به گزارش خبرآنلاین، رویا بابائی گفت: مدیریت بحران در کشور فاقد برنامهریزی و پیشبینی برای گروههای آسیبپذیر است. درحالیکه در بسیاری از کشورها، افراد دارای معلولیت در اولویت طرحهای تخلیه اضطراری، توزیع اقلام حیاتی و اطلاعرسانی قرار میگیرند.
به گفته بابائی همچنین غفلت از دسترسیپذیری اطلاعات (برای ناشنوایان، نابینایان و افراد دارای محدودیت حرکتی) و نبود شبکههای واکنش سریع محلی (مددکار، داوطلب، حمل و نقل ویژه) نشان میدهد که مدیریت بحران، نگاه فراگیر به همه شهروندان ندارد؛ موضوعی که در شرایط جنگی، میتواند تبعات انسانی بسیار سنگینتری برای افراد دارای معلولیت به همراه داشته باشد.
وی افرود: در تمام این یک ماه که از آسمان شهرها بمب و موشک میبارد، هیچ راهکاری برای تأمین لوازم ضروری توانبخشی تدوین نشده و آن دسته از افراد دارای معلولیتهای وابسته به پانسمان روزانه، سوند، ویلچر و... عملا به حال خود رها شدهاند.
به گفته او سازمان بهزیستی بااینکه میتوانست با استفاده از تجربه جنگ ۱۲ روزه اتاق فکر مشترکی با وزارت بهداشت ایجاد و راه موثری برای تأمین داروهای کمیاب معلولان در ایام جنگ کمیاب تأمین کند، اما چنین نکرده است.
بابائی افزود: مسئولان سازمان بهزیستی کشور به اتکای معلولان فاقد شغل و درآمد تحت پوشش این نهاد به مستمری ۱ و نیم میلیون تومانی بهزیستی واقفاند و بااینکه میدانند این مستمری در شرایط غیرجنگی هم برای تأمین بخشی از نیازهای افراد دارای معلولیت کافی نیست، بااینحال هیچ ارادهای برای رساندن کمکهای مالی یا تأمین بستههای حمایتی، ارزاق و.... به معلولان در شرایط بحرانی نداشتهاند.
این فعال مدنی ادامه داد: با توجه به تخریب گسترده خیابانها و اماکن شهری، امکان تردد برای بسیاری از معلولان از بین رفته و آنها حتی قادر به تهیه مایحتاج روزمره خود نیستند و بیتفاوتی دولت در این خصوص قابل پذیرش نیست.
وی تأکید کرد: متولیان امور معلولان میدانند که تبعات جنگ برای این گروه با سایر شهروندان یکسان نیست. بسیاری از افراد دارای معلولیت بهتنهایی قادر به جابهجایی یا رسیدن به نقاط امن نیستند و در چنین شرایطی، حداقل انتظار میرفت که دولت و بهویژه سازمان بهزیستی با تخصیص خودروهای مناسبسازیشده، زمینه انتقال آنها به مکانهای امن را فراهم کند؛ موضوعی که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است.
بابائی همچنین اظهار داشت: با وجود بمباران شدید در بسیاری از شهرها و فشارهای روحی گسترده، هیچ فراخوان یا سازوکاری برای شناسایی و کمکرسانی به معلولانی که در خانههای خود محبوس مانده و راهی برای تأمین نیازهای اولیه ندارند، ارائه نشده است.
به اعتقاد وی، سازمان بهزیستی میتوانست با بهرهگیری از ظرفیت حدود ۳۰ هزار مددکار خود، شبکهای مؤثر برای رسیدگی به وضعیت معلولان ایجاد کند، اما این فرصت را دستکم تا امروز از دست داده و نشان داده در مدیریت و فاصله گرفتن از مأموریتهای اصلی خود دچار ضعف ادراکی و عملیاتی است.
بیشتر بخوانید:
سرنوشت کودکانی که پدر و مادر خود را در جنگ از دست میدهند چه میشود؟/ مردم چگونه برای فرزندخواندگی فرزندان بهزیستی اقدام کنند؟
بابائی در ادامه با اشاره به وضعیت کودکان فاقد سرپرست گفت: بیتوجهی به تجربههای پیشین، بهویژه در جنگ ۱۲ روزه، بار دیگر خود را در عملکرد بهزیستی نشان داده است. این سازمان نهتنها اقدامی برای انتقال این کودکان به نقاط امن انجام نداده، بلکه در اوج بحران، از نگهداری مناسب آنها نیز ناتوان بوده و از مردم خواسته تا آنها را بهصورت امانت به خانههای خود ببرند؛ اقدامی که میتواند آنها را در معرض خطرات جدی و افتادن به دست نااهلان قرار دهد.
