بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، هشداری درباره پیشرفت‌های موشکی ایران مطرح کرد. او ادعا نمود که ایران تولید موشک‌های بالستیک را از سر گرفته و در حال توسعه توان‌هایی است که می‌تواند امنیت اروپا و حتی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. این اظهارات در شرایطی بیان شد که تحلیل‌گران از تغییر اولویت‌های ایران پس از حملات هوایی ماه‌های پیشین خبر می‌دادند.

خبرآنلاین - رسول سلیمی: در هفته های گذشته، منطقه خاورمیانه شاهد تحولات امنیتی سریع و چشمگیری بوده است. پس از یک درگیری نظامی مستقیم در تابستان امسال، که در آن تأسیسات هسته‌ای و موشکی ایران هدف حملات هوایی قرار گرفت، توجه ناظران به سوی نحوه واکنش و بازسازی ایران جلب شده است. در این میان، اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو در یک مصاحبه تلویزیونی بار دیگر موضوع برنامه موشکی ایران را در کانون بحث‌های امنیتی قرار داد.

اما در روزهای گذشته، نتانیاهو ادعا کرد که ایران با سرعت گرفتن تولید موشک‌های بالستیک، در حال توسعه توان‌هایی با برد عملیاتی قابل توجه است. او این روند را تهدیدی برای امنیت اسرائیل، اروپا و در نهایت ایالات متحده توصیف کرد. این هشدارها در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌های تحلیلی مستقل نیز حاکی از آن است که ایران ممکن است در پی حملات اخیر، اولویت خود را به طور موقت از احیای کامل برنامه هسته‌ای به سمت تقویت سریع‌تر توان موشکی متعارف سوق داده باشد. این تغییر تاکتیکی، در صورت صحت می‌تواند پیامدهای مهمی برای معادله بازدارندگی در منطقه داشته باشد.

اما پرسش اصلی این است که دلالت‌های واقعی این هشدارها برای امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی چیست؟ آیا این گفتمان نشانه‌ای از نزدیک شدن به نقطه بحران جدیدی است، یا بخشی از بازی روانی و مذاکراتی پیچیده‌تر محسوب می‌شود؟

 ادعاها درباره احیای تولید و برد عملیاتی

هشدار بنیامین نتانیاهو بر چند ادعای کلیدی استوار بود: نخست، اینکه ایران «تولید موشک‌های بالستیک را از سر گرفته است». دوم، اینکه این موشک‌ها از برد عملیاتی قابل توجهی—حتی تا ۸۰۰۰ کیلومتر—برخوردارند که می‌تواند قاره اروپا و سواحل شرقی آمریکا را نیز در برد بگیرد. سوم، این پیشرفت‌ها یک «تهدید جهانی» قلمداد می‌شود که نیازمند پاسخ متقابل است.

ادعای برد ۸۰۰۰ کیلومتری، اگر درست باشد، نشان‌دهنده توسعه قابل توجه در فناوری موشک‌های دوربرد ایران خواهد بود. ایران پیش از این نیز موشک‌هایی با برد چند هزار کیلومتری در اختیار داشته، اما دستیابی به چنین بردهایی با قابلیت اطمینان عملیاتی بالا، چالش فنی و مهندسی متفاوتی است. نکته مهم در ارزیابی این ادعاها، تمایز بین «قابلیت فنی» (توانایی پرتاب یک موشک به فاصله‌ای مشخص) و «قابلیت عملیاتی نظامی» (توانایی هدف‌گیری دقیق یک نقطه خاص در آن فاصله با اطمینان بالا) است. معمولاً دستیابی به مورد دوم به مراتب پیچیده‌تر و زمان‌برتر است.

چه آنکه هشدارهای عمومی مقامات درباره توانمندی‌های دشمن، همواره باید با احتیاط تحلیل شوند. این اظهارات می‌توانند هم بر اساس ارزیابی‌های اطلاعاتی دقیق باشد و هم اهدافی چون جلب حمایت بین‌المللی، توجیه افزایش بودجه دفاعی، یا ایجاد اجماع داخلی برای اقدامات سخت‌تر را دنبال کند.

تغییر اولویت تهران: چرا موشک‌ها ممکن است در کانون توجه قرار گیرند

گزارش‌ تحلیلگران غربی که در ماه‌های پس از حملات هوایی اسرائیل به ایران منتشر شده، به امکان تغییر موقت اولویت‌های ایران اشاره دارند. از نگاه آنها به نظر می‌رسد ایران ممکن است به این جمع‌بندی رسیده باشد که در شرایط فعلی، تقویت سریع‌تر توان موشکی متعارف، مزیت راهبردی فوری‌تری نسبت به سرمایه‌گذاری صرف بر بازسازی کامل برنامه هسته‌ای آسیبدیده دارد.

