به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، اسکندر مختاری، متخصص و پژوهشگر میراث معماری، با بررسی میدانی آسیبهای مجموعه سعدآباد در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران شرحی کارشناسی از وضعیت آن داد و تاریخچه شکلگیری و اهمیت تاریخی و طبیعی این مجموعه را روایت کرد.
مجموعه سعدآباد، یکی از بزرگترین مجموعههای تاریخی، فرهنگی و طبیعی ایران، در جریان حملات نظامی اخیر آسیب دید؛ مجموعهای که سالها نه فقط به عنوان اقامتگاه، بلکه به عنوان بخشی از هویت شهری و حافظه معاصر تهران شناخته میشد. انفجار در نزدیکی کاخ سبز و تپه علیخان، موجب وارد آمدن خسارت به برخی از بناها و تزئینات شد و نگرانیها درباره وضعیت این میراث ملی را افزایش داد.
در همین راستا، ایسنا با اسکندر مختاری طالقانی، دکترای پژوهش هنر، مرمتگر، پژوهشگر میراث معماری و شهرسازی، که پس از این واقعه از نزدیک از مجموعه سعدآباد بازدید کرده است، گفتوگو کرد. او ضمن روایت مشاهدات عینی خود از میزان آسیبها، به قدمت، اهمیت تاریخی و جایگاه این مجموعه در میان میراث فرهنگی و طبیعی ایران نیز پرداخت.
جزئیات کارشناسی از خسارتهای حمله
مختاری درباره آنچه در اثر حمله نظامی در سعدآباد رخ داده است، توضیح داد: انفجار در فاصله بسیار نزدیکی از کاخ سبز، در تپه «علیخان» رخ داده است. تپه «علیخان» جایی است که یکی از هستههای اولیه شکلگیری مجموعه سعدآباد بوده و در بالاترین نقطه قرار دارد و به تمام مجموعه سعدآباد مسلط است. انفجار در محدودهای اتفاق افتاده که تحت اختیار مستقیم میراث فرهنگی نبوده، اما جزو عرصه میراث فرهنگی به شمار میرفته است. به هر حال، در فاصله حدود ۳۰ تا ۵۰ متری از این دو اثر؛ یعنی کاخ سبز و عمارت علیخان والی (که هسته اولیه سعدآباد است)، انفجار یا بمباران رخ داده است. آسیبها به سه اثر وارد شده است؛ یکی عمارت «علیخان» که صدمات زیادی دیده، دیگری مجموعه سردر ورودی و کالسکهخانه که در حال حاضر موزه برادران امیدوار در آن مستقر است، و دیگری کاخ سبز.
او افزود: در موزه برادران امیدوار، بخشهایی از دیوارهای حائل (نه دیوارهای باربر) فرو ریخته و بخشی از تزئینات هم ریخته است. در عمارت علیخان والی، سازه دچار مشکل شده، مخصوصاً در بخش سقف و قسمتهایی از دیوارها که فرو ریختهاند. در کاخ سبز، آسیب سازهای مشهودی دیده نشده، اما بخشهای زیادی از تزئینات فرو ریخته است، ازجمله در سرسرای ورودی، در اتاق خاتم و در اتاق خواب. در تالار پذیرایی یا تالار آینه که سقف قوسی دارد، آسیب زیادی مشاهده نشده، هرچند سطح زمین مملو از مصالح ساختمانی ریخته شده است.
این مرمتگر ادامه داد: در کاخ سبز، بیشترین آسیب در سقف مدخل ورودی، تالار و اتاق خواب (که به اتاق آینه هم معروف است) دیده میشود. سنگهای نما که نفیسترین بخش تالار سبز هستند، صدمات کمی دیدهاند؛ یعنی ترکشها در دو سه نقطه به ساختمان برخورد کرده و شکستگی ایجاد کردهاند، اما از نظر پایداری، سازه نیاز به بازبینی دقیق و فنی دارد. ممکن است در بخشهایی از سازه، مخصوصاً در سقف، مشکلاتی وجود داشته باشد یا در دیوارها ترکهایی ایجاد شده باشد که باید در بررسیهای تکمیلی مشخص شوند. در مورد سقف کاخ سبز، همانطور که گفته شد، در تالار خاتم بخشی از سقف کنده شده و فرو ریخته است. در اتاق خواب که دارای آینهکاری و گچبری بوده نیز بخشهایی فرو ریخته است. شیشههای زیادی شکستهاند و برخی از چارچوب درها در اثر موج انفجار از جای خود کمی جدا شدهاند.
