یک استاد علوم ارتباطات و مطالعات رسانه دانشگاه معتقد است نگاه یک‌سویه صداوسیما سبب می‌شود بخشی از جمعیت احساس کنند نادیده گرفته می‌شوند و به همین دلیل تلاش می‌کنند تا با جلب توجه صدای خود را به رسانه برسانند.

ریحانه اسکندری: در شرایط حساس کنونی که سایه جنگ با دشمن آمریکایی- صهیونی و تنش‌های منطقه‌ای بر فضای عمومی جامعه سنگینی می‌کند، بازخوانی مفاهیم بنیادین در حوزه ارتباطات و مدیریت بحران بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته است. تجربه نشان داده است که در زمانه بروز بحران‌های سخت، از جمله جنگ یا ناآرامی‌های اجتماعی، مدیریت جریان اطلاعات و نحوه مواجهه با ابزارهای نوین ارتباطی، نقشی تعیین‌کننده در حفظ انسجام ملی و کاهش اصطکاک‌های روانی جامعه ایفا می‌کند.

یکی از چالش‌های تکرارپذیر در ساختار رسانه‌ای ایران، نحوه تعامل نهادهای رسمی اطلاع‌رسانی با مطالبات عمومی و نحوه برخورد با زیرساخت‌های دسترسی به شبکه جهانی است. در بسیاری از موارد، تصمیم‌گیران حوزه امنیت و رسانه، برای کنترل وضعیت و جلوگیری از سوءاستفاده‌های احتمالی در فضای غبارآلود جنگی، به گزینه ایجاد محدودیت در دسترسی‌های مجازی پناه می‌برند؛ تصمیمی که اگرچه با منطق امنیت ملی توجیه می‌شود، اما استمرار آن فراتر از بازه‌های زمانی کوتاه، می‌تواند خود به عاملی برای تولید بحران‌های جدید و عمیق‌تر شدن شکاف میان مردم و حاکمیت تبدیل شود.

از سوی دیگر، عملکرد صداوسیما به‌عنوان بزرگترین نهاد رسانه‌ای رسمی کشور، همواره زیر ذره‌بین نقد کارشناسان بوده است. در زمانه‌ای که تکثر منابع خبری، ذائقه مخاطب را تغییر داده، اصرار بر رویکردهای تک‌سویه و نادیده‌گرفتن بخش‌هایی از واقعیت‌های میدانی، نه تنها به اقناع افکار عمومی منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند با تحریک احساس نادیده گرفته شدن، صدای اعتراض را در لایه‌های دیگر جامعه بلندتر کند.

در همین راستا با نسیم مجیدی‌قهرودی، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، استاد دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه گفت‌وگو کردیم تا تاثیر نگاه یک‌سویه صداوسیما و قطعی ابزار مجازی که بیش از ۸ هفته به طول انجامیده است (با ذکر این مورد که امکان ارتباط در پیام‌رسان‌های داخلی فراهم است)، مورد بررسی قرار دهیم.

مجیدی معتقد است که رسانه در خط مقدم مدیریت بحران قرار دارد و هرگونه لغزش در مسیر شفافیت، هزینه‌های اجتماعی سنگینی را به همراه خواهد داشت. به باور این استاد دانشگاه، وقتی بخشی از بدنه جامعه احساس می‌کند که دغدغه‌ها و فشارهای ناشی از شرایط جنگی یا اقتصادی در قاب تلویزیون جایی ندارد، به ناچار برای شنیده شدن به سمت رفتارهای رادیکال‌تر سوق پیدا می‌کند. در واقع، رسانه باید به عنوان سوپاپ اطمینان و پل ارتباطی میان دولت و ملت عمل کند، نه آنکه با تقلیل مسائل به اطلاعیه‌های گذرا، بر کلاف سردرگم بحران بیفزاید. مسئله قطع ارتباط با دهکده جهانی نیز وجه دیگری از این چالش است. در حالی که پیام‌رسان‌های داخلی بخشی از نیازهای ارتباطی را پوشش داده‌اند، اما پیوند ناگسستنی زیست اقتصادی و آموزشی مردم با شبکه جهانی اینترنت، باعث شده که قطعی‌های طولانی‌مدت به جای امنیت‌افزایی، به تخریب پایگاه‌های شغلی و افزایش نارضایتی‌های معیشتی منجر شود. در ادامه، مشروح این گفتگو را می‌خوانیم که بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های رسانه‌ای و ارتباطی در دوران بحران تاکید دارد.

