به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیات ۶۴ تا ۷۶ سوره نمل بخشی از یک جریان استدلالی عمیق در قرآن است که انسان را از سطح عادتها و باورهای تقلیدی جدا میکند و به میدان پرسشهای بنیادین میکشاند.
بنابر روایت فارس، این آیات، هم دعوت به توحید است و هم نقدی جدی بر شرک، انکار معاد و لجاجت فکری انسانهایی که نشانههای روشن را نادیده میگیرند.
خدای پاسخگو به نیازهای پنهان انسان
آیه ۶۴ با طرح پرسش آغاز میشود، چه کسی آفرینش را آغاز کرد و سپس آن را بازمیگرداند؟ چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی میدهد؟ این پرسشها، نه برای کسب پاسخ، بلکه برای بیدار کردن عقل انسان است.
قرآن مخاطب را وادار میکند که به تجربه زیسته خود نگاه کند، آغاز زندگی، تداوم آن و نظام دقیق روزیرسانی، همگی نشانههایی هستند که انسان در دل آن زندگی میکند، اما کمتر به سرچشمه آن میاندیشد. این آیه تأکید میکند که هیچکدام از معبودهای ساختگی بشر، سهمی در این تدبیر ندارند و اگر انسان صادقانه بیندیشد، پاسخی جز توحید نخواهد یافت.
چالش مستقیم با شرک پنهان و آشکار
در آیات بعدی، قرآن چندین بار با ساختاری مشابه سؤال میپرسد، آیا همراه خدا، معبود دیگری هست؟ تکرار این پرسش، نشاندهنده ریشهدار بودن شرک در جان انسان است.
شرک تنها به بتپرستی ظاهری محدود نمیشود، بلکه هر نوع تکیه مطلق بر غیر خدا، هر قدرت یا ثروتی که جای خدا بنشیند، مصداقی از این انحراف است. آیات ۶۵ تا ۶۷، بهویژه با اشاره به علم غیب و مسئله معاد، نشان میدهد که انسان مشرک، حتی در فهم آینده و سرنوشت خویش نیز دچار سردرگمی است.
انکار معاد، فرار از مسئولیت
یکی از محورهای اصلی این بخش، مسئله معاد است. منکران قیامت با تعجب میپرسند آیا پس از خاک شدن، دوباره زنده میشویم؟ قرآن این پرسش را نه از سر جهل، بلکه نتیجه فراموشی حقیقت میداند.
آنان دنیا را تنها واقعیت موجود میبینند و حاضر نیستند افق نگاه خود را فراتر ببرند. آیات نشان میدهد که انکار معاد، اغلب بهانهای برای فرار از مسئولیت اخلاقی و اجتماعی است، زیرا باور به بازگشت و حسابرسی، سبک زندگی انسان را دگرگون میکند.
علم محدود انسان و احاطه علم الهی
در آیات ۶۵ و ۶۶، قرآن مرز روشنی میان علم خدا و دانش انسان ترسیم میکند. هیچکس جز خدا علم غیب ندارد و انسان، حتی نسبت به آینده نزدیک خود نیز ناتوان است.
این آیات، هم تواضع علمی را به انسان میآموزد و هم او را از ادعاهای بیپایه بازمیدارد. انسان هرچه پیشرفت کند، باز هم در برابر علم الهی، دانشی اندک دارد و این واقعیت، مقدمهای برای ایمان و تسلیم آگاهانه است.
تمثیل نابینایی فکری و اخلاقی
آیات پایانی این بخش، تصویری تکاندهنده از وضعیت منکران ارائه میدهد. آنان به کسانی تشبیه میشوند که نه میشنوند و نه میبینند، در حالی که ابزار شنیدن و دیدن را دارند.
مشکل آنان فقدان عقل یا حس نیست، بلکه نخواستنِ فهمیدن است. قرآن با این تمثیل، نشان میدهد که گمراهی، نتیجه انتخابهای مکرر انسان است، نه یک اجبار بیرونی.
این آیات، صرفاً گزارش یک جدال اعتقادی تاریخی نیستند، بلکه خطاب مستقیم به انسان امروز دارند، انسانی که در میان انبوه اطلاعات، قدرتها و تکیهگاههای ظاهری، ممکن است خدا را به حاشیه زندگی براند. پرسشهای قرآن همچنان زندهاند، اینکه تکیهگاه واقعی ما کیست؟ چه کسی آغازگر و پایانبخش زندگی است؟ و نسبت ما با مسئولیتهای اخلاقیمان چیست؟
در نهایت، آیات ۶۴ تا ۷۶ سوره نمل، انسان را به بازگشت به عقل، فطرت و ایمان دعوت میکند، ایمانی که نه کورکورانه، بلکه بر پایه اندیشه، مشاهده و پذیرش حقیقت شکل میگیرد. این آیات هشدار میدهند که بیتفاوتی در برابر نشانههای الهی، به تدریج انسان را به جایی میرساند که حقیقت را میبیند، اما توان پذیرش آن را از دست میدهد.
تلاوت این آیات را که در صفحه ۳۸۳ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.