مختاری با اشاره به اینکه درختان محوطه سعدآباد نیز صدمات زیادی دیدهاند، گفت: ترکشهای ناشی از انفجار باعث قطع شاخههای درختان شده و در اطراف محوطه نیز مقدار زیادی ترکش ناشی از انفجار راکت یا موارد مشابه پراکنده است.
او همچنین درباره وضعیت آثار موزهای و سایل کاخهای آسیب دیده در این مجموعه، توضیح داد: اشیاء موزهای مجموعه سعدآباد به انبار منتقل شده بودند و آثار موزهای صدمه ندیدهاند. اما مبلمانی که برای دکور در محل بوده، ممکن است آسیب دیده باشد. اما برخی لوسترها صدمه دیدهاند. در کاخ سفید نیز شیشهها بهطور قابل توجهی شکستهاند. در زیرزمین این کاخ، اُرسی بوده که از شیراز آورده شده و در محل سینمای زیرزمین قرار داشته، دچار ریزش شده است. سایر کاخهای سعدآباد نیز در حد موج انفجار، آسیبهایی به شیشهها داشتهاند.
این متخصص معماری تاکید کرد: به طور کلی، همه ساختمانهای سعدآباد همانند کاخ گلستان و دیگر بناهای تاریخی، نیاز به بررسیهای فنی دقیق دارند. این بررسیها باید شامل پایش تَرَکها، تشخیص عمق و قدمت آنها، بررسی گسست در سازه، ارزیابی اتصال اجزای ساختمان (مانند اتصال سقف به بدنهها) و سنجش میزان پایداری در برابر نیروهای جانبی مثل انفجارهای احتمالی یا زلزله باشد. بهطور قطع، این بناها دچار تنش شدهاند و اجزای آنها سستتر از قبل شده و نیازمند استحکامبخشی هستند.
سعدآباد چگونه شکل گرفت؟
مختاری در ادامه به اهمیت و جایگاه مجموعه سعدآباد اشاره کرد و گفت: بخشی از هسته اولیه مجموعه سعدآباد به دوره قاجار بازمیگردد. از آن بخش هسته قاجاری، نشانههایی مانند موزه مشاهیر و موزه فرشچیان (در کنار رودخانه) باقی مانده است. اینجا اولین جایی است که توسط رضاخان سردار سپه از خانواده سردار اعظم که از نوادگان ناصرالدینشاه بود، خریداری میشود و به هسته اولیه مجموعه تابستانی او تبدیل میشود. بعدها باغهای دیگری خریداری و به آن افزوده میشود، به طوری که درنهایت، ۵۳ باغ به هم پیوند خورده و مجموعه سعدآباد شکل میگیرد.
او ادامه داد: همزمان با قدرت گرفتن سردار سپه، عمارت علیخان والی در ترشمحله (یکی از آبادیهای دربند، در ارتفاعات مشرف به منطقه) خریداری شده و به تملک رضاخان درمیآید. پس از آن تصمیم گرفته میشود این عمارت توسعه یابد و رضا شاه ساخت نخستین بنای اختصاصی خود را آغاز میکند؛ یعنی کاخ سبز. طبق گفتههای مشهور، معمار کاخ سبز استاد «جعفر کاشی» بوده است. از دیگر آثار او میتوان به سردر مجلس پس از مشروطه، سردر باغ ملی و کاخ مرمر اشاره کرد (هرچند گنبد کاخ مرمر کار آقای لرزاده است). همچنین احتمال دارد معماران دیگری، بهویژه معماران روسی که در ساخت کاخهای رضاشاه در انزلی، گرگان و رامسر نقش داشتند، در طراحی این بنا نیز مشارکت داشته باشند.
