حسین کبیر: در همه شرایط به ویژه در شرایط امروز ایران، منطقه خاورمیانه و سطح بین‌المللی، دعوت به استراتژی عدم خشونت و صلح را به پیروی از رهبران عدم خشونت، مهاتما گاندی، نلسون ماندلا، مارتین لوتر کینگ، دالایی لاما و دیگر رهبران عدم خشونت، مهم‌ترین و فوری‌ترین مسئولیت تاریخی روشنفکران، صلح طلبان، نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری جهان می‌دانم.  

فروزان آصف نخعی: حسین کبیر جامعه شناس، در مکتب علی گرگان که در سال ۱۳۵۴ تاسیس شده، در یک سخنرانی راهبردی به تبارشناسی و واکاوی اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ پرداخت. کبیر سخنرانی خود را در پنج بخش چارچوب نظری کنشگری سیاسی در ایران، واکاوی رویکردهای مواجهه با اعتراضات ریشه‌ها و عوامل پیدایش، عوامل چهارگانه بروز بحران ۱۴۰۴، تحلیل نقش متغیرهای داخلی و خارجی در بروز بحران، و نتیجه‌گیری و هشدار نهایی مطرح کرد. این پنج بخش تحلیلی، بر بنیان‌های جامعه‌شناختی، سیاسی و اقتصادی بحران استوار و تلاش می کند با نزدیک شدن به مسئله اصلی ایران، از اعتراضات، واقع نمایی داشته باشد. 

 بخش اول چارچوب نظری کنشگری سیاسی

از نظر این جامعه شناس، برای درک ریشه‌های این بحران، ابتدا باید جایگاه کنشگری در یک نظام سیاسی مشخص شود. کبیر در این بخش پایه های اساسی تحلیل خود را در جهانی که خشونت از تریبون‌های رسمی و غیررسمی می‌بارد، پایبندی به استراتژی عدم خشونت با تأسی به رهبرانی چون گاندی و ماندلا، هم به عنوان یک فضیلت اخلاقی و هم به عنوان یک ضرورت سیاسی ذکر کرد و با توجه به «شرایطی که ایران در وضعیت «تعلیق» میان صلح و جنگ قرار دارد، هرگونه اِعمال خشونت داخلی را زمینه‌سازی برای دخالت نظامی خارجی دانست و آن را به مثابه نابودی دستاوردهای مدنی و غلبه صدای تندروها بر عقلانیت ذکر کرد. 

 او در ادامه استراتژی کنشگری افراد، سازمان ها، و احزاب و گروه ها را در یک نظام سیاسی، بر اساس نظریه موریس دو ورژه جامعه شناس برجسته فرانسوی در کتاب جامعه شناسی سیاسی اش، در سه نوع زیر صورت  بندی کرد:

١-  «افرادو جریانات در نظام» : آنها از کارگزاران، برنامه‌ها و نظام سیاسی تمام قامت دفاع می‌کنند و به توجیه، تفسیر و در نهایت تایید همه مواضع، عملکردها و سیاست‌های نظام موجود می‌پردازند. 
در واقع این گروه، طرفداران و حامیان حفظ وضعیت موجود هستند و تداوم وضعیت موجود را در راستای منافع فردی و گروهی شان می‌دانند. 

۲ -  «افراد و جریانات بر نظام» : این گروه به شدت مخالف نظام سیاسی هستند و خواهان تغییر آن به روش‌های ممکن حتی به روش انقلابی هستند. دوورژه از این گروه به عنوان برانداز یاد می‌کند. 

۳ -  «افراد و جریانات مستقل از نظام» یا «با نظام»: این گروه در میانه ی نیروهای در نظام و بر نظام قرار می‌گیرند، در نتیجه راهبرد آن ها انتقادی، اعتراضی، مصلحانه ومشفقانه  نسبت به عملکرد همه مسئولان حاکمیتی و دولتی، کارگزاران سیاسی، برنامه‌ها، عملکردها اشتباه آن ها است. و در همان حال، مواضع، سیاست‌ها وبرنامه‌ریزی‌های صحیح آن ها را که در راستای منافع ملی، خیر عمومی و رعایت حقوق شهروندان باشد، تأیید می‌کند.

