نقش توئیت ترامپ در فراگیر شدن اعتراضات؟ / تحلیل جامعه‌شناختی یک کنش جمعی

آنچه این ناآرامی‌ها را از فراخوان‌های پیشین متمایز کرد، نه صرفاً حجم نارضایتی یا گستردگی بازنشر، بلکه تغییر در ادراک معترضان از هزینه و فایده حضور خیابانی بود؛ تغییری که به‌واسطه مداخله ترامپ شکل گرفت. اگر این تصور از کاهش هزینه و افزایش احتمال اثرگذاری ایجاد نمی‌شد، سطح مشارکت به این اندازه نمی‌رسید. این تغییر در معادله هزینه–فایده عاملی است که در بسیاری از تحلیل‌ها نادیده مانده است.

 گروه اندیشه: روزنامه شرق از دکتر محمد رهبری در باره دلایل فراگیری ناآرامی های دی ماه یادداشتی را منتشر کرده است. رهبری در تحلیل خود به تحلیل جامعه شناختی یک کنش جمعی با توجه به ناآرامی های مذکور می پردازد. این یادداشت را می خوانید: 

****

 چهل روز پس از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، اکنون امکان بهتر می‌توان از منظر جامعه‌شناختی، آن پدیده را بررسی کرد. در آن روزها، شهرهای مختلف کشور شاهد حضور گسترده مردم در خیابان‌ها بودند؛ حضوری که می‌توان آن را نوعی «کنش جمعی اعتراضی» تلقی کرد و با این مفهوم آن را توضیح داد. بر همین اساس، پرسش اصلی این است که چه عواملی زمینه‌ساز شکل‌گیری چنین کنشی شدند؟  با توجه به چندعلتی بودن پدیده‌های اجتماعی، سه مؤلفه را می‌توان در وقوع این کنش در نظر گرفت:

نارضایتی، ناامیدی و استیصال فراگیر

نارضایتی در جامعه پدیده‌ای فراگیر است. پیمایش‌ها نشان می‌دهد بخش کمی از مردم از وضعیت موجود رضایت دارند. افزایش فقر، کوچک‌شدن طبقه متوسط و سقوط بخش‌هایی از آن به طبقات فرودست، از عوامل اصلی این نارضایتی است. این روند نوعی «محرومیت نسبی» ایجاد کرده که خشم و آمادگی برای اعتراض را افزایش می‌دهد. 

شرایط اجتماعی و سیاسی نیز بر نارضایتی می‌افزاید. مهم‌تر آنکه چشم‌اندازی برای اصلاح و عبور از این وضعیت نیز دیده نمی‌شود و بسیاری آینده را بدتر از امروز تصور می‌کنند. در نتیجه، با از بین رفتن امید به اصلاحات واقعی در کشور، و افزایش نارضایتی، نوعی استیصال در میان عموم مردم مشاهده می‌شود که زمینه اجتماعی لازم برای کنش اعتراضی را فراهم می‌کند. با این حال، این نارضایتی پیش‌تر نیز وجود داشت. بنابراین پرسش مهم این است که چرا در این مقطع خاص اعتراضات شعله‌ور شد. پاسخ را باید در عوامل مکمل جستجو کرد.

ادراک از توئیت ترامپ به‌عنوان محرک

بر اساس نظریه‌های کنش جمعی و جنبش‌های اجتماعی، اعتراض تنها محصول نارضایتی نیست؛ بلکه نیازمند نوعی «فرصت سیاسی» (Political Opportunity) است. به تعبیر سیدنی تارو، فرصت سیاسی زمانی شکل می‌گیرد که معترضان احساس کنند هزینه اعتراض کاهش یافته یا امکان سرکوب کمتر شده است. یکی از نشانه‌های کلاسیک فرصت سیاسی «شکاف در بالا» است؛ اما در دی‌ماه ۱۴۰۴ چنین شکافی در حاکمیت دیده نمی‌شد.

عامل تعیین‌کننده در این مرحله، مداخله ترامپ و توئیت‌هایش بود. حمایت او از معترضان و تهدید به مداخله در صورت کشته‌شدن افراد، نوعی فرصت سیاسی را در اذهان متبادر کرد. برخی تصور کردند که به دلیل تهدید ترامپ، امکان برخوردهای سخت در اعتراضات کمتر خواهد بود و شاید به همین دلیل برخی همراه با خانواده به خیابان آمدند. توئیت ترامپ همچنین این تصور را ایجاد کرده بود که در صورت کشته‌شدن افراد در خیابان، مداخله خارجی ممکن است تغییرات مطلوب معترضان را رقم بزند.

در چارچوب نظریه انتخاب عقلانی، افراد پیش از پیوستن به کنش جمعی، هزینه و فایده آن را می‌سنجند. نظریه فرصت سیاسی را نیز ذیل همین چارچوب می‌توان ارزیابی کرد. توئیت ترامپ این معادله را به نفع مشارکت تغییر داد و نوعی «فرصت کم‌هزینه برای تغییرات بزرگ» در ذهن برخی ایجاد کرد. در فضایی آکنده از ناامیدی، این عامل نقش محرک و امیدبخش داشت، هرچند این امید چندان مبتنی بر واقعیت نبود.

عبور از آستانه مشارکت و نقش شبکه‌های اجتماعی

نارضایتی و فرصت سیاسی به‌تنهایی برای شکل‌گیری کنش جمعی کافی نیستند. عامل سوم، «آستانه مشارکت» است. بر اساس تئوری‌های کنش جمعی، هر فرد برای کنشگری جمعی و اعتراضی آستانه‌ای دارد: برخی با اولین نشانه‌ها وارد می‌شوند، برخی تنها زمانی که حضور گسترده دیگران را ببینند.

اینجاست که پای شبکه‌های اجتماعی نیز به میدان می‌آید. فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در اینستاگرام بیش از ۸۰ میلیون بار دیده شد. این حجم از بازنشر، سیگنالی قوی به کاربران ارسال کرد که تعداد زیادی در این فراخوان شرکت خواهند کرد. همین تصور از حضور گسترده دیگران، موجب شد افراد بیشتری که زمینه اعتراضی داشتند، تصمیم به حضور در خیابان بگیرند. به این ترتیب، آستانه مشارکت جمعی شکسته شد و موجی از حضور شکل گرفت.

کدام عامل مهم‌تر بود؟

بنابراین سه عامل در شکل‌گیری ناآرامی‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه نقش داشتند:
- نارضایتی فراگیر: بنیادی‌ترین عامل و شرط لازم برای هر کنش اعتراضی.
- فرصت سیاسی متصور: ادراکی که ترامپ با توئیت‌هایش ایجاد کرد و معادله هزینه–فایده را در ذهن معترضان تغییر داد.
- عبور از آستانه مشارکت: که با نقش شبکه‌های اجتماعی و بازنشر گسترده فراخوان ممکن شد.

آنچه این ناآرامی‌ها را از فراخوان‌های پیشین متمایز کرد، نه صرفاً حجم نارضایتی یا گستردگی بازنشر، بلکه تغییر در ادراک معترضان از هزینه و فایده حضور خیابانی بود؛ تغییری که به‌واسطه مداخله ترامپ شکل گرفت. اگر این تصور از کاهش هزینه و افزایش احتمال اثرگذاری ایجاد نمی‌شد، سطح مشارکت به این اندازه نمی‌رسید. این تغییر در معادله هزینه–فایده عاملی است که در بسیاری از تحلیل‌ها نادیده مانده است.

216216

کد مطلب 2187647

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =

آخرین اخبار