این پژوهشگر اضافه کرد: با ساخته شدن کاخ سبز در کنار عمارت علیخان والی، محوری شکل میگیرد که بر اساس الگوهای باغ ایرانی تنظیم شده است. کاخ سبز در موقعیتی قرار دارد که مشرف به کل پهنه تهران و کوهپایههای شمیران است. گفته شده است علیخان والی نیز در همین محل ساختمانی داشته، برخی هم معتقد کاخ سبز برای او بوده و نام آن «رشک بهشت» بوده، اما بعید به نظر میرسد بنایی در حد و اندازه کاخ سبز ساخته باشد، و استطاعت مالی برای آن داشته؛ چراکه این بنا کاملاً شاهانه است و بیشتر ممکن است برای یک حاکم باشد تا یک مالک محلی دوره قاجار. پس از ساخت این کاخ، همزمان یا اندکی بعد، کالسکهخانهای نیز برای ورودی کاخ سبز در مجموعه ایجاد میشود و روند توسعه سعدآباد ادامه پیدا میکند.
مختاری گفت: سردر این مجموعه نیز به احتمال زیاد از آثاری است که به استاد «جعفر کاشی» نسبت داده میشود و با همکاری «استاد حسین» اجرا شده است. این دو معمار با هم این پروژه را پیش میبردند. یکی از نکات جالب در معماری این مجموعه این است که عمارت علیخان والی و کاخ سبز در دو محور متفاوت قرار دارند و نسبت به هم زاویه دارند. معمار مجموعه برای حل این مسئله، یک سردر به عمارت علیخان والی اضافه میکند که در امتداد محور کاخ سبز قرار میگیرد. به این ترتیب، این دو بنا که در بالای تپه واقع شدهاند، بهصورت بصری در یک راستا دیده میشوند. این سردر به شکل ذوزنقه طراحی شده است تا این اختلاف زاویه را پنهان کند. به نظر میرسد این یک ظرافت معمارانه بسیار هوشمندانه در طراحی مجموعه سعدآباد است.
این مرمتگر افزود: پس از قدرت گرفتن رضاشاه، بهویژه از حدود سال ۱۳۱۰ به بعد، ساختمانهای دیگری نیز توسط معمارانی که با او همکاری داشتند به مجموعه افزوده میشود. ازجمله آثار معمار ارمنی «وارتان» در این مجموعه وجود دارد. یکی از آنها کاخ فوزیه است که ابتدا برای همسر اول محمدرضا شاه ساخته شد و بعدها به دخترش، شهناز، واگذار شد (که امروز بهعنوان موزه هدایا مورد استفاده قرار میگیرد و در اختیار نهاد ریاستجمهوری است). همچنین کاخ سفید نیز ساخته میشود، افزون بر این، برای هریک از اعضای خانواده سلطنتی مانند احمدرضا، عبدالرضا، شمس و اشرف کاخهایی ساخته شد. رضاشاه برای فرزندان متعدد خود، عمارتهای جداگانهای در این مجموعه بنا کرد تا همه در کنار هم زندگی کنند و تا زمانی که او زنده بود، اعضای خانواده موظف بودند در این مجموعه سکونت داشته باشند.
مختاری گفت: در ادامه، با همکاری همین گروه معماران و با نقش پررنگتر آقای «لرزاده»، میدان دربند برای ورودی شمالی کاخهای شرقی طراحی میشود. این میدان با بدنهای دوطبقه در اطراف خود، یک وحدت بصری ایجاد میکند تا مجموعه کاخهای سلطنتی را تعریف و معرفی کند. در آن زمان، ورودی اصلی رضاشاه در زعفرانیه قرار داشت که «درِ نظامی» به آن گفته میشد، درحالیکه سایر اعضای خانواده سلطنتی بیشتر از ورودی میدان دربند استفاده میکردند. بعدها ورودی دیگری از سمت تجریش (خیابان گیاهی) ایجاد میشود. در آنجا ساختمان وزارت دربار ساخته میشود که ابتدا «کاخ اسود» (به معنای سیاه) نام داشته، اما به دلیل ظاهر نامناسب، سفید میشود. این ساختمان بعدها به عنوان وزارت دربار استفاده شده و امروزه به موزه هنرهای ملی تبدیل شده است. اینها از جمله ساختمانهایی هستند که در دوره رضاشاه بهتدریج به مجموعه افزوده شدند.
