به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در قرآن کریم که بخش عمدهای از آن را سوره نحل و سوره حجر تشکیل میدهد، سرشار از هشدارها، امیدبخشیها و ترسیم شاخصهای یک جامعه سالم است.
بنابر روایت فارس، در این گزارش، بر اساس تفسیر ارزشمند تفسیر المیزان اثر علامه طباطبایی، نگاهی به ۹ آیه کلیدی این جزء میاندازیم، آیاتی که از اصلاح نگاه فردی تا ساخت تمدن اجتماعی را در بر میگیرد.
دختر، نعمتی که جاهلیت آن را مایه ننگ میدید
آیه ۵۹ نحل به شدت با فرهنگ جاهلی مقابله میکند، فرهنگی که از تولد دختر اندوهگین میشد و حتی به زندهبهگور کردن او میانجامید. قرآن با ترسیم حالت روانی مرد جاهلی، چهره سیاه و خشم فروخورده و عمق انحراف فکری آنان را نشان میدهد.
از نگاه المیزان، این آیه تنها گزارشی تاریخی نیست، بلکه نقد هر نوع ارزشگذاری تبعیضآمیز بر اساس جنسیت است. ملاک کرامت در منطق قرآن، تقوا و انسانیت است، نه پسر یا دختر بودن. بنابراین ناراحتی از دختر، بازگشت به همان روح جاهلیت است که قرآن برای همیشه آن را محکوم کرده است.
پناه بردن به خدا، عامل فهم صحیح قرآن
آیه ۹۸ نحل دستور میدهد هنگام تلاوت قرآن از شر شیطان به خدا پناه ببریم. این استعاذه امری تشریفاتی نیست، بلکه مقدمهای برای دریافت درست معارف قرآن است. شیطان تنها وسوسهگر اخلاقی نیست، بلکه در فهم و برداشت نیز انحراف ایجاد میکند.
بنابراین استعاذه یعنی اعلام نیاز به هدایت الهی و اعتراف به اینکه فهم حقیقی قرآن بدون مدد الهی ممکن نیست. این آیه نشان میدهد ارتباط با قرآن، یک ارتباط علمی صرف نیست، بلکه پیوندی معنوی و توأم با تزکیه است.
سوگند، ابزار فریب یا وسیله پیمان استوار
در آیه ۹۴ نحل، خداوند هشدار میدهد که سوگندهای خود را وسیله فریب قرار ندهید تا قدمی که استوار شده، نلغزد. این آیه ناظر به روابط اجتماعی و اعتماد عمومی است.
اگر سوگند که باید نشانه تعهد باشد، به ابزار نیرنگ تبدیل شود، سرمایه اعتماد در جامعه از بین میرود. به تعبیر المیزان، لغزش قدم در این آیه کنایه از سقوط اجتماعی و اخلاقی است. جامعهای که پیمانشکنی در آن عادی شود، از درون متلاشی خواهد شد.
راهکار قرآن برای بازگشت امنیت
آیه ۱۱۲ نحل مثالی از شهری میزند که در امنیت و رفاه بود، اما به کفران نعمت پرداخت و در نتیجه گرفتار گرسنگی و نا امنی شد. این آیه بیان یک سنت الهی است، نعمتهای الهی با شکرگزاری پایدار میماند و با کفران از میان میرود.
لباس گرسنگی و ترس، تعبیری دقیق است، یعنی فقر و ناامنی چنان جامعه را فرا میگیرد که گویی لباسی بر تن آن پوشانده شده است.
لباس ناامنی و فقر
این آیه رابطه مستقیم میان اخلاق معنوی و وضعیت اقتصادی و امنیتی را تبیین میکند.
این آیه نشان میدهد که امنیت اجتماعی و اقتصادی، پیوندی مستقیم با شکرگزاری، عدالت و درسترفتاری مردم دارد، نسخهای قرآنی که بازگشت به آن میتواند جامعه را از چرخه ناامنی و اضطراب نجات دهد.
