به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روزنامه کیهان در گزارشی پیرامون محاربه و محارب نوشت: شبهه: براساس آیه ۳۳ مائده منظور از محاربه چیست؟ ارتباط معنایی محاربه با «افساد فی الارض» و تروریسم چیست؟ معیار صدق محاربه در اقدامات ضدامنیتی چیست؟
پاسخ: آیه ۳۳ از سوره مائده به دلیل بیان حکم محاربه با خدا و پیامبر(ص) به «آیه محاربه» معروف شده است: «إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظیم»؛ کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمیخیزند و اقدام به فساد در روی زمین میکنند (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله میبرند،) فقط این است که اعدام شوند؛ یا به دار آویخته گردند؛ یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آنها، به عکس یکدیگر، بریده شود؛ و یا از سرزمین خود تبعید شوند.
این رسوایی آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمی دارند.
در ارتباط با موضوع محاربه، پرسشهای متعددی (از قبیل: معنای محاربه، شأن نزول آیه، ارتباط معنایی محاربه با افساد فی الارض، ارتباط محاربه با تروریسم و...) مطرح است که به تناسب ظرفیت این نوشتار کوتاه، به پاسخ آن پرداخته میشود.
معناشناسی محاربه
کلمه «محاربه» از ماده «حرب» گرفته شده و نقیض کلمه «سِلْم» (صلح) است.
محاربه در اصل به معنای سلب و گرفتن است و «حُرِبَ الرجل ماله» به معنای «سُلِبَ الرجل ماله» است، یعنی «مال آن مرد را از او گرفتند.»
چنین کسی را «محروب» و «حریب» میگویند. اطلاق واژه حرب بر کسی که برای جنگیدن یا ترسانیدن دیگران سلاح کشیده باشد، به این اعتبار است که او میخواهد جان یا مال یا قدرت یا ملک دیگری را از او بگیرد.
محاربه به معنای سلب و ربودن است و درباره قوانین الهی، نادیده گرفتن و زیر پا گذاشتن آنهاست که هم معصیت فقهی است و هم حکم خاص کلامی دارد. آیه مورد بحث ناظر به محاربانی است که افزون بر زیر پا گذاشتن قانون الهی، امنیّت اجتماعی را نیز بر هم میزنند و رعب و وحشت و خونریزی ایجاد میکنند.
در آیه مبارکه، دو قید «محاربه اللّه و الرسول» و «الافساد فی الارض» آمده است که درباره هر یک باید به بحث پرداخت.
اضافه شدن لفظ محاربه به «الله» و «الرسول» در آیه مبارکه، قرینهای است بر اینکه معنای حقیقی این کلمه مراد نیست، زیرا محاربه به معنای حقیقی آن، با خدا ممکن نیست و با رسول اگرچه ممکن است اما قطعاً در اینجا مراد نیست، زیرا خصوص کسانی که با شخص پیامبر میجنگیدند مقصود آیه نیست، چه، در این صورت آیه اختصاص داشت به زمان حیات پیامبر، در حالی که کسانی که با پیامبر میجنگیدند فقط کافران زمان او بودند و چنانکه خواهد آمد، کافران زمان پیامبر قطعاً از مدلول این آیه بیرون هستند.
بلکه نفس اضافه شدن لفظ محاربه به خدا و رسول با هم، خود قرینهای است بر اینکه مراد از آن، معنای گستردهتری از جنگ مستقیم و شخصی است و آن معنا یکی از این دو امر است:
۱- مراد از محاربه، هرگونه عصیان و مخالفت با حکم خدا و رسول است و بر این اساس، استعمال لفظ محاربه در مطلق عصیان و مخالفت با امر و نهی شارع، از قبیل مجاز در کلمه است.(۵)
۲- مراد از محاربه با خدا و رسول، محاربه با مسلمانان است ولی به منظور بزرگ جلوهدادن آن، توجهدادن به اهمیّت امت اسلامی و اینکه جنگ با امت اسلام به منزله جنگ با خدا و رسول است، لفظ محاربه در آیه، به خدا و رسول اضافه شده است؛ زیرا امت اسلام منتسب به خدا و پیامبر و تحت ولایت آنهاست.
