به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجتالاسلام والمسلمین حمیدرضا آلوستانی از اساتید حوزه علمیه در نوشتاری به روایت خواندنی از سبک زندگی و اندیشه رهبر شهید امّت پرداخته است که آن را در ادامه می خوانید:
شناخت سیره و روش عملی حضرت آیت اللّه العظمی امام سیّد علی حسینی خامنهای از جمله مسائل مهمّ امروز میباشد. اینک بخشی از سیره عملی مقام معظّم رهبری و امام امّت«قدس سره الشریف» بیان خواهد شد تا زوایای زندگی ایشان بر همگان نمایان گردد.
اوّل؛ ساده زیستی
پدر یکی از دوستان که سالیان سال با دفتر حضرت آقا «قدس سره الشریف» در ارتباط بودند، نقل میکردند: گاهی اوقات برای مسائلی لازم بود که جلسهای با مقام معظّم رهبری برگزار نماییم؛ هنگامی که به منزل حضرت آقا میرفتیم از سادگی منزل ایشان، مبهوت میشدیم؛ روزی به رهبر معظّم انقلاب پیشنهاد دادیم که آقا به صدا و سیما اجازه بدهید که از این وضعیّت زندگی شما فیلمبرداری کنند تا برای مردم نشان بدهند که شما و خانواده محترمتان چگونه زندگی میکنید؛ حضرت آقا فرمودند که مردم باور نمیکنند[۱] چراکه این کار باعث میشود مردم احساس کنند شما درصدد بازی گرفتن احساسات آنها هستید[۲].
وسائل منزل رهبر فرازنه انقلاب وسائلی بود که عمدتا از اوّل عروسی تهیه شده است. میز مطالعه حضرت آقا همان میز قدیمی بود. کتابخانه حضرت آقا همان کتابخانه قدیمی بود.
دوّم؛ ساده زیستی فرزندان
بنده سالیان سال کلاس درس یکی از مراجع عظام «حفظهماللّهتعالی» شرکت میکردم؛ فرزندان مقام معظّم رهبری یعنی آقا سیّد مصطفی و آقا سیّد مجتبی هم شرکت میکردند. بنده واقعا از سادگی فرزندان حضرت آقا همیشه تعجّب میکردم. عبایی که بر دوش میانداختند سادهترین و کم قیمتترین عبا بود. برخی از شاگردان که جزوه درس را تکثیر میکردند و در ابتدای ورودی کلاس میگذاشتند، فرزندان حضرت آقا با سادگی تمام این جزوات را میگرفتند و استفاده می کردند.
بنده بارها و بارها مشاهده کردم که اوّلین افرادی بودند که در کلاس درس حاضر میشدند و منتظر استاد بودند[۳] و مانند تمام طلبههای دیگر، درس استاد را یادداشت میکردند.
در خاطرات یکی از رزمندگان آمده است: در یکی از عملیاتها به مقرّی رفتیم، جوان لاغر اندامی را در آنجا مشاهده کردیم که هر کار معمولی را از این جوان لاغر اندام درخواست مینمودند، ایشان با افتخار انجام میدادند، بعد هنگامی که دقّت کردم، دیدم که پسر بزرگ حضرت آقا هستند؛ با عتاب و خطاب به فرمانده این مقرّ عرض کردم که شما این جوان را میشناسید؟ فرمانده پاسخ دادند که خیر این جوان را نمیشناسم؛ عرض کردم که پس چرا نشناخته چنین کارهای معمولیای را به ایشان محوّل میکنید؟! فرمانده پاسخ دادند: آقای فلانی این جوان را به عنوان بسیجی به این مقرّ آوردند و گفتند که به خاطر شرایطی از جمله اسیری و … این جوان به خط مقدّم نروند بلکه هر کاری در اینجا داشتید به ایشان بگویید تا انجام دهد و ما هم هر کاری داشتیم از این جوان درخواست میکردیم و ایشان هم انجام میدادند؛ به آن فرمانده عرض کردم که ایشان فرزند رئیس جمهور هستند.
شاید برخی از افراد باور نکنند و حتما باید با چشمهای خود بعضی از مسائل را ببینند تا به این یقین برسند که حضرت آقا و فرزندان ایشان با سادگی کامل زندگی میکردند. بنده با زبان روزه عرض میکنم که خودم دیدم فرزند حضرت آقا با اتوبوس واحد در قمّ تردّد میکردند.
