بدون شک این کنیسه ویران‌شده نیز بسان تمام مسجدها، آتشکده‌ها، خانقاه‌ها، معبدهای از آن ایران عزیز است و یهودیانِ ایران بخشی از هم‌میهنان ما هستند که ۲۵۰۰ سال شانه‌به‌شانه دیگر باشندگان ایران در روزهای خوش و روزهای دشوار و سختی‌های ایران زیسته‌اند.

علی نیکویی، دکتری پژوهش‌هنر، کارشناس ارشد تاریخ باستان|خبرآنلاین: امروز (۱۸ فروردین ۱۴۰۵) صبح در زیر بمباران شدید تهران یک نیایشگاه یهودیان حوالی میدان انقلاب شدیداً تخریب شد و بلافاصله گروه‌های هلال‌احمر ایران برای نجات وارد آن بنای مخروبه شدند و در اولین دقایق فیلمی گویا از گروه‌های امدادگر در فضای مجازی بیرون آمد که فیلم‌بردار در این ویدیوی دوازده‌ثانیه‌ای با تعجب می‌گفت: «ساختمان کنیسه یهودیان؛ ساختمانِ خودشان را زدند!» وقتی این فیلم را در گروه‌های دیگر دیدم نکته‌ای برایم جالب شد که اکثر دوستان می‌گفتند: این‌ها [اسرائیلی‌ها] به خودشان هم رحم نکردند! این واکنش‌ها برای منی که پیرامون میراث ناملموس و فرهنگ ایران پژوهش می‌کنم جالب آمد و اندوهی بزرگ بر دلم نشست که چگونه به ‌واسطه کم‌کاری نهادهای فرهنگی چه آسوده بخشی از هم‌میهنان خویش که دل در گروی ایران عزیز دارند را غیرخودی و حتی بسانِ دژخیم بدکنش می‌دانیم!

فراموش نکنیم سرزمین ایران علاوه بر کثرت جمعیتی مسلمان خود، مسکن و مأوای پیروان ادیان بزرگ و کهن‌سالی است که تاریخ سکونت ایشان در این سرزمین به بلندای تاریخ ایران بازمی‌گردد؛ پیروان چهار دین بزرگ مشتمل بر زردشتیان، یهودیان، مسیحیان و منداییان که سده‌های متمادی در ایران زندگی نموده‌اند و تفکیک ایشان از سرزمین ایران و قرابت دادن آن‌ها به هم‌کیشان‌شان در سایر سرزمین‌ها کاری بسیار دشوار و حتی می‌توان گفت ناممکن است، زیرا آن‌ها در طول هزاره‌های تاریخی در ایران عزیز زیسته‌اند و بخشی از هویت و باورهای ایرانیان در اعصار مختلف تاریخی را در قالب باورهای دینی و آئینی حفظ و حراست نموده‌اند، در بهترین حالت ایشان را باید یهودیان ایرانی، زردشتیان ایرانی، مسیحیان ایرانی و منداییان ایرانی نامید.

یونسکو [سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد] همتای میراث ملموس فرهنگی [مانند نقش‌رستم] میراث ‌فرهنگی ناملموس می‌داند که تمرکز عمده آن بر جنبه‌های ناملموس فرهنگ است؛ میراث ‌فرهنگی ناملموس به معنای رسوم، بازنمایی‌ها، تجلیات، دانش‌ها، مهارت‌ها، و نیز ابزارها، اشیا، دست‌ساخته‌ها و فضاهای فرهنگی مرتبط با آن‌ها است که جوامع، گروه‌ها، و در بعضی از موارد، افراد به‌عنوان بخشی از میراث ‌فرهنگی خود می‌شناسند. این میراث ‌فرهنگی ناملموس که از نسلی به نسل دیگر منتقل، می‌شود پیوسته توسط جوامع و گروه‌ها در پاسخ به محیط، تعامل با طبیعت و تاریخ‌شان بازآفرینی می‌شود و حس هویت و تداوم را برای‌شان به ارمغان می‌آورد، و بدین ترتیب احترام به تنوع فرهنگی و خلاقیت بشری را ترویج می‌دهد.