این تصمیم در صورت وقوع، می‌تواند دلایل منطقی داشته باشد:

  • بازدارندگی متعارف: یک زرادخانه موشکی گسترده و پرتعداد می‌تواند به عنوان ابزار اصلی بازدارندگی در برابر حمله متعارف عمل کند. تهدید به پاسخ‌گویی با هزاران موشک می‌تواند هزینه هرگونه تهاجم به ایران را به شدت افزایش دهد.
  • زمان بازسازی: بازسازی برخی تأسیسات پیچیده هسته‌ای ممکن است به زمان و منابع بسیار بیشتری نیاز داشته باشد. در مقابل، خطوط تولید موشک‌های موجود می‌توانند با سرعت بیشتری مجدداً راه‌اندازی یا توسعه یابند.
  • انعطاف‌پذیری راهبردی: تمرکز بر موشک، به ایران این امکان را می‌دهد که در کوتاه‌مدت توان تهاجمی و دفاعی خود را حفظ کند، در حالی که برنامه هسته‌ای در پس‌زمینه با احتیاط بیشتر و احتمالاً در مکان‌های پنهانی‌تر دنبال می‌شود.

البته این تغییر به معنای کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای نیست، بلکه ممکن است نشان‌دهنده یک تقدم‌بندی منابع و زمان‌بندی متفاوت باشد. چرا که کشورها پس از شوک‌های امنیتی بزرگ (مانند حملات گسترده هوایی) اغلب استراتژی خود را بازبینی می‌کنند. تمرکز بر موشک‌ها می‌تواند راه‌حلی برای پر کردن خلأ بازدارندگی موقت و افزایش ضریب امنیتی در فاصله تا بازیابی کامل دیگر توانمندی‌ها باشد.

واکنش بازیگران خارجی: از هشدار تا گزینه‌های عملی

از سوی دیگر اظهارات نتانیاهو در فضای سیاسی خاصی مطرح شد. او این نگرانی‌ها را مستقیماً با دونالد ترامپ،در میان گذاشت. گزارش‌ها حاکی از آن است که در این دیدارها، گزینه‌های ممکن برای مقابله با این پیشرفت‌ها، از جمله احتمال اقدام نظامی پیش‌دستانه، مورد بحث قرار گرفته است. ترامپ نیز پس از آن، با زبانی تند به ایران هشدار داد که در صورت بازسازی برنامه هسته‌ای با «ضربه‌ای سنگین» روبرو خواهد شد.

این تبادل نظر سطح بالا چند پیام دارد: اولاً، نشان می‌دهد که اسرائیل توسعه موشکی ایران را به اندازه برنامه هسته‌ای آن یا حتی بیشتر، تهدیدآمیز می‌داند. ثانیاً، حاکی از هماهنگی نزدیک استراتژیک بین تل‌آویو و واشنگتن در این پرونده است. ثالثاً، با مطرح کردن گزینه نظامی، سعی در ایجاد یک بازدارندگی دووجهی دارد: هم بازدارندگی در برابر ایران با تهدید به حمله، و هم بازدارندگی در برابر خود با نشان دادن عزم برای عمل، به گونه‌ای که اگر حمله‌ای رخ ندهد، آن را نه به دلیل بی‌عملی، بلکه به دلخواه خود قلمداد کنند.

این در حالی است که واکنش ایران نیز قابل پیش‌بینی بود. مقامات کشورمان این هشدارها را رد نکردند، اما در عین حال بر حق مسلم خود برای توسعه توان دفاعی تأکید کردند و هشدار دادند که در صورت حمله، پاسخ سخت و سریعی خواهند داد. این موضع، چرخه تهدید و ضد تهدید را تشدید می‌کند.

اما مطرح کردن عمومی گزینه نظامی، اغلب ابزاری برای افزایش فشار و وادار کردن طرف مقابل به عقب‌نشینی است. اما خطر آن، محدود کردن فضای مانور دیپلماتیک و عادی‌سازی گفتمان جنگ است. هنگامی که رهبران بارها از «حمله» سخن می‌گویند، افکار عمومی و نهادهای تصمیم‌گیر به تدریج آن را به عنوان یک احتمال قریب‌به‌یقین می‌پذیرند.

