پرسش اصلی این است که آیا این الگو در آینده نیز تداوم خواهد یافت یا خاورمیانه در آستانه یک جنگ مستقیم و گسترده میان تهران و واشنگتن قرار دارد؟
۱. منطق بازدارندگی متقابل
یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از جنگ مستقیم، منطق بازدارندگی است. ایران بهرغم نابرابری نظامی با آمریکا، طی سالهای گذشته توان بازدارندگی نامتقارن خود را گسترش داده است؛ از موشکهای بالستیک و پهپادها گرفته تا شبکهای از متحدان منطقهای. در مقابل، آمریکا همچنان برتری قاطع هوایی، دریایی و اطلاعاتی دارد و حضور نظامیاش در منطقه حفظ شده است. این توازن نابرابر اما بازدارنده، باعث شده است هزینه جنگ برای هر دو طرف بسیار بالا باشد.
۲. نقش بازیگران نیابتی و جنگهای غیرمستقیم
احتمال بالاتر از جنگ مستقیم، تداوم یا تشدید درگیریهای نیابتی است. گروههایی که در ادبیات سیاسی غرب بهعنوان «محور مقاومت» شناخته میشوند، نقش مهمی در راهبرد منطقهای ایران دارند. این الگو به ایران این امکان را میدهد که بدون ورود مستقیم به جنگ، بر منافع آمریکا و متحدانش فشار وارد کند. از سوی دیگر، آمریکا نیز با حملات محدود، تحریمها و عملیات سایبری تلاش میکند هزینه این راهبرد را افزایش دهد، بدون آنکه وارد جنگی تمامعیار شود.
۳. متغیر اسرائیل و خطر گسترش بحران
نمیتوان از آینده جنگ ایران و آمریکا سخن گفت و نقش اسرائیل را نادیده گرفت. هرگونه درگیری گسترده میان ایران و اسرائیل میتواند آمریکا را ناخواسته وارد جنگ کند. نگرانی اصلی این است که یک حادثه محدود، محاسبه اشتباه یا حملهای خارج از کنترل، به زنجیرهای از واکنشها منجر شود که مهار آن دشوار باشد. تاریخ خاورمیانه نشان داده که بسیاری از جنگها نه با تصمیم آگاهانه، بلکه با خطا در محاسبه آغاز شدهاند.
۴. سیاست داخلی آمریکا و ایران
تحولات داخلی دو کشور نیز نقش تعیینکنندهای دارد. در آمریکا، تغییر دولتها میتواند لحن و تاکتیکها را عوض کند، اما در کلیت راهبرد مهار ایران تفاوت بنیادینی ایجاد نمیکند. چه دموکراتها و چه جمهوریخواهان، تمایلی به جنگی پرهزینه در خاورمیانه ندارند. در ایران نیز، با وجود تفاوت دیدگاهها در سیاست خارجی، اجماع کلی بر پرهیز از جنگ مستقیم و حفظ بازدارندگی وجود دارد، مگر در شرایطی که موجودیت نظام تهدید شود.
۵. اقتصاد، انرژی و ملاحظات جهانی
جنگ مستقیم ایران و آمریکا پیامدهای جهانی خواهد داشت؛ از افزایش شدید قیمت انرژی گرفته تا اختلال در زنجیرههای تأمین. تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان است و هرگونه درگیری در آن، اقتصاد جهانی را متأثر میکند. همین عامل باعث میشود قدرتهای دیگر مانند چین و اروپا نیز بهشدت مخالف گسترش جنگ باشند و بهصورت دیپلماتیک برای مهار بحران فشار بیاورند.
۶. سناریوهای محتمل آینده
با کنار هم گذاشتن این عوامل، میتوان چند سناریوی اصلی را تصور کرد:
تداوم وضع موجود: محتملترین سناریو، ادامه تنش کنترلشده، درگیریهای نیابتی و جنگ سایههاست.
درگیری محدود و کوتاهمدت: ممکن است حملات مستقیم اما محدود رخ دهد که پس از مدتی با میانجیگری و پیامهای غیرعلنی متوقف شود.
جنگ گسترده و مستقیم: کماحتمالترین اما پرهزینهترین سناریو که معمولاً تنها در صورت یک خطای راهبردی بزرگ یا حادثهای غیرقابلکنترل رخ میدهد.
در مجموع آینده جنگ ایران و آمریکا بیش از آنکه به اراده برای جنگ گره خورده باشد، به توانایی دو طرف در مدیریت بحران وابسته است. منطق هزینه–فایده، تجربه جنگهای گذشته در منطقه و فشارهای داخلی و بینالمللی، همگی نشان میدهند که جنگ مستقیم گزینه مطلوب هیچیک نیست. با این حال، خاورمیانه منطقهای است که در آن «غیرممکن» بارها ممکن شده است. بنابراین، هرچند احتمال جنگ تمامعیار پایین است، اما خطر درگیری ناخواسته همواره وجود دارد؛ خطری که تنها با دیپلماسی فعال، کانالهای ارتباطی پنهان و درک متقابل از خطوط قرمز میتوان آن را مهار کرد.