به گزارش خبرآنلاین مصطفی هاشمی طبا در روزنامه شرق نوشت: ازاینرو عجیب نیست از کسی که نه تاریخ میداند و نه به روابط بینالملل و مکانیسمهای پنهان توطئههای جهانی آگاه است و علاوه بر آن امر بر او مشتبه شده و با بیماری بزرگبینی احساس استعلا میکند و به این روی راه بیراههای برای خود و کشور میگشاید.
حتی کسانی مانند ناپلئون که برخی او را به غلط بزرگترین سردار تاریخ میدانند، چنان دچار غرور و خودبزرگبینی میشود که با ۸۰۰ هزار سرباز فدایی به کشورگشایی روسیه میرود و تنها با 20 نفر به قصر ورسای پاریس بازمیگردد.
در آن هنگام که رئیسجمهور وقت ایران قطعنامهها علیه ایران را کاغذپاره خواند و برای این اظهار او کف زدند و هلهله کردند، دیگران نیز با تجری خاطر این راه را برگزیدند و با درآمدهای کلان ناشی از فروش نفت، این طرز فکر را موجه جلوه داده و تظاهر به نبود تأثیر عملی قطعنامهها بر متن جامعه ایران کردند.
روش عقلایی برای مقابله با تحریم آن بود که اثر آن بر متن جامعه را درک و در راستای خنثیسازی آن سازوکارهای لازم را اندیشه میکردیم ولی با اعلام نبود تأثیر آن، از خزانه ارزی با تظاهر به بهبود معیشت مردم مایه گذاشته شد و به نام رواج اقتصاد آزاد و توجه به بخش خصوصی از عاقبت اقتصاد و هزینههای رو به افزایش جامعه غفلت شد و به طور کلی در بحبوحه تحریمها و حضور در محور مقاومت همچنان به توسعه اقتصاد بدون ضوابط پرداختیم و البته در زمان اجرای موافقتنامه برجام که اندکی از سایه تحریمها کاسته شد و حتی پس از خروج آمریکا از برجام همچنان به ادامه شیوه ولنگاری اقتصادی پای فشردیم و با امید به پیمان شانگهای و بریکس حتی درحالحاضر این روش همچنان در حال ادامهدادن است.
بسیار واضح است که هر معادلهای باید دارای طرفین یکسان و مشابه باشد و بهاصطلاح امروز نمیتواند ناترازی ادامه پیدا کند. نمیتوان هم در خارج کشور همراه نهضت مقاومت و مبارزه با استکبار جهانی بود و هم در داخل همراه با بیراههها از پیشرفت و رفاه و معیشت کامل برخوردار شد؛ بهویژه آنکه آنان که با ما مبارزه میکنند، هم قویتر و هم پرحامیتر و هم فراگیرتر هستند و بهویژه اقتصاد ما که وابستهتر به فروش نفت و تأمین نیازها حتی غذای مردم از خارج از کشور است.
طبیعی است که اگر در کشور رونقی اقتصادی میبینیم، به دلیل استفاده از منابع طبیعی انرژی و معادن است که هم قابل فروش در خارج و هم تأمینکننده انرژی داخل و تولیدات دیگر داخلی است و اگر فاقد منابع طبیعی بودیم، روزگار بسیار بدی را در داخل میگذراندیم.
اگر کره شمالی را تصور کنیم که به تعریفی در مقابل مغربزمین ایستاده است، همراه آن مردمی دارد بسیار فقیر و از همه چیز محروم، که تصور زندگی اقتصادی آنان در مخیله مردم ما نمیگنجد. بگذریم از فقدان رسانه و مطبوعات و آزادی بیان و آزادی مسافرت و هرگونه آزادی دیگر در کره شمالی.
شاید وزیر محترم امور خارجه اسبق ما که گفت مردم ما باید مثل یمنیها با لنگ و دمپایی و کلاشنیکف بجنگند، در مسافرتهای خارجی خود با مشاهده کشوری شبیه کره شمالی لازم میدانسته این پیام امید و نوید را به مردم ارائه کند و حقیقتا بدون مصرف اسرافوار منابع طبیعی، بر پای ایستادن کشور ما جز با مشابهت به کره شمالی ممکن و میسور نخواهد بود.
یعنی به مردم نمیگویند که مشکل در تنگناهای بهوجودآمده به واسطه استکبار جهانی و البته سیاستهای اقتصادی داخلی است و این خط همچنان ادامه دارد. وزیر نفت فعلی پس از تهدید رئیسجمهور آمریکا به وضع تعرفه 2۵ درصد برای کشورهای مرتبط اقتصادی با ایران میگوید که این تهدید هیچ اثری نداشته و ما بهخوبی نفت خود را همچنان میفروشیم.
هرچند آگاهی و باور به نکتههای این نوشته که مشتی از خروار است، اندکی تلخی به همراه دارد اما چرا با واقعیت روبهرو نشویم. ایستادن بر پای و زندگی با شرف و دور از زبونی و پستی هزینه دارد اما همچنان ما میتوانیم نظام اقتصادی خود را با پیراستن از اسراف، رانت، فساد، تبعیض، قاچاق، زیادهخواهی، دوری از گرایشهای اشرافی به نفع قاطبه مردم و تأمین زندگی مردم برپا داریم.
فراموش نکنیم که زندگی بدون شرافت هیچ ارزشی ندارد اما اگر به شرافت و سربلندی در مقابل استکبار معتقدیم باید در داخل خود را از هرگونه شائبه که به شرافت و سربلندی ما لطمه وارد میکند، بزداییم. درآنصورت هم میتوانیم انقلابی و استکبارستیز باشیم و هم زندگی داخلیمان و از همه مهمتر حفظ ایران را سرلوحه کار قرار دهیم.
23302