عدالت اقتصادی، نعمتی برای همه، نه عدهای خاص
آیه ۷۱ نحل به تفاوتهای رزق اشاره میکند و اینکه ثروتمندان نباید نعمت خود را انکار کنند و دیگران را بیبهره بگذارند. اختلاف در روزیها بخشی از نظام حکیمانه الهی است، اما این تفاوت به معنای بیمسئولیتی توانگران نیست.
جامعه توحیدی باید به سمت همگرایی اقتصادی و کاهش فاصلهها حرکت کند. اگر ثروت در دست گروهی محدود حبس شود، در حقیقت کفران نعمت صورت گرفته است.
گمراهکنندگان، بار مضاعف بر دوش
آیه ۲۵ نحل میفرماید کسانی که دیگران را گمراه میکنند، هم گناه خود و هم گناه پیروانشان را حمل میکنند. علامه این مسئله را بر اساس قانون علیت تحلیل میکند، یعنی هرکس سبب انحراف دیگری شود، در نتیجه عمل او شریک است.
البته این به معنای برداشته شدن مسئولیت از گمراهشدگان نیست، بلکه هر دو سهم خود را دارند. المیزان تأکید میکند که رهبری فکری در جامعه، مسئولیتی بسیار سنگین است و سوءاستفاده از جهل مردم پیامدی مضاعف دارد.
دعوت حکیمانه، عقل، عاطفه و گفتوگوی نیکو
آیه ۱۲۵ نحل از سه شیوه دعوت سخن میگوید، حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن. علامه طباطبایی این سه را متناسب با روحیات مختلف مخاطبان میداند. حکمت برای اهل تفکر، موعظه برای دلهای آماده تأثر، و جدال احسن برای کسانی که اهل بحثاند. در تفسیر المیزان، «احسن» بودن جدال به معنای رعایت انصاف، ادب و استدلال منطقی است. این آیه الگویی جامع برای فعالیت فرهنگی و تبلیغی ارائه میدهد، الگویی که از خشونت و تحمیل فاصله دارد.
هجرت برای خدا، از سختی تا گشایش
در آیات ۴۱ و ۴۲ نحل، وعده داده شده کسانی که در راه خدا پس از ظلم هجرت کنند، در دنیا جایگاهی نیکو و در آخرت پاداشی بزرگ خواهند داشت. علامه طباطبایی هجرت را تنها جابهجایی مکانی نمیداند، بلکه حرکتی آگاهانه برای حفظ ایمان معرفی میکند.
صبر و توکل زمینهساز گشایش الهی است. این آیات نشان میدهد که رهایی از فضای ظلم، هرچند سخت، در نهایت به آرامش و کرامت میانجامد.
ایمان گزینشی، خطری پنهان
در آیه ۹۱ سوره حجر، سخن از کسانی است که قرآن را قطعهقطعه کردند. این تعبیر میتواند اشاره به برخورد گزینشی با وحی باشد، یعنی پذیرش بخشی از آیات و کنار گذاشتن بخش دیگر بر اساس منافع شخصی. چنین رویکردی در حقیقت تحریف معنوی قرآن است. ایمان حقیقی، تسلیم در برابر همه آموزههای الهی است، نه انتخاب سلیقهای.
این ۹ آیه از جزء چهاردهم، منظومهای هماهنگ از اصلاح باورها، اخلاق فردی و ساختار اجتماعی ارائه میدهد، از اصلاح نگاه به دختران و مبارزه با تبعیض، تا تقویت صداقت، عدالت اقتصادی، مسئولیتپذیری فکری و شیوه درست دعوت.
در پرتو تحلیلهای عمیق علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، روشن میشود که قرآن تنها کتاب عبادت فردی نیست، بلکه برنامهای جامع برای ساختن انسانی متعادل و جامعهای امن، عادل و پویاست.