این معمار و پژوهشگر توضیح داد: در دوره محمدرضاشاه نیز چند ساختمان مهم دیگر به مجموعه اضافه شد؛ یکی کاخ فریده دیبا در کنار ورودی دربند، دیگری کاخ ولیعهد (کاخ بستان) که هرگز به بهرهبرداری نرسید و در زمان انقلاب نیز ناتمام بود. قرار بود ولیعهد (پسر محمدرضاشاه) در آن ساکن شود که هرگز این اتفاق نیفتاد. همچنین کاخ دیگری برای مادر شاه ساخته شد که امروزه به عنوان محل تشریفات ریاستجمهوری استفاده میشود. این سه ساختمان از مهمترین الحاقات دوره محمدرضاشاه به سعدآباد هستند.
طبیعت سعدآباد
مختاری به ارزشهای طبیعی مجموعه سعدآباد نیز اشاره کرد و گفت: علاوه بر ارزشهای تاریخی، مجموعه سعدآباد دارای ارزشهای طبیعی بسیار مهمی نیز هست. بخشی از رودخانه دربند که هنوز بستر طبیعی خود را حفظ کرده است، در داخل این مجموعه قرار دارد. در حالی که در بخشهای دیگر، این رودخانه به جویهای مصنوعی تبدیل شده، در سعدآباد به دلیل مداخلات میراث فرهنگی، شکل طبیعی آن حفظ شده است. این مجموعه همچنین دارای یک پارک جنگلی مصنوع و بخشهایی بکر و دستنخورده است، ازجمله محدودهای موسوم به «دره جنی» که تقریباً یکی از آخرین جنگلهای طبیعی باقیمانده در تهران محسوب میشود. علاوه بر این، ۱۴ رشته قنات در این مجموعه وجود دارد که برخی از آنها از دوره قاجار بهجا مانده است و برخی دیگر بعدها ایجاد شدهاند. این قناتها به همراه چندین چشمه، نقش مهمی در شکلگیری و تداوم حیات این باغ داشتهاند.
او افزود: در گذشته، این مجموعه حاصل پیوند چند آبادی مختلف بوده است، ازجمله دربند، ترشمحله، جعفرآباد، اراضی ملکالتجار، اراضی بَدِر و اسدآباد. این پیوند به گونهای انجام شده است که ساختار طبیعی منطقه تا حد زیادی حفظ شده و سعدآباد را به یک مجموعه طبیعی-تاریخی منحصربهفرد تبدیل کرده است.
مختاری گفت: از نظر تاریخی نیز سعدآباد اهمیت زیادی دارد؛ این مجموعه محل رفتوآمد سران کشورهای مختلف بوده و برخی رویدادهای مهم بینالمللی نیز در آن رخ داده است، ازجمله نشستهایی مرتبط با پایان جنگ جهانی دوم. همچنین این مجموعه محل تشریفات رسمی دربار پهلوی بوده و میزبان بسیاری از مقامات خارجی در دورههای مختلف بوده است. از نظر فرهنگی، سعدآباد مجموعهای غنی از آثار هنری ایرانی و خارجی را در خود جای داده است که ظرفیت تغذیه دهها موزه را دارد. به همین دلیل، بررسی و معرفی این آثار خود نیازمند پژوهشی مستقل و گسترده است. در مجموع، سعدآباد یک میراث ملی و همچنین یک میراث شهری مهم محسوب میشود؛ چراکه در میان توسعه شهری، یکی از معدود باغهای تاریخی باقیمانده در تهران است. بنابراین حفاظت از آن اهمیت ویژهای دارد.
چه باید کرد؟
این پژوهشگر در ادامه اظهار کرد: برای اقدامات پس از آسیب، چند گام اساسی ضروری است: مستندسازی دقیق، علمی و فنی از وضعیت موجود، آسیبشناسی کامل و تدوین برنامه پایش برای ارزیابی پایداری سازهها، اجرای اقدامات حفاظتی و مرمتی اضطراری و انجام مرمت اصولی در یک بازه زمانی مشخص، با استفاده از استادکاران ماهر.
این چهره ماندگار میراث فرهنگی تاکید کرد: میتوان از این تهدید به عنوان یک فرصت استفاده کرد؛ به این معنا که در فرآیند مرمت، استادکاران باتجربه دانش خود را به نیروهای جوان منتقل کنند تا این هنرها و مهارتهای سنتی که از گذشته بهجا مانده، حفظ و تداوم پیدا کند.
۲۵۹