تجلی میراث ‌فرهنگی ناملموس می‌تواند در موارد زیر مشاهده گردد:

  • آیین‌های شفاهی، شامل زبان به‌ عنوان محمل میراث ‌فرهنگی ناملموس (آوازها، لالایی‌ها، آواهای کار، متل‌ها، شعرخوانی‌ها، و...)
  • هنرهای اجرایی (موسیقی، رقص، نمایش سنتی، خیمه‌شب‌بازی، نمایش عروسکی، نقاشی، خوش‌نویسی، و...)
  • آیین‌های اجتماعی، مراسم، مناسک و فستیوال‌ها (جشن‌ها، بازی‌ها، مراسم آیینی، اعیاد، و...)
  • دانش و کردارهای مربوط به طبیعت و جهان هستی (طب سنتی، معماری سنتی، نجوم سنتی، دانش‌ها و مهارت‌های سنتی بهره‌گیری از منابع انرژی، و...)
  • صنعتگری سنتی (مهارت‌ها و فنون در حوزه‌های سفالگری، کاشی‌کاری، صنایع چوب، نساجی، و...)

با توجه ‌به تعاریف بالا از میراث ناملموس فرهنگی و اهمیت اقلیت‌های دینی ایرانی که پاس‌داشت بخشی از فرهنگ ایرانی را در قالب آئین‌ها و باورهای دینی خود حفظ و تداوم می‌دهند، می‌توان اندیشید که پنداشتن ایشان به‌ عنوان غیرخودی چه ضایعه فرهنگی به کشور ایران وارد می‌نماید و اسباب خالی ‌شدن ایران از جمعیت مسیحی، یهودی، زردشتی و مندایی می‌گردد که تأثیر مخربش همانند تخریب بخشی از تخت‌جمشید دردآور است و مایه افسوس است.

بدون شک این کنیسه ویران‌شده نیز بسان تمام مسجدها، آتشکده‌ها، خانقاه‌ها، معبدهای از آن ایران عزیز است و یهودیانِ ایران بخشی از هم‌میهنان ما هستند که ۲۵۰۰ سال شانه‌به‌شانه دیگر باشندگان ایران در روزهای خوش و روزهای دشوار و سختی‌های ایران زیسته‌اند؛ ایشان وارثان و نگاه‌دارندگان بخش بزرگی از فرهنگ و هنر و موسیقی ایران هستند و در هر تجاوز دژخیمی به ایران خون‌شان نیز [چون سایر جمعیت‌های دینی دیگر در ایران] به جویبار خون دیگر ایرانیان پیوسته. اسرائیل و آمریکا هیچ جایی و حتی هیچ ساختمانی [به ‌اندازه سفارت و کنسولگری] در ایران عزیز ندارند و ان‌شاءالله نخواهند داشت. آسیب واردشده توسط بمب‌ها و موشک‌های اسرائیل به این کنیسه، آسیب به نیایشگاه عزیزان و هم‌میهنان یهودیِ ایرانی است که باورمند به شریعت حضرت موسی کلیم‌الله‌اند؛ همان‌قدر اسرائیل پایبند به شریعت یهود و دین حضرت موسی است که عربستان سعودی پایبند به دین حضرت محمد و شریعت اسلام است!

این فاجعه برای هم‌میهنان یهودیِ ایرانی ما فرصتی مناسب است تا دیدگان جهان را به یهودستیزی اسرائیل نیز جلب کرد و به جهانیان فهماند که جمهوری اسلامی نبردش با خوی استکباری اسرائیل است و نه یهودیان و این اسرائیل است که هیچ رحمی به هیچ شهروند ایرانی حتی ایرانیانِ یهودی نیز ندارد.

۲۵۹