قطعی اینترنت جهانی فقط باعث افزایش تعداد مخالفین می‌شود و ضربه‌های جدی به جامعه می‌زند

نسیم مجیدی در پاسخ به این سوال که قطعی طولانی‌مدت اینترنت جهانی چه تاثیراتی بر زندگی مردم داشته است گفت: «این موضوع از همه جهات بر زندگی مردم اثر می‌گذارد. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که حیات مردم وابسته به فضای مجازی است. فضای مجازی و اصلا کار در فضای مجازی یک شغل علمی کاملا تعریف شده است و اصلا این موضوع یک کانسپت اساسی و مهم است. به این ترتیب قطع طولانی مدت اینترنت جهانی درست مثل این است که مثلاً ما بخواهیم حمل‌ونقل را تعطیل کنیم، خب در چنین شرایطی گروه قابل توجهی از مردم بیکار می‌شوند. خب بیکار شدن  برای یک روز، دو روز، سه روز توجیه‌پذیر است؛ در مورد قطع اینترنت هم توجیه امنیت ملی کاملا قابل پذیرش است ولی وقتی این قطعی و اختلال بیش از سه روز  زمان می‌برد تقریبا همه مردم  وارد بحران و چالش جدید می‌شوند. ضربات این ماجرا مربوط به همه جامعه است، ولی برای مثال از نگاه اقتصادی عده زیادی که کسب‌وکار آنلاین دارند به صورت جدی زمین می‌خورند. خیلی از کسانی که با اینترنت جهانی و به واسطه فضای مجازی کار می‌کنند هیچگونه وابستگی اقتصادی به گروه‌های دگیر ندارند، بنابراین عملا با قطع طولانی‌مدت اینترنت درآمدشان قطع می‌شود.خب خود همین موضوع سبب می‌شود که آن شخص هم به جمع معترضین و مخالفان بپیوندد و این ماجرا از نظر اجتماعی مدام بزرگ‌تر شود.»

او در ادامه افزود: «همان‌طور که اشاره کردم، زیان این اختلال فقط مربوط به زندگی اقتصادی مردم نیست، در ساده‌ترین مثال، تصور کنید همین امروز اتفاقی در تهران بیفتد که ندانیم مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل هستند یا برقرارند؟ طبیعتا صداوسیما اخبار را زیرنویس می‌کند، اما خیلی‌ها هستند که شاید اصلا آن اخبار را نبینند. همین موضوع خودش سبب افزایش ترافیک به شکل وحشتناک می‌شود. چرا؟ چون اطلاع‌رسانی نمی‌تواند به قوت قبل صورت بگیرد و محدود به زیرنویس‌های صداوسیما می‌شود. حتی در مورد مسائل آموزشی، در همین مدت، بسیاری از دانشجویان و دانش‌آموزان به این دلیل که از شرایط برقراری امتحانات خود مطلع نبودند دچار هرج‌ومرج و کلافگی شدند. وقتی که اطلاع‌رسانی محدود به یک مجرا می‌شود، آن‌هم به شکل زیرنویس و اخبار مسائل مهمی مثل  امتحانات، تعطیلی، شرایط طرح ترافیک و غیره به درستی پخش نمی‌شوند سردرگمی ایجاد می‌شود. حالا حتی اگر در این موضوع فضای مجازی را نادیده بگیریم و صداوسیما را جایگزین کنیم، متوجه می‌شویم این رسانه نیز به عنوان جایگزین خوب عمل نکرده است. چون همه‌چیز در آن فضا محدود به یک اطلاعیه کوتاه، یک خبر کوتاه در رادیو و تلویزیون است و حتی به اخباری که با زندگی مردم سروکار دارد به درستی پرداخته نمی‌شود. باید این نکته را در نظر گرفت که همه مردم در هر لحظه مخاطب رادیو و تلویزیون نیستند و باید مجراهای دیگر اطلاع‌رسانی باز باشند.»

