گروه اندیشه: مطلب پیش رو نوشته یانیس واروفاکیس در تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۲۴ با عنوان «The Age of Cloud Capital» در وبسایت پرسوئیشن در ساب استک منتشر شده و برای نخستینبار در تاریخ ۲۲ مهر ۱۴۰۳ با عنوان «نظام سرمایهداری مرده، ولی چیزی که متولد شده از آن نیز بدتر است» و با ترجمۀ بابک حافظی در وبسایت ترجمان علوم انسانی و سپس با همین عنوان در سیودومین شمارۀ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. این مطلب برگرفته از کتاب تکنوفئودالیسم نوشتۀ یانیس واروفاکیس است. یانیس واروفاکیس (Yanis Varoufakis) عضو پارلمان یونان و رهبر جنبش تازهتأسیس MeRA۲۵ است و کرسی استادی دانشگاه آتن در زمینۀ نظریههای اقتصادی را عهدهدار است. او همچنین وزیر دارایی سابق یونان است. او نویسندۀ کتاب Adults in the Room (۲۰۱۷) است که به گفتۀ گاردین در میان صد کتاب برتر قرن ۲۱ جای دارد. کتاب Talking to My Daughter about the Economy: A Brief History of Capitalism (۲۰۱۷) ازجمله نوشتههای اوست که به فارسی نیز ترجمه شده است.
****
ویروس جهش یافته سرمایه داری، قاتل میزبانش
نظام سرمایهداری حالا دیگر مُرده است، به این معنا که مکانیسمهای آن دیگر بر اقتصاد ما حکومت نمیکند. نقش نظام سرمایهداری حالا با چیزی اساساً متفاوت جایگزین شده است، که من نامش را گذاشتهام تِکنوفئودالیسم۱. در کُنه نظریۀ من کنایهای نهفته است که ممکن است در نگاه اول گیجکننده باشد، اما به اعتقاد خودم خیلی هم منطقی است: آنچه سرمایهداری را از پا درآورده … خودِ سرمایه است.
نه آن سرمایهای که از آغاز عصر صنعتی میشناسیمش، بلکه نوع جدیدی از سرمایه که جهشِ ژنتیکی پیداکرده و در دو دهۀ اخیر سر برآورده، بسیار قدرتمندتر از پیشینیانش بوده و همچون ویروسی احمق و بسیار غیور کمر به قتل میزبانش بسته است. اما چرا چنین اتفاقی افتاد؟ به دلیل دو تحول اساسی: خصوصیسازی اینترنت بهدست شرکتهای بزرگ فناوری در آمریکا و چین و نیز نحوۀ واکنش دولتهای غربی و بانکهای مرکزی به بحران عظیم اقتصادی سال ۲۰۰۸.
سرمایه ابری و تخریب بازار و سود
اگر خوب دقت کنیم بهراحتی میتوانیم ببینیم که این جهش ژنتیکی سرمایه و تبدیلشدنش به آنچه من اسمش را گذاشتهام سرمایۀ ابری دو ستون نظام سرمایهداری را تخریب کرده است: بازار و سود. البته هم بازارها و هم سود را همچنان در همهجا میتوان مشاهده کرد -واقع امر این است که بازارها و سود در نظام اربابرعیتی هم همهجا وجود داشتند- اما دیگر این دو صحنهگردان اقتصاد نیستند.
در دو دهۀ اخیر، سود و بازار از کانون اقتصاد و نظام اجتماعی ما به حاشیه رانده شده و جایگزین شدهاند. اما با چه چیزی؟ بازارها، که محمل فعالیت نظام سرمایهداری بودند، حالا جای خود را به پلتفرمهای تجارت دیجیتال دادهاند که اگرچه شبیه بازارها هستند، اما بازار نیستند و بیشتر شبیه تیولها۲ در نظام اربابرعیتی به نظر میرسند. و سود، موتور محرک نظام سرمایهداری، حالا با معادل قبلیاش در نظام اربابرعیتی، یعنی حق اجاره۳، جایگزین شده است.
درنتیجه، امروز قدرت واقعی در دست صاحبان سرمایههای سنتی، ازقبیل ماشینآلات، ساختمانها، خطوط آهن، شبکههای تلفن و رباتهای صنعتی نیست. آنها همچنان از کارگران و کارِ مزدی منفعت میبرند، اما دیگر مسئولیتشان مثل گذشته نیست. بلکه حالا تبدیل شدهاند به دستنشاندههای۴ طبقۀ جدیدی از اربابانِ بالاتر، یعنی صاحبان سرمایۀ ابری. و اما بقیۀ ما هم برگشتهایم به جایگاه قبلیمان و بهعنوان رعیت، با کارِ بیجیرهومواجبمان یا اگر فرصتی دست داد دراِزای دریافت مزد، در خدمت ثروت و قدرت طبقۀ جدید حاکم قرار گرفتهایم.
