به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، عصر حاضر با ویژگیهایی چون شتاب فزاینده تحولات، بحرانهای هویتی، جنگهای نیابتی، و ظهور فناوریهای فراگیر، از ناظران دینی و غیردینی به عنوان «عصر آخرالزمان» یاد میشود. رسانهها در این میان نقشی دوگانه دارند: از یک سو با روایتهای هراسمحور، یأس و انفعال را ترویج میکنند و از سوی دیگر میتوانند بستری برای «گره خوردن دلها به همدیگر» فراهم آورند.
رسانه و بازتابهای آخرالزمانی
واژه «آخرالزمان» دیگر تنها در متون دینی و کتب apocalyptic معنا نمیشود؛ امروز در تیتر خبرها، تحلیلهای ژئوپلیتیک، سریالهای پخششده از شبکههای نمایش خانگی و حتی محتوای تولیدشده توسط کاربران عادی در شبکههای اجتماعی، بازتابی آشکار دارد. جنگهای نیابتی از شرق اروپا تا خاورمیانه، فروپاشی اخلاقیات در جوامع موسوم به مدرن، بحرانهای زیستمحیطی، و ظهور فناوریهای هوشمند که مرز واقعیت و مجاز را محو کردهاند، همگی در قاب رسانهها به مثابه «نشانههای آخرالزمانی» بازنمایی میشوند.
اما رسانه صرفاً بازتابدهنده این نشانهها نیست؛ بلکه با چارچوببندی خبرها، انتخاب واژگان، برجستهسازی یا حذف رویدادها و القای حس فوریت یا عادیسازی بحرانها، در «معناسازی» از این برهه تاریخی سهیم است. در چنین فضایی، انسان معاصر میان دو احساس سرگردان میماند: از یک سو، تنهایی، ازهمگسیختگی پیوندهای اجتماعی و انبوهی از اخبار تفرقهانگیز، و از سوی دیگر، میل فطری به همبستگی و «گره خوردن دلها» با کسانی که هنوز فطرتشان زنده است.
آخرالزمان در آیینه وحی و روایات
۱.نشانههای آخرالزمان در قرآن
قرآن کریم از نزدیکی قیامت با تعابیر گوناگونی سخن گفته است. در سوره قمر، نخستین آیه با صراحت میفرماید:
«اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ» (۱)
این «اقتراب» (نزدیک شدن) با نشانههایی همراه است که برخی از آنها در آیات دیگر به صورت نمادین و برخی به صورت روشن ترسیم شدهاند. از جمله:
«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» (۲)
این آیه که وعده پیروزی نهایی مستضعفان و امامت آنان را میدهد، در تفاسیر شیعی و سنی به عنوان یکی از بشارتهای آخرالزمانی و زمینهساز ظهور حضرت مهدی(عج) معرفی شده است. آنچه در این میان قابل تأمل است، تغییر بستر تحقق این وعدهها در فضای رسانهای امروز است. اگر پیش از این، «استضعاف» معطوف به سلطه نظامی یا سیاسی بود، امروز بخش مهمی از استضعاف از طریق «استضعاف رسانهای» یعنی محرومیت از روایت عادلانه و حقیقتپردازی رخ میدهد.
۲.فتنههای آخرالزمانی در روایات
در روایات نبوی و علوی، از فتنههایی به عنوان «قطع اللیل المظلم» (پارههای شب تاریک) یاد شده که انسان در آنها حق را از باطل تشخیص نمیدهد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
رسولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله : سَتَکُونُ فِتَنٌ یُصبِحُ الرَّجُلُ فیها مُؤمنا و یُمسی کافرا ، إلاّ مَن أحیاهُ اللّه ُ تعالی بالعِلمِ .(۳)
در آینده، فتنه هایی [گمراه کننده ]پیش خواهد آمد ، که انسان صبح خود را با ایمان آغاز می کند و شب که فرامی رسد به کفر افتاده است ، مگر کسی که خداوند متعال او را به دانش و آگاهی زنده کرده باشد .
این توصیف از سرعت تغییر باورها و تزلزل هویت دینی، بیشباهت به فضای تولید و مصرف محتوای امروز نیست؛ جایی که الگوریتمهای رسانهای، کاربر را در عرض چند ساعت از یک باور به باوری دیگر منتقل میکنند.
مصداق بارز آن در روایتهای رسانهای کسانی هستند که حقیقت را میگویند، با اتهامزنی و حذف مواجه میشوند و آنان که باطل را به لباس حق میآرایند، میلیونها دنبالکننده پیدا میکنند.
