گروه اندیشه: نشر ثالث، کتابی را به زودی منتشر و روانه بازار می کند به نام "امنیت و آزادی: آیا می توان در سایۀ امنیت آزادانه زیست؟". مولف این کتاب سلمان صادقی زاده ، تلاش کرده رابطه میان امنیت و آزادی که یکی بدون دیگری به هیچ وجه امکان بقا ندارد، روشن بکند. در ادامه، معرفی کتاب توسط ایسنا را می خوانید:
****
امنیت مهمتر است یا آزادی؟ آیا در نبود امنیت می توان آزادی داشت؟ در نبود آزادی چطور؟ آیا جامعه ای می تواند محروم از آزادی و در همان حال برخوردار از امنیت باشد؟ اساسا چه رابطه ای میان امنیت و آزادی وجود دارد؟ آیا برخورداری از امنیت ناگزیر متضمن چشمپوشی از برخی آزادیهاست؟ یا آزادبودن ناظر بر زیستن در جامعه ای پرمخاطره است؟ آیا می توان الگویی سیاسی معرفی کرد که در آن جامعه ضمن برخورداری از امنیت پایدار از آزادیهای اساسی بهرهمند باشد؟
کتاب "امنیت و آزادی: آیا می توان در سایۀ امنیت آزادانه زیست؟" می کوشد تا به پرسش های بالا پاسخ دهد. این کتاب به طور کلی دو الگوی امنیت را ترسیم و تبیین می کند:
نخست الگوی امنیت استاتیک که بر بستر سکون اجتماعی شکل می گیرد؛ نوع آرمانی این امنیت زمانی محقق می شود که با کاهش تحرک اجتماعی، سکوت و سکونی گورستانی بر جامعه حاکم شده باشد. این الگوی امنیتی زمانی به بارزترین وجه جلوه گر می شود که همگان مرده باشند! درون این الگوی امنیتی ما با مفهوم «امنیت در خود» مواجه ایم؛ یعنی امنیتی که ماهیتی ناخودآگاه و خودکار دارد و چیزی فراتر از خود را جستجو نمی کند و بیرون از خود هرگز چشم به افق دورتری ندوخته است. در اینجا ما با امنیت به مثابه هدف روبرو هستیم. یعنی دستیابی به امنیت پایان امر اجتماعی و غایت آمال سیاسی است.
دومین الگو، الگوی امنیت دینامیک است که بر بستری از تحرک اجتماعی شکل می گیرد. امنیت دینامیک نتیجۀ سنتزی پایدار میان آزادی و امنیت است؛ جایی که تحقق امنیت از مسیر تثبیت آزادی می گذرد. در این الگو آزادی و امنیت در تضاد نیستند و امنیت به مثابه سازوکاری نهادی برای پاسداری از آزادی به شمار می رود. در اینجا ما با «امنیت برای خود» مواجهیم یعنی امنیتی که خردمندانه و آگاهانه شکل می گیرد و فسلفۀ وجودی آن قائم به اهدافی بزرگتر است. در اینجا امنیت نه به مثابه هدف که به مثابه ابزار است. در این الگو امنیت نه پایان کار که تازه شروع ماجراست. این امنیت نوعی از پایداری را به وجود می آورد که شبیه پایداری دینامیک در فیزیک است؛ مانند دوچرخه ای که تنها در حرکت می تواند پایداری خود را حفظ کند. امنیت دینامیک، امنیتی مبتنی بر تغییر و نه سکون است.
در الگوی امنیت استاتیک تصویر جامعه مهمتر از تصور جامعه است زیرا تصویر قابی ثابت و بی تغییر است که همگان باید خود را درون آن تصور کنند و به تصویر بکشند. اما در الگوی امنیت دینامیک تصور سازندۀ تصویر است بنابراین همگان می توانند به سهم خود در تولید و تغییر تصویر جامعه مشارکت کنند. در تمامی کشورهای جهان به میزان های مختلف می توان حضور این دو الگو را مشاهده کرد. سلطه هر یک از این دو الگو نه تنها معنای امنیت را تعیین می کند بلکه ادراک ما از کلان روایت هایی مانند جامعه، ملت و ملی گرایی را شکل می دهد. ایران ما نیز از این قاعده برکنار نیست.
بنابر بسیاری از تجربه های تاریخی، اعطای امنیت در عمل با سلب آزادی توأم بوده است. شاید این وضعیت متناقض را بتوان مهمترین معمای امنیت به شمار آورد؛ اینکه چگونه می توانیم بدون فدا کردن آزادی به امنیت دست یابیم و به تعبیر ریچارد اولمان از «تاخت زنی امنیت و آزادی» بپرهیزیم. این تاخت زنی به ویژه در تاریخ کشورهای جهان سوم مشهود است. این کشورها به دلیل ضعف در بنیان های نظری حکمرانی کمتر در ایجاد پیوند میان امنیت و آزادی موفق بودند و در نتیجه برای دست یافتن به امنیت ناچار به خشونت و سلب آزادی متوسل شدند. به دیگر سخن، گره ای را که نتوانستند به دست بگشایند، ناگزیر به دندان گرفتند.
این جاست که می توانیم بگوییم الگوی امنیتی در کشورهای یادشده الگوی «امنیت در خود» است. الگویی که طبق آن امنیت غایت خودش به شمار می رود. در صورتی که در الگوی «امنیت برای خود» فلسفۀ وجودی امنیت قائم به اهدافی بزرگتر است. در اینجا امنیت نه به مثابه هدف که به مثابه ابزاری برای پاسداری از پویایی اجتماعی است. اگر پویایی اجتماعی را ارگانوئید یا اندامواره در نظر بگیریم، «سوژه» سلول بنیادی این اندامواره به شمار می رود و کارکرد این سلول بنیادی تعیین کننده ماهیت و عملکرد کلِ انداموارۀ اجتماعی است.
وجود یا عدم وجود سوژگی هم بود و نبود آزادی مدنی را تعیین می کند و هم بود و نبود سوژگی در گروی وجود آزادی مدنی است. بنابراین در شرایطی که آزادی مدنی وجود ندارد، کنش سوژه باید معطوف به استقرار آزادی مدنی باشد و در شرایطی که آزادی مدنی وجود دارد، کنش سوژه باید معطوف به تلاش برای پاسداری از آن باشد. امنیت نیز آپاراتوس و سازوبرگی است که بر پایۀ سازوکارهای استقرار و استمرار آزادی مدنی عمل می کند. به دیگر سخن امنیت بر بستری از آزادی شکل می گیرد.
برای تأمین چنین امنیتی ناگزیر از ارائه سنتزی پایدار میان امنیت و آزادی هستیم و این هدف مهمترین رسالت کتاب پیشرو به شمار می رود. به همین منظور کوشیدیم تا با طرح رهیافت امنیت سوژه مبنا در این مسیر بلند، گامی کوتاه برداریم. به این امید که برای پیمودن راهی دراز شاید برداشتن گام نخست کافی باشد.
۲۱۶۲۱۶