جهش ژنتیکی اخیر سرمایه
این تحول عظیم، که ناشی از جهش ژنتیکی اخیر سرمایه است، سه قرن بعد از پیروزی اولیۀ سرمایه در تغییر نظام اربابرعیتی به نظام سرمایهداری رخ میدهد. سرمایهداری زمانی پیروز شد که سود بر اجاره غلبه کرد و این پیروزی تاریخی همزمان بود با تبدیل کارِ مولد و حقوق مالکیت به کالاهایی که بهترتیب در بازارِ کار و بازار سهام به فروش میرسید. و این تنها یک پیروزی اقتصادی نبود. درحالی که حق اجاره در نظام اربابرعیتی بوی تعفن و ابتذالِ بهرهکشی میداد، سود در نظام سرمایهداری داعیۀ اخلاقیتربودن داشت و پاداش منصفانهای انگاشته میشد برای کارآفرینِ شجاعی که داروندارش را در عبور از میان امواج نابکارِ بازارهای توفانزده به خطر انداخته است.
بااینحال، بهرغم پیروزی سرمایهداری بر نظام اربابرعیتی، حق اجاره توانست از دوران طلایی سرمایهداری جان سالم به در ببرد، مثل باقیماندۀ دیاِناِی پیشینیان باستانی ما که در دیاِناِی انسان به حیات خودشان ادامه دادند، ازجمله دیاِناِی مارها و میکروبهایی که خودشان مدتها قبل منقرض شدهاند. اَبَرشرکتهای سرمایهداری، از قبیل فورد، ادیسون، جنرال الکتریک، جنرال موتورز، توسنکراپ، فولکسواگن، تویوتا، سونی و دیگران، با خَلق سودی بالاتر از حق اجاره توانستند نظام سرمایهداری را به برتری برسانند.
بااینحال، بعضی از موجران نهتنها در این دوران زنده ماندند، بلکه همچون چسبکماهیهایی که انگلوار زیر سایۀ کوسههای بزرگ زندگی میکنند، بهلطف تغذیه از تهماندههای دندانگیر بهجامانده از سرمایه، فربهتر از قبل هم شدند. مثلاً شرکتهای نفتی، از محل اجارۀ زمین بابت حفاری در محلهای خاص یا بستر اقیانوسها، پولهای کلانی به جیب زدند. بگذریم از اینکه خودشان بابت خساراتی که به سیارۀ زمین وارد کردند هزینهای نپرداختند.
سرمایهداران برای اینکه بتوانند با اِعمال قدرتِ سرمایه فرمانروایی کنند و مردم را به کارِ سریعتر و مصرف بیشتر وادار کنند، به دو نوع متخصص نیاز داشتند: یکی مدیران و دیگری فروشندگان. بهویژه اینکه، بهلطف شکلگیری مفهوم ساختار فنی۵ در دوران بعد از جنگ، این دو حرفۀ خدماتی حتی از بانکداران و کارگزاران بیمه هم اهمیت بیشتری پیدا کردند. مدارس کسبوکار جدید و پرزرقوبرقی برپا شدند تا دانشجویان رشتۀ اِمبیاِی را مجهزکنند به هنرهای اهریمنیِ بهخطکردن نیروی کار برای بالابردن انفجاریِ بهرهوری. دپارتمانهای تبلیغات و بازاریابی هم نسلی از دُن دراپرها۶ را تربیت کردند.
سپردن اعمال قدرت سرمایه برای فرمانروایی بر کارگران و مصرف کنندگان به الگوریتم ها
اینجاست که سروکلۀ سرمایۀ ابری پیدا میشود و در چشم به هم زدنی هر دو نقش را خودکار میکند. وظیفۀ اِعمال قدرتِ سرمایه برای فرمانروایی بر کارگران و مصرفکنندگان به الگوریتمها سپرده میشود. و این گامی بسیار انقلابیتر از جایگزینکردن کارگران کارخانههای اتوموبیلسازی با رباتهای صنعتی بود، چراکه رباتهای صنعتی صرفاً همان کاری را کردند که فرایند خودکارسازی از پیش از لادایتها۷ به اینطرف هم انجامش داده بود، یعنی تبدیل طبقۀ کارگر به موجوداتی اضافی، یا بدبختتر کردن طبقۀ کارگر و یا هر دو مورد. اما نه، تحول تاریخیِ اصلی زمانی رخ داد که فرایند اِعمال قدرتِ سرمایه برای فرمانروایی بر مردمْ خودکار شد، آن هم بر مردمِ بیرون از کارخانهها، مغازهها و ادارات. تا همۀ ما، از کارگران ابری گرفته تا هرکس دیگری، را تبدیل کند به رعیتهای ابری که مستقیماً، و بدون واسطۀ بازارها، (و بیجیرهومواجب) در خدمت سرمایۀ ابری باشیم.