«گره خوردن دلها»؛ از همدلی سطحی تا وحدت وجودی
۱. مفهوم شناسی قلب در قرآن
در فرهنگ قرآنی، «قلب» جایگاه ایمان، معرفت، اراده و پیوند با خداست. نه صرفاً یک عضو فیزیولوژیک، بلکه مرکز ثقل شخصیت انسانی. خداوند میفرماید:
«إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْری لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ» (۴)
بر اساس این آیه، صاحبقلب کسی است که اهل تفکر و تذکر باشد. هنگامی که از «گره خوردن دلها به همدیگر» سخن میگوییم، از مرتبهای فراتر از همدردی یا همکاری صرف عبور کردهایم. این گرهخوردگی، ناظر به «وحدت قلوب» بر محور حقیقت و ولایت است. در چنین پیوندی، دلها چنان به هم گره میخورند که گویی یک قلب واحدند.
۲.روایات درباره پیوند قلبی مؤمنان
امام صادق(ع) در روایتی عمق این پیوند را چنین ترسیم میفرمایند:
الإمام الصادق علیه السلام : المُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ کَالجَسَدِ الواحِدِ ؛ إنِ اشتَکی شَیئا مِنهُ وَجَدَ ألَمَ ذلِکَ فی سائِرِ جَسَدِهِ . وأرواحُهُما مِن روحٍ واحِدَةٍ ، وإنَّ روحَ المُؤمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصالاً بِروحِ اللّه ِ مِنِ اتِّصالِ شُعاعِ الشَّمسِ بِها .(۵)
مؤمن ، برادرِ مؤمن است ، همچون یک پیکر که اگر عضوی از آن بنالد ، [شخص دردمند ]درد آن را در سایر اعضای خود می بیند ؛ و روح هایشان از یک روح است و پیوستگیِ روحِ مؤمن به روح خدا ، بیشتر از پیوستگیِ پرتو خورشید به خورشید است .
این روایت، مؤمنان را نه مجموعهای از افراد مجزا، بلکه یک «پیکره واحد» معرفی میکند که دلهایشان با یکدیگر پیوندی ارگانیک دارد. در شرایط آخرالزمانی که رسانههای تفرقهافکن از هر سو این پیکره را نشانه میگیرند، حفظ و تقویت این «تَعاطُفِ قلبی» یک کنش راهبردی و انقلابی است.
۳.گره خوردن دلها در آخرالزمان؛ روایات یاران مهدی(عج)
روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور، تصویری از همبستگی بینظیر میان یاران حضرت مهدی(عج) ترسیم میکنند. امام علی(ع) در توصیف ایشان میفرمایند:
«کَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِیدِ، لَا یَشُوبُهَا شَکٌّ فِی ذَاتِ اللَّهِ، هُمْ أَطْوَعُ لَهُ مِنَ اَلْأَمَةِ لِسَیدِهَا»(۷)
«گویا دلهایشان پارههای آهن است، هیچ شکی در ذات خدا در آنها راه ندارد،مردانی که در میان امت، اطاعت پذیر ترین و مطیع ترین آنان نسبت به مولای خود هستند. »
این توصیف، نشان میدهد که دلهای گرهخورده، مستحکمترین بنیان را برای مواجهه با بحرانهای رسانهای و فتنههای آخرالزمانی فراهم میآورند.
رسانه در ترازوی فتنه و فرصت
۱. نقد رسانههای غالب: آخرالزمانهراسی یا آخرالزمانسازی؟
تحلیل محتوای رسانههای جریانساز جهانی نشان میدهد که رویکرد «آخرالزمانهراسی» به شکل نظاممندی دنبال میشود. فیلمها و سریالهایی با مضامین آخرالزمانی (پسا-آخرالزمانی) اغلب با این پیام تولید میشوند که «جهان به پایان خود رسیده و تنها بقا و زندهماندن هدف نهایی است». این روایت، امید به تحقق یک تحول بنیادین و عدالت فراگیر را از جامعه میگیرد.
در مقابل، روایت قرآنی از آخرالزمان، صرفاً به پایان جهان اشاره ندارد، بلکه به «تغییر حاکمیت مستکبران و حاکمیت مستضعفان» بشارت میدهد. رسانهای که بر این روایت تکیه کند، آخرالزمان را نه پایان امید، بلکه طلوع افق روشن ظهور معرفی خواهد کرد.
