به گزارش خبرآنلاین، وبگاه عربی۲۱ در یادداشتی درباره تهدیدها علیه جمهوری اسلامی ایران با نگاهی روندی به ارتباط جنگ ۱۲ روزه و توطئه های متعاقب آن، نوشت که هدف عالیتر آمریکاییها و صهیونیستها در این مرحله خاص، توهم سرنگونی نظام ایران بود اما به لطف حمایت «توده مردمی محکم» شکست خورد و این جنگ تجدید شده برای غرب و اسرائیل هزینه زا خواهد بود.
به گزارش ایرنا، این رسانه عربی نوشت:
«چه در انجام حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران عجله شود و چه به تأخیر بیافتد، هیچکس تحمل انتظار و پیامدهای آن را ندارد؛ زیرا «جنگ تجدیدشده» هماکنون در داخل ایران در جریان است. در ماههای پس از شکست جنگ ۱۲ روزه علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و روشن شدن دروغهای دونالد ترامپ مبنی بر محو برنامه هستهای و فلج کردن توان موشکی ایران، اروپاییها نیز به آمریکاییها پیوستند و تحریمهای حداکثری را بر اقتصاد ایران تحمیل کردند. فعالسازی «مکانیسم ماشه» در پایان دوره توافق هستهای در اکتبر ۲۰۲۵، تشدید فشارهای اقتصادی و اجتماعی و سقوط بیسابقه ارزش ریال تا حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار ریال در برابر دلار، عامل اصلی انفجار خشم بازاریان تهران بود که از رکود طولانیمدت رنج میبردند.
پس از آن، اعتراضات مردمی در بسیاری از شهرهای ایران از اواخر دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد. اگرچه این اعتراضات در ابتدا قابل درک و مشروع به نظر میرسید، اما خطرناکترین مرحله زمانی رخ داد که تظاهرات به درگیریهای خونین و خشونتآمیز تبدیل شد. در این درگیریها صدها نفر، ازجمله تعدادی از نیروهای امنیتی و پلیس نیز کشته شدند؛ وضعیتی که شبیه به یک جنگ داخلی گسترده بود. شدت این درگیریها تنها زمانی کاهش یافت که میلیونها هوادار نظام پس از قطع اینترنت و با روشن شدن شدت دخالت آمریکا و رژیم صهیونیستی در حوادث داخلی ایران و صدور بیانیههای مقامات ارشد آمریکایی مبنی بر حضور عناصر «موساد» در کنار معترضان ایرانی، به خیابانها آمدند.
دیگر هیچ عاقلی نمیتواند نقش آمریکا، رژیم صهیونیستی و غرب را در وقایع داخلی ایران، انکار کند یا کماهمیت جلوه دهد. این نقش از بالاترین سطوح آمریکایی و وابستگان صهیونیستی آنها تا سطح روشن اروپایی مانند فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، که اظهارات او جوهر امیدواریهایش را آشکار میکرد، کاملا مشهود بود. مرتس، خودش در جنگ ۱۲ روزه از رژیم صهیونیستی تمجید کرده و گفته بود: «اسرائیل، کارهای کثیف را به نیابت از تمام غرب انجام میدهد.» او در روزهای اخیر همان آرزو را تکرار کرد و صراحتاً گفت: «روزهای نظام ایران به شمارش افتاده است.»
همچنین بنیامین نتانیاهو، جنایتکار جنگی، هدف خود را در سخنرانی مستقیم به مردم ایران پنهان نکرد و از آنچه «شجاعت ایرانیان شجاع» نامید، گفت و ابراز امیدواری کرد که نظام ایران سقوط کند و این کشور دوباره با اسرائیل برای آنچه «شکوفایی و صلح منطقه» نامید، همکاری کند. این افراد و همفکرانشان البته به اوصافی مانند دیکتاتوری و سرکوب خونبار وحشیانه که به نظام نسبت داده میشود، اهمیتی نمیدهند. تمام آنچه برای آنها مهم است، نابودی پیشرفتهای علمی، هستهای، موشکی و فضایی نظام ایران است. اما مهمتر برای آنها، دشمنی نظام جمهوری اسلامی ایران با رژیم اشغالگر اسرائیل و حمایت تهران از جنبشهای مقاومت مسلحانه در لبنان و فلسطین است. فارغ از انگیزهها و گرایشهای طایفهای شایع در منطقه از دیرباز، هیچکس نمیتواند منکر این واقعیت باشد که ایران تنها حامی مالی و تسلیحاتی جنبشهای مقاومت عربی مسلحانه است.
