از حمله ناجوانمردانه به ساختمان دادگستری یکی از شهرهای جنوبی استان فارس که مطلع شدم. با یکی از همکاران عزیزم که در آن منطقه ساکن است تماس گرفتم؛
سپاس خدای را که آسیبی به وی و خانوادهاش نرسیده بود، اما آنچه او از شهادت یکی از موکلانش بازگو کرد، قلبم را به لرزه انداخت و مرا به نوشتن این سطور واداشت.
در طول بیش از دو دهه فعالیت در حرفه وکالت، همواره شاهد انسانیت و گذشت بینظیر مردمان آن دیار بودهام؛ چنان که بارها دیدهام موکل پس از حاکم شدن در دعوی و صدور حکم محکومیت، میگوید: هدف من تنها اثبات حق بود، نیازی به دریافت وجه یا مجازات طرف دعوا ندارم.
اما روایت همکارم از این حادثه، فراتر از تمام تجربههای من بود. او میگفت: «چندی پیش، وکالت بازرگانی مقیم کشورهای حاشیه خلیج فارس را بر عهده گرفتم. پیش از آغاز جنگ، به او اطلاع دادم که حکم محکومیت صادر شده و پرونده در مرحله اجراست. او با آرامشی مثالزدنی، خدای مهربان را شاهد گرفت و پاسخ داد: نیازی به جلب و بازداشت نیست؛ هدفم از طرح پرونده اثبات استحقاق و محق بودن به دریافت طلب بود، در ایام نوروز به ایران میآیم و به طرف رضایت میدهم.!
در روز حادثه، موکل با وکیلش تماس میگیرد و میگوید: «من همین الان جلوی ساختمان دادگستری هستم، میخواهم بدانم چگونه میتوانم رضایت خودم را اعلام کنم تا پرونده مختومه شود...»
دقایقی بعد،صدای انفجار، نغمهی گوشنواز پرندگان که مستانه در هوای دلنشین بهار ترانه سر میدادند را خاموش کرد .
آن مرد بزرگوار، درست در لحظهای که به فرمایش قرآن(خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ=عفو و گذشت را پیشه کن، و به کار پسندیده فرمان ده*) قیام کرده و در مقام احسان و نیکی به همنوع خویش برآمده بود، دعوت حق تعالی را لبیک گفت و به شهادت رسید.
وکیل دادگستری_شیراز
*سورهی مبارکهی اعراف