زمانی که مجری مراسم جشن میلاد رسول خدا در حسینیه حجت - که انتظار حضور سیاستمدار هنرمند ایرانزمین را میکشید- خواست خاطرهای بگوید، حاضران همه خواهان حضور میرحسین موسوی پشت تریبون بودند و مجری به زحمت جملهاش را کامل کرد که دو بار تفالی به حافظ زده و هر دوبار آمده: روز هجران و شب فرقت یار آخر شد... صدای مجری درمیان شور حاضران مشتاق، گم شد و حسینیه حجت یکپارچه تشویق بود و جمعی همآوایی میکردند که آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود/ عاقبت در قدم باد بهار آخر شد...
یار دیرین امام، خمینی کبیر دعوتی مکرر را لبیک گفته و اینک آنها که او تنها یاریگر واقعی میخواندشان، به استقبالش آمدهاند؛ مردمی عزتمند و پرتلاش از قشری که در انتظار عدالت به سر میبرند.
ساعاتی قبل از ورود میرحسین موسوی، حسینیه حجت در محلهای قدیمی اما مشهور و آشنا با سیاست پذیرای مردمانی نه فقط از نازیآباد تهران بلکه از گوشه گوشه شهر بود؛ از ورامین، اسلامشهر و شهرری هم آمده بودند؛ آنها که میخواستند گفتمان حاصل از بیست سال تفکر و اندیشه را بشناسند و میرحسینی را ببینند که آن را نماد اخلاق و مردی از طبقه خود میدانند.
جشنی به پاست و مداحان، مولودیخوانی میکنند و جمع مشتاق، نگاهش را به در حسینیه دوخته و چشم انتظارند تا او بیاید. جمع حسینیه فشرده و فشردهتر میشود و بیرون نیز جمعیت ایستاده. جمعی که بسیاریشان نمایندگان قشر زحمتکشی از جامعه هستند که اگرچه خطوط چهرهشان گویای زحمات سالهای عمرشان است اما پارچههایی را به دست گرفتهاند در حمایت از موسوی و جامعهشان را معرفی میکنند؛ «موسوی قهرمان، یاور کارگران»، «موسوی آماده شد، یاد امام زنده شد»، «یار و یاور جامعه کارگری، میرحسین موسوی».
خانواده شهدا نیز آمده بودند و پدر شهیدی با در دست داشتن عکس فرزندش، از نجابت مهندس به اطرافیانش میگفت و اینکه سالهاست چنین روزی را لحظه شماری کرده؛ مادر شهید عابدی در حالیکه عکس فرزند شهیدش را با خود به همراه داشت از شوق، چشمانش بهاری شده بود.
گروهی از جوانان جمعیت ایران فردا با شعارهایی تحت عنوان «میرحسین سلام»، «باران بیا که با آمدنت بهار میآید»، «بنفشهها بهار میآید»، «با آمدنت چه زود به ساحل خواهیم رسید»، و جمعی نیز با جملات «پایان زمستان و آمدن بهار با حضور مهندس موسوی» و «بوی خوش بهار با آمدن یار امام (ره) حضور یافته بودند.
با آمدن «میرحسین» - که سالها پرهیز کرده از حضور در اجتماعات بزرگ و شاید تاحدی با ابراز احساسات شدید مردمی که علاقهمند حضورش بودند بیگانه شده-، حاضران در حسینیه، ایستاده و با شور و شوق فراوان به استقبالش میروند و موسوی محجوب به سرعت جایی برای نشستن مییابد و جمع، یکپارچه او را با شعارهایش مورد حمایت قرار میدهد؛ «موسوی پاینده، رییسجمهور آینده»، «موسوی قهرمان، حامی مستضعفان».
خبرنگاران داخلی و خارجی از اصلاحطلب و اصولگرا آمده بودند چه آنکه این اولین سخنرانی آخرین نخستوزیر بود بعد از اعلام کاندیداتوریاش.
او سخنانش را با تشریح اوضاع کشور در شرایط جنگ و پیش از انقلاب آغاز کرد و به اسلام ناب محمدی و تفاوتش با دیگر اسلامها رساند. او که مقتدر اما آرام و با صدایی که نشانی از هیجان نداشت، سخن میگفت از روزهای سختی گفت که کشور پشت سر گذاشته و به استقلالی دست یافته که در سایه آن باید به بهترینها دست مییافیتم و این پرسش را مطرح کرد که آیا از نعمت استقلال به طور کامل استفاده کردهایم؟
این سخنان میرحسین، شوری ایجاد کرد در جمعی که شاید گله داشت از پیشرفت نامناسب با شان ایرانی و صدای تشویقهای پی در پی، جمع میرحسین را وادار به سکوتی کوتاه کرد تا سخنانش را دنبال کند.
او در ادامه به نگاه امام خمینی (ره) به اسلام رهاییبخش اشاره کرد و از اسلام متحجر انتقاد کرد و مشکل را در این دانست که اسلام ناب مورد تاکید امام (ره)، با گرایشهای گوناگونی آلوده شده است.
میرحسین از رفاه دفاع کرد اما از مرفهین بیدرد نه؛ او با استناد به دیدگاه امام (ره) میگوید: ایشان مخالف جامعهای است که در آن همه چیز کالایی، پولی یا قابل خرید و فروش است حتی آبرو و عزت مردم.
سخنان آخرین نخستوزیر به دل جمع مینشیند و تشویقها و حمایتها را به همراه دارد چه آنکه او نه از سر جلب توجه بلکه از سر درد سخن میگوید.
میرحسین سوال میکند که چه شده است که برای بالا رفتن از نردبان قدرت،مدرکهای تحصیلی را خرید و فروش میکنیم؟
حاضران که روزهای سخت تحقیرشدگی از شنیدن اخباری از این دست را به خوبی درک کردهاند به حمایت موسوی میآیند: «موسوی موسوی حمایتت میکنیم».
او در خلال سخنانش به سریال حضرت یوسف هم که این روزها حرف و حدیثهای بسیاری را به همراه داشته اشاره میکند و اگرچه از بیان وجود خیالپردازی در این سریال نمیگذرد اما از داستان کلی استفاده میکند تا بگوید«با توجه به سالهای فراوانی ارز نفتی، آیا برای سالهای قحطی ارز برنامهریزی کردهایم؟ و آیا در سالهای فراوانی درآمدهای ارزی، به سخنان کارشناسان گوش دادهایم؟»
جمع حاضر که شاید بیشترین فشار را از برخی سیاستها تحمل کردهاند و سختی کشیدهاند به وجد میآیند و شعار میدهند: «موسوی پاینده، رییسجمهور آینده».
«زمامداران باید که در هیچ حال ستم و بیداد بر مردم روا ندارند و در سخن گفتن با مردم جز راست نگویند و به وعدههایی که به مردم میدهند، وفا کنند»، آخرین نخستوزیر، اینها را درباره عدالت زمامداران از قول پیامبر (ص) گفت و گذاشت تا حاضران به آن بیندیشند و جمع حاضر با شعار حمایت از او خاطرهای ماندگار در ذهن حسینیه حجت به جا گذاشت.