به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روز سهشنبه سیام خرداد ۱۳۶۸، پانزده روز پس از انتخاب آیتالله خامنهای به رهبری توسط مجلس خبرگان، روزنامه کیهان پاسخ سه تن از اعضای مجلس خبرگان را درباره چگونگی این انتخاب منتشر کرد. آیتالله «بنیفضل» از مدرسین حوزه علمیه قم و یکی از نمایندگان آذربایجان غربی در مجلس خبرگان، حجتالاسلام ایمانی امامجمعه کازرون و نماینده مجلس خبرگان، و حجتالاسلام مجتهدی امامجمعه بهبهان و نماینده خبرگان به خبرنگاران کیهان چنین گفتند:
خبرگان وظایف خود را ظرف ۵ ساعت به بهترین شکل انجام دادند
آیتالله بنیفضل از مدرسین و علمای حوزه علمیه قم: خبرگان وظایفی را که شرعا به عهدهشان گذاشته شده در ظرف ۵ ساعت بعد از بحثهای مفصل و طولانی به بهترین شکل انجام دادند.
در این جلسه که بلافاصله بعد از رحلت حضرت امام تشکیل شد در مورد دو موضوع صحبت شد: یکی رهبری شورایی و دیگری تکرهبری. عدهای نسبت به شورای رهبری نظر موافق داشتند و میگفتند از حوزه علمیه یک یا دو نفر و از دستاندرکاران نظام که در طول انقلاب و قبل از آن در خدمت حضرت امام بودند و با بصیرتتر از دیگران هستند شورایی ۳ یا ۵ نفره تشکیل شود. عقیده دیگران بر تکرهبری بود. در تکرهبری هم بحثهای مختلفی شد و با توجه به فرمایش حضرت امام و مرقومه ایشان که برای اصلاح قانون اساسی به هیأت بازنگری نوشته بودند و در آن تاکید فرمودند که تمرکز قدرت در شخص واحد باشد لذا ما به این نتیجه رسیدیم که در رهبری هم همینطور باید عمل شود تا یک فرد شایسته بتواند اهداف نظام را به کمال قدرت به پیش ببرد، و این باعث شد که موضوع دوم یعنی یک رهبری مطرح باشد.
ناگفته نماند که در میان خبرگان حتی یک نفر با انتخاب ایشان مخالف نبود اما عدهای نظرشان این بود که رهبری به صورت شورایی باشد و در رأس شورا هم عنایت به آقای خامنهای بود. یعنی آنها که رأی به رهبری ایشان ندادند با شورای رهبری به سرپرستی ایشان موافق بودند و علت رأی ندادن آن چند نفر مخالفت با تکرهبری بود نه ایشان.
مسئله انتخاب یک نفر به رهبری جمهوری اسلامی چیزی بوده که به نظر من خبرگان در گذشته نسبت به آن غفلت داشتند و منشأ این غفلت هم وجود کلمه مرجعیت در قانون اساسی بوده. البته در اجلاسیههای قبلی مجلس خبرگان اظهار شده بود که مرجعیت بالفعل مطرح نیست بلکه شأن و صلاحیت مرجعیت معیار است ولو در حال فعلی یک نفر مقلد هم نداشته باشد. این راهگشایی بود که خوشبختانه بعدا حضرت امام هم اظهار نظر کردند که مرجعیت از شرایط رهبری نیست اگر شرایط رهبری با مرجعیت توام باشد خیلی خوب است اما متاسفانه خبرگان قانون اساسی از نظر حضرت امام غفلت کردند.
باید توجه داشت که ما در اسلام ولایت فقیه داریم نه ولایت مرجع. در ولایت مطلقه فقیه که از آیات قرآن و روایات اهل بیت استفاده شده ولایت مرجع یا اعلم مشاهده نشده و رهبر همان مقدار که مجتهد و آشنا به مبانی فقه اسلامی باشد کفایت میکند، همچنین به طوری که از کلمات حضرت علی (ع) استفاده میشود رهبر باید از نظر مبانی فکری آگاه به مسائل اسلامی در سیاست، اقتصاد و سایر ابعاد باشد.