۲. فتنههای رسانهای در روایات
روایات اسلامی نشانهای از آخرالزمان را «کثرت قیل و قال» و گسترش ارتباطات بدون محتوای هدایتگر معرفی کردهاند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ یَتَقَرَّبُونَ بِالْکَلَامِ وَ یَتَبَاعَدُونَ بِالْأَفْعَالِ.»
«زمانی بر مردم آید که با سخن به هم نزدیک و با کردار از هم دور میشوند.»(۷)
این توصیف به خوبی عصر شبکههای اجتماعی را تداعی میکند؛ جایی که وفور کلام، جای عمل صالح را گرفته و نزدیکی ظاهری در فضای مجازی، با دوری عملی در عرصه واقعیت همراه است.
فرصتهای رسانهای برای گره زدن دلها
اما همین رسانه اگر در اختیار «اولیالالباب» (صاحبان خرد ناب) قرار گیرد، میتواند ابزار «تحابب» و «تآلف» گردد. قرآن میفرماید:
«وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ» (۸)
این آیه تصریح میکند که الفت میان دلها، تنها با ابزارهای مادی حاصل نمیشود، بلکه تألیف قلوب از سنتهای الهی است. رسانه میتواند بستری برای ظهور این سنت الهی باشد؛ به شرط آنکه از ارزشهای الهی تبعیت کند نه الگوریتمهای سرمایهداری دادهمحور.
مصادیق معاصر گره خوردن دلها در بحرانهای آخرالزمانی
۱. همبستگی در بحرانهای طبیعی و انسانی
تجربه سالهای اخیر نشان داده که در بحرانهایی مانند سیل، زلزله، جنگ و همهگیری، علیرغم فضای تفرقهافکن رسانههای غالب، دلهای بسیاری از مردم به هم گره خورده است. نمونههای متعددی از همبستگی بینالمللی، کمکهای مردمی بیواسطه و شکلگیری کمپینهای همدلی در شبکههای اجتماعی دیده شده است. این همبستگیها، هرچند گاه کوتاهمدت، نشان میدهد که «گره خوردن دلها» یک ظرفیت فطری و آماده در انسانهاست که در شرایط بحرانی شکوفا میشود.
۲. جبهه مقاومت؛ مصداق معاصر گره خوردگی دلها
یکی از بارزترین مصادیق «گره خوردن دلها به همدیگر» در عصر حاضر، جبهه مقاومت است. مردمانی از ملیتها، مذاهب و زبانهای گوناگون که دلهایشان حول محور دفاع از حرم، مبارزه با ظلم و آرمان آزادی قدس به هم گره خورده است. این پدیده، بیشباهت به روایت «قلوبهم متعاطفة کالجسد الواحد» نیست. رسانههای جبهه مقاومت، علیرغم همه تحریمهای رسانهای، توانستهاند این پیوند قلبی را تقویت و گسترش دهند و روایت غالب رسانههای جهانی را به چالش بکشند.
۳. رسانههای مردمی؛ امیدهای تازه
در برابر رسانههای بزرگ و سرمایهدار که اغلب در خدمت منافع قدرتهای سلطهگرند، «رسانههای مردمی» و «شهروند-خبرنگاران» در شبکههای اجتماعی فضایی نوین برای گره زدن دلها ایجاد کردهاند. از فلسطین تا یمن، از افغانستان تا لبنان، تصاویر و روایتهایی که توسط مردم عادی منتشر میشوند، گاه بیش از گزارشهای رسمی، دلها را به هم نزدیک میکنند و همبستگی جهانی ایجاد مینمایند.
رسانه مطلوب آخرالزمانی؛ ویژگیها و کارکردها
۱. رسانه امیدآفرین نه یأسپراکَن
از منظر آیات و روایات، آخرالزمان با همه سختیهایش، سرآغاز تحقق وعدۀ الهی است. خداوند میفرماید:
«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ» (۹)
رسانهای که در تراز این وعده عمل کند، به جای بزرگنمایی هراسها، افق امید را نشان میدهد. امام علی(ع) میفرمایند:
«إِذَا تَزَلْزَلَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ تَغَیَّرَتِ الْأَحْوَالُ، فَعَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ وَ حُسْنِ الظَّنِّ بِاللَّهِ.»(۱۰)
«چون زمین با اهلش به لرزه درآید و احوال دگرگون شود، بر شما باد به صبر و خوشگمانی به خدا.»