سوّم؛ حساسیت روی بیت المال و عدم استفاده شخصی از امکانات
مفسّر قرآن کریم آیت اللّه العظمی جوادی آملی که از برجستهترین شخصیّتها هستند، نقل میکنند: با تعدادی از دوستان برای جلسهای منزل آقا بودیم، هنگامی که سفره شام آورده شد، دیدیم که شام بسیار ساده است؛ از آنجا که پسر بزرگ حضرت آقا هم تشریف داشتند، بنده از ایشان خواستم که سر سفره شام بنشینند امّا حضرت آقا به فرزند خود نگاهی کردند و اشاره نمودند که به منزل بروند؛ به حضرت آقا عرض کردم که خودم از ایشان خواستم که سر سفره بنشینند؛ حضرت آقا پاسخ دادند که بله شما لطف دارید ولی این غذا از بیت المال تهیه شده و بهتر است که برود و غذای دست پخت مادر خود را بخورد.
آقای حداد عادل تعریف کردند که حضرت آیتالله آقا سیّد مجتبی – فرزند دوّم آقا و داماد ایشان – گفته بودند که در دوره جوانی که در شهر مقدّس قمّ مشغول تحصیل بودم، یکبار که برای رفتن به تهران آماده شدم به بیت رهبری در این شهر رفتم و دیدم که ماشینی خالی، درصدد رفتن به تهران بود، از طرفی هم آقایان اصرار کردند که ماشین خالی است و شما هم سوار بشوید که تا تهران برویم؛ هنگامی که مقام معظّم رهبری متوجّه چنین قضیّهای شدند به اعضای بیت فرمودند که هزینه کرایه ایشان از شهر مقدّس قمّ تا به اینجا را حساب کنند.
چهارم؛ خدمت به خانواده شهدا
حضرت آقا وقتی که رئیس جمهور بودند، یکی از شبهای هفته را اختصاص به دیدار با خانواده شهداء داده بودند؛ نقل کردند که حضرت آقا در آن روز تمام اعضای ریاست جمهوری را مرخص میکردند و در مقابل از فرزندان خود میخواستند که در این جلسه باشند و به خانواده شهداء خدمت کنند یعنی کفشهای ایشان راجفت کنند، چای بریزند و … .
پنجم؛ رسیدگی به محرومان
بنده چندین سال قبل، برای امر تبلیغ به کردستان رفته بودم، مردم این شهر که غالبا از برادران اهل سنّت هستند را در فقر زیاد، دیده بودم امّا بعدها مشاهده کردم که الحمدلله در رفاه خیلی خوبی زندگی میکنند، وضعیّت معیشتی خوب، خانههای قشنگ؛ سؤال کردم که علّت این تغییر و تحوّل چه میباشد؟ پاسخ دادند: از زمان سفر حضرت آقا به این شهر و بازدید از تمام این مناطق، معیشت بسیار مناسبی برای ما ایجاد شد.
حضرت آقا حقیقتا امام امّت و مسلمانها بودند و در این زمینه هیچ تفاوتی میان مذهب تشیّع، تسنّن و مسیحی قائل نبودند چراکه به گفته حضرت أمیرالمؤمنین«علیهالسلام» که فرمودند: «اگر برای بیرون کشیدن خلخال از پای زن یهودی تحت حمایت اسلام بمیرید روا است»[۴] عمل نمودند.