از کارخانهداران غربِ میانۀ آمریکا گرفته تا شاعرانی که سعی دارند جدیدترین گلچین اشعارشان را بفروشند، از رانندگان اوبر لندن گرفته تا دستفروشهای خیابانهای اندونزی، همگی، حالا دیگر برای دسترسی به مشتریانشان به یکی از تیولهای ابری وابستهاند. البته این در نوع خودش پیشرفت محسوب میشود. گذشت آن زمانی که اربابان فئودال، برای گرفتن حق اجارهشان، اراذلواوباش را میفرستادند پای دستنشاندهها را بشکنند یا خونشان را بریزند.
اعمال قوانین در سیستم جدید
اربابانِ ابری۸لازم نیست برای توقیف اموال یا بیرونکردن مستأجرها از کلانتری مأمور بیاورند. هر سرمایهدارِ دستنشاندهای خودش میداند که حذف یک پیوند۹ از وبسایت ابریاش میتواند دسترسی به انبوهی از مشتریان را از او بگیرد. و حذف یک یا دو پیوند از موتور جستوجوی گوگل یا از تعدادی وبسایت تجارت الکترونیک یا شبکۀ اجتماعی میتواند به معنای ناپدیدشدن کامل او از دنیای آنلاین باشد. ترورهای فناورانه۱۰اساس نظام تکنوفئودالیسم را تشکیل میدهند.
در نگاهی کلی به نظر میرسد که چرخ اقتصاد جهانی رفتهرفته، بهجای سود، بیشتر و بیشتر بهوسیلۀ اجارۀ ابری روغنکاری میشود. و بهاینترتیب تناقض لذتبخش عصر ما خودش را نمایان میکند: فعالیت سرمایهداری در اثر همان فرایندِ انباشت سرمایۀ نیرومندی رشد میکند که باعث کاهش سود سرمایهداری شده و رفتهرفته بازارهای سرمایهداری را با تیولهای ابری جایگزین میکند. به بیان خلاصه، نظام سرمایهداری در نتیجۀ فعالیتهای روبهرشدِ سرمایهداری رو به افول است. نظام تکنوفئودالیسم طی فعالیتهای سرمایهداری متولد شد و حالا دارد گوی سبقت را از آن میرباید.
آیا اینهایی که گفتیم بر نحوۀ زندگی ما و تجربۀ ما از زندگی اثرگذار است؟ البته که اثرگذار است. فهمیدن اینکه دنیای ما تکنوفئودالیستی شده است به حل معماهای ریز و درشت زیادی کمک میکند: از انقلاب گیجکنندۀ انرژیهای سبز و تصمیم ایلان ماسک برای خرید توییتر گرفته تا جنگ سرد جدید بین ایالاتمتحده و چین و اینکه جنگ در اوکراین چطور میتواند سلطۀ دلار را با تهدید مواجه کند. از مرگ فردیتِ لیبرال۱۱ و ناممکنبودن مردمسالاریِ اجتماعی گرفته تا وعدۀ دروغینی به نام رمزارز و این پرسش داغ که چطور میتوانیم خودمختاری و شاید هم آزادیمان را بازستانیم.
امروز، برای اینکه بتوانیم بر ذهنهایمان مالکیتِ خصوصی داشته باشیم، باید مالکیت سرمایۀ ابری را به مالکیتی جمعی تبدیل کنیم. و این تنها راهیست که با آن میتوانیم کاری کنیم تا خروجی فعالیتهای ابریمان، بهجای تبدیلشدن به ابزاری خودکار برای تغییر رفتار انسانها، که واقعیت اجتماعیمان را مسموم میکند، به ابزاری خودکار برای همکاری و رهایی انسانها تبدیل شود.
پاورقی
۱-technofeudalism
۲-fiefdom
۳-rent
۴-vassal: دستنشانده در نظام اربابرعیتی اشرافزادهای بود که نقش واسط بین ارباب (مالک زمین) و رعیت (کارگران) را برعهده داشت [مترجم].
۵-technostructure
۶-Don Draper: شخصیت اصلی سریال مَد من (Mad Men) و نماد یک مدیر بازاریابی بلندپرواز و موفق[مترجم].
۷-Luddite: اشاره به افراد (و اکثراً کارگران) مخالف صنعتیسازی [مترجم].
۸-cloudalists
۹-link
۱۰-tech-terror
۱۱-liberal individual
۲۱۶۲۱۶