در این دوره هزاران انسان آفریقایی «شکار» شدند و در بازارهای اروپا و آمریکا به فروش رفتند و اقتصاد کشورهایی مثل انگلیس، فرانسه، اسپانیا، بلژیک، آلمان،هلند و سپس آمریکا،از این تجارت،رونق گرفت.در این دوره، بردگان تنها به یکی از ابزارهای تولید بدل نشدند بلکه توسط غربیها مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتند و آزار جنسی بخصوص علیه کودکان و نوجوانان به مصیبت های برده ها اضافه شد.جیمز والوین،مورخ و استاد دانشگاه نیویورک در پژوهش خود تصویری گویا از برده داری جنسی در دوره استعمار ارائه داده و میگوید:
«هر نوع عملیات جنسی با بردگان زن مجاز بود و اولین رابطه جنسی پسران سفیدپوست که به بلوغ میرسیدند معمولا با زنان سیاهی بود که آنان را بزرگ کرده یا حتی شیر داده بودند. بدینسان،نسلی پدید آمد از بردگان مادرزادی؛ انسانهایی که از پدران سفیدپوست بودند و به عنوان برده در خانه برادران و خویشاوندان پدری خود کار میکردند.اروپاییان تا مدتها مانع تشکیل کانون خانواده در جامعه سیاهان شدند زیرا گمان میبردند آنان فاقد غریزه تشکیل خانوادهاند؛ موجوداتی کمتر از حیوانات! سالهای طولانی گذشت تا سرانجام اجازه زندگی خانوادگی به بردگان داده شد.» (پلانتوکراسی و تجارت جهانی برده، اندیشکده مطالعات یهود)
سوءاستفاده جنسی از برده ها که تدریجا به عنوان بردهداری جنسی شناخته شد، سکنه کشورهای مستعمره بخصوص در آفریقا را به جوامعی ناموزون و فاقد ساختار متعادل جمعیتی و فرهنگی تبدیل و ساختارهای سیاسی و اجتماعی آنان را منهدم کرد. مردان، به ویژه جوانان، عموما به اسارت رفته و از خانواده جدا شدند و جمعیت زنان به شکلی نامتعارف بر جمعیت مردان، غلبه یافت و بدتر اینکه در معرض لذت جویی اربابان اروپایی غربی خود قرار گرفتند.استعمار در آفریقا،مفاهیم جدیدی چون صنعت جنسی و «روسپی گری برده» را به واژگان غرب افزود و به دیگر نقاط جهان نیز تعمیم داد و اینگونه بود که نوع جدیدی از بردهداری شکل گرفت که میلیونها زن را در اسارت داشت و روسپی گری را در سراسر جهان گسترده کرد.سال ۱۹۹۱ در کنفرانس «سازمان زنان آسیای جنوب شرقی» گفته شد که از سال ۱۹۷۵ تا آن زمان، یعنی در فاصله ۱۶ سال، حداقل ۳۰میلیون زن در سراسر جهان به فاحشهخانهها فروخته شدهاند.خانم واسیلیا تامزالی، رئیس بخش زنان یونسکو در این کنفرانس گفت: «صنعت جنسی بازار عظیمی است که نیروهای محرکه خاص خود را داراست. این شبکه های جهانی بردهداری توسط باندهای قدرتمند مافیایی غرب اداره میشوند که بازار جنسی را، از ژاپن تا آمریکا، در کنترل دارند.» (گزارش هفتهنامه تایم، ژوئن۱۹۹۳)
در قرن بیست و یکم،وقایع جزیره اپستین که بهعنوان مخفیگاهی برای قاچاق زنان جوان و دختران زیر سن قانونی برای بردگی جنسی و سوءاستفاده از کودکان و آزار جنسی،شناخته شد،بعد از فجایع عصر استعمار،میخ دیگری بر تابوت لیبرال دموکراسی بود.جفری ادوارد اپستین،سرمایهگذار آمریکایی،متجاوز جنسی به کودکان و قاچاقچی انسان ها بود که در سال ۲۰۱۹ در سلول خود در مرکز اصلاح متروپلیتن نیویورک خودکشی کرد.او جزیره «سنت جیمز کوچک» را در سال ۱۹۹۸ خریداری کرد و آن را به مکانی برای لذت جویی مقامات ارشد کشورهای غربی بخصوص آمریکا و انگلیس تبدیل کرد.در این جزیره،یک سیستم مدرن برای فریب و جذب دختران کمسن که با وعدهٔ کار و درآمدزایی پول با هواپیماهای شخصی به جزیره منتقل میشدند، ایجاد شده بود.آنها به همراه تعدادی از کودکان،در این جزیره توسط مهمانان عالی مقام اپستین، مورد سوءاستفادهٔ جنســی و آزار قرار می گرفتند.اپستین برای رونق کار خود از قربانیان خود می خواست تا در برابر دریافت پول، دختران دیگری را فریب داده و به جزیره بیاورند.او با چهرههای بانفوذ در سیاست، اقتصاد و رسانه در آمریکا،اروپا و اسراییل رابطه داشت و با حمایت آنها از عواقب جنایات خود بیم نداشت.
پس از مرگ اپستین در زندان در سال ۲۰۱۹، ادارهٔ فدرال امریکا (FBI) به جزیره یورش برد و صدها گیگابایت فایل و تصویر را ضبط کرد.افشاگریهای هدفمند بعدی،وجود شبکهای بسیار بزرگتر و خطرناکتر از آنچه تصور میشد را نشان داد.این افشاگریها مشخص کرد که افرادی همچون ایلان ماسک،دونالد ترامپ،هاوارد لوتنیک وزیر فعلی تجارت امریکا، بیل کلینتون،استیو بنن مشاور پیشین ترامپ،اندرو،شاهزاده انگلیسی،حمد ابوالغیط دبیرکل کنونی اتحادیهٔ عرب ،سعد حریری نخستوزیر پیشین لبنان،عبدالله بن زاید آل نهیان وزیر خارجهٔ امارات،حمد بن جاسم بن جبر آل ثانی: نخستوزیر پیشین قطر،ناصر جوده وزیر خارجهٔ پیشین اردن،محمود عباس: رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین،استیون هاوکینگ، فیزیکدان؛ لارنس کراوس برنده نوبل؛کریس تاکر کمدین؛ بیل گیتس سرمایه دار آمریکایی، پیتر ماندلسون دستیار سابق تونی بلر و بسیاری دیگر از چهره های شاخص غربی، در زمره مهمانان این جزیره بودند.
رسواییهای جزیره اپستین که قلم از توصیف آن،معذور است، نشان داد که نظام های لیبرال که خود را محور فرهنگی جهان و حامی حقوق بشر و زنان و کودکان معرفی میکنند چگونه در دل خود شبکههای سوءاستفاده جنسی را با مشارکت چهرههای بانفوذ سیاسی و اقتصادی پرورش می دهند. امروز وظیفه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای بین المللی است که سکوت خود را شکسته و در قبال ابعاد فراملی این فاجعه،قاطعانه موضع بگیرند.نهادهایی همچون یونیسف که وظیفه صیانت از حقوق کودکان را به عهده دارد و پلیسِ بینالملل (اینترپل) باید با سرعت حداکثری وظایف خود را انجام دهند.تداوم سکوت سازمان های غیردولتی همچون سازمان عفو بین المللی ،دیدهبان حقوق بشر و نهادهای مشابه ،مشارکت آنها را در فجایع جزیره اپستین نشان خواهد داد.