کبیر در ادامه گفت: «ما خودمان را جزوگروه سوم می‌دانیم و از سال‌های اول انقلاب تا کنون به این راهبرد وفادار بوده ایم. بر اساس این راهبرد، نه زبونانه سکوت می‌کنیم و نه  عصیانگرانه و پرخاشگرانه خشونت می‌ورزیم. 

 او افزود: مبتنی بر راهبرد فوق،  «استراتژی عدم خشونت» را به عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان راهبردی خودمان می‌دانیم.  «عدم خشونت»، هم امری اخلاقی و انسانی است و هم به لحاظ سیاسی امری استراتژیک است. 

این جامعه شناس تاکید کرد: در همه شرایط به ویژه در شرایط امروز ایران، منطقه خاورمیانه   و در سطح بین‌المللی دعوت به استراتژی عدم خشونت و صلح را به پیروی از رهبران عدم خشونت، مهاتما گاندی، نلسون ماندلا، مارتین لوتر کینگ، دالایی لاما و دیگر رهبران عدم خشونت، مهم‌ترین و فوری‌ترین مسئولیت تاریخی روشنفکران، صلح طلبان، نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری جهان می‌دانم و از پایگاه نواندیشی دینی، پرچمِ صلح، رواداری و عدم خشونت را در اهتزاز نگه داشته و باور عمیق قلبی و التزام و تعهد عملی ام را به این راهبرد اخلاقی و سیاسی، اعلام می‌نمایم.» 

 بخش دوم: واکاوی رویکردهای مواجهه با اعتراضات ریشه‌ها و عوامل پیدایش 

از نظر کبیر اعتراضات گسترده دی ١۴٠۴را در تداوم اعتراضات و جنبش‌های اجتماعی سال‌های ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ امری طبیعی و اجتناب ناپذیر و به عنوان پدیده ی اجتماعی بسیار مهم ، قابل کالبدشکافی و واکاوی است و  با این پدیده می‌توان با ۶ رویکرد مواجه شد:

۱- رویکرد ایستا و گسستی: در این رویکرد پدیده، منفکّ از زمینه‌ها، ریشه‌های تاریخی و پیشینه آن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. 

۲ - رویکرد پویا و پیوستی ( فرایندی) : در این رویکرد، فرایندی را که پدیده طی کرده و به این نقطه رسیده، مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، چرا که این پدیده ناگهانی و بدون ریشه و زمینه به وقوع نپیوسته است. 

۳- رویکرد فرافکنانه و توطئه پندارانه:  اکثر مسئولان و دستگاه‌های تبلیغاتی، اعتراضات را همچون پدیده های رخ داده از دهه ۶۰ تاکنون بر اساس نظریه توطئه ارزیابی کرده، اغلب کاستی‌ها، ناکارآمدی‌ها و ناتوانی‌های خود در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را ناشی از توطئه دشمنان دانسته و از پذیرش مسئولیت و پاسخگویی نسبت به آنها سر باز زده اند. این ساده گزینی و تقلیل دادن مسائل به عامل خارجی معنایی جز گریز از واقعیت و طفره رفتن از پذیرش مسئولیت گفتارها، رفتارها، تحلیل‌ها  و پیامدهای مترتّب بر آنها ندارد.

 او افزود: من منکر دخالت ها و کارشکنی های دشمنان نیستم، اما آن ها منافعشان را در خطر می‌بینند و طبیعی است که آب را گل آلود کنند تا از آن ماهی مقصودشان را صید نمایند، اما فروکاستن مسائل، مشکلات و اعتراضات صرفا به عامل خارجی و توطئه دشمنان، امری  منطبق بر منطق علمی و خردمندانه نیست. 