عوامل حسّاس شدن دشمن نسبت به امام شهید امّت
امام شهید همیشه به دنبال برافراشتن پرچم اسلام بودند چراکه پرچم عزیز ایران را نه فقط پرچم ملّی بلکه پرچم اسلام میدیدند کما اینکه در قرآن کریم آمده است: «إِنَ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام»[۵]؛
دشمن در این ۴۷ سال از انقلاب اسلامی، دشمنیهایی را هم برای شخص رهبر معظّم و شهید انقلاب و هم برای این انقلاب شریف داشتند. در سالهای أخیر این دشمنیها و شیطنتها طبعا بسیار شده بود. اگر این نوع شیطنتها و دشمنیها در ۳۰ سال قبل بود، شاید به مشکل برمیخوردیم امّا چه عواملی سبب شده که دشمن در این چند سالۀ أخیر، اوج رذالت و پستی خود را نشان دهد؟
در این زمینه عوامل متعدّدی وجود دارد. اینک به برخی از آنها اشاره میشود:
۱. رعایت ادب اسلامی
اوّلین و سادهترین عامل که شاید به آن توجّه هم نشود، رعایت ادب اسلامی حضرت آقا بود. در دیدار رئیس جمهور کشور روسیه با رهبر فرازنه انقلاب، خبرنگار از او در مورد رهبر ایران سؤال میکند، در پاسخ میگوید: «من مسیح را ندیدهام امّا تعاریف او را در انجیل شنیده و خواندهام؛ من مسیح را در رهبری ایران دیدم»؛ آیا این سخن غیر از این بود که امام شهید امّت ادب اسلامی را رعایت مینمودند؟.
در سفر أخیری که حضرت آقا به شهر مقدّس قمّ داشتند، با علما و مراجع عظام دیدار داشتند، سپس بعد از اینکه به تهران بازگشتند، مدّتی بعد دوباره به قمّ بازگشتند و با تک تک مراجع دیدار نمودند؛ این برخورد آقا همان سنّت دیرینۀ اسلامی-ایرانی است که هر دیدی یک بازدیدی هم دارد. آیا این عملکرد غیر از ادب اسلامی میباشد؟!.
دشمن امروزی رهبرانی را به دنیا معرّفی میکند که پرونده آنها در ماجرای جفری اپستین ثبت است. دشمن امروزی رهبری آزاده و با این معنویّت، سلامت و ادب نمیخواهد بلکه رهبری قلّاده به دست میخواهد. بدون شکّ مردم دنیا از نبود چنین رهبری رنج خواهند برد.
۲. بیداری ملّت
عامل دوّمی که باعث گردیده دشمن روز به روز، به حجمههای خود شدّت ببخشد، این است که مقام معظّم رهبری نه تنها به فکر بیداری ملّت شریف ایران بودند بلکه به فکر بیداری مردم منطقه و بالاتر از این به فکر بیداری مردم اروپا و آمریکا بودهاند به همین جهت نامهای را که به جوانان اروپا نوشتند خیلی از جوانان آنها جوابیهای به حضرت آقا ارسال کردند. خیلی از اساتید آنها در دانشگاهها در حلقههای خصوصی خود در مقام تحلیل این نامه برآمدند و به آنها ثابت شده است که تمام دغدغه رهبر عظیم الشان جمهوری اسلامی ایران رعایت انسانیّت بود. دشمن اساسا رهبری که بخواهد جهان بینی انسانیّت را در دنیا ارائه دهد را برای خود خطر میدید.
۳. ظلم ستیزی
عامل سوّمی که دشمن را وادار به شیطنت بسیار نمود، ظلم ستیزی رهبر شهید و فرزانه انقلاب میباشد. رویّه مقام معظّم رهبری این بود که اگر در امّتی ظلمی را میدیدند، در دفاع از آن مظلوم فریاد سر میدادند. به همین جهت مشاهده کردید که حضرت آقا در طول این انقلاب شریف هم شعار «هیهات مناالذلّة» سر دادند و هم شعار «هل من ناصر ینصرنی» امّا کدام یک از کشورهای منطقه به این شعار پاسخ دادند؟ امروز بهگونهای شده که نهتنها پاسخی به این شعار ندادند؛ بلکه قلادههای خود را به دشمن دادهاند ولی با این وجود احسنت به ملّت عزیز جمهوری اسلامی ایران که امروز نشان دادند که یارویاور واقعی هستند و شعار «لبیک یا خامنهای» را در پاسخ به شعار حضرت آقا سر دادند.
۴. مخابره موج بیداری اسلامی
چهارمین علّتی که حساسیّت دشمن را دو چندان کرد، این بود که مقام معظّم رهبری موج بیداری اسلامی را به دنیا مخابره نمودند. دیدید که در حملات دشمن صهیونیست به غزّه، خبرنگارها که در تمام دنیا و بر اساس تمام قوانین بین المللی از امنیّت برخوردار هستند، در آنجا امنیّت نداشتند، آیا دلیل این عدم امنیّت چه بود؟ پاسخ روشن است چون نمیخواهند که صدای آزادی اسلامی به جهان مخابره شود.
