با توجه به تحولات اخیر منطقهای و تغییرات در ساختار سیاسی ایران، بررسی سناریوهای احتمالی برای پایان یا مهار این رویارویی فرسایشی، نیازمند نگاهی چندجانبه به متغیرهای داخلی، منطقهای و بینالمللی است. در این تحلیل، به بررسی چهار سناریوی اصلی برای خروج از وضعیت جنگی یا بنبست کنونی میپردازیم.
۱. سناریوی موازنه وحشت و بازدارندگی پایدار (بنبست مسلحانه)
در این سناریو، هیچیک از طرفین تمایلی به ورود به یک جنگ تمامعیار و ویرانگر ندارند. ایالات متحده بهدلیل هزینههای گزاف اقتصادی و سیاسی ورود به یک جنگ جدید در خاورمیانه و ایران بهدلیل صیانت از زیرساختها و تمامیت ارضی خود، ترجیح میدهند در لبه پرتگاه باقی بمانند.
پایان جنگ در این مدل به معنای صلح نیست، بلکه به معنای پذیرش یک «وضعیت موجود» جدید است. در این سناریو، ایران با تکیه بر توانمندیهای موشکی و پهپادی و نفوذ منطقهای خود، هزینهی حمله را برای طرف مقابل غیرقابل تحمل میکند. پایان درگیریها در این حالت از طریق توافقات نانوشته برای عدم تعرض به منافع حیاتی یکدیگر صورت میگیرد. این وضعیت مشابه دوران جنگ سرد میان شوروی و آمریکا خواهد بود که در آن تنشها هیچگاه به پایان نمیرسد، اما از بروز فاجعه اتمی یا جنگ فراگیر جلوگیری میشود.
۲. سناریوی دیپلماسی اجباری و توافق بزرگ (Grand Bargain)
یکی از سناریوهای خوشبینانه اما دشوار، رسیدن به یک توافق جامع است که فراتر از پرونده هستهای باشد. در این مدل، طرفین پس از یک دوره کوتاه درگیری یا تهدید جدی، به این نتیجه میرسند که تداوم وضعیت فعلی بازی «دوسر باخت» است.
پایان جنگ در این سناریو از طریق مذاکرات مستقیم یا با میانجیگری قدرتهای جهانی (مانند چین یا روسیه) رقم میخورد. محورهای این توافق میتواند شامل موارد زیر باشد:
- لغو کامل تحریمهای اقتصادی در ازای محدودیتهای بلندمدت در برنامههای حساس.
- شناسایی رسمی جایگاه منطقهای ایران توسط واشینگتن.
- خروج تدریجی نیروهای آمریکایی از منطقه در ازای تضمین امنیت مسیرهای انرژی.
این سناریو نیازمند یک اراده سیاسی فوقالعاده در هر دو پایتخت است که با توجه به ریشههای ایدئولوژیک درگیری، دستیابی به آن در کوتاهمدت بسیار دشوار به نظر میرسد.
۳. سناریوی فرسایش تدریجی و تغییر اولویتهای بینالمللی
در این سناریو، جنگ یا تنش میان ایران و آمریکا نه با یک پیروزی نظامی یا قرارداد صلح، بلکه با تغییر کانونهای توجه جهانی به پایان میرسد. با قدرت گرفتن روزافزون چین و تداوم بحرانها در شرق اروپا، ایالات متحده ممکن است بهطور استراتژیک از خاورمیانه عقبنشینی کند (Pivot to Asia).
در چنین شرایطی، ایران به عنوان قدرت برتر منطقه تثبیت میشود و آمریکا برای جلوگیری از هزینههای بیشتر، حضور خود را به حداقل میرساند. پایان درگیری در این حالت، نه از روی تفاهم، بلکه ناشی از «خستگی استراتژیک» آمریکا و تغییر نظم جهانی از تکقطبی به چندقطبی خواهد بود. در این وضعیت، پیوندهای ایران با بلوک شرق (پیمان شانگهای و بریکس) میتواند به عنوان یک چتر حفاظتی، مانع از ماجراجوییهای جدید واشینگتن شود.
۴. سناریوی درگیری محدود و بازسازی نظم منطقه (The Limited Conflict Outcome)
این سناریو بر این فرض استوار است که طرفین برای تخلیه فشارهای سیاسی و نظامی، وارد یک سلسله درگیریهای محدود (اما شدید) در دریا یا از طریق حملات هوایی و پهپادی میشوند. پس از این ضربات متقابل، هر دو طرف با درک قدرت تخریب یکدیگر و تحت فشار افکار عمومی جهانی، به سوی یک آتشبس پایدار حرکت میکنند.
در این مدل، پایان جنگ لزوماً به معنای آشتی نیست، بلکه ایجاد یک خط قرمز جدید (Red Line) است که طرفین میدانند عبور از آن به معنای نابودی مطلق خواهد بود. این برخورد محدود میتواند منجر به بازنگری در دکترینهای دفاعی و در نهایت، ایجاد یک نظام امنیتی جدید در خلیج فارس شود که در آن کشورهای منطقه بدون دخالت مستقیم نیروهای فرامنطقهای، به مدیریت اختلافات میپردازند.
در نتیجه واقعیت این است که پایان جنگ و تنش میان ایران و آمریکا با یک رویداد واحد رقم نخواهد خورد. با توجه به وقایع اسفند ۱۴۰۴ و تغییرات رهبری در ایران، تهران نشان داده است که بر اصول بنیادین خود پافشاری میکند. از سوی دیگر، واشینگتن درگیر بحرانهای داخلی و رقابت با قدرتهای نوظهور است.
محتملترین مسیر برای «پایان جنگ»، گذار از تقابل نظامی به سمت یک «رقابت استراتژیک مدیریتشده» است. در این مسیر، ایران با تقویت مولفههای قدرت داخلی (اقتصاد مقاومتی و انسجام سیاسی) و توسعه روابط با قدرتهای غیرغربی، میتواند آمریکا را به سمتی سوق دهد که هزینهی هرگونه جنگی بیش از سود احتمالی آن باشد.
پایان نهایی این تقابل در گرو تشکیل یک نظم منطقهای بومی است که در آن امنیت نه به عنوان کالایی وارداتی از واشنگتن، بلکه به عنوان ثبات ناشی از همکاری قدرتهای محلی تعریف شود. تا آن زمان، سناریوی «نه جنگ و نه صلح» با دورههایی از تنشهای کنترلشده، همچنان اصلیترین ویژگی روابط دو کشور باقی خواهد ماند.