۴-رویکرد مسئولانه: در این برخورد همه مقامات کشور باید در برابر آنچه در ایران رخ می‌دهد پاسخگو باشند. این پدیده یک فاجعه ملی بوده و هزاران انسان بی گناه کشته شده‌اند، این در حالی است که کشتن هر انسانی به تصریح آیه ٣٢ سوره مائده به مثابه کشتن همه انسان‌هاست. 

۵ - رویکرد تقلیل گرا و یک بعدی نگرانه : فروکاستن اعتراضات مردم به مسائل صِرف معیشتی، تحلیلی ناقص و یک جانبه نگرانه است و افکار عمومی هرگز آن را  نمی‌پذیرد.

او در ادامه به رویکرد منفی صدا و سیما در حوادث دیماه پرداخت و گفت: رویکرد صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان مصداق بارز یک جانبه نگری که در برابر چشمان ایرانیان و  جهانیان، مردم معترض را به تفاله تشبیه و آن ها را تهدید به کشتن کرد،به جای آب ریختن بر آتش، بنزین ریختن بر شعله‌های کینه، نفرت و خشونت علیه منافع و همبستگی ملی ایران بود. من به عنوان یک جامعه شناس به ضرس قاطع تحلیلی می‌گویم این سخنان موهن و سخیف، چونان جرقّه ای بود که در انبار بنزین افتاد و شعله‌های خشم، نفرت، خشونت و انتقام را در جامعه برافروخته تر کرد.
 
۶- رویکرد جامع نگرانه و چند وجهی: در یک رویکرد جامع نگر، ریشه این  اعتراضات را  علاوه بر مسائل اقتصادی می‌توان شامل تمامیت خواهی نظام مند، برخوردهای سختگیرانه و قرائت عبوسانه و بسته از دین، تبعیض های نهادینه شده، و تحرکات آمرانه، تحقیر، تهدید و ایجاد محدودیت های آزار دهنده در زندگی مردم وبه ویژه زنان و جوانان  و نادیده گرفتن آن ها در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، ورزشی، هنری، اقتصادی وسیاسی که خلاف حکمرانی خوب و مصلحت ملی است همانند تعطیل کردن روزنامه هم میهن. 

بخش سوم: عوامل چهارگانه بروز بحران ۱۴۰۴

در ادامه این جامعه شناس ریشه های اعتراضات را در چهار عامل به تحلیل نشست: 

عامل اول:تضییع حق حاکمیت ملت بر سرنوشتشان: 

کبیر انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی در سال۵٩ را تنها انتخابات آزاد و رقابتی ذکر کرد گفت: از دوره دوم  مجلس شورای اسلامی و انتخابات اولین مجلس خبرگان رهبری تا آخرین دوره‌های انتخابات، به ویژه بعد از حاکمیت نظارت استصوابی بر انتخابات، روندی رو به افول داشته است. این در حالی است که قرار بود بر طبق اصل ششم قانون اساسی امور کشور از دو راه انتخابات و دوم همه پرسی انجام شود. در اصل ۵۹ قانون اساسی به صراحت ذکر شده که « در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اِعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد» (البته با تصویب دو سوم رای نمایندگان مجلس).

او می افزاید: صغیر پنداشتن مردم، از تریبون های رسمی از جمله تریبون نماز جمعه و نبود امکان توزیع برابر فرصت‌های کمیاب چهارگانه قدرت، ثروت، منزلت و اطلاعات و بستن اینترنت به روی مردم و به تصریح وزیر ارتباطات ایجاد ضرر بر اقتصاد و زندگی مردم آن هم روزی ۵ تریلیون تومان( روزنامه اعتماد سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴) این همه خود زمینه‌سازی برای اعتراض است.