پیشرفت جمهوری اسلامی۵.
پنجمین علّتی که دشمن احمق هم آن را به زبان میآورد، پیشرفتهای جمهوری اسلامی ایران و اصرار رهبر انقلاب بر فزونی این پیشرفت است.
اصرار آنها برای کوتاه نمودن بُرْد موشکی جمهوری اسلامی ایران به زیر ۳۰۰ کیلومتر برای چه بود؟ بی تردید انگشت به دهان مانده بودند که چگونه با این همه تحریم و فشار، ولی باز این ملّت دانشمند هستهای تربیت میکنند؟ چگونه موشکهای قارّهپیما درست میکنند؟ چگونه رشد تحصیلی دارند؟ چگونه جوانانی دارند که امروز به عنوان ورزشکار، پرچم ایران را برافراشته نمودند؟ چگونه بانوانی دارند که با حفظ حجاب، مدالهای رنگارنگ کسب کردند؟[۶]
دشمن در پی این بود که به مردم عزیز این کشور ثابت کند که شما عقب مانده هستید امّا این ملّت وقتی به بعضی از کشورهای همسایه سفر مینمودند، زمان بازگشت، خاک ایران را بوسه میزدند. همراه در تلاش بودند که به جوانان این ملّت شریف القاء نمایند که در آن سوی دنیا، بهشت است به همین جهت درصدد قانع کردن آنان بودند تا بهشت آنجا را به ایران بیاورند؛ بله بهشت دشمن را در کشتار مدرسه دخترانۀ میناب دیدید. بهشت آنها این است.
رئیس جمهور احمق آمریکا تا چند مدّت پیش، ادّعای نجات مردم ایران میکرد امّا دیدید که گفت: هر چه ما انجام میدهیم برای نجات مردم آمریکا است. بله گفتن جمله راست از شخص کذّاب بسیار بعید بود امّا این جمله او درست است چراکه آنچه از خاورمیانه برای او مهمّ است نفت آن است نه مردمان آن. در ۲۴ ساعت نشان داد که به کودک دو سالۀ این ملّت شریف رحم ندارد. آنچه که دشمن امروزی از آن به شدّت احساس خطر میکند ایستادگی این ملّت عزیز است.
دشمن اشتباه محاسباتی کرد و گمان نمود که سخن رهبری تنها به موشک ختم میشود درحالیکه فرد فرد این مردم عزیز از امروز برای دشمن یک موشک هستند. بله دشمن باید اینگونه صحنههای پرشور این ملّت که با زبان روزه آمدهاند را ببیند تا از عصبانیّت بمیرد کما اینکه قرآن کریم فرمودند: «مُوْتُوا بِغَیْظِکُمْ»[۷].
بهرهمندی از توصیههای امام شهید امّت
مقام معظّم رهبری در طول زندگی با برکت خویش، توصیههای بسیاری را بیان فرمودند که برای بیان آنها نیازمند چند جلد کتاب است امّا در تحقیق حاضر به برخی از این توصیهها که حضرت آقا به صورت مکرّر به آنها تأکید مینمودند، اشاره میشود:
۱. اهل معنویّت بودن
یکی از توصیههای مقام معظّم رهبریقدس سره الشریف بهرهمندی جوانان عزیز و ملّت شریف ایران از قرآن، اهل بیت «علیهمالسلام» و ادعیّه بوده است. امام امّت در ابتدای ماه مبارک رمضان امسال در دیداری که با قاریان قرآن داشتند این توصیهها را دوباره تکرار نمودند. بله کسی که اهل معنویّت، اهل أنس با قرآن کریم، اهل انس با روایات اهل بیت«علیهمالسلام» و ادعیه باشد، از روح مستحکمی برخوردار است. قران کریم در مورد اصحاب کهف، با اشاره به مستحکم نمودن قلب آنها میفرمایند: «إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدیً وَ رَبَطْنا عَلی قُلُوبِهِم»[۸]. ماجراهای مختلف در تاریخ اسلام نشان داد که هرگاه قلب مسلمانان مستحکم بود و دل خود را به خداوند متعال سپردند پیروز شدند. خداوند متعال میفرمایند: «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمی»[۹].