چنین معنایی به منزله مجاز در اسناد است.
به نظر میرسد احتمال دوم ترجیح داشته باشد و پذیرفتن مجاز اسنادی در اینجا روانتر و رساتر باشد؛ زیرا منتسب کردن امت اسلام به خدا و رسول و محاربه با آن را محاربه با خدا و رسول دانستن، بیانگر نکته عرفی روشن و رسایی است. بر این اساس، باید پذیرفت که هرگونه محاربهای با مسلمانان در این معنای مجازی لحاظ شده است.
بنابراین، منظور از «محاربه با خدا و پیامبر» آنچنان که در احادیث اهلبیت وارد شده و شأن نزول آیه نیز کم و بیش به آن گواهی میدهد این است که: کسی با تهدید به اسلحه، به جان یا مال مردم تجاوز کند، اعم از اینکه به صورت دزدان گردنهها در بیرون شهرها چنین کاری کند و یا در داخل شهر، لذا افراد چاقوکشی که حمله به جان و مال و نوامیس مردم میکنند نیز مشمول آن هستند.
ضمنا جالب توجه است که محاربه و ستیز با بندگان خدا در این آیه به عنوان محاربه با خدا معرفی شده و این تاکید فوقالعاده اسلام را درباره حقوق انسانها و رعایت امنیت آنان ثابت میکند.(۷)
انواع محاربه
۱. گاهی کافران با مسلمانان میجنگند؛
۲. گاهی گروهی از خود مسلمانان علیه حکومت اسلامی قیام میکنند و با آن میجنگند؛
۳. گاهی گروهی از مسلمانان به قصد ایجاد ناامنی و ارعاب و غارت و خونریزی، با گروهی دیگر از ایشان به جنگ میپردازند.
هر قسم از این محاربهها را میتوان مجازاً محاربه با خدا و رسول به شمار آورد و در نتیجه مصداق آیه کریمه دانست، امّا با توجّه به قراین متعدّد، بدون شک محاربه کافران با مسلمانان، مراد آیه نیست. روشنترین این قرینهها، استثنایی است که در آیه بعد آمده است «إِلَّا الَّذِینَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ»(۸) ظاهر این آیه آن است که مراد از توبه، توبه از محاربه است نه توبه از شرک و این خود قرینهای است بر آنکه این محاربان از مسلمانان هستند و به مجرّد اینکه قبل از پیروزی بر آنها، دست از محاربه بردارند و توبه کنند، سایر احکام مسلمانی در مورد آنان اجرا میشود- چنانکه در دیگر حدود الهی نیز این چنین است- امّا اگر محاربان از کافران باشند و جنگ با آنها به سبب کفرشان باشد، در صورتی عفو شامل حال آنها میشود که در حصن اسلام درآیند و صرف دست از جنگ کشیدن کافی نیست.
بلکه اساساً تعبیر «توبه» که در آیه آمده است به خودی خود شاهد بر آن است که منظور آیه، محاربان مسلمان است نه کافر، چراکه توبه برای مسلمان است نه برای کافر؛ کافر، ایمان میآورد و داخل حوزه اسلام میشود و برای این حالت، تعبیر توبه به کار نمیرود.
در هر صورت، تردیدی نیست که آیه محاربه، شامل محاربه کافرانی که از روی کفر با مسلمانان میجنگیدند نمیشود.
بلی اگر کافری به قصد ارعاب و غارت با مسلمانان بجنگد، مشمول آیه محاربه میشود، ولی مصداق قسم سوم از اقسام محاربه خواهد بود. مقصود بیان این نکته است که محاربهای که به خاطر اسلام و کفر، یا به قصد سرنگون کردن حکومت اسلامی، میان کافران و مسلمانان در میگیرد، قطعاً مشمول آیه نیست.
