نقل و قولهای سیاست مداران دموکرات و رسانههایی با نامهایی مملو از حروف اختصار انگلیسی، شده نُقل محافل صدا و سیما و در عین حال؛ از نظرات میانهروهای وطنی و سلبریتیهای دلسوز بعنوان سوژه خنده و تمسخر استفاده میشود البته اگر محکوم و منفور و سانسور نشوند!.
خوش فکرها باید برقصند!
شاید اتاق فکر رسانه میلی با توجه به عبارت «اونقدر خوشفکری که باید سانسور شی» معتقد است ادب را باید از بیادبان آموخت و حرف حق را نیازی به بیان نیست و اصولا خوشفکرها فقط باید برقصند آنهم به ساز خودشان!
لابد میپرسید حالا چرا دموکراتهای آنورآبی از میانهروهای اینورآبی عزیزتر شدهاند و چرا مطالب بیشتر نشریات آمریکاییِ جناح سیاسی مخالف ترامپ، از اخبار رسانههای غیرتوپخانهای داخلی اینقدر بولدتر و پدر و مادردارتر شدهاند؟ مگر قرار نبود سیاست پدر و مادر نداشته باشد!؟ خصوصا که این عزیزدردانهشدههای دموکرات، همانهایی هستند که حاضر بودند و هستند که سر به تن این نظام و کلهم کشورمان نباشد. از طرفی دیگر هم، میانهروهای داخلیِ اَخی شده، همان کسانیاند که حداقل در مسند قوه اجرایی عاشقانه پای کار نظام و ایران جان بوده و هستند.
اما در حال حاضر اوضاع به گونهای است که حتی صحبتهای رئیس جمهور در این رسانه یا پخش نمیشود یا تعدیل و تفسیر به رای میشود و یا از سوی یک مجری دوزاری نقد و بررسی میشوند(با پوزش از اینکه روی مجریان این رسانه قیمت گذاشتیم) سخنان رئیس جمهور هم تنها در حد کالابرگ، قطع و وصل اینترنت و بازدید از هلال احمر و تبریک روز ملی سیرالئون و ... خلاصه میشود. جهت اطلاع رئیس جمهور هم برعکس صدا و سیما یک پست واقعا ملی است.
دشمن دشمن ما دوست ماست
لابد باز میگویید: خب؛ دموکراتها این روزها ضد ترامپ و سیاستهایش هستند و دشمن دشمن ما میشود دوست ما. اما میانهروهای سازشکار -این دوست داشتنیهای لعنتی- نه تنها حاضر نیستند سیاستها و تصمیمگیریهای مدبرانه اهالی رسانه میلی را تایید کنند بلکه به جای مجیز، رجز هم میخوانند.
درود بر شرف رزمندگان میدان و مردم خیابان
بله، شکی نیست که این روزها همه عالم و آدم به مقاومت جانانهمان در برابر ابرقدرتهای نظامی و مالی جهان پیبردهاند و دم به ساعت احسنت و آفرین نثارمان میکنند. الحق و والانصاف این روزها کمتر کشوری هم هست که حتی به ذهنش فکر مبارزه با یک ابرقدرت و چندین نوچه تا دندان مسلحش خطور کند چه رسد به اینکه طرفین مقابلش را هم به لطف رزمندگان میدان و مردم خیابان تا این حد به قول گفتنی آچمز و آمپاسان و هشتبلکو کند. و بازهم این درست که حکایت ما شده همان حکایت «من و آقام و شما همه» یعنی جنگ همزمان با چندین کشور قدرتمند نظامی و مالی و بالاخره سرجمع اینکه «چقدر ما خوبیم.» در روند تاریخ سازی قهرمانانه این کشور ....
ریختن آب به آسیاب دشمن
اما برای ادامه کار و حفظ این دستاورد و تداوم منطقی شرائط موجود نیاز به یک همفکری همه جانبه هست. بجای خوابیدن در باد این پیروزی و حذف کسانی که همفکر نیستند باید به هشدارهای از روی مصلحت مخالفان هم گوش داد و تا این حد از نظریات ناهمسو نترسید و مدام تعریف و تمجیدهای تکراری را به خرد هم نداد. باید اعتقاد داشت چوب معلم و اساتید و کارشناسان استخوان خرد کرده میتواند زمزمه محبت باشد نه نظرات صرفا چند دانشجو دهه هشتادی بیتجربه و مجریهای بعضا بیسواد و کم تجربه و ایضا چندین کارشناس تکراری آنهم با صحبتهایی دقیقا مشابه و کپی هم .... خصوصا اینکه پیش فرض هم آن باشد که این جوانان جویای نام سیاستهای خارجی دولت را زیرسوال ببرند! بعد بگویید چرا دشمن میگوید داخل نظام دو دستگی هست! عاملش و آن پرتقال فروش همین صدا و سیما است که در این کم آبی بشکه بشکه در آسیاب دشمن آب می ریزد و یک لیوان آب هم روش!