ایشان قبل از نهضت از شاگردان برجسته حضرت امام بودند و در درس خارج فقه و اصول ایشان و مرحوم علامه طباطبایی شرکت داشتند، و از معروفین حوزه بودند که بعد هم در مشهد مدتها در جلسات بحث فقیه بزرگوار آیتالله العظمی میلانی که بعد از امام ایشان را در مسائل فقهی در درجه اول میدانیم شرکت میکردند.
افراد حوزه میدانند که طلبه فاضل و با استعدادی همچون آیتالله خامنهای اگر ۶ یا ۷ سال مرتب در جلسات فقه و اصول امثال امام و آقای میلانی حاضر باشد علاوه بر اینکه مجتهد مسلم میشود در مرتبه بالاتر از اجتهاد قرار میگیرد. آقای خامنهای با استعداد فوقالعادهای که داشته و دارند درس حضرت امام را گذرانده و در جلسات بحث آیتالله العظمی میلانی شرکت داشته و به درجه اجتهاد رسیدهاند. لذا خبرگان از نظر اجتهاد و عدالت به طور مسلم شبههای نداشته و لذا با اکثریت قاطع به رهبری ایشان رأی دادند.
ابرجنایتکاران و سران کشورهای منطقه به حساب خود تصور میکردند که در ایران بعد از رحلت امام آشوب و نزاع بر سر قدرت پیش میآید اما این خیالی بیش نبود و آنها غافل بودند که در نظام اسلامی، مسئولین در مکتب امام طوری تربیت شدند که مصالح نظام را بر مصالح شخصی ترجیح میدهند.
اگر اختلاف سلیقهای ایجاد شود مصلحت نظام معیار است. عدهای تفکیک مرجعیت از رهبری را جدایی دین از سیاست میدانند. افرادی که چنین موضوعی را طرح میکنند دو دسته هستند: یکی کوتاهفکراناند که نمیدانند این اظهار نظر از شخص حضرت امام بوده و از نظر مبانی فقهی نیز به همین شکل است. باید توجه کرد که اگر رهبری در مرجعیت و آن هم مرجعیت بالفعل منحصر میشد ممکن است روزی مرجع صلاحیت رهبری را نداشته باشد و دین خدا به تعطیلی بخورد. اگر مرجعیت و رهبری با هم جمع بشود خوب است ولی اگر مرجعیت را شرط نکنیم به این معنا نیست که سیاست از دین جدا شده. عدهای هم افراد مغرضی هستند با اهداف شیطانی و برای تضعیف نظام جمهوری اسلامی این شبهات را مطرح میکنند.
آیتالله خامنهای کاندید مشترک تمام افرادی بود که در مجلس خبرگان برای مقام رهبری کاندیدا معرفی میکردند
حجتالاسلام ایمانی امامجمعه کازرون: در ارتباط با کیفیت انتخاب آیتالله خامنهای در اجلاسیه اخیر به عنوان رهبر مجلس وارد بحث شد که آیا ملاک رایگیری و بحث و صحبت اصل ۱۰۷ قانون اساسی باشد یا نه. با توجه به نامهای که امام به آیتالله مشکینی مرقوم فرمودهاند پس از بحث و بررسی باز هم به اکثریت قریب به اتفاق آرا تصویب شد که ملاک اجلاسیه نامه حضرت امام به آیتالله مشکینی باشد زیرا از نظر شرعی و قانونی اولویت برای نامه حضرت امام قائل بودند. پس از آن بحث شد که آیا رهبری به عنوان تکرهبری یا شورای رهبری باشد که شورای رهبری رأی نیاورد.
پس از اینکه شورای رهبری رأی نیاورد بحث پیرامون انتخاب یک رهبر و فردی که واجد صلاحیتهای لازم باشد شروع شد. در این قسمت آیتالله خامنهای کاندید مشترک تمام افرادی بود که در مجلس خبرگان برای مقام رهبری کاندیدا معرفی میکردند.
