به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در این یادداشت از سلسله یادداشتهای تحلیل قرآنیِ و تحولات اخیر به بیان معیارهایی برای سنجش ایمان، وفاداری و صداقت انسانها در برابر مسئولیتهای الهی میپردازیم.
بنابر روایت ایکنا، متن یادداشت را در ادامه میخوانیم:
در سوره یوسف، پسران حضرت یعقوب(ع) خطاب به پدرشان گفتند: «قَالُوا یَا أَبَانَا مَا لَکَ لَا تَأْمَنَّا عَلَی یُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ؛ ای پدر! تو را چه شده که ما را نسبت به یوسف امین نمیدانی با اینکه ما بدون تردید خیرخواه اوییم» (یوسف: ۱۱)، اما در امانتداری خلف وعده کردند. برای همین وقتی بنیامین را از پدر مطالبه کردند، حضرت یعقوب گفت: «قَالَ هَلْ آمَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلَّا کَمَا أَمِنْتُکُمْ عَلَی أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ؛ گفت: آیا همان گونه که شما را پیش از این نسبت به برادرش امین پنداشتم، درباره او هم امین پندارم؟» (یوسف: ۶۴)؛ یعنی شما درباره حضرت یوسف چه کردید که دیگری را از من مطالبه میکنید؟
این سنت الهی درباره اوصیای الهی نیز صادق است. وقتی از خداوند متعال تقاضای ظهور امام زمان (عج) را داریم، این پرسش مطرح میشود که با یازده امام پیشین از جمله امام حسین(ع) چه کردید که تقاضای امام آخر را دارید؟ آیا واقعاً امت فعلی استحقاق امام غائب و توان استقامت و دفاع از او را دارد؟
حضرت یعقوب برای ارسال بنیامین شرطی بیان کرد: «قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتَّی تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلَّا أَنْ یُحَاطَ بِکُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَلَی مَا نَقُولُ وَکِیلٌ؛ گفت: برادرتان را همراه شما نمیفرستم تا اینکه پیمان محکمی از خدا به من بسپارید که او را حتماً به من بازگردانید، مگر اینکه نتوانید. پس هنگامی که پیمان استوارشان را به پدر سپردند، گفت: خدا بر آنچه میگوییم، وکیل است» (یوسف: ۶۶).
امروز اگر انتظار ظهور امام زمان(ع) را داریم، باید برای آن یک وثیقه الهی بسپاریم. وقتی یازده وصی و امام از سوی امت شهید شدند، دیگر حرف زدن و ادعا کردن، نمیتواند موثق باشد. باید ملت منتظَر آزمون دهد و ثابت کند که اهل پایمردی است؛ برای ظهور باید آماده شهادت باشند تا خونبها و وثیقه سنگین بدهند؛ برای نمونه مردم در مسیر راهپیمایی و دفاع از ارزشها باید ثابتقدم بمانند و در هنگام فرود موشکها، با توکل و سر دادن شعار الله اکبر، از غیرخدا نهراسند و نشان دهند که در دفاع از امام زمانشان نیز عقبنشینی نخواهند کرد.
بنابراین سختیها و مشکلات متعدد برای کشور، هیچگاه به این معنا نیست که خداوند این امت را رها کرده است؛ خداوند میفرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّی یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَی نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ؛ آیا پنداشتهاید در حالی که هنوز حادثههایی مانند حوادث گذشتگان شما را نیامده، وارد بهشت میشوید؟! به آنان سختیها و آسیبهایی رسید وچنان متزلزل و مضطرب شدند تا جایی که پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده بودند میگفتند: یاری خدا چه زمانی است؟ آگاه باشید! یقیناً یاری خدا نزدیک است» (بقره: ۲۱۴).
بنابراین حضور در میادین، خیابانها و خطرات متعددی که کشور را تهدید میکند در حکم امتحان امت است؛ هزاران شهید از رزمندگان خط نبرد تا کودکی ۳ ساله، بمباران خانهها، مدارس و زیرساختها تا صداهای دهشتناک بمبهایی که در نیمههای شب مردم را در سحرهای ماه رمضان بیدار نگه میدارد، همگی میتوانند به مثابه وثیقههای الهی برای ظهور باشند.
مردمی که هر شب با دعا و انابه و ذکر نام امیرمؤمنان(ع) و یاد اهل بیت (ع) در میدانها حاضر میشوند و هوشیاری و بصیرت از خود نشان میدهند، ممکن است در دل زمزمه کنند که چرا نصرت الهی نمیآید؟ اگر آنان خوب گوش دهند، درمییابند که نصرت در همین نزدیکی است: «أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ».