در سال‌های اخیر، هم‌زمان با پیچیده‌تر شدن مناسبات میان ایران و ایالات متحده آمریکا، دامنه اختلافات دو کشور از حوزه‌های سنتی مانند پرونده هسته‌ای و تحریم‌های اقتصادی فراتر رفته و عرصه‌های نوینی از رقابت و تقابل را دربر گرفته است.

یکی از مهم‌ترین این عرصه‌ها، فضای سایبری است؛ فضایی که نه‌تنها به میدان تازه‌ای برای اعمال قدرت و بازدارندگی تبدیل شده، بلکه مرز میان صلح و منازعه را نیز مبهم‌تر کرده است. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا مسئله سایبری می‌تواند ـ یا باید ـ به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اثرگذار در مذاکرات ایران و آمریکا مطرح شود، و اگر چنین است، این موضوع چه جایگاهی در معادلات دیپلماتیک و امنیتی دو طرف خواهد داشت؟

رویارویی ایران و آمریکا طی دو دهه گذشته از یک تقابل صرفاً سیاسی ـ دیپلماتیک فراتر رفته و به منازعه‌ای ترکیبی (Hybrid Conflict) تبدیل شده است؛ منازعه‌ای که در آن ابزارهای نظامی، اقتصادی، اطلاعاتی، حقوقی و سایبری درهم‌تنیده‌اند. در چنین چارچوبی، فضای سایبری نه یک حوزه حاشیه‌ای، بلکه بخشی از میدان اصلی رقابت محسوب می‌شود.

ایالات متحده از دیرباز سایبر را به‌عنوان ابزاری کم‌هزینه، کم‌ریسک و مؤثر برای مهار بازیگران مستقل در نظام بین‌الملل به کار گرفته است. ایران نیز در واکنش به فشارهای گسترده، به‌ویژه تحریم‌ها و تهدیدات نظامی، تلاش کرده است توان بازدارندگی نامتقارن خود را در حوزه‌هایی مانند سایبر تقویت کند. نتیجه این روند، شکل‌گیری نوعی «بازدارندگی سایبری نانوشته» میان دو طرف بوده است.

یکی از دلایلی که مسئله سایبری می‌تواند وارد مذاکرات شود، وجود سابقه عملی تقابل سایبری میان دو کشور است. حملات سایبری به زیرساخت‌های صنعتی، انرژی، حمل‌ونقل، مالی و حتی اداری، بخشی از حافظه امنیتی تهران و واشنگتن را شکل داده‌اند. این اقدامات، اگرچه اغلب بدون پذیرش رسمی مسئولیت انجام شده‌اند، اما در محاسبات راهبردی طرفین نقش دارند.

در تجربه مذاکرات گذشته ـ به‌ویژه مذاکرات منتهی به توافق هسته‌ای ـ موضوعات غیرهسته‌ای به‌صورت مستقیم روی میز نیامدند، اما در حاشیه مذاکرات و در محاسبات امتیازدهی و امتیازگیری اثرگذار بودند. فضای سایبری نیز می‌تواند چنین نقشی ایفا کند؛ نه لزوماً به‌عنوان بند مکتوب، بلکه به‌مثابه اهرم فشار یا مشوق غیررسمی.

از نگاه آمریکا، فعالیت‌های سایبری ایران چند نگرانی عمده ایجاد می‌کند:

- تهدید زیرساخت‌های حیاتی: واشنگتن به‌شدت نسبت به امنیت شبکه‌های انرژی، آب، حمل‌ونقل و خدمات مالی حساس است.

- حملات سایبری فرامرزی: ادعاهایی درباره هدف قرار گرفتن نهادها یا شرکت‌های آمریکایی یا متحدانش مطرح می‌شود.

- پیوند سایبر با بازیگران غیردولتی: آمریکا نگران است که توان سایبری ایران در اختیار متحدان منطقه‌ای‌اش قرار گیرد.

بر این اساس، آمریکا ممکن است تلاش کند محدودسازی رفتار سایبری ایران را ـ ولو غیررسمی ـ به‌عنوان بخشی از «بسته اعتمادسازی گسترده‌تر» در مذاکرات دنبال کند.

برای ایران، توان سایبری بخشی از جبران نابرابری راهبردی با آمریکاست. در شرایطی که ایران از نظر نظامی متعارف و اقتصادی تحت فشار است، سایبر یکی از حوزه‌هایی است که هزینه تقابل را برای طرف مقابل افزایش می‌دهد. بنابراین:

* ایران تمایلی ندارد که توان یا دکترین سایبری‌اش موضوع چانه‌زنی مستقیم شود.

* طرح رسمی این موضوع می‌تواند به مشروعیت‌بخشی به ادعاهای امنیتی آمریکا منجر شود.

* ایران ترجیح می‌دهد سایبر در سطح «رفتار مسئولانه در فضای مجازی» یا «عدم هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی» باقی بماند، نه در قالب تعهدات مشخص و قابل راستی‌آزمایی.


بر همین اساس می‌توان دست‌کم سه سناریوی واقع‌بینانه را تصور کرد:

سناریوی اول: طرح غیرمستقیم و ضمنی
در این حالت، موضوع سایبری به‌صورت پیام‌های غیررسمی، کانال‌های پشت‌پرده یا تبادل هشدارهای متقابل مطرح می‌شود؛ مثلاً در قالب کاهش تنش هم‌زمان با پیشرفت مذاکرات.

سناریوی دوم: گنجاندن در چارچوب‌های کلی
ممکن است دو طرف بر اصولی کلی مانند «پرهیز از حمله به زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی» یا «مدیریت تنش در فضای مجازی» تأکید کنند، بدون اشاره مستقیم به مصادیق یا سازوکار اجرایی.

سناریوی سوم: پیوند با سایر پرونده‌ها
مسئله سایبری می‌تواند به‌عنوان بخشی از بسته‌ای بزرگ‌تر شامل تحریم‌ها، مسائل منطقه‌ای یا امنیت دریایی مطرح شود؛ یعنی نه به‌تنهایی، بلکه در تعامل با سایر حوزه‌ها.


در جمع‌بندی می‌توان گفت که مسئله سایبری بیش از آنکه موضوع مذاکره باشد، ابزار و زمینه مذاکره است. اهمیت آن در این است که بر محاسبات امنیتی، سطح اعتماد، و هزینه‌های شکست مذاکرات اثر می‌گذارد.
بعید است در کوتاه‌مدت شاهد توافقی شفاف و مکتوب درباره سایبر میان ایران و آمریکا باشیم، اما بسیار محتمل است که رفتار سایبری دو طرف تابعی از روند کلی مذاکرات باشد.

به بیان دیگر، اگر مسیر دیپلماسی هموار شود، تنش سایبری نیز مدیریت‌پذیرتر خواهد شد؛ و اگر مذاکرات به بن‌بست برسد، فضای سایبری یکی از نخستین میدان‌هایی خواهد بود که رقابت و تقابل در آن تشدید می‌شود.