امروز حقیقتا ما به این کلید واژه نیاز داریم؛ آن کسی که خواهان زدن ضربه آخر به پیکره دشمن است، خداوند متعال و صاحب الزمان «عجّلاللّهتعالیفرجهالشریف» که صاحب این انقلاب هستند، میباشد.
۲. اهل مطالعه بودن
مقام معظّم رهبری همیشه به جوانها تأکید داشتند که اهل مطالعه و اهل کتاب خواندن باشند. حضرت آقا میفرمودند که هیچ کس در منزل ما به خواب نمیرود مگر اینکه مشغول مطالعه باشد. در دیدارهایی که امام شهید امّت از غرفههای موجود در نمایشگاههای کتاب داشتند در بعضی از مواقع اتّفاق میافتاد که پنجاه جلد کتاب به ایشان هدیه میدادند امّا حضرت آقا تنها یک جلد از آنها را برمیداشتند و میفرمودند که تمام این کتابها را مطالعه کردم به غیر از این یک جلد که چاپ جدید است و مطالعه نکردم.
جوانی که اهل مطالعه و شناخت باشد دشمن به آسانی نمیتواند او را گمراه کند چراکه او از یک جهان بینی صحیحی برخوردار میشود. أمیرالمؤمنین«علیهالسلام» در نهج البلاغة میفرمایند: «النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا»[۱۰]. مردم دشمن آنچه نمیدانند، هستند.
اگر ما بتوانیم بال معنویّت را در کنار بال علم و شناخت داشته باشیم، قطعا دعای مقام معظّم رهبری[۱۱] که فرمودند: «فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند»، خیلی زود برای دشمنان جمهوری اسلامی ایران محقّق میشود کما اینکه مردم دیدند که ناوهای دشمن آمریکایی ضربات سنگینی از سپاه پاسداران متحمّل شدند و در حال فرار هستند.
امروز سپاه پاسداران هشدار داد و عمل خواهد کرد چراکه وعده، وعدۀ صادق است که در ادامه چیزهایی را خواهید دید که انگشت تعجّب را نه بر دهان بگذارید بلکه گاز بگیرید.
البته دشمن بداند که اشکهای تک تک نوجوانها، جوانها، میانسالها و ریش سفیدها، اشک غیرت میباشد. این اشکها به خاطر شهادت امام امّت نیست که باید امروز به امام امّت به خاطر این شهادت تبریک عرض کرد؛ قطعا لیاقت حضرت آقا«قدس سره الشریف» چیزی جز شهادت نبود.
[۱]. این یعنی مظلومیّت مقام معظّم رهبری«رحمةاللّهعلیه».
[۲]. ان شاء اللّه که چنین صحنههایی توسّط صدا و سیما ضبط شده است تا مثل امروزی برای مردم پخش گردد.
[۳]. مرحوم شهید ثانی در کتاب شریف «منیة المرید» در صفحه ۲۴۸ نسبت به حضور متعلّم قبل از معلّم می فرمایند: «أن یجتهد علی أن یسبق بالحضور إلی المجلس قبل حضور الشیخ و یحمل ذلک نفسه …» یعنی تلاش وافر نماید که قبل از حضور معلّم در مجلس درس، حاضر گردد و نفس خود را بر این سبقت در حضور، برانگیزاند و عادت دهد.
[۴]. الکافی، ج ۵، ص ۵.
[۵]. سوره آل عمران؛ آیه ۱۹.
[۶]. این یعنی اینکه جمهوری اسلامی در دنیا ثابت کرده که این انقلاب هم برای مرد ایرانی و هم زن ایرانی فرقی قائل نیست و همانگونه که برای مرد ایرانی ارزش قائل است برای شیر زن ایرانی هم ارزش قائل است و بلکه بیشتر.
[۷]. سوره آل عمران؛ آیه ۱۱۹.
[۸]. سوره کهف؛ آیه ۱۳ و ۱۴.
[۹]. سوره أنفال؛ آیه ۱۷.
[۱۰]. بحار الأنوار، ج ۱، ص ۲۱۹.
[۱۱]. که لحظه به لحظه ناظر این امّت هستند.
منبع:حوزه