.

نقل است که یک انگلیسی تصمیم به مهاجرت و تغییر ملیت می دهد. دوستانش از او می پرسند چرا قصد دارد چنین کاری کند. او پاسخ می دهد روزگاری در انگلستان همجنسگرایی غیرقانونی بود و مجازات سنگینی داشت، بعدها همجنسگرایی را تحمل می کردند، حالا آن را قانونی کرده اند و من می ترسم اگر زودتر از این کشور نروم آن را اجباری کنند.
این لطیفه و نظایر آن که در بسیاری از کشورهای اروپایی رایج است نشان دهنده بی ریشه بودن ادعای برخی از دول و فعالان سیاسی غربی در ارتباط با فراگیر بودن این گرایش است. در عین حال تلویحا نشان می دهد که مردم اروپا که از آنها به عنوان علاقمندترین ملت ها به موضوع همجنسگرایی یاد می شود عمیقا از فعالیت های گسترده رسانه ای و سیاسی در فراگیر جلوه دادن این گرایش نگران هستند.
سوابق تاریخی، پزشکی و اجتماعی همجنسگرایی در اروپا، آمریکا و سایر نقاط جهان از جمله آمریکای لاتین و بویژه برزیل به خوبی نشان می دهد که تا همین چند ده سال پیش عمده کشورهای دنیا در بهترین شکل ممکن همجنسگرایی را نوعی بیماری تلقی می کرده اند و هنوز در میان بسیاری از دانشمندانی که همچنان بر این باور باقی مانده اند، پیدا می شوند کسانی که به خود جرأت شکستن حلقه های مارپیچ سکوت را می دهند و به آن اذعان می کنند.
با این همه کشورهای غربی توانسته اند خصوصا در دو دهه گذشته با کمک گیری از رسانه های جمعی فضایی را بوجود بیاورند که مخالفان همجنسگرایی مجبور به سکوت شده و یا بالاجبار از شدت انتقادات خود نسبت به این گرایش بکاهند. به دیگر معنی در ده سال گذشته آنقدر درباره همجنسگرایی در کشورهای مختلف جهان از جمله آمریکا تبلیغ شده است که واقعا این ترس بوجود می آید که گویی اراده ای مبنی بر اجباری کردن آن در جهان بوجود آمده است.
در چنین فضایی متاسفانه برخی از گروه های فعال در زمینه همجنسگرایی با کمک برخی از سیاستمداران ذی نفوذ غربی که تاثیرگذاری زیادی بر دبیرخانه سازمان ملل و ارکان دیگر سازمان های بین المللی دارند، موفق شده اند این گرایش را به صورتی کاملا دروغین به یکی از نیازهای بشری تبدیل کنند و بالتبع برای گروندگان به آن حقی قائل شوند.
اختصاص یک پنل مباحثه در نوزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل برای بررسی حقوق همجنسگرایان به خوبی این زاویه تازه باز شده از این ماجرا را به نمایش می گذارد.
راه یافتن این بحث به شورای حقوق بشر سازمان ملل و قرار دادن آن در کنار نیازها و حقوق اولیه و فطری بشری از جمله حق برخورداری از امنیت، آب و غذا و هوای تازه، آزادی بیان، ازادی عقیده و .... نشان دهنده انگیزه های سیاسی مخفی کشورهایی است که بانی این اقدام بوده اند.
کافی است برای پی بردن به انگیزه های سیاسی نهفته در پس این اقدام به این سوال پاسخ داد که کدام کشورها بیشترین مخالفت را با طرح موضوع حقوق همجنسگرایان درشورای حقوق بشر بعمل خواهند آورد و کدام کشورها بیش از همه باید تبعات ناگوار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ناشی از ترویج این گرایش را به جان بخرند. پاسخ این سوال کاملا روشن است. کشورهای اسلامی بالاتفاق با طرح این موضوع در شورای حقوق بشر سازمان ملل مخالف هستند. از همین رو نمایندگان کشورهای عضو سازمان همکاری های اسلامی تصمیم گرفته اند در زمان طرح موضوع در شورا ( امروز هفتم مارس 2012) به نشانه اعتراض جلسه را ترک کرده و یا اساسا در آن شرکت نکنند.
به نظر می رسد که غربی ها با توجه به شناخت کامل از حساسیت بالای کشورهای اسلامی نسبت به مقوله همجنسگرایی ، از این موضوع به عنوان جبهه تازه ای برای مقابله با فرهنگ اسلامی استفاده می کنند و می کوشند از این طریق فشارهای تازه ای را به کشورهای اسلامی وارد نمایند.
در چنین فضایی اقدام کشورهای عضو سازمان همکاری های اسلامی مبنی بر ترک نشست یا شرکت نکردن در آن اگرچه ناکافی اما قابل تحسین است.
4949

منبع: خبرآنلاین
"