پس مراد از محاربه در آیه، یا قسم دوم از محاربه است یعنی مسلمانانی که از روی بغی و سرکشی علیه حکومت اسلامی شورش کردهاند که همان محاربه با امام و حاکم اسلامی است، یا قسم سوم از محاربه است یعنی محاربه به صورت ارعاب و تجاوز به مال و جان مسلمانان.
شأن نزول آیه محاربه
درشأن نزول این آیه چنین نقل کردهاند که جمعی از مشرکان خدمت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) آمدند و مسلمان شدند اما آب و هوای مدینه به آنها نساخت، رنگ آنها زرد و بدنشان بیمار شد، پیامبر(ص) برای بهبودی آنها دستور داد به خارج مدینه در نقطه خوش آب و هوایی از صحرا که شتران زکات را در آنجا به چرا میبردند بروند و ضمن استفاده از آب و هوای آنجا از شیر تازه شتران به حد کافی استفاده کنند، آنها چنین کردند و بهبودی یافتند، اما به جای تشکر از پیامبر(ص) چوپانهای مسلمان را دست و پا بریده و چشمان آنها را در آورده و سپس دست به کشتار آنها زدند و شتران زکات را غارت کردند. پیامبر(ص) دستور داد آنها را دستگیر کردند و همان کاری که با چوپانها انجام داده بودند به عنوان مجازات درباره آنها انجام یافت، یعنی چشم آنها را کور کردند و دست و پای آنها را بریدند و کشتند تا دیگران عبرت بگیرند و مرتکب این اعمال ضد انسانی نشوند، آیه فوق درباره اینگونه اشخاص نازل گردید و قانون اسلام را در مورد آنها شرح داد.
ارتباط محاربه با «افساد فی الارض»
با توجه به تعبیر آیه «إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً...» که جمله «یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً» با واو عاطفه بر جمله «یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» عطف شده است، در رابطه با نسبت معنایی بین دو عنوان «محاربه» و «افساد فی الارض» چند احتمال مطرح شده است:
احتمال اول: دو موضوع «محاربه» و «افساد فی الارض»، دو جرم مستقل از هم بوده و هر کدام به صورت جداگانه، موضوع برای حد «أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ» باشد.
احتمال دوم: آن است که فقط یکی از دو عنوان مذکور، تمام موضوع حکم بوده و عنوان دیگر از مصادیق آن موضوع باشد.
احتمال سوم: اینکه هر دو عنوان مذکور با هم- چنانکه مقتضای واو عطف است- موضوع حکم در آیه محاربه باشند؛ زیرا اولًا، سیاق آیه ظهور در بیان یک مجازات- به صورت تخییری یا ذو مراتب- برای یک جرم دارد نه مجموع دو جرم، چه در آن صورت، مناسبتر آن بود که مجازات هر جرم مستقلًا نیز بیان میشد،
ثانیاً: جمله دوم آیه یعنی «وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً» به معنای «یبغون و یطلبون و یستهدفون فی الارض فساداً» است (یعنی کسانی که میخواهند و میطلبند و فساد در زمین را هدف قرار میدهند)، بر این اساس، جمله مذکور ناظر به نیت و قصد و غرض و جهتگیری محاربه است، نه افزودن عمل دیگری به مفهوم محاربه.
حاصل آنکه، تعبیر «وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً» ظهور دارد در اینکه آیه به انگیزه و غایت و هدف محاربه نظر دارد.
بنابراین، تعبیر مذکور برای بیان حد و مرز و جهت محاربه و اینکه محاربه مورد نظر در این آیه، سلاح کشیدن به قصد ایجاد فساد در زمین است.
این برداشت از آیه، با روایاتی که در تفسیر آیه آمده و با فهم فقها از آیه که موضوع حد مذکور را «کشیدن سلاح برای ترساندن مردم و قصد افساد در زمین» دانستهاند، مطابقت دارد، روشن است که سلاح کشیدن از جمله اول «یحاربون الله» بهدست میآید و قصد افساد در زمین، از جمله دوم «وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً.»
