به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، شرقشناسی که با روابط بین شرق و غرب، اسلام و مسیحیت، آسیا و اروپا پیوند خورده است، قدمت بسیار دیرینهای دارد. گفته شده که سابقه آن، دستکم به سده ششم قبل از میلاد و به تماسها و برخوردهای ایرانیان و یونانیان میرسد؛ اما در جریان روابط اسلام و مسیحیت بود که از اهمیت و اعتبار خاصی برخوردار شد و نیز از همین رهگذر بهتدریج بسط افزایندهای یافت تا جایی که در دورههای اخیر، تقریباً همه موضوعات و عناصر شرقی را دربر گرفت. اکنون با توجه به گستردگی حوزه مطالعات شرقی و تعدد رشتههای مربوط به آن و گوناگونی شیوههای خاورشناسان و تنوع اهداف و انگیزههای پژوهشی آنان، پرداختن عالمانه به کل کارنامه شرقشناسی، تخصصهای مختلفی میطلبد که شاید برای کسی بهتنهایی میسر نباشد، زیرا امروزه شرقشناسی نه فقط یک مجموعه استدلالی ناهمگون از مکاتب ملی مختلف (فرانسه، آلمان، انگلستان، آمریکا و…) را شامل میشود که به تمدنهای گوناگونی (اسلام، ایران، هند و…) میپردازد، بلکه هر کدام از تخصصهای شرقشناسی (ایرانشناسی، اسلامشناسی، مصرشناسی، هندشناسی و…) طیف وسیعی از دانشها را دربرمیگیرد و هر تمدنی نیز مجموعهای اجتماعی-فرهنگی است که از جنبهها و زوایای متعدد و به کمک رشتههای کاملاً متفاوتی همچون تاریخ، زبانشناسی، تاریخ ادیان، جامعهشناسی، مردمشناسی و... قابل بررسی است.
کتاب «تاریخچه شرقشناسی» در پنج فصل به موضوعاتی همچون «مفاهیم کلی شرق»، «سیر شرقشناسی در سدههای میانه»، «روند خاورشناسی از رنسانس تا عصر روشنگری» و «جریان شرقشناسی از سده هیجدهم تا عصر حاضر» و در فصل پنجم با عنوان پیوستها به «مسافرتهای اروپاییان به مشرقزمین سرآغازی برای شناخت واقعیتهای شرق»، «قلمرو ترکان مقصد اغلب سیاحان اروپایی»، «پوستل و سیاحتنامه او» میپردازد.
براساس این کتاب شرق به طور کلی دو مفهوم را دربرمیگیرد: «یکی به معنای جغرافیایی است که ویرژیل، شاعر یونان باستان، در این مفهوم شرق را به سرزمینهایی اطلاق کرده که در جهت طلوع خورشید قرار گرفتهاند. دیگری مفهوم ایدئولوژیکی است که در این معنا، شرق دارای هویتی متمایز از غرب است و در حوزههای گوناگون از قبیل فلسفه، سیاست، فرهنگ، تاریخ و… شرق و غرب با هم تفاوتهای عمدهای دارند. در مباحث شرقشناسی، مفهوم ایدئولوژیکی شرق از جایگاه ویژهای برخوردار است.
در ادبیات انگلیسی واژههای شرق و شرقی در ترکیبات مختلفی همچون: دانش شرق، مروارید شرق، علم شرق، حاکمان شرق، قالیهای شرقی، یهودیان شرقی، سفالهای شرقی و… به کار رفتهاند. معادل شرق در فرهنگهای اروپایی کلمه east و هم واژه orient به کار رفته که در عصر باستان از این اصطلاح برای اشاره به کشورهای شرق مدیترانه استفاده میشده، ولی امروزه این واژه علاوه بر آن، بر کشورهای آسیایی هم اطلاق میگردد.»
نویسنده اشاره میکند که اگر خاورشناسی به مفهوم پژوهش و شناخت تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم و… مردم مشرقزمین مطرح شود، میشود سابقهای طولانی برای آن قائل شد چنانکه نوشتههای هرودت راجع به ایران عصر هخامنشی، یا اظهارنظرهای ارسطو درباره شرق را میتوان نوعی شرقشناسی خواند. «یونانیها نخستین ملت اروپایی بودند که به سبب موقعیت جغرافیایی خود با آسیاییها آشنا شدند. به نظر میرسد برای اولین بار تقسیم جهان به دو بخش اروپا و آسیا را نیز جغرافیدانان یونانی انجام دادهاند. بعدها آنان به تقسیمبندی دیگری نیز قائل شدند که در آن نواحی اطراف مدیترانه و ازجمله یونان را در مرکز جهان قرار دادند، شمال مدیترانه را اروپا، جنوب آن را لیبیا (شمال آفریقا) و سمت شرقی مدیترانه را آسیا خواندند.
ارسطو براساس همین تلقی که یونان در مرکز جهان قرار دارد، خاطرنشان کرده که ساکنان آن مردمی ممتاز و از دیگران مجزایند، زیرا محل سکونت آنان بین دو قاره آسیا (شرق) و اروپا (غرب) است و از این امتیاز برخوردارند که میتوانند از ویژگیهای مطلوب هر دو قاره استفاده کنند. او میگوید اروپا جایی است که ساکنانش از روحیه و شجاعت زیادی برخوردارند ولی دارای ذکاوت، ابتکار و خلاقیت کافی نیستند، حال آنکه مردم آسیا در ذکاوت و خلاقیت سطح بالایی دارند، اما فاقد شجاعت کافی هستند.»
قرار گرفتن منابع مورد استفاده در پایان هر فصل علاوه بر منابع و مآخذ پایان کتاب از نقاط قوت کتاب و راهنمای خوبی برای ادامه مطالعه خوانندگان علاقهمند در تاریخچه شرقشناسی است. نمایه در پایان کتاب نیز راهنمای خوبی برای خوانندگان علاقهمند به منظور دستیابی به اطلاعات ریز به شمار میرود.
کتاب «تاریخچه شرقشناسی» با عنوان فرعی کاوشی در سیر مطالعات اسلامی در غرب تالیف دکتر عبدالله همتی گلیان با ۳۶۸ صفحه، شمارگان ۲۰۰ نسخه و بهای ۴۴۰ هزار تومان از سوی انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد منتشر شد.
۲۵۹