در حالی که اکثر نظامهای عربی به اهداف، طمعها و نسلکشیهای صهیونیستی و سیاستها و دستورات آمریکا تن میدهند و هدفشان خلع سلاح جنبشهای مقاومت است، هدف عالیتر آمریکاییها و صهیونیستها در این مرحله خاص، توهم سرنگونی نظام ایران است. این اتفاق قرار بود با روش متکبرانه ترامپ رخ دهد. ترامپ صریح اعلام کرده بود و از معترضان ایرانی خواست بر «نهادهای دولت» مسلط شوند و به آنها گفت که «کمک در راه است».
واقعیت مطلق این است که «کمک» پیش از آنکه ترامپ اعلام کند، واقعاً رسیده بود؛ نه تنها با حمایت مالی و مسلح کردن بخشهای «تروریستی» که در صفوف معترضان مخفی شده بودند، بلکه با کمکهای «فنی» نیز که شامل ارائه خدمات «استارلینک» و اینترنت ماهوارهای از طریق شبکه ماهوارههای شرکت ایلان ماسک، میلیاردر آمریکایی بود. ماسک این کار را البته با هماهنگی «موساد» و سیا انجام داد و ۱۰۰ هزار دستگاه موبایل پیشرفته و علاوه بر آن ۲۰ هزار بشقاب و ایستگاه گیرنده زمینی برای این خدمات تأمین شد. اما مقامات ایرانی به نظر میرسید برای مواجهه تکنولوژیک آماده بودند و با ایجاد اختلال الکترونیکی در ایستگاههای دریافت سیگنال ماهوارهای، بسیاری از آنها را ضبط و تصاویر آن را منتشر کردند و به دستگیری سرکردههای خشنترین اعتراضات پرداختند.
قوه قضائیه ایران آغاز، محاکمات فوری کسانی را که جاسوس خواند، اعلام کرد. فارغ از منابعی که نظام ایران بر آن تکیه کرد، چه داخلی باشد و چه به عنوان حمایت فنی از دوستان روسی و چینی ارائه شده باشد، نتایج موفقیت ظاهری برای نظام ایران و شکست زودرس و غیرمنتظره برای شبکه «استارلینک» بود. در جبهه جنگهای سایبری، مقامات ایرانی تاکنون در خنثیسازی عملیات اختلال در شبکههای «اینترنت داخلی» مجاز، موفق بودهاند.
این جنگی است که ادامه دارد و نبردهای آن به طور متناوب در جبهههای آتش، تکنولوژی و استخدام جاسوسان در جریان است. در ایران، محیطی حاصلخیز برای فعالیت جاسوسان وجود دارد و بسیاری از آنها پس از جنگ ۱۲ روزه سقوط کردند، اما شاید هزاران نفر دیگر توسط سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، اسرائیل و غرب به طور کلی استخدام شده باشند. این امر، بیشتر ناشی از هزاران تحریم غربی علیه ایران از زمان پیروزی انقلاب است.
با وجود برخی نقاط ضعف، به نظر نمیرسد ایران امروز شکار آسانی در جنگ جاری و تجدیدشده باشد. نظام، توانایی عظیم خود را برای ایستادگی و تجدید فوری فرماندهانش، همانطور که در حوادث غیرمنتظره «جنگ ۱۲ روزه» اتفاق افتاد، ثابت کرده است. این بار جای شگفتی نیست، زیرا جنگ ماههاست که در جریان است و تواناییهای موشکی ارتش و «سپاه پاسداران» در حالت آمادهباش کامل برای بازدارندگی حمله آمریکا و «اسرائیل» بسیار بیشتر از جنگ قبلی است.
هیچ انسان عاقلی انتظار ندارد که نظام ایران با ضربات هوایی، هرچند شدید، سقوط کند، زیرا پشت سر نظام، توده مردمی محکمی وجود دارد که با وجود مشکلات اقتصادی هنوز تأثیرگذار است، بنابراین جنگ تجدیدشده ممکن است از مرزهای ایران فراتر برود، به خصوص اینکه آمریکا و «اسرائیل» اشتیاق به نابودی «حزبالله» در لبنان دارند و امکان شعلهور شدن آتش گسترده دوباره جنگ از «غزه» تا تهران وجود دارد.»
310310