اظهارنظرها پیرامون اینکه این اثرگذاری چقدر بوده است، شاهد افراط و تفریط هستیم. برخی میگفتند هیچ اثری ندارد و تحریمها کاغذپارهای بیش نیست که کاملا حرف نادرستی بود. برخی هم فکر میکنند کل زندگی ما به این برجام و لغو تحریم وصل شده که این هم افراطی است. واقعیت این است که بقا یا لغو تحریمها چیزی حدود ٣٠ درصد بر اقتصاد کشور اثر دارد؛ یعنی ٧٠ درصد از وزن اصلی مسائل اقتصادی، به تدابیر، اقتضائات، سیاستها و برنامههای داخلی مربوط میشود و حالا کف تأثیرگذاری برطرفشدن تحریمها بر شاخصهای مختلف اقتصاد، ٣٠درصد است.
تاکنون نارسایی و کاستیهای زیادی به تحریمها ربط داده شده است، به نظر شما چه بخشهایی از اقتصاد کشور از رفع تحریمها اثرپذیری بیشتری دارند و مشکلات آن حل میشود؟
صادرات و واردات ما بخش اصلی تأثیرپذیر از تحریمها بود؛ ما محدودیتهایی در واردات مواد اولیه، قطعات یدکی، دستیابی به دانش فنی و تأمین کالاهای واسطهای دست اول داشتیم. وضعیت در دوران تحریم بهگونهای بود که ما مجبور بودیم هرچه در این حوزهها لازم داشتیم، به دلیل عدم دسترسی به فروشنده دست اول، از واسطههای دستچندم بگیریم. علاوه بر این مجبور شدیم برای برخی از تکنولوژیها جایگزین پیدا کنیم. مثلا یک تکنولوژی آلمانی را مجبور بودیم با نوع چینی آن جایگزین کنیم. متأسفانه نوع رفتار تحریمگران حتی در حوزههای پزشکی و دارویی، که علیالقاعده نباید تحریم میشد، بهگونهای بود که از تجهیزات پزشکی گرفته تا لوازم آزمایشگاهی، دستگاههای مربوط به سیتیاسکن و حتی داروها، که با جان مردم بستگی داشت، را مجبور بودیم از کورهراهها و از طریق واسطهها تهیه کنیم. اینها هزینه هم داشت؛ وقتی میخواستیم واردات را از مسیر غیررسمی انجام دهیم حدود ١٠ تا ٣٠ درصد به هزینهها افزوده میشد؛ ضمن اینکه ممکن بود کیفیت کالا هم پایینتر باشد و دچار آفت و مسائل سوء هم شود. حالا با رفع تحریمها این مسائل حل میشود.
تحریمها و محدودیتهای وضعشده علیه کشور، چه مشکلاتی در حوزه صادرات ایجاد کرده بود و حالا انتظار دارید وضعیت چگونه شود؟
با تحریمها، برای صادرات عمده ما مانند محصولات پتروشیمی و نفت محدودیت ایجاد کرده بودند. حتی محصولات سنتی مانند پسته و فرش هم برای ورود به برخی از کشورها، بهخصوص آمریکا، ممنوعیت جدی داشت و در برخی دیگر از کشورها نیز با اعمال تعرفه و استاندارد، مانع صادرات آن میشدند. همه این مسائل در حوزه مبادلات بینالمللی، جدای از بحث محدودیت در بحث نقلوانتقال پول است که مشکلات زیادی ایجاد کرده بود؛ هر حرکتی در اقتصاد به شبکه نقلوانتقال پول مرتبط میشود، یعنی نقلوانتقال پول، نخ تسبیح معاملات است. با تحریم سوئیفت، این نخ را پاره کردند و ما مجبور بودیم از طریق دلال و واسطه و تجارت چمدانی، که همگی آفت دارند، کارها را انجام بدهیم. محدودیتها به همینجا ختم نمیشود؛ در حوزه تولیدات نیازمند فناوری و تکنولوژی نیز تحت عناوین دوکاربردبودن فناوری و تکنولوژی، مشکلات جدی داشتیم ضمن اینکه در تأمین برخی قطعات حساس هم با مشکلات جدی روبهرو بودیم که مستقیما به ضعف تولید منجر شد. محدودیتهای حملونقل و کشتیرانی، بیمه، محرومشدن از برخی همکاریها، مطالعات و تحقیقات بینالمللی و عدم امکان حضور در پیمانهای منطقهای و مسائلی از این دست نیز داشتیم که حالا با لغو تحریمها، مقداری تعدیل میشوند؛ در دوران تحریم، مجبور بودیم کالا را به بندر جبلعلی دوبی ببریم و تخلیه و دوباره بارگیری کنیم اما حالا این اجبار از بین میرود.