به همین منظور آیتالله خامنهای با توجه به صلاحیتی که داشتند یعنی اجتهاد، عدالت، آگاهی به مسائل روز و مملکت و جهان، درایت و تدبیر، بینش صحیح سیاسی و غیره انتخاب شدند. البته لازم به ذکر است که حمایتهای امام از ایشان در طول هشت سال مسئولیت و قبل از آن به این انتخاب کمک کرد مخصوصا اینکه چندین بار ایشان را به عنوان مقام شایسته رهبری معرفی کرده بودند، در این رأیگیری موثر بود. پس از رأیگیری، مجتهدینی که سالهای سال در حوزه علمیه قم به تدریس دروس خارج، فقه و اصول اشتهار داشتند اطاعت بیچونوچرا را از مقام ولایت فقیه پذیرا شدند. باید عرض کنم در قبال این اظهار که برخی گفتهاند این رهبری موقت است باید گفت که هیچوقت و زمانی برای رهبری معین نشده و آیتالله خامنهای به عنوان رهبر علیالاطلاق نظام جمهوری اسلامی معرفی شدهاند.
اینجانب نسبت به ایشان شناخت عمیق و کامل قبل و بعد از پیروزی انقلاب داشته و دارم و به عنوان یک روحانی مخلص و بریده از هوای نفس او را میشناختم و حتی تدریس ایشان رسائل و مکاسب که سطح عالی حوزههای علمیه است قبل از پیروزی انقلاب حدود بیست سال قبل در حوزه علمیه مشهد و قم بوده است و جمله معروف و مشهوری است از مرحوم شیخ انصاری که هرکس بتواند رسائل و مکاسب را خوب تدریس کند او مجتهد است. بنابراین اجتهاد ایشان مسئلهای مسلم است و خصوصیات خلقی و روحی معظمله جزء عواملی بود که این رأی دادن را محکمتر و استوارتر ساخت.
امروز عرف این است که برای مرجع، آیت الله العظمی و برای مجتهد مسلم «آیتالله» و برای طلاب خاص قریبالاجتهاد «حجتالاسلام» به کار میبرند.
ایشان از آغاز پیروزی انقلاب لقب آیتالله گرفت ولی تواضع ایشان باعث شد که بگویند به من آیتالله نگویید.
ضمنا در نامهای که آیتالله العظمی اراکی و آیتالله العظمی گلپایگانی به مسئولیت معظمله به عنوان رهبری نظام جمهوری اسلامی تصریح کردند که اشاره به این مسئولیت است. یعنی قبول احکام ولایتی که از ناحیه ولی فقیه صادر میشود، و نسبت به مسئله تقلید همانگونه که در روزنامهها و صداوسیما منعکس است با فتوای یکی از مراجع که امروز آیتالله العظمی اراکی فتوا دادهاند بقای بر تقلید امام و آنچه عمل شده و میشود مجزی است و مقلدین میتوانند با قبول این فتوا بر تقلید امام در همه مسائل مورد نیاز باقی بمانند.
بهترین فردی که شایسته این مقام بود شخص آیتالله خامنهای بود
حجتالاسلام مجتهدی، امامجمعه بهبهان و یکی از نمایندگان استان خوزستان در مجلس خبرگان: انتخاب حضرت آیتالله خامنهای به رهبری به جهات عدیدهای بود که مد نظر مجلس خبرگان قرار گرفت. زیرا اولا ایشان شاگرد مبارز و دستپروده حضرت امام بودند که بارها امام بزرگوار شخصیت علمی و مجتهد بودن ایشان را تایید میفرمودند، ثانیا معظمله قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در صحنه حضور فعال داشته و امتحان خود را به نحو احسن انجام داده. ثالثا در تمام پستها و مسئولیتهایی که تاکنون به وی محول شده است وظیفه خود را بهخوبی ایفاد نموده.
رابعا در مدت هشت سال ریاستجمهوری ایشان که بیشتر آن در زمان جنگ و موقعیت حساس و خطیر مملکت بوده، کشور و نظام جمهوری اسلامی را بهخوبی حفظ کردند و در تمام مراحل موفقتر از گذشته بودهاند.
لذا بهترین فردی که شایسته این مقام بود شخص آیتالله خامنهای بود که فردی مدیر و مدبر و باتقوا و سیاست توام با ریاست بود. تمام شرایط رهبری در شخص ایشان موجود میباشد.
۲۵۹