کبیر در ادامه با اشاره به جنگ 12 روزه اسراییل، ناتو و آمریکا علیه ایران گفت: بعد از جنگ ۱۲ روزه، گفتم مردم به وظیفه ملی شان عمل کردند و اکنون نوبت مسئولان، و  حکومت است به وظیفه‌شان عمل کنند و قدر این ملت نجیب را بدانند و به تغییر و اصلاح بپردازند، اما دریغ و درد که این فرصت‌ طلایی هم از دست رفت.  

عامل دوم: فلاکت اقتصادی و فساد نهادینه

این جامعه شناس، معتقد است شکاف طبقاتی در سال ۱۴۰۴ به اوج خود رسیده و محصول آن انتقال ۴۰ میلیون ایرانی به زیر خط فقر برده که ناشی از سیاست‌های غلط است. کبیر مطرح می کند که  اقتصاد در سایه ۶۰ درصد اقتصاد ایران را شامل می شود که نهادهای مسلم بر این اقتصاد، به دولت و مجلس پاسخگو نیستند. او تاکید می کند که این وضعیت به الیگارشی‌های مالی و کارتل‌های درونی، با قدرت و ثروتی فراتر از دولت رسمی تبدیل شده اند. اگر این شصت درصد، وارد اقتصاد کشور می‌شد قطعاً  امروز ملت مابا این   وضعیت اقتصادی فلاکت بار مواجه نمی‌شد و مردم ما حال و روز دیگری داشتند. 

در ادامه این بخش کبیر علاوه بر وضعیت اقتصادی، عامل دین گریزی را تبدیل نهاد روحانیت از صنف حائل میان مردم و دولت به عنوان صنف حامی مردم و وابسته شدن آن به حکومت می داند. او می گوید که تخصیص بودجه به نهادهای مذهبی از بودجه عمومی، با نارضایتی عمومی مواجه شده، و این موضوع خود به عامل دیگری از «دین‌گریزی» و در مواردی به «روحانیت‌ستیزی» در ایران تبدیل شده است. او معتقد است وابسته شدن به دولت، و از میان رفتن استقلال سنتی، باعث کاهش جایگاه سنتی مرجعیت دینی در جامعه شده است.  

 عامل سوم: فقدان فرهنگ گفت وگو 

این جامعه شناس در ادامه به میزان سن معترضان اشاره کرده و می گوید: آمارها نشان می‌دهد اکثر معترضان جوانان زیر ۲۳ سال و دانش‌آموزان بوده‌اند. این واقعیت پیامی روشن دارد: نظام تربیتی و ایدئولوژیک رسمی شکست خورده است. وقتی در خانه، مدرسه و دانشگاه فضای گفت‌وگو وجود نداشته باشد، اعتراض جایگزین تفاهم می‌شود.

کبیر با توجه به سن افراد جانباخته که اغلب زیر 40 سال هستند، می گوید: بر اساس قرائن و شواهد، قریب به اتفاق که جانباختگان دیماه، افرادزیر ۴۰ سال هستند، باید گفت که اعتراضات، صلای بیدار باشی بود بر  «فقدان  گفت و گو» از خانه تا دبستان، دبیرستان، دانشگاه و در سطح ملی و به همه یاد آور شد در  «غیبت گفت و گو»، راه برای عصیان، اعتراض و خشونت گشوه می‌شود.

او افزود: اکنون باید از متولیان نهادینه کردن فرهنگ و جامعه پذیر نمودن، کودکان، نوجوانان و جوانان که عبارتند از ١-خانواده٢- آموزش و پرورش ٣-جامعه و نهادهای مدنی۴-دانشگاهها ۵ - حوزه‌ها، ائمه جمعه و جماعات و اهل منبر  ۶- رسانه‌های دیداری و شنیداری٧-  مطبوعات ۸ - وزارت ارشاد و نظایرشان  باید پرسید که کارنامه نظری و عملی آن‌ها در تبلیغ، ترویج  ونهادینه کردن فرهنگ گفت وگو واجد چه رتبه‌ای است؟  

عامل چهارم: نقض حقوق مدنی و انسداد مجاری قانونی

کبیر در ادامه تعطیل کردن فصل سوم قانون اساسی و ممانعت از تجمعات مسالمت‌آمیز (اصل ۲۷)، را باعث آن می داند که انرژی متراکم جامعه به شکلی انفجاری تخلیه شود. از نظر او وزارت کشور با عدم صدور مجوز برای احزاب و نهادهای مدنی، مسئولیت مستقیمی در رادیکال شدن فضای اعتراضات دارد.

بخش چهارم: تحلیل متغیرهای داخلی و خارجی

کبیر در برابر آن دسته از افراد و جریان هایی که همه مسائل را وابسته به دخالت خارجی می دانند، با تفکیک و ایجاد تمایز میان «متغیرهای تعیین‌کننده» و «متغیرهای موثر»، فساد، تبعیض و انسداد سیاسی، و حاکم شدن نهادهای الیگارشیک و کارتل ها را از عوامل تعیین‌کننده داخلی ذکر  و کرد و گفت که اینکه تروریست‌های خارجی، هزاران نفر را طی ۴۸ ساعت کشته‌اند، مربوط به عدم اشراف اطلاعاتی و امنیتی در مبارزه قاطع با آنان است. لذا ریشه بحران را باید در داخل مرزها و در شیوه حکمرانی جستجو کرد.

او معتقد است پس از ۴۷ سال و پس از کشته شده بسیار انسان های بی‌گناه طی سال‌های ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ اکنون مجلسیان به فکر افتاده‌اند که با شرط و شروط و اما و اگر به مردم اجازه تجمع بدهند، آیا این برخوردها نشان دهنده فرصت سوزی‌های مکرر و بیگانگی با مقتضیات عصر و نسل نیست؟

این جامعه شناس گفت: چنین به نظر می‌آید عوامل داخلی که برشمردم از متغیرهای تعیین کننده اعتراضات و عوامل خارجی (تحرکات آمریکا و اسرائیل) از متغیرهای وابسته و تاثیرگذار محسوب می‌شوند، همچنین وابسته دانستن کشته ها، به عملکرد تروریست‌های صهیونی-آمریکایی ، به طور غیر مستقیم، اعتراف به توانمندی این دو دشمن تاریخی ایران و قدرت نفوذ آنان در کشور ما برای ایجاد رعب، اغتشاش و ریختن خون بی گناهان و کشتن  هزاران انسان‌ عزیز در مدت ۴۸ ساعت است. 

بخش پنجم: نتیجه‌گیری و هشدار نهایی

حسین کبیر در جمع‌بندی خود تأکید می‌کند که فرصت‌های طلایی برای اصلاح (مانند دوره پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل) به راحتی سوخته است. مردم ایران بارها با بیم و امید پای صندوق‌های رأی رفتند، اما هر بار با انسداد بیشتر مواجه شدند.

او در ادامه هشدار داد: اصلاح و تغییر ساختاری، می تواند آرامش را به جامعه برگرداند و از ایجاد هزینه‌های سنگین برای ملک و ملت جلوگیری کند. مسئولان می توانند با بازگشت به قانون، احیای کرامت شهروندی و شفافیت اقتصادی، تنها مسیرهای باقی‌مانده برای جلوگیری از زوال را انتخاب کنند.   

بیشتر بخوانید: 

صلح زمانی ایجاد می شود که دیگری را از وجود خود بدانیم / با چه تصویری از «من» جهان را لمس می‌کنیم؟ / بدون دیگری وجود نداریم
آمریکا دنبال جنگی با تلفات گسترده در ایران / ابعاد شناختی پروپاگاندای ترامپ چیست؟ / کودتای ۲۸ مرداد در ایران تکرار می شود؟
سقوط ابتذال شبکه افق و قدرت «وجدان جمعی»

 ۲۱۶۲۱۶

منبع: خبرآنلاین