او افزود: «حتی بسیاری از پایگاه‌های خبری نیز دسترسی به اینترنت ندارند؛ چنین شرایطی  فقط مشکلات مردم را بیشتر می‌کند و بحرانی به بحران‌ها قبلی جامعه و کشور اضافه می‌کند.»

نسیم مجیدی‌قهرودی

وقتی معترض احساس می‌کند صدایش شنیده نمی‌شود، پس بلندتر فریاد می‌زند تا شاید اتفاقی بیفتد  

نسیم مجیدی‌قهرودی همچنین با اشاره به این نکته که وقتی معترض حس می‌کند صدایش به رسانه نمی‌رسد پس بلندتر فریاد می‌کشد گفت: «به طور کلی رسانه‌ها و به‌ویژه رادیو و تلویزیون هر کشور باید بازتابی درست از وقایع جامعه را منعکس کنند. وقتی اعتراضات و مسائل جامعه نادیده گرفته می‌شوند، این موضوع سبب می‌شود بخشی از جمعیت فکر کنند که نادیده گرفته می‌شوند و این نادیده گرفته شدن خودش سبب این است که احساس عصبانیت بیشتر شود.»

این استاد دانشگاه ادامه داد: «برای مثال وقتی یک معترض به شرایط اقتصادی و نرخ تورم اعتراض دارد، اما می‌بیند صدایش به جایی نمی‌رسد، انگار نظرش مهم نیست، افکارش نادیده گرفته می‌شود و حس می‌کند نقشی در جامعه ندارد پس عصبانیتش بیشتر می‌شود، شروع به فریادزدن می‌کند و تلاش می‌کند دیگران را نیز با خودش همراه کند تا شاید اعتراضش شنیده شود. چرا؟ چون معترض احساس می‌کند رسانه به عنوان عامل واسطه میان او و دولت اعتراض او را به مسئولین منعکس نکرده است، پس شروع به انجام کارهایی می‌کند که بیشتر جلب توجه کند تا رسانه به او بپردازد، شروع به جدی گرفتن مسائل او بکند و دریچه‌ای برای پاسخگویی به او ایجاد کند.»

مجیدی در پایان با اشاره به این نکته که سوگیری رسانه به یک سمت خاص قطعا باعث عصبانیت و تحریک سمت دیگر می‌شود گفت: «در شرایط بحرانی نادیده گرفتن مسئله و  بحران باعث دامن زدن به آن بحران می‌شود و همین موضوع سبب می‌شود که هیچ‌گونه کاهشی در سختی مسائل به وجود نیاید، بلکه مشکل دنباله‌دار تر شود. برای مثال اگر آن بحران کوچک باشد، با این رویکرد به تدریج تبدیل به آتش زیر خاکستر می‌شود که با جرقه بعدی باعث اتفاقات بزرگ‌تری می‌شود. یعنی اگر  رسانه نقش واسطه بودن خودش را به درستی ایفا بکند می‌تواند حتی عامل حل و فصل، مدیریت بحران و حتی از بین بردن بحران بشود. اما وقتی رسانه به یک سمت متمایز می‌شود، فرقی نمی‌کند چه رسانه ملی در ایران چه هر رسانه دیگری در هر کجای جهان، قطعا طرف مقابل عصبانی‌تر می‌شود و این رویکرد باعث تحریک بیشتر سمت دیگر می‌شود. در واقع همین موضوع سبب می‌شود بحران  بیشتر از قبل کنترل خارج می‌شود و مدیریت آن سخت‌تر شود.»

۵۹۲۴۴

منبع: خبرآنلاین