تحقق خارجی افساد در زمین و عملی کردن تجاوز و قتل و غارت از سوی شخص محارب، در شمول حد محارب شرط نیست، بلکه نفس سلاح کشیدن به قصد ایجاد فساد و تجاوز کافی است.
شاید براساس همین برداشت از آیه است که تمامی فقهای شیعه و سنّی، عنوان محاربه به قصد افساد را موضوع این حد قرار دادهاند، نه عنوان مفسد فی الارض را.
محاربه و تروریسم
محاربه اعم از ترور و تروریسم است و دایره وسیعی از جرائم را دربر میگیرد و جرم ترور و اقدام تروریستی را نیز دربر میگیرد و رابطه بین آنها عموم و خصوص مطلق است.
البته با توجه به مطالبی که در بحث ارتباط بین افساد و محاربه مطرح شد میتوان با استناد به آیه ۳۳ سوره مائده، افساد فی الارض را به معنای مطلق تلاش برای ایجاد فساد و برهم زدن نظم عمومی دانست و هر اقدامی در این راستا، چون انواع اقدامات تروریستی در هر شکلی را وارد در حیطه حکم افساد فی الارض کرد.
معیار صدق محاربه در اقدامات ضدامنیتی
صدق محاربه متوقف بر دو امر است:
۱- اینکه جرم انجام شده، اخلال در صفت بهخصوصی باشد که زمین دارد و آن عبارت است از «محل سکونت و استقرار و آسایش انسان بودن»، نه اخلال در صفتی از صفات مربوط به انسان یا جامعه؛ مثلًا ترویج عقاید باطل یا مجبور کردن مردم به پذیرفتن این عقاید، به خودی خود، مصداق افساد در زمین نیست. اگرچه مصداق فساد انسان و جوامع انسانی باشد.
۲- اینکه اخلال درخصوصیت یاد شده ناشی از ظلم و تجاوز به دیگران باشد، نه اینکه انسانها به اختیار و میل خود کارهایی انجام دهند که موجب اخلال در زندگی و استقرارشان در زمین شود؛ مثلًا اگر مرتکب کارهایی شوند که بهتدریج موجب ضعف و نابودیشان شود، اینگونه کارها، مصداق افساد در زمین نیست، هرچند نتیجه آنها با افساد یکی است.
آنچه که ادعای اختصاص فساد به موارد ظلم و تجاوز را تقویت میکند، این است که میبینیم در دیگر آیات کریمه نیز ترکیب «فساد فی الارض» فقط در موارد تجاوز به مال و جان و مانند آن، استعمال شده است نه در موارد ارتکاب سایر گناهان کبیره، حتی در مورد گناهانی مثل کفر و شرک به خدا.
نتیجه
آیه ۳۳ سوره مائده، به آیه محاربه نامیده شده است که مشتمل بر حکم محاربان با خدا و پیامبر(ص) است. منظور از «محاربه با خدا و پیامبر» آنچنانکه در احادیث اهلبیت وارد شده و شأن نزول آیه نیز کمک میکند، این است که کسی با تهدید به اسلحه به جان یا مال مردم تجاوز کند و امنیت و آسایش آنان را به مخاطره اندازد.
محاربه و ستیز با بندگان خدا در این آیه به عنوان محاربه با خدا معرفی شده و این تاکید فوقالعاده اسلام را درباره حقوق انسانها و رعایت امنیت آنان ثابت میکند.
آیه مورد بحث ناظر به محاربانی است که افزون بر زیر پا گذاشتن قانون الهی، امنیّت اجتماعی را نیز برهم میزنند و رعب و وحشت ایجاد میکنند.
عنوان محاربه و افساد فی الارض هر دو با هم موضوع حکم هستند و محاربه اعم از تروریسم است و ترور مصداق محاربه محسوب میشود و معیار صدق محاربه متوقف بر دو امر است:
یک: اخلال در امنیت محل زندگی انسان
دو: منشأ اخلال، ظلم و تجاوز باشد.
۳۱۲۱۶