رسانه مطلوب آخرالزمانی، این صبر و حسن ظن به خدا را در جامعه تقویت میکند، نه آنکه با بمباران خبری، یأس و بدبینی را ترویج دهد.
۲.رسانه بصیرتافزا و شبههزدا
یکی از مهمترین کارکردهای رسانه در آخرالزمان، بصیرتافزایی است. امام باقر(ع) میفرمایند:
«الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِسُ.»(۱۱)
«کسی که زمان خود را بشناسد، شبهات بر او هجوم نمیآورد.»
رسانهای که مردم را با نشانهها، جریانها و فتنههای زمانه آشنا کند، آنان را در برابر موجهای فکری و رسانهای دشمن مصون میدارد. این رسانه، ضمن انعکاس رویدادها، به تحلیل و تبیین میپردازد و مخاطب را به درجهای از بصیرت میرساند که «لا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِسُ».
۳.رسانه پیونددهنده نه تفرقهافکن
قرآن کریم صراحتاً تفرقه را نهی کرده و همبستگی را فرمان الهی میداند:
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» (۱۲)
رسانهای که این آیه را سرلوحه کار خود قرار دهد، از دامن زدن به اختلافات مذهبی، قومی و زبانی پرهیز میکند و بر نقاط مشترک تأکید میورزد. در عصر آخرالزمان که دشمنان مشترک بر امت اسلامی هجوم آوردهاند، رسانه پیونددهنده میتواند نقش «حبل الله» را ایفا کند و دلهای پراکنده را به هم گره بزند.
رسانه، پل پیوند دلها در آستانه ظهور
حوادث آخرالزمانی، فارغ از هراسانگیز بودن ظاهریشان، بستر تحقق سنتهای الهیاند. قرآن کریم از روزگاری سخن میگوید که مؤمنان در آن «کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ» (۱۳) یعنی چون بنیانی سفتوسخت به هم پیوستهاند. این «بنیان مرصوص» همان گرهخوردگی دلها بر محور حقیقت است.
در این میان، رسانه اگر در تراز این پیوند قلبی قرار گیرد، نه عاملی برای تفرقه، که آیینهدار همبستگی عمیق مؤمنانه خواهد بود. رسانه میتواند:
-نشانههای آخرالزمانی را بدون هراسافکنی روایت کند.
- مفهوم «گره خوردن دلها» را از یک شعار عاطفی به یک راهبرد عملیاتی تبدیل نماید.
- الگوهای موفق همبستگی قلبی (مانند جبهه مقاومت) را بازنمایی و تقویت کند.
-در برابر جریانهای رسانهای تفرقهافکن، روایتی امیدبخش از آینده ارائه دهد.
بنابراین ما امروز بیش از هر زمان، به رسانهای نیاز داریم که فتنهها را بیپرده نشان دهد، اما امید به «صبح قریب» ظهور را از دلها نگیرد. رسانهای که همچون «نداء آسمانی» در آخرالزمان، دلهای پراکنده را به هم گره زند و آنها را برای طلوع خورشید ولایت آماده کند. رسانهای که بداند آخرالزمان پایان جهان نیست، پایان حاکمیت ظلم و آغاز حاکمیت مستضعفان بر زمین است، چنانکه خداوند وعده فرموده:
«وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ» (۱۴)
پینوشت:
۱.قمر/آیه ۱
۲.قصص/آیه۵
۳.کنز العمّال : 30883
۴. ق/آیه۳۷
۵.[ الکافی : 2 / 166 / 4 ، مصادقة الإخوان : 151 / 2 کلاهما عن أبی بصیر ، المؤمن : 38 / 86 ، الاختصاص : 32 وفیهما «روح اللّه » بدل «روح واحدة» ، بحار الأنوار : 74/268/8 و ص 277 / 9 . ]
۶.بحارالانوار مجلسی، ج۵۲، ص۳۰۷
۷.شیخ صدوق، خصال ، باب الواحد، ج۱، ص۴۵، ح۴۲
۸.انفال/آیه ۶۳
۹.قصص/آیه۵
۱۰.نهج البلاغه، نامه۳۱
۱۱.کلینی، کتاب الحجه، ج۱، ص ۳۷
۱۲.آل عمران/آیه۱۰۳
۱۳.صف/آیه ۴
۱۴.انبیاء/ آیه۱۰۵
منبع: ابنا