چشم‌انداز آینده: سناریوهای محتمل و دام اشتباه محاسباتی

با توجه به این تحولات، چند سناریو برای ماه‌های آینده قابل تصور است:

  •  سناریوی ادامه فشار و نظارت: محتمل‌ترین سناریو، تداوم وضعیت کنونی است: اسرائیل و آمریکا با استفاده از ابزارهای اطلاعاتی و شاید اقدامات خرابکارانه سایبری یا فیزیکی محدود، سعی در مختل کردن برنامه موشکی ایران خواهند داشت، در حالی که به هشدارهای دیپلماتیک و تهدید نظامی ادامه می‌دهند. ایران نیز به توسعه توانمندی‌های خود، احتمالاً با پراکندگی بیشتر و پنهان‌کاری افزون‌تر، ادامه خواهد داد. در این حالت، تنش در سطح بالا باقی می‌ماند اما به جنگ تمام‌عیار منجر نمی‌شود.
  • سناریوی درگیری محدود: اگر یکی از طرفین ارزیابی کند که طرف دیگر در آستانه دستیابی به یک قابلیت راه‌گشا (مانند موشک‌های با قابلیت اطمینان بالا برای هدف‌گیری اروپا) قرار دارد، ممکن است تصمیم به یک حمله محدود پیش‌دستانه علیه مراکز تولید یا پرتاب بگیرد. این می‌تواند به یک درگیری کوتاه اما شدید دیگر بینجامد.
  • سناریوی بن‌بست و مذاکره غیرمستقیم: فشار فزاینده ممکن است نهایتاً هر دو طرف را به سطوح پرهزینه‌ای از تقابل سوق دهد که در آن، گزینه مذاکره غیرمستقیم بر سر یک چارچوب محدودکننده برای برنامه موشکی (شبیه به برجام اما برای موشک‌ها) جذابیت پیدا کند. اگرچه این سناریو در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد.

بزرگ‌ترین خطر در همه این سناریوها، «اشتباه محاسباتی» است. ممکن است یک طرف توانمندی یا عزم طرف دیگر را دست کم بگیرد، یا یک حادثه محلی (مانند درگیری با یک گروه نیابتی) به سرعت به یک رویارویی مستقیم بین دو کشور تبدیل شود. فضای ملتهب کنونی، احتمال چنین اشتباهاتی را افزایش می‌دهد.

در دوره‌های تنش بالا، سیستم‌های هشدار اولیه و کانال‌های ارتباطی غیررسمی (مانند ارتباط از طریق کشورهای ثالث) برای جلوگیری از جنگ تصادفی از اهمیت حیاتی برخوردار می‌شوند. اما متأسفانه، بی‌اعتمادی عمیق بین طرفین، کارایی این کانال‌ها را محدود می‌کند.

در مجموع، هشدارهای بنیامین نتانیاهو درباره توسعه موشکی ایران را باید در چارچوب یک تحول راهبردی بزرگ‌تر تحلیل کرد: تغییر احتمالی اولویت‌های امنیتی تهران پس از حملات هوایی اخیر. به نظر می‌رسد ایران، حداقل در کوتاه‌مدت، منابع و انرژی بیشتری را بر تقویت توان موشکی متعارف خود متمرکز کرده است. این تغییر اگرچه ممکن است پیشرفت در برخی جنبه‌های برنامه هسته‌ای را کندتر کند، اما در عوض یک بازدارندگی فوری و پرهزینه را در برابر حمله متعارف ایجاد می‌نماید.

از سوی دیگر واکنش اسرائیل و آمریکا، ترکیبی از هشدار دیپلماتیک، هماهنگی استراتژیک و تهدید به اقدام نظامی بوده است. این رویکرد هدف دارد تا هم ایران را از پیشرفت بیشتر بازدارد و هم آمادگی خود را برای عمل در صورت لزوم نشان دهد. با این حال، این استراتژی با ریسک‌های قابل توجهی همراه است: افزایش تنش، محدود شدن فضای دیپلماسی، و خطر بالای درگیری ناخواسته.

آینده این تقابل به تصمیمات هر دو طرف بستگی دارد. آیا ایران حاضر خواهد شد در ازای کاهش فشار، محدودیتی داوطلبانه بر توسعه برخی فناوری‌های موشکی دوربرد بپذیرد؟ آیا اسرائیل و آمریکا می‌توانند به جای تمرکز صرف بر تهدید نظامی، بستری برای گفت‌وگوی فنی-امنیتی درباره مرزهای بازدارندگی متقابل ایجاد کنند؟ پاسخ به این پرسش‌ها دشوار است.

۲۱۳/۴۲

منبع: خبرآنلاین