عزیزان دل که مرتب و پی درپی میگویید که بعد از این جنگ حسابها را سوا خواهید کرد و رک و مستقیم به اسم سهم خواهی زمینه پایههای استبداد و حذف مخالفان را علنا میکوبید. فراموش نکنید که هیچگاه دشمن خارجی نتوانسته پشت این ملت را خم کند اما دشمن تراشیهای داخلی کمر این کشور را شکسته. دیکتاتوری هم شاخ و دم ندارد بعبارتی یعنی حذف صدای مخالفی که با عنوان و لقب برانداز طرد میشود.
ترفند دشمن از اسب چوبی تا جنگ احد
به هر تقدیر خوش بینی با واقع بینی متفاوت است گاه لازم است کسانی باشند که در اوج جشن پیروزی یادآوری کنند که ممکن است دشمن، داخل اسبهای چوبی در کمین نشسته باشد و مترصد حملات غافلگیرانه ...
دشمن از زمان جنگ احد با همین ترفند توانسته بارها به ما نفوذ کند. لذا الان برای آوردن ماشین حساب و محاسبه غنائم و عایدات تنگه هرمز کمی زود است فعلا باید مراقب ریباند و پاتک دشمن بود این دشمنان از آنهایی نیستند که به همین خوش خیالی مجریان و کارشناسان صدا و سیما همچون افراد کودن و خنگ در باتلاق بمانند تا ما بتوانیم به ریششان بخندیم. اینها همانهایی هستند وقتی عرصه بر آنها تنگ شود برای فرار از بحران براحتی روی شهرها بمب اتم میریزند و بلافاصله هم ژست مبارزه با سلاح هستهای میگیرند و بعد هم برای آنکه کشوری مثل ما بمب اتم فرضی و احتمالی نداشته باشد خود را جر می دهند و یقه میدرند.
تمسخر دشمن و سوسک کردن آن که مثلا در برنامههایی مثل پاورقی بیان میشوند تا حدی که باعث تضعیف روحیه دشمن و تقویت روحیه داخلی باشد خوب است اما در عین حال نباید خودمان هم در این تعاریف غرق شویم و سرمست از پیروزیها گردیم. باید دانست دشمن شکست خورده و زخم خورده و به دنبال حیثت از دست رفته و ایضا در صدد منحرف کردن و ماست مالی کردن ماجرای کثیف و خفتبار اپستین بسیار بسیار خطرناکتر و آماده کارهایی بمراتب غیر قابل پیشبینی و دیوانه وارتر برای پوشش به این شکستها و افتضاحات است
خداحافظی در اوج
مراقب باشید مانند 18 دی رودست نخوریم تا حاصلش شود بت شدن مترسکانی مانند رضا پهلوی! گاه باید خداحافظی در اوج را آموخت و از تاریخ یاد گرفت که هر بار این کار را نکردیم تاوانش را دادیم مانند جنگ تحمیلی 8 ساله و پذیرش برجام ...
بدانید که اصولا اتخاذ سیاستگزاری تک صدایی و اجازه ندادن به شنیدن صدای مخالفان است که در اغلب مواقع در کشور تولید بحران کرده است.
صدای جناح مخالف هیچگاه از این رسانه شنیده نمیشود و در عین حال مدعی است مخالف اعتراض مسالمتآمیز نبوده و نیست! ای اهالی صدا و سیما به همان اندازه که در اغتشاش و خرابکاری های داخلی نیاز به آوردن چهرههای میانهرو برای کاهش تنش داخلی هستید در زمان تهدیدات خارجی هم از این همفکری جمعی استفاده کنید. خودتان بگویید اعتراضات بدون غرض و مرض دقیقا باید از چه طریقی انجام شوند؟! کمی فکر کنید که وقتی صدای معترضان خفه می شود چرا باید در ادامه این بغضهای فرو خورده به خشم و شورش ختم نشوند.
باری به هر جهت سالهاست که ما شاهد این نظام تک قطبی خودخواهانه بودیم و هستیم و تاوانش را هم دیدیم و دادیم و البته بیش از این هم انتظاری از این سازمان نمیرود.