وی در پایان تصریح کرد: با وجود این کمکاریها، مشخص نیست سازمان بهزیستی در بحرانیترین شرایط کشور چه نقشی در قبال جامعه هدف خود ایفا میکند و چگونه قرار است باری از دوش آنها و حاکمیت بردارد.
دولت در حمایت از معلولان در ایام جنگ غایب است
بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان نیز با انتقاد از عملکرد دولت و سازمان بهزیستی در شرایط جنگی گفت: اگر در بحرانیترین شرایط از افراد دارای معلولیت حمایتی صورت نگیرد، این پرسش مطرح میشود که آموزشها و آمادگیهای امدادی و پدافندی دقیقاً در چه زمانی قرار است به کار گرفته شوند؟
بهروز مروتی ادامه داد: انتظار میرفت دولت در شرایط جنگی، زمینه جابهجایی معلولان را از طریق ارائه رایگان بلیت قطار و هواپیما، یا با استفاده از اتوبوسهای مجهز و همراهی مددکاران فراهم کند، اما بیتوجهی به این موضوع نشان داد جان افراد دارای معلولیت برای مسئولان مهم نیست.
وضعیت افراد دارای معلولیت ساکن در مراکز نگهداری نیز بهدلیل کاهش تعداد مراقبان، بسیار نگرانکننده است.
وی افزود: بسیاری از معلولان، هم بهدلیل تخریب زیرساختها و نامناسب بودن محیط شهری و هم بهدلیل از بین رفتن مراکز خرید در دسترس، امکان تردد و تأمین نیازهای روزمره خود را ندارند و مشخص نیست آنها باید چگونه مشکلات خود را برطرف کنند. همچنین مشکلات معیشتی این گروه که همواره با آن دست به گریبان هستند، در شرایط فعلی معضلات زندگی آنها را چند برابر کرده است.
مروتی همچنین به تأثیر قطعی اینترنت اشاره کرد و گفت: در این روزهای بحرانی، نهتنها حمایتی از معلولان صورت نگرفته، بلکه قطع اینترنت باعث از بین رفتن کسبوکارهای آن دسته از معلولینی که توانسته بودند از این طریق درآمدی کسب کنند، شده است.
مدیر کمپین معلولان به معضلات افراد ناشنوا به دلیل قطعی اینترنت اشاره کرد افزود: بسیاری از افراد ناشنوا برای برقراری ارتباط از اپلیکیشنهای خارجی استفاده میکردند که در شرایط فعلی دسترسی به آنها محدود شده است. در عین حال، اپلیکیشنهای داخلی نیز توان پاسخگویی کامل به نیازهای ارتباطی این افراد را ندارند.
مدیر کمپین معلولان در پایان خاطرنشان کرد: وضعیت افراد دارای معلولیت ساکن در مراکز نگهداری نیز بهدلیل کاهش تعداد مراقبان، بسیار نگرانکننده است و سازمان بهزیستی باید در تأمین امنیت و حفظ استانداردهای مراقبتی این مراکز، اقدامات فوری و جدی انجام دهد.
واقعیت تلخ این است که افراد دارای معلولیت در هیچ یک از برنامههای مدیریت بحران مربوط به جنگ دیده نشدند؛ نه در تأمین نیازهای توانبخشی، نه در جابهجایی امن، و نه در دسترسی به اطلاعات و خدمات ضروری.
بیتفاوتی دولت و عملکرد ناکافی سازمان بهزیستی باعث شد این گروه که پیشتر هم با مشکلات معیشتی و محدودیتهای شهری دستوپنجه نرم میکردند، اکنون در شرایط جنگ، رها و آسیبپذیرتر از همیشه باشند.
تجربه نشان میدهد فقدان برنامهریزی فراگیر برای آسیبپذیرترین شهروندان، تبعات انسانی و اجتماعی سنگینی به همراه دارد و ضرورت اصلاح فوری سیاستها و تخصیص منابع حمایتی برای این گروهها را روشن میکند و باید دید در صورت ادامهدار بودن جنگ، بهزیستی و بهطور ولی دولت این گروه از شهروندان را در چهارچوب مدیریت بحران خواهد گنجانید یا نه؟
۴۷۴۷