گفتید در زمان تحریمها مجبور بودیم کالا را به امارات ببریم و بعد از تخلیه و بارگیری مجدد، به ایران بفرستیم. پس از لغو تحریمها، چه بر سر این فرایند و شریک تجاری ما میآید؟
بحث در مورد امارات فرق میکند. متأسفانه با وجود اینکه در برخی از سالها ١٥، ١٦ میلیارد دلار با امارات تعامل اقتصادی داشتیم متأسفانه گاهی سر بزنگاه، مثل مسئله اخیر عربستان، بازی درآورده است. واقعیت این است که ما باید در رابطه با امارات تجدیدنظر جدی کنیم؛ بهگونهای که زندگی ما کلا به این مبحث وصل نشود. گرچه در بسیاری از موارد، هم ما از این رابطه استفاده کردهایم و هم آنها بهره بردهاند. ما برای امارات بازار بزرگی با دسترسی به بازار ٣٠٠، ٤٠٠میلیونی اطراف هستیم، ازاینرو مسئله امارات را باید به گونه دیگری مدنظر قرار دهیم. گرچه نمیخواهیم تعاملات را بههم بزنیم اما باید حواسمان باشد که با این اتفاقات و پس از لغو تحریمها، فکر نکنیم که هیچ اتفاقی نیفتاده است و دوباره همین روند فعلی را از نو ادامه دهیم. اینها هر لحظه ممکن است بازی دیگری پیاده کنند و ما باید آمادگی روبهروشدن با آن را داشته باشیم، اما باید به شکل منطقی، تعامل هم داشته باشیم.
لغو تحریمها میتواند حجم تعاملات ما را با امارات تغییر دهد؟
بله، از این پس روابط بانکی ما را نظام بانکی جهانی و سوئیفت هماهنگ میکنند و علیالقاعده نقلوانتقال پول باید آزاد شود. در این شرایط اماراتیها منافع بزرگی را از دست میدهند. صرافیهایی در امارات بودند که بهعنوان یکی از پایگاههای نقلوانتقال غیررسمی پول ایران عمل میکردند. در این فرایند چیزی حدود پنج تا ١٠ درصد از پول انتقالی بهعنوان درآمد و کارمزد این نقل و انتقالها به جیب دلالان و واسطههای اماراتی میرفت. حالا دیگر این سود نخواهد بود و از این بابت ضرر میکنند. شاید مقاومت هم بکنند اما به هر حال وقتی محدودیتها برداشته شد، دلیلی ندارد ما دوباره از راههای غیررسمی وارد تجارت شویم. دلالها و واسطهها از این بابت ضرر میکنند اما دیگر نگرانی و ترس و تهدیداتی که در حوزه نقل و انتقال پول و کالا از مسیر امارات وجود داشت، برداشته میشود. به عبارتی، روند عادی مبادلات آغاز میشود و حالت غیرعادی به پایان میرسد. درباره حملونقل هم همینطور است. دیگر لازم نیست بار به دوبی برود و با یک تخلیه و بارگیری دوباره به ایران برسد. کسانی که در آن سیستم واسطهگری بودند، متضرر خواهند شد. اساسا یکی از مسائلی که باعث شد تحریمها سختتر شوند و فرایند حذف آنها هم بهطول بینجامد، وجود ذینفعان ریز و درشتی بود که در معاملات، اعم از نفتی و تجاری، حضور داشتند. سابقا ما مجبور بودیم در معاملات نفتی، به صورت غیرعادی نفت را تکمحمولهای و از راههای غیررسمی معامله کنیم. حالا همه اینها برچیده میشود.
ذینفعان چه کسانی هستند؟
کسانی اعم از تاجر و دلال که در مدت تحریمها در این سیستم بودند و از فضاهای مختلف، از بانک و صراف تا حملونقل فعالیت میکردند.
با لغو تحریمها، این ذینفعان کنار میروند یا دوباره راهکاری برای رخنه مجدد در سیستم پیدا میکنند؟
این مسئله به نوع روابط ما با نظامهای رسمی بستگی دارد. اگر ما رسمی کار کنیم و پایبند اصول قانونمند باشیم، دیگر امثال
ب. ز کمتر فرصت پیدا میکنند به اینجا برسند. در محیط نظاممند و قانونی، فعالان اقتصادی ردهبالا تا تاجر کوچکی که مثلا پارچه وارد میکند، مهلت خطا پیدا نمیکنند.
آیا پس از لغو تحریمها، باز هم ما به بانکداری امارات و امکانات حملونقلی این کشور نیازی داریم؟
باز هم نیاز داریم. تعاملات بانکی ما با امارات است كه در این مدت به صورت غیررسمی انجام میشد اما بعد از لغو تحریمها، صرافیها حذف میشوند.
از حجم ١٥- ١٦میلیاردی تجارت ما با امارات چه میزان کاسته میشود و آیا با فراهمشدن زمینه حملونقل مستقیم به بنادر ایران، باز هم از ظرفیت امارات استفاده خواهیم کرد؟
بارگیری با بحث تعاملات فرق میکند. ممکن است کالا از مبدأ اصلی بارگیری شود و مستقیم به ایران بیاید اما مرکز تعاملات امارات باشد. یعنی ما از حضور دفاتر شرکتهای تجاری و زیرساختهای دوبی برای تجارت خارجی خود استفاده میکنیم. روابط ما و امارات مربوط به ١٠ و ٢٠ سال نیست. تعامل و روابط تجاری ما در برخی از حوزهها بیش از صد سال قدمت دارد. یعنی نوع شبکه ارتباطی ما تاریخی، پایدار و باسابقه است.
مسئله دیگری که بارها درباره آن بحث شده، بازشدن دروازههای ایران به سوی واردات است، به نظر شما آیا در شرایط فعلی، اقتصاد ما آمادگی وضعیتی که با لغو تحریمها ایجاد میشود را دارد؟
با لغو تحریمها حتما امور اقتصادی تسهیل میشود و در این حالت، با توجه به وضعیت اقتصادی فعلی دنیا، رکودی که وجود دارد، وضعیت نامناسب بورسهای جهان و شرایط بازار جهانی، خطری که وجود دارد این است که همه به دنبال یک بازار مطمئن میگردنند تا بتوانند قسمتی از مشکلات آنها را حل کنند. بازار ٨٠میلیونی در داخل ایران و بازار ٣٠٠-٤٠٠میلیونی اطراف، به احتمال قوی هجمه زیادی را شاهد خواهد بود. از چین تا کشورهای اروپایی، کالا روی دستشان مانده و دنبال بازار میگردند. ما هم یک نیاز ذخیرهشده ١٠- ١٢ساله در حوزههای مختلف، اعم از مواد اولیه، قطعات، ماشینآلات و حتی نیازهای مردمی داریم که بازار شیرینی برای خارجیها ایجاد میکند. این بازار شیرین یک هجمه بزرگ خواهد دید و اگر این هجمه کنترل نشود، تولیدات ما که پس از چشیدن ضربات تحریم، با قیمت تمامشده بالا و کیفیت پایین تولید میشوند، هرگز با کالای خارجی دارای کیفیت بهتر و قیمت کمتر توان رقابت نخواهند داشت و آسیب بزرگی میخورند. ضمن اینکه میخواهیم با دنیا تعامل کنیم، استراتژی ما باید واردات برای تولید در جهت صادرات باشد تا همین تولید مختصری که نفس میکشد، ضربه نخورد و نابود نشود.
اشاره کردید که در دوران تحریم مجبور بودیم تکنولوژی را تغییرجهت بدهیم و مثلا آن را با تکنولوژی چینی جایگزین کنیم، چه بلایی بر سر این رابطه میآید؟
ما در سایه ظلم تحریمها، بهاجبار قسمتی از توسعه سرمایهگذاریها و برنامهریزیهای کشور را با تکنولوژی کشورهای چین و هند ساماندهی کردیم. البته اینطور نیست که هرچه چینی و هندی است، بد باشد. در چین هم کالاهایی با برندهای اصلی و طبق استانداردهای اروپا تولید و به این کشورها صادر میشود. در پساتحریم در مجموع باید ببینیم کدام یک بهنفع ماست، از یک طرف شرایط رقابتی چین را داریم، از یکسو کیفیت کشورهای دیگر را؛ باید از شرایط موجود و رقابتی که ایجاد میشود، استفاده بهینه کنیم. مشکل ما در رابطه با چین این است که واردکنندگان ما، کالاهای خوب چین را وارد نکردهاند. معمولا واردکنندگان به دلیل قیمت پایینتر راغب هستند جنس بیکیفیت سفارش دهند و وارد کنند. همان کاری که حالا برخی از واردکنندگان بیمبالات عراقی انجام میدهند و کالاهای بیکیفیت سفارش میدهند و با برند ایرانی به عراق میبرند تا بازار و نام ایران را هم خراب کنند.
اگر به رغبت واردکننده باشد که احتمالا بعد از لغو تحریمها هم واردات کالاهای بیکیفیت ادامه پیدا میکند.
ممکن است، اما تولیدکنندگان، مردم و عموم مصرفکنندگان باید حواسشان جمع باشد. در عین حال سیاستگذاران، استاندارد، گمرک، مرکز توسعه صادرات و دیگر مراجع هم باید مراقبتهای جدی داشته باشند تا گرفتار اجناس بنجل نشویم. زمانی تحریمها بهانه خوبی برای گرانفروشی اجناس بنجل بود، مردم باید این را در فکر خودشان بگنجانند که حقشان است از کالای خوب و باکیفیت استفاده کنند؛ هر چیزی خریدار نداشته باشد، به بازار هم وارد نمیشود.
با آمدن تکنولوژی رقبای غربی، آیا ضرری متوجه هند و چین میشود؟
اگر خودشان را با شرایط جدید تطبیق بدهند، نه. باید خودشان را تطبیق بدهند؛ شرایط دوران تحریم اقتضائاتی داشت و بعد از تحریم اقتضائات دیگری دارد.
این اقتضائات پساتحریم که میگویید و اتفاقاتی که قرار است با لغو تحریمها بیفتد، گذراست یا ماندگار؟
این به سیاستهای کلی برمیگردد. دیگر پرونده ما بهعنوان مسئله هستهای بسته میشود اما از این سو در برنامههای جدیدی که غرب و آمریکا دوباره عملیاتی میکنند، دوباره ممکن است با اسم دیگری حرکت از نو شود؛ با اسم حقوق بشر، تروریسم یا هر چیز دیگری. اگر اراده طرفین همین باشد که نشان میدهند، وضعیت ادامهدار خواهد بود البته در داخل نیز تلاشهای بسیاری لازم است تا زمینه آنگونه فراهم شود که سند چشمانداز